به گزارش خبرنگار ایسکانیوز، تاریخ دقیق تولد محمدعلی جمالزاده معلوم نیست. دکتر ایرج افشار در مقاله ای که در مجله «نامه فرهنگستان » شماره11 منتشر کرده می نویسد که جمالزاده درباره تاریخ تولد خود می گوید:«سال تولدم را خواسته اید دوستان آن را از جمله اسرار مگو می دانند ولی حقیقت این است که برخودم مجهول است. ولی یقین دارم تاریخ وفاتم روشن تر از تاریخ تولدم خواهد بود و شاید نتیجه آشنایی من با قلم و قرطاس همین باشد». تاریخ تولد او را ۲۳ دی ۱۲۷۰ در اصفهان می دانند.
جمالزاده حدود دوازده سال داشت که پدرش او را برای تحصیل به بیروت فرستاد. در دوران اقامت او در بیروت؛ اوضاع سیاسی ایران تغییر کرد، جمالزاده در رشته حقوق درس خواند ولی حقوق رشته ای نبود که او در آن رشد کند. به نظر ایرج افشار دانشگاه واقعی جمالزاده همان دوره همکاری اش با مجله کاوه در برلن بوده که در آن با مستشرقان ناموری چون ژ.مارکوارت، و.گایگر، ایگن میتوح و اسکار مان آشنا شد. نخستین نوشته داستانی او «فارسی شکر است» در نخستین شماره دوره دوم کاوه در سال 1339 منتشر شد. بعدها همین داستان های او آغازگر داستان کوتاه در ایران بودند.
«داستان کوتاه» روایتی است که در آن معمولا شخصیت های محدودی وجود دارند و البته نسبتا کوتاه است. بسیاری دلیل به وجود آمدن داستان کوتاه را با دوره مدرن حاضر مرتبط می دانند. یعنی همزمان با تحولات مدرنیته در جوامع صنعتی و مشغله انسان معاصر، دیگر فرصت آدم ها برای خواندن رمان های چندصدصفحه ای تنگ بود و لذا و داستان نویسان نیز ناخودآگاه برای همراهی با مخاطبان، نوشته های خود را موجزتر کردند. البته این موجز کردن خود سبب ایجاد خلاقیت هایی در نویسندگان شد که به مرور پس از آن شاهد پیدایش نسل جدیدی از ادبیات داستانی بودیم که «داستان کوتاه» نام داشت.
با یادآوری داستان کوتاه، ذهن علاقمندان به ادبیات در ایران ناخودآگاه یاد محمدعلی جمالزاده می افتد. نویسنده ای که مجموعه یکی بود یکی نبود او را آغاز داستان کوتاه در ایران می دانند. از ویژگی های این مجموعه می توان به مضمون این داستان ها اشاره کرد که با نگاهی به گذشته روایت می شود. با اینکه از شگردهای داستانی و پیچش های خاص روایتی در این اثر خبری نیست، بسیاری از منتقدان بخش اعظم موفقیت این مجموعه را زبان ساده و گنجینه فرهنگ عامه آن می دانند.
محمدرضا گودرزی نویسنده و منتقد ادبی در گفتگو با خبرنگار ایسکانیوز درخصوص الهام جