تهران-ایسکانیوز: محمد زنگشاهی، بیش از پنجاه سال است که در موسیقی سابقه دارد و در نواختن شش ساز استاد است. وقتی از نواختن حرف می زند، عشق تویِ چشم هایش موج می زند و به قول خودش تمامِ غم های عالم را فراموش می کند. تا به حال در جشنواره های متعددی شرکت کرده و توانسته است در هفت جشنواره مقام نخست را کسب کند. با وجود این می گوید که نیازمند توجه مسئولان است و خواستار توجه آنها در دورانِ حیاتش است. به بهانۀ مرور پنجاه سال فعالیت موسیقایی اش، پایِ صحبت هایش نشستیم.

*از خودتان شروع کنیم، کمی از خودتان بگویید.

من دین محمد زنگشاهی، متولد 1333، فرزند دوم مرحوم موسی زنگشاهی هستم.در شهر سرابان متولد شده ام و بزرگ شده شهر زاهدان و میرجاوه هستم. بیش از پنجاه سال است که در موسیقی، سابقه دارم. ساز اصلی من قیچک است وآهنگسازی می کنم و آواز می خوانم. رباب، بنجو، دهلک، چنگ دهنی ، تنبورک  از جمله سازهای تخصصی من است.کارمند وزارت فرهنگ و ارشاد و اسلامی بودم و پس از 31 سال، در سالِ 1374 بازنشسته شدم و درجه دو هنری که معادل فوق لیسانس دارم.

*نواختن ساز را از چه کسی یاد گرفتید؟

موسیقی در خانواده ما، موروثی است. پدرم خدا بیامرز از پدرش یاد گرفته بود و من هم از او. پدرم سازی در اختیار من قرار داد و مرا با موسیقی آشنا کرد. من از همان روزگار کودکی، به قیچک علاقمند بودم و آن طور که خانواده ام می گویند، آنقدر به موسیقی علاقه داشتم که دو چوب را به عنوان ابزار خود، استفاده می کردم که یکی از این چوب ها برای من حکم آرشه را داشت و چوب دوم قیچکم بود. من از یک سال و نه ماهگی علاقه شدیدی به موسیقی داشتم. بعد از هفت سالگی که به مکتب رفتم و در کلاس اول درس می خواندم، علاقه ام بیشتر شد. ساز مورد علاقه ام هم قیچک بود، اما بیشتر تمریناتم را با تنبورک انجام می دادم تا زودتر به قیچک برسم. من قیچک پدرم را پنهانی، بر می داشتم و تمرین می کردم. کلاس دوم و سوم را که گذراندم تمام آهنگ های مرحوم آغاسی را با ساز اجرا می کردم  و می خواندم. علاقه من به موسیقی بسیار بود و در نهایت توانستم 5 ساز را بنوازم و آهنگسازی کنم.

محمد زنگشاهی

*در حال حاضر چند شاگرد دارید؟

شاگردان زیادی، در کل ایران تربیت کرده ام، تقریباً 10، 15 شاگرد بسیار خوب دارم. این شاگردان با اینکه همگی بلوچ نیستند اما مدام با من ارتباط دارند. چندین شاگرد در همین بلوچستان دارم، یکی به نام غلام براگویی، بین الله سرحدی، مهرداد بامری و...

آقای مهبد مکّی یکی از شاگردان و معاون من است. در سال 63-64 من افتخار آشنایی با او را پیدا کردم. او در حال حاضر یکی از بهترین شاگردانم است که هم مقام را می شناسد و هم کار پژوهشیانجام می دهد. ساز اصلی مهبد مکّی، هارمونی است و دف و کوزه می نوازد و خواننده است.

چطور شاگردان تان را انتخاب می کنید؟

خود این افراد به قیچک علاقمند می شوند و چون آوازه مرا در ساز قیچک شنیده اند، به من مراجعه می کنند. من با این افراد گوشی کار می کنم و همان طور که خودم موسیقی را از اجداد و نیاکانم فرا گرفته ام، به آن ها گوشی یاد می دهم. من مقام های موسیقی بلوچستان و معادل موسیقی دستگاهی را به آن ها یاد می دهم.

 

*یعنی  آموزش دادن شما بر پایۀ نت ها نیست؟

بله این آموزش بر پایه نمحمد زنگشاهیت نیست. یعنی یادگیری این نوع موسیقی به شیوۀ سینه به سینه بود. شیوۀ سینه به سینه، شیوۀ اصلی موسیقی ایرانی است. در این شیوه هنرآموز می نشست، استاد می نواخت و هنرآموز  حرکات دست، نوع نشستن، نوع پنجه گذاری روی ساز را از استاد می آموخت. اینکه کسی با نت کار نمی کرد، به این دلیل نبود که موسیقی نمی دانست.

*شیوۀ آموزش شما به چه ترتیب است؟

من به شاگردم می گویم که ساز تهیه کند و وقتی به او مشق می دهم، از شاگرد می خواهم که درس را تکرار کند.

*چقدر طول می کشد تا شاگردی در کار خود، ماهر شود؟

بستگی به اراده شاگرد دارد. اینکه این شاگرد چقدر با استعداد است و چقدر تمرین می کند، این زمان تغییر می کند.بعضی از شاگردان استعداد خدادادی دارند و خیلی زود، موسیقی را یاد می گیرند و آموختن بعضی دیگر، زمان بر است. ممکن است مراحل یادگیری بعضی دو سال طول بکشد و برخی دیگر 4 سال.

