به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ هزاران گردشگر در شهریور ۱۴۰۵ راهی شهر زنگنه در شهرستان ملایر شدند تا هفتمین جشنواره ملی آلبالو بار دیگر نام این منطقه را در میان مقاصد گردشگری و کشاورزی کشور مطرح کند؛ رویدادی که در ظاهر با رنگ سرخ میوههای تابستانی، شور حضور مردم و نمایش محصولات بومی شناخته میشود، اما در لایههای عمیقتر خود پرسشی مهم درباره آینده اقتصاد محلی مطرح میسازد. آیا افزایش شمار بازدیدکنندگان و گسترش شهرت یک جشنواره، لزوما به افزایش درآمد تولیدکنندگان و رونق پایدار شهر میزبان منجر میشود؟ زنگنه اکنون در موقعیتی قرار گرفته که میتواند از ظرفیت کشاورزی و هویت فرهنگی خود برای توسعه اقتصادی بهره ببرد، اما عبور از مرحله معرفی محصول به مرحله خلق ثروت، نیازمند سازوکارهایی فراتر از برگزاری مراسم سالانه است. ارزش حقیقی جشنواره را باید نه فقط در ازدحام بازدیدکنندگان، بلکه در سهمی جستوجو کرد که از گردش مالی آن برای باغداران و کسبوکارهای محلی باقی میماند.
زنگنه بهعنوان یکی از مراکز مهم تولید آلبالو در استان همدان شناخته میشود و مسئولان محلی در شهریور ۱۴۰۵، میزان تولید سالانه این محصول در شهر و بخش زند را حدود پنج تا هفت هزار تن اعلام کردند. همچنین سهم منطقه از تولید آلبالوی استان بیش از نیمی از کل محصول عنوان شده است؛ ظرفیتی که جایگاه اقتصادی زنگنه را فراتر از یک شهر کوچک کشاورزی قرار میدهد. چنین تمرکزی در تولید میتواند زمینه شکلگیری خوشه تخصصی محصولات باغی، توسعه صنایع فرآوری و ایجاد بازارهای عمدهفروشی سازمانیافته را فراهم کند. بااینحال، تولید فراوان زمانی به مزیت رقابتی پایدار تبدیل میشود که مجموعهای از خدمات اقتصادی پیرامون آن شکل بگیرد. باغداری که محصول خود را بهصورت خام عرضه میکند، تنها نخستین حلقه زنجیرهای است که در مراحل حمل، نگهداری، فرآوری، بستهبندی و فروش، ارزش بیشتری پیدا میکند. بنابراین، مسئله اصلی زنگنه صرفا میزان برداشت آلبالو نیست، بلکه توان منطقه برای حفظ سهم بیشتری از ارزش اقتصادی محصول است.
ویژگی فسادپذیری آلبالو، ساختار اقتصادی این محصول را با محدودیتهای ویژهای مواجه میکند. میوهای که پس از برداشت به نگهداری مناسب و انتقال سریع نیاز دارد، فرصت محدودی برای فروش در اختیار باغدار قرار میدهد. در دوره اوج برداشت، افزایش همزمان عرضه میتواند قدرت چانهزنی تولیدکنندگان را کاهش دهد، بهویژه هنگامی که امکانات سردخانهای یا فرآوری کافی در دسترس نباشد. خریدار عمدهای که توان حملونقل و نگهداری محصول را دارد، ممکن است از انعطاف بیشتری در انتخاب زمان و مقصد فروش برخوردار باشد. البته اختلاف قیمت میان باغ و بازار مصرف را نمیتوان بدون بررسی هزینههای واقعی، سود واسطهگری تلقی کرد؛ زیرا حمل، افت کیفیت، ضایعات و ریسک فروش نیز بخشی از قیمت نهایی را تشکیل میدهند. آنچه ضرورت دارد، شفافسازی سهم هر حلقه از زنجیره و بررسی میزان درآمد خالص تولیدکننده است. چنین تحلیلی میتواند مشخص کند کدام بخش از ساختار بازار نیازمند اصلاح و سرمایهگذاری است.
