به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ برداشت بیش از ۵۴۰۰ تن گردو از ۳۷۲۱ هکتار باغ جنوب کرمان در ظاهر یک خبر کشاورزی فصلی است، اما پشت این ۵.۴ میلیون کیلوگرم محصول، اقتصاد دهها روستای کوهستانی، درآمد صدها باغدار و کارگر و مسئلهای بزرگتر به نام بهرهوری باغهای پیر قرار دارد؛ محصولی که اگر زنجیره فرآوری و بازار آن تکمیل شود، میتواند سهمی فراتر از یک برداشت چند هفتهای در اقتصاد مناطق سردسیر جنوب استان داشته باشد.
برداشت گردو از ابتدای شهریور در ارتفاعات جنوب کرمان آغاز شده و تا پایان فصل برداشت در مناطق سردتر ادامه دارد. ۳۷۲۱ هکتار باغ گردو در این منطقه وجود دارد که ۳۶۶۲ هکتار آن بارور است؛ یعنی بیش از ۹۸ درصد کل سطح زیرکشت اکنون وارد چرخه تولید شده و تنها حدود ۵۹ هکتار در مرحله غیربارور قرار دارد. این نسبت بالا از یک سو نشاندهنده بلوغ باغهای منطقه است، اما از سوی دیگر یک هشدار توسعهای نیز در خود دارد؛ وقتی بخش بسیار بزرگی از باغها بارده هستند، سهم باغهای جوان پایین است و بدون برنامه مستمر برای نوسازی، بخشی از ظرفیت فعلی در سالهای آینده میتواند با پیر شدن درختان کاهش پیدا کند.
پیشبینی تولید بیش از ۵۴۰۰ تن از ۳۶۶۲ هکتار باغ بارور، متوسط عملکردی نزدیک به یکهزار و ۴۷۵ کیلوگرم در هر هکتار را نشان میدهد. این عدد برای تحلیل آینده گردوی جنوب کرمان اهمیت زیادی دارد، زیرا افزایش درآمد باغداران الزاماً نباید از مسیر افزایش سطح زیرکشت عبور کند. در منطقهای که آب یکی از محدودترین منابع تولید است، افزایش محصول از همان هکتار موجود، اقتصادیتر و پایدارتر از توسعه بیمحابای باغها خواهد بود. اصلاح ارقام، تغذیه صحیح درخت، مدیریت آبیاری، هرس، مبارزه با آفات و نوسازی تدریجی باغهای پیر میتواند همان ۳۶۶۲ هکتار را بدون فشار مضاعف بر زمین و آب، به دارایی اقتصادی پربازدهتری تبدیل کند.
جغرافیای تولید نیز اهمیت این محصول را بیشتر میکند. بیشترین سطح زیرکشت گردو در ساردوئیه، جبالبارز و اسفندقه جیرفت و بخشهایی از شهرستان عنبرآباد قرار دارد؛ مناطقی که ویژگی مشترک آنها ارتفاع بیشتر و آبوهوای سردتر نسبت به دشتهای گرم جنوب کرمان است. همین تفاوت اقلیمی باعث شده اقتصاد کشاورزی جنوب استان تنها بر محصولات گرمسیری و جالیزی استوار نباشد و در فاصلهای نهچندان زیاد، باغهای گردو نیز به بخشی از معیشت خانوارهای کوهستانی تبدیل شوند. تنوع اقلیمی در چنین منطقهای عملاً به تنوع اقتصادی منجر شده است.
برای درک ابعاد تولید امسال کافی است رقم ۵۴۰۰ تن را از مقیاس آماری خارج کنیم؛ این میزان معادل حدود پنج میلیون و ۴۰۰ هزار کیلوگرم گردوست. محصولی با این حجم اگر صرفاً پس از خشک شدن و بدون تفکیک کیفیت، درجهبندی، بستهبندی و فرآوری به بازار فرستاده شود، بخشی از ارزش نهایی خود را در حلقههای بعدی بازار از دست خواهد داد. تفاوت اقتصاد کشاورزی سنتی با اقتصاد باغداری مدرن دقیقاً در همین نقطه شکل میگیرد؛ اولی محصول را در پایان برداشت میفروشد و دومی برای محصول پیش از برداشت، بازار، درجهبندی، برند، بستهبندی و مصرف نهایی تعریف میکند.