 *شعر کارهایتان را چطور انتخاب می کنید، این شعرها را هم، سینه به سینه به شما رسیده است؟

شاعر شعری می سراید و ما می بینیم که این شعر برای چه مناسبتی کاربرد دارد و اگر شعر عیب و ایرادی داشته باشد، عیوبش را برای آهنگسازی بر طرف می کنیم، تا شعر با آهنگ وفق داده شود و قابلیت اجرا داشته باشد. هم شعرهای قدیمی و هم شعرهای جدید را اجرا می کنیم.

*رابطۀ بلوچ ها با موسیقی چگونه است؟

نگاه بلوچ ها به موسیقی بسیار خوب است اما در حال حاضر  برای امرار معاش، شغل آزاد را انتخاب می کنند و کمتر برای یادگیری موسیقی می آیند. بیشتر شاگردان من، دانشجویانی هستند که تحصیل شان تمام شده است، می آیند و ما به آن ها، موسیقی مقامی بلوچستان را آموزش می دهیم.

 *از افتخارات تان بگویید و اینکه تا به حال در کدام جشنواره ها شرکت کرده اید؟

از سال 1364 با گروهم در تمام جشنواره های فجر و جشنواره های داخلی دیگر، شرکت کردم. در هفت جشنواره، مقام نخست را کسب کردیم و برگزیده شدیم. بعد از برگزیده شدن، به خارج از کشور اعزام شدیم.

اولین سفر ما قرار بود به کشور مالزی باشد، این سفر به دلیل از بین رفتن، 1500 نفر از  حجاج مالزی، کنسل شد.

دومین سفر به آوینیون فرانسه بود، ما پنج، شش گروه بودیم که به فرانسه اعزام شدیم. سپس  به دوسلدورف آلمان رفتیم و گروه بلوچستان، در این سفر، در آلمان به عنوان بهترین گروه انتخاب شد. در ترکیه، به شهرهای استانبول و آنکارا سفر کردیم. پس از آن برای اجرای برنامه به مالزی اعزام شدیم. تانزانیا، هلند از دیگر کشورهایی بودند که ما به آن سفر کردیم. بهمن ماه در آخحرین سفر خودمان، به پاکستان رفتیم و در این کشور به کویته، اسلام آباد، لاهور و کراچی سفر کردیم.

*برخورد خارجی ها با شما چطور بود؟

برخورد خارجی ها مخصوصا فرانسوی ها خیلی با ما خوب بود. در جشنواره فرانسه، هر گروه اجازه داشت، تنها بیست دقیقه برنامه اجرا کند، اما به گروه ما اجاره دادند، یک ساعت و نیم برنامه اجرا کنیم.

*برخورد مسئولین داخلی با شما چطور بود؟ نگاه دولتی های استان به موسیقی بلوچ خوب است؟ از شما حمایت می شود؟

بله برخوردها خوب است. مخصوصاً اینکه من خودم، کارمند فرهنگ و ارشاد اسلامی بودم.

 

*از آثارتان بگویید، چند اثر دارید؟

بهترین آلبومم کپوتان (کبوتر) است. چندین اثر در آرشیو، رادیو زاهدان و مرکز تهران دارم اما تعداد این آثار مشخص نیست. هر کس به من شعری می داد، برای آن شعر، آهنگسازی می کردم و می خواندم و به این ترتیب برای خیلی از گروه های بلوچستان، آهنگسازی کردم. من گواتیف موسیقی هجران، حماسی و... اجرا می کنم.

*روزی چند ساعت ساز می زنید؟

ما هنرمندان کافی است که با سازمان درد دل کنیم. من وقتی ساز می زنم، غمِ دنیا را فراموش می کنم. نیم ساعت، یک ساعت. بسته به حالم فرق می کند این زمان.

*پس خیلی هم ساز نمی زنید؟

نه وقتی غم و غصه به دلم چنگ می زند، ساز می زنم. غذای روح من و شما موسیقی سالم است و نمی توانیم از موسیقی جدا شویم.

*در حال حاضر سرپرست کدام گروه هستید؟

گروه شهباز قلندر. گروه ما شش نفره است.

*فرزندانتان اهل موسیقی هستند و ساز می زنند؟

پسر بزرگم به موسیقی علاقه داشت که از دنیا رفت و حالا پسر کوچکم، به موسیقی علاقه مند است.

*ارتباط شما با اهالی موسیقی استان تان چطور است؟ 

با استادان دیگر بلوچ ارتباط دارم و با آنها کار می کنم.

*چه توقعی از مسئولان دارید؟

توقع دارم که مسئولین به ما توجه کنند، برنامه ها مختص یک نفر نشود. این طور حق ما ضایع می شود. اگر قدرشناسی است باید از همۀ هنرمندان قدرشناسی شود. از آنها می خواهم که در دوران حیات من، از من قدردانی کنند. دلم نمی خواهد کسی بعد از مرگم برای من دلسوزی کند.

 

گفت و گو :اعظم حسن تقی

 
کد مطلب: 45843

وب گردی

وب گردی