برگزاری جشنواره ملی آلبالو از این منظر فرصتی ارزشمند برای افزایش ارتباط مستقیم میان تولیدکننده و مصرفکننده محسوب میشود. حضور گردشگران میتواند امکان فروش بدون واسطه بخشی از محصولات، معرفی فرآوردههای محلی و ایجاد مشتریان تازه را فراهم کند. بااینحال، فروش چندروزه در غرفههای نمایشگاهی را نباید با شکلگیری بازار پایدار یکسان دانست. گردشگری که در مدت جشنواره محصولی خریداری میکند، تنها زمانی میتواند به مشتری بلندمدت تبدیل شود که امکان سفارش مجدد، دریافت محصول استاندارد و ارتباط با تولیدکننده پس از پایان رویداد وجود داشته باشد. توسعه فروش اینترنتی، ایجاد نشان تجاری مشترک و عرضه محصولات دارای بستهبندی مناسب میتواند این ارتباط را تقویت کند. در چنین شرایطی، جشنواره از یک مناسبت فرهنگی به بستری برای بازاریابی مستمر تبدیل خواهد شد. بدون این پیوند، احتمال دارد بخش مهمی از ظرفیت تبلیغاتی رویداد پس از پایان مراسم از میان برود.
مسئله مهم دیگر، نحوه توزیع منافع گردشگری میان گروههای مختلف اقتصادی شهر است. ورود هزاران بازدیدکننده میتواند تقاضا برای خوراک، حملونقل، سوغات، خدمات شهری و فعالیتهای تفریحی را افزایش دهد، اما تمام این گردش مالی لزوما در اختیار ساکنان محلی قرار نمیگیرد. میزان حضور فروشندگان غیربومی، شیوه واگذاری غرفهها، سهم تولیدکنندگان مستقیم و هزینههای برگزاری از عواملی هستند که باید در ارزیابی اقتصادی جشنواره بررسی شوند. ممکن است رویدادی از نظر تعداد شرکتکنندگان موفق باشد، اما بخش محدودی از درآمد حاصل از آن نصیب باغداران شود. برای سنجش چنین موضوعی، انتشار اطلاعاتی درباره تعداد غرفههای متعلق به تولیدکنندگان بومی، میزان فروش مستقیم، متوسط هزینهکرد گردشگران و سهم کسبوکارهای محلی اهمیت دارد. بدون این دادهها، نمیتوان درباره میزان واقعی بازده اقتصادی جشنواره قضاوت کرد. موفقیت گردشگری باید بر اساس منافعی سنجیده شود که در اقتصاد شهر میزبان باقی میماند.
در جریان هفتمین جشنواره ملی آلبالو، موضوع ایجاد شهرک صنفی و صنعتی زنگنه بهعنوان یکی از محورهای آینده توسعه منطقه مطرح شد. براساس اظهارات شهردار، پس از چهار سال پیگیری، زمینی به مساحت ۱۸ هکتار برای احداث این مجموعه تملک شده و ایجاد ۲۱۷ واحد صنعتی و تولیدی در برنامه قرار گرفته است. همچنین اشتغال مستقیم حدود ۶۰۰ نفر برای مرحله نخست پیشبینی شده است. این ارقام نشاندهنده گستردگی هدفگذاری توسعه صنعتی هستند، اما باید میان برنامه اعلامشده و ظرفیت بالفعل اقتصادی تفاوت گذاشت. تملک زمین یا دریافت مجوز، به معنای بهرهبرداری از واحدهای تولیدی نیست و اشتغال پیشبینیشده نیز تا زمان آغاز فعالیت اقتصادی تحققیافته محسوب نمیشود. اهمیت این طرح زمانی روشن خواهد شد که وضعیت تأمین زیرساختها، سرمایهگذاری خصوصی، نوع واحدهای مستقر، ظرفیت فرآوری و بازار فروش محصولات مشخص شود. شهرک صنعتی زمانی میتواند اقتصاد زنگنه را متحول کند که به بنگاههای فعال و سودآور تبدیل شود، نه صرفا مجموعهای از قطعات آماده واگذاری.
توسعه صنایع تبدیلی آلبالو میتواند فرصتهایی فراتر از بستهبندی میوه تازه ایجاد کند. تولید محصولات غذایی مانند مربا، کنسانتره، آبمیوه و فرآوردههای منجمد، در صورت برخورداری از استانداردهای بهداشتی و تقاضای کافی، امکان افزایش ماندگاری و تنوع بازار را فراهم میکند. بااینحال، انتخاب نوع صنعت باید بر اساس مطالعات دقیق اقتصادی انجام شود؛ زیرا هر محصول فرآوریشده به تجهیزات، سرمایه در گردش، فناوری، نیروی متخصص و شبکه فروش متفاوتی نیاز دارد. احداث کارخانه بدون شناخت ظرفیت بازار ممکن است به ایجاد واحدهای کمبازده یا غیرفعال منجر شود. همچنین لازم است مشخص شود چه بخشی از محصول تولیدی منطقه با کیفیت مناسب برای مصرف تازه عرضه میشود و چه میزان قابلیت ورود به فرآوری صنعتی را دارد. طراحی زنجیره ارزش باید از نیاز واقعی محصول و مصرفکننده آغاز شود، نه از تمایل صرف به افزایش تعداد کارخانهها. ارزش افزوده زمانی تحقق مییابد که درآمد حاصل از فروش نهایی از مجموع هزینههای تولید و فرآوری بیشتر باشد.
در کنار صنایع غذایی، مسئله بستهبندی و برندسازی جایگاه تعیینکنندهای در آینده اقتصادی آلبالوی زنگنه دارد. محصولی که با نام جغرافیایی مشخص، کیفیت قابل تشخیص و اطلاعات معتبر عرضه میشود، امکان ایجاد تمایز بیشتری در بازار خواهد داشت. بااینحال، برند جغرافیایی تنها با طراحی نشان تجاری یا تبلیغات گسترده ساخته نمیشود، بلکه به استمرار کیفیت، اصالت محصول، قابلیت رهگیری و اعتماد مصرفکننده وابسته است. اگر کیفیت محصولات عرضهشده با نام زنگنه یکنواخت نباشد، افزایش شهرت ممکن است به انتظاراتی منجر شود که بازار توان پاسخگویی به آنها را ندارد. ایجاد استانداردهای مشترک درجهبندی، آموزش تولیدکنندگان و توسعه بستهبندی متناسب با بازارهای مختلف میتواند ارزش اقتصادی نام منطقه را افزایش دهد. چنین اقداماتی همچنین فرصت اشتغال در حوزه طراحی، کنترل کیفیت، بازاریابی و خدمات تجاری را فراهم میکند. برندسازی زمانی موفق است که میان وعده تبلیغاتی و تجربه واقعی خریدار فاصلهای وجود نداشته باشد.
موقعیت ارتباطی زنگنه در مسیرهای منتهی به ملایر و غرب کشور نیز ظرفیتی است که میتواند به توسعه گردشگری و تجارت محلی کمک کند. عبور مسافران و زائران از این محدوده، امکان معرفی محصولات و خدمات منطقه را فراتر از زمان برگزاری جشنواره فراهم میسازد. بااینحال، عبور مسافر به معنای توقف اقتصادی نیست و تبدیل مسیر عبوری به بازار مصرف، نیازمند زیرساختهای مناسب است. ایجاد فضاهای فروش استاندارد، خدمات رفاهی، اطلاعرسانی گردشگری و دسترسی ایمن میتواند انگیزه توقف را افزایش دهد. همچنین جاذبههای تاریخی و طبیعی بخش زند، از جمله محدوده سد کریمخان و روستاهای دارای پیشینه تاریخی، امکان طراحی مسیرهای گردشگری مکمل را فراهم میکنند. توسعه چنین مسیرهایی باید با توجه به ظرفیت محیطی، نیازهای ساکنان و هزینه نگهداری زیرساختها انجام شود. هدف آن است که سفر به زنگنه از حضور کوتاهمدت در یک مراسم به تجربهای متنوع و دارای ارزش اقتصادی بیشتر تبدیل شود.