گردو محصولی است که امکان ایجاد ارزش افزوده در چندین مرحله دارد. فروش گردوی تازه تنها یکی از گزینههاست؛ خشککردن استاندارد، عرضه با پوست، تولید مغز گردو، درجهبندی بر اساس رنگ و اندازه مغز، بستهبندیهای کوچک مصرف خانوار و استفاده از مغزهای شکسته در صنایع غذایی، شیرینی، نان، فرآوردههای سنتی و رستورانها حلقههای دیگری از همین زنجیره هستند. هر مرحلهای که در منطقه تولید انجام شود، بخشی از درآمدی را که در حالت خامفروشی از شهرستان خارج میشود در اقتصاد محلی نگه میدارد.
مسئله پس از برداشت در گردو حتی از زمان چیدن اهمیت کمتری ندارد. محصولی که به روش نامناسب برداشت شود، پوست سبز آن دیر جدا شود یا در شرایط غیراستاندارد خشک شود، میتواند بخشی از کیفیت ظاهری و ارزش بازار خود را از دست بدهد. رطوبت نامناسب در زمان نگهداری نیز خطر افت کیفیت را افزایش میدهد. بنابراین توصیه به برداشت اصولی، خشککردن صحیح و نگهداری استاندارد یک توصیه ساده فنی نیست؛ مستقیماً با درآمد نهایی باغدار ارتباط دارد و میتواند تفاوت میان محصول درجه یک و محصولی باشد که با قیمت پایینتر فروخته میشود.
روش غالب برداشت در جنوب کرمان همچنان دستی و متکی به نیروی کارگری است. این موضوع در هفتههای برداشت یک بازار کار فصلی ایجاد میکند، اما همزمان هزینه تمامشده تولید را نیز بالا میبرد. هرچه باغها گستردهتر و دسترسی به نیروی انسانی دشوارتر شود، هزینه برداشت سهم بیشتری از درآمد باغدار را میگیرد. مکانیزه کردن کامل باغهای قدیمی و کوهستانی شاید در همه نقاط عملی نباشد، اما استفاده از تجهیزات سبک، ابزارهای ایمنتر برداشت و اصلاح شکل باغ در زمان نوسازی میتواند بخشی از این هزینه و خطرات کار را کاهش دهد.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که ساختار جمعیتی روستاهای کوهستانی نیز در نظر گرفته شود. کشاورزی سنتی در بسیاری از مناطق کشور با کاهش نیروی جوان مواجه است و نسل جدید کمتر از گذشته حاضر به انجام کارهای سخت فصلی با روشهای قدیمی است. اگر هزینه کارگری افزایش پیدا کند اما قیمت محصول متناسب با آن رشد نکند، حاشیه سود باغدار تحت فشار قرار میگیرد. نوسازی باغ بنابراین فقط جایگزین کردن چند درخت پیر با نهال جدید نیست؛ باید طراحی باغ، شیوه آبیاری، امکان ورود تجهیزات و کاهش وابستگی به عملیات پرهزینه دستی را نیز شامل شود.
در سوی دیگر، گردو برای مناطق کوهستانی مزیتی دارد که بسیاری از فعالیتهای اقتصادی دیگر ندارند؛ محصول در همان روستا تولید میشود و میتواند اشتغال را در محل زندگی ایجاد کند. خانوادهای که باغ درآمدزا دارد، برای تأمین معیشت کمتر ناچار به ترک روستا خواهد بود و فعالیتهای جانبی از حملونقل تا خرید نهاده، بستهبندی و تجارت محلی نیز در کنار آن شکل میگیرد. در جنوب کرمان که حدود یک میلیون نفر در هشت شهرستان زندگی میکنند، توسعه اقتصاد روستایی فقط موضوع کشاورزی نیست؛ بخشی از سیاست جلوگیری از تمرکز جمعیت در شهرها و حفظ سکونت در مناطق تولیدکننده است.
ساردوئیه، جبالبارز و اسفندقه از این منظر تنها نام سه منطقه تولیدکننده نیستند؛ آنها نمونهای از ظرفیتی هستند که میتواند به برند جغرافیایی تبدیل شود. بسیاری از محصولات موفق کشاورزی در جهان به جای آنکه تنها با نام محصول فروخته شوند، با محل تولید شناخته میشوند و همین هویت جغرافیایی بخشی از ارزش بازار آنها را میسازد. گردوی مناطق سردسیر جیرفت نیز در صورت استانداردسازی کیفیت و ایجاد بستهبندی مشخص میتواند از فروش بینام فاصله بگیرد و با هویت تولیدی خود وارد بازار شود.
برندسازی البته بدون یکنواختی محصول ممکن نیست. باغهای سنتی معمولاً از نظر سن درخت، رقم، اندازه میوه، ضخامت پوست و رنگ مغز تنوع زیادی دارند. همین ناهمگونی باعث میشود ایجاد بستههای استاندارد برای بازارهای بزرگ دشوار شود. برنامه اصلاح باغات پیر و استفاده از ارقام سازگار باید دقیقاً این مشکل را هدف قرار دهد؛ یعنی باغ جدید نه فقط محصول بیشتر، بلکه گردویی با کیفیت قابل پیشبینیتر تولید کند. بازار عمده و صنایع غذایی بیش از هر چیز به استمرار کیفیت نیاز دارند.
۵۹ هکتار باغ غیربارور در برابر ۳۶۶۲ هکتار باغ بارور همچنین یک نسبت قابل تأمل برای آینده است. این رقم نشان میدهد سطح در حال ورود به دوره تولید نسبت به باغهای موجود بسیار کوچک است. البته بخشی از نوسازی ممکن است بدون تغییر محسوس سطح کل و با حذف درختان فرسوده انجام شود، اما همین ساختار آماری تأکید میکند که برنامه جایگزینی باید قبل از افت جدی باغهای قدیمی اجرا شود. درخت گردو سرمایهای بلندمدت است و فاصله زمانی کاشت تا رسیدن به تولید اقتصادی اجازه نمیدهد نوسازی را به زمانی موکول کرد که باغ فرسوده شده است.
تغییر اقلیم نیز این تصمیم را دشوارتر کرده است. درخت گردو اگرچه در مناطق سردسیر توان تولید مطلوب دارد، اما نسبت به برخی تنشهای اقلیمی حساس است. سرمای دیررس بهاره میتواند به جوانهها آسیب بزند و گرمای شدید یا محدودیت آب در دوره رشد نیز بر عملکرد و کیفیت اثر میگذارد. انتخاب رقم در باغهای جدید بنابراین باید براساس شرایط امروز و آینده اقلیم انجام شود، نه صرفاً آنچه چند دهه قبل در منطقه مناسب بوده است. یک اشتباه در انتخاب رقم میتواند سالها بعد و زمانی که درخت به سن اقتصادی رسیده خود را نشان دهد.
مسئله آب در جنوب کرمان نیز اجازه نمیدهد افزایش تولید صرفاً با توسعه سطح دنبال شود. کشاورزی منطقه طی سالهای گذشته بارها با محدودیت منابع آبی، خشکسالی و فشار بر سفرههای زیرزمینی مواجه بوده است. از این رو ۳۷۲۱ هکتار باغ فعلی را باید یک سرمایه موجود دانست که افزایش بهرهوری آن بر توسعه سطح اولویت دارد. اگر متوسط تولید فعلی حدود ۱.۴۷ تن در هکتار باشد، حتی افزایش محدود عملکرد در هر هکتار، در مقیاس ۳۶۶۲ هکتار بارور میتواند صدها تن محصول بیشتر ایجاد کند.
برای مثال افزایش فقط ۱۰۰ کیلوگرم محصول در هر هکتار از باغهای بارور، بدون اضافه شدن حتی یک هکتار زمین، بیش از ۳۶۶ تن گردوی بیشتر ایجاد میکند. افزایش ۲۰۰ کیلوگرمی در واحد سطح نیز ظرفیت افزودهای بیش از ۷۳۰ تن خواهد داشت. این محاسبه نشان میدهد چرا تحقیقات باغبانی، اصلاح رقم، آموزش و مدیریت مزرعه گاهی اقتصادیتر از گسترش فیزیکی باغهاست. در کشاورزی مناطق کمآب، بهرهوری واقعی از همین اعداد کوچک در واحد سطح ساخته میشود.