پایداری تولید آلبالو نیز بدون توجه به منابع آب و مخاطرات اقلیمی امکانپذیر نیست. باغداری در منطقهای که بخش مهمی از اقتصاد آن به محصولات کشاورزی وابسته است، نیازمند مدیریت بلندمدت منابع طبیعی خواهد بود. در جریان جشنواره شهریور ۱۴۰۵، موضوع بهبود وضعیت آب کشاورزی و پیگیری مسائل مرتبط با سد کریمخان نیز مورد تأکید قرار گرفت. چنین مطالبهای نشان میدهد که توسعه صنایع تبدیلی و بازار فروش، بدون پایداری تولید در باغها نمیتواند آینده مطمئنی داشته باشد. سرمایهگذاری در واحدهای فرآوری زمانی توجیه بیشتری دارد که تأمین مواد اولیه از نظر مقدار و کیفیت قابل پیشبینی باشد. اصلاح روشهای آبیاری، کاهش ضایعات پس از برداشت، آموزش باغداران و مدیریت بیماریهای گیاهی از جمله اقداماتی است که میتواند به پایداری زنجیره کمک کند. اقتصاد کشاورزی زمانی توسعهیافته محسوب میشود که افزایش درآمد امروز به کاهش توان تولید سالهای آینده وابسته نباشد.
نقش نهادهای اجرایی در تبدیل جشنواره به برنامه توسعه اقتصادی نیز باید روشن باشد. شهرداری و مدیریت شهری در فراهمسازی فضاهای عمومی، خدمات گردشگری و پیگیری زیرساختهای محلی مسئولیت دارند، درحالیکه سیاستهای فنی کشاورزی، صدور مجوزهای صنعتی و توسعه تجارت در حوزه اختیارات دستگاههای تخصصی قرار میگیرد. هماهنگی میان این نهادها میتواند از پراکندگی طرحها و اتلاف منابع جلوگیری کند. همچنین مشارکت باغداران، صاحبان واحدهای صنفی و سرمایهگذاران در تصمیمگیری ضروری است؛ زیرا آنان با محدودیتهای بازار و هزینههای واقعی تولید آشنایی مستقیم دارند. پیشنهاد میشود برای جشنوارههای آینده، گزارشی از عملکرد اقتصادی رویداد تهیه شود که میزان فروش، هزینههای برگزاری، قراردادهای تجاری و آثار آن بر کسبوکارهای محلی را مشخص کند. چنین گزارشی میتواند مبنایی برای اصلاح برنامهها و سنجش میزان اثربخشی هزینههای عمومی باشد.
هفتمین جشنواره ملی آلبالوی زنگنه نشان داد که یک محصول باغی میتواند فراتر از ارزش غذایی خود، به محور هویت فرهنگی، گردشگری و برنامهریزی اقتصادی یک منطقه تبدیل شود. بااینحال، مسیر دستیابی به توسعه پایدار از مرحله معرفی ظرفیتها عبور میکند و به تحقق سرمایهگذاری، افزایش بهرهوری و توزیع منصفانه فرصتهای اقتصادی وابسته است. تولید چند هزار تن آلبالو، حضور گردشگران و برنامه ایجاد شهرک صنعتی، هرکدام بخشی از این مسیر هستند، اما هیچیک بهتنهایی موفقیت نهایی را تضمین نمیکنند. آینده زنگنه زمانی متفاوت خواهد شد که باغدار بتواند محصول خود را با قدرت انتخاب بیشتری بفروشد، واحدهای فرآوری به سودآوری برسند و گردشگری به ایجاد درآمد مستمر برای جامعه محلی کمک کند. ارزش حقیقی جشنواره در تعداد مهمانانی که یک شب به زنگنه میآیند خلاصه نمیشود؛ معیار ماندگار آن، فرصتهای اقتصادی است که پس از خاموششدن چراغهای مراسم برای مردم شهر روشن میماند.
انتهای پیام./
نظر شما