همین منطق درباره ضایعات نیز صدق میکند. اگر تنها چند درصد از ۵.۴ میلیون کیلوگرم محصول در برداشت، پوستگیری، خشککردن، حمل یا نگهداری از دست برود، میزان اتلاف به دهها و حتی صدها تن خواهد رسید. جلوگیری از بخشی از این ضایعات عملاً همان اثری را دارد که افزایش سطح تولید ایجاد میکند، با این تفاوت که آب و زمین اضافهای مصرف نشده است. ایجاد مراکز مشترک پوستگیری و خشککنی در مناطق تولیدکننده میتواند یکی از حلقههای عملی کاهش این اتلاف باشد.
اقتصاد گردو همچنین میتواند فراتر از خود مغز محصول تعریف شود. پوست سبز، پوست سخت چوبی و سایر بقایای فرآوری در صورت شکلگیری واحدهای تخصصی میتوانند به جای دورریز، ماده اولیه برخی فعالیتهای صنعتی یا تولید محصولات جانبی باشند. چنین حلقههایی شاید برای یک باغدار منفرد اقتصادی نباشد، اما وقتی بیش از ۵۴۰۰ تن محصول در یک منطقه متمرکز است، تجمیع ضایعات میتواند مقیاس لازم برای بررسی فعالیتهای جدید را فراهم کند. زنجیره ارزش زمانی کامل میشود که کمترین بخش ممکن از محصول بدون استفاده اقتصادی باقی بماند.
با وجود این ظرفیت، بازار همچنان حلقه تعیینکننده است. افزایش تولید زمانی به افزایش درآمد تبدیل میشود که قدرت چانهزنی تولیدکننده نیز تقویت شود. باغدار خردی که هنگام برداشت به نقدینگی نیاز دارد معمولاً در برابر خریدار عمده قدرت کمتری دارد و ممکن است محصول را پیش از رسیدن به بهترین شرایط بازار بفروشد. تشکلهای تولیدی، تعاونیهای تخصصی، انبارهای استاندارد و دسترسی به اطلاعات قیمت میتوانند این عدم توازن را کاهش دهند و امکان فروش محصول در زمان مناسبتر را فراهم کنند.
یکی از مسیرهای قابل بررسی، تبدیل برداشت گردو به رویداد اقتصادی و گردشگری در مناطق سردسیر است. باغهای گردو، هوای خنک ارتفاعات در پایان تابستان و بافت روستایی ساردوئیه، جبالبارز و اسفندقه میتواند در کنار تولید، زمینه گردشگری کشاورزی را نیز ایجاد کند. جشنوارههای محصول زمانی مفید خواهند بود که صرفاً به یک مراسم نمادین محدود نشوند و بازار فروش مستقیم، معرفی باغداران، صنایع دستی و محصولات محلی را به همراه داشته باشند. در چنین مدلی، محصول کشاورزی بهانهای برای ورود گردشگر و ایجاد درآمد مکمل میشود.
برای جوانان منطقه نیز زنجیره گردو میتواند فرصتهایی خارج از باغداری سنتی ایجاد کند. بستهبندی، فروش اینترنتی، طراحی برند، بازاریابی، فرآوری، حمل سرد و استاندارد و خدمات فنی باغداری حوزههایی هستند که نسل تحصیلکرده روستا میتواند در آنها فعال شود. ماندگاری جوانان در مناطق روستایی زمانی امکانپذیر است که کشاورزی از فعالیتی کمدرآمد و سخت به کسبوکاری دارای فناوری و بازار تبدیل شود.
در این میان، نقش آموزش بسیار فراتر از توصیههای عمومی است. باغدار باید بداند هر تصمیم درباره زمان برداشت، نحوه جدا کردن پوست، درجه حرارت خشککردن، نوع بستهبندی و شرایط انبار چگونه روی قیمت نهایی اثر میگذارد. وقتی پنج میلیون و ۴۰۰ هزار کیلوگرم محصول در مقیاس منطقه تولید میشود، حتی افزایش اندک کیفیت متوسط محصول میتواند ارزش اقتصادی بزرگی ایجاد کند. انتقال دانش فنی در چنین شرایطی یک هزینه اداری نیست، بلکه سرمایهگذاری مستقیم روی درآمد کشاورزی است.
گردوی جنوب کرمان در نهایت با یک انتخاب روبهرو است؛ باقی ماندن در قالب محصولی که هر شهریور و مهر برداشت و به شکل عمده از منطقه خارج میشود یا تبدیل شدن به زنجیرهای که از نهال و باغ آغاز میشود و تا برند، بستهبندی، فرآوری و فروش نهایی ادامه پیدا میکند. عدد ۵۴۰۰ تن به تنهایی موفقیت اقتصادی را تضمین نمیکند؛ ارزش واقعی زمانی ساخته میشود که سهم بیشتری از پولی که مصرفکننده نهایی میپردازد به تولیدکننده و اقتصاد همان منطقه بازگردد.
نوسازی باغهای پیر نیز باید با همین نگاه انجام شود. حذف درخت قدیمی و کاشت نهال جدید اگر بدون برنامه بازار صورت گیرد، فقط تولید را جوان میکند، نه اقتصاد را. باغ آینده باید کمآببرتر، قابل مدیریتتر، دارای رقم مناسبتر و محصول یکنواختتر باشد و از ابتدا برای یک بازار مشخص طراحی شود. در چنین الگویی، افزایش عملکرد و کیفیت دو هدف همزمان خواهند بود.
برداشت امسال یک تصویر روشن از ظرفیت موجود ارائه کرده است؛ ۳۷۲۱ هکتار باغ، ۳۶۶۲ هکتار سطح بارور، بیش از ۵۴۰۰ تن تولید و میانگین نزدیک به ۱.۵ تن در هکتار. اما مهمترین عدد شاید همان ۵۹ هکتار باغ غیربارور باشد که در مقایسه با سطح وسیع باغهای بارده، ضرورت برنامهریزی برای نسل بعدی باغها را یادآوری میکند. کشاورزی بلندمدت با محصولی مانند گردو باید چند سال جلوتر از امروز تصمیم بگیرد.
برای جنوب کرمان، حفظ باغهای گردو تنها حفظ یک محصول نیست؛ حفظ بخشی از اقتصاد ارتفاعات و تنوع کشاورزی منطقه است. دشتهای گرم جنوب ممکن است با محصولات دیگری شناخته شوند، اما ارتفاعات ساردوئیه، جبالبارز، اسفندقه و عنبرآباد امکان تولید محصولی را فراهم کردهاند که میتواند درآمد باغداران را در الگویی متفاوت از کشاورزی دشت تثبیت کند. همین تنوع، مقاومت اقتصاد کشاورزی منطقه را در برابر بحرانهای بازار و اقلیم بیشتر میکند.
۵.۴ میلیون کیلوگرم گردوی امسال ظرف چند هفته از باغها پایین خواهد آمد، اما آینده این محصول در همان هفتههای برداشت تعیین نمیشود. تصمیم درباره آب، رقم، جوانسازی درختان، صنایع پس از برداشت و بازار است که مشخص میکند چند سال بعد این عدد افزایش پیدا کند یا باغهای پیر آرامآرام توان تولید خود را از دست بدهند. اقتصاد کوهستانی جنوب کرمان امروز محصول دارد؛ مسئله اصلی آن است که چگونه محصول را به ثروتی ماندگار تبدیل کند.
اگر این حلقه کامل شود، ۵۴۰۰ تن گردو دیگر فقط آماری برای پایان فصل برداشت نخواهد بود؛ به گردش مالی در روستا، اشتغال جوانان، کاهش ضایعات، توسعه صنایع کوچک و تقویت درآمد باغداران تبدیل میشود. آینده گردوی جنوب کرمان نه در افزایش بیپایان هکتار، بلکه در افزایش ارزش هر هکتار نهفته است و تفاوت میان این دو نگاه، همان فاصلهای است که کشاورزی سنتی را از یک اقتصاد باغی پایدار جدا میکند.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر./
نظر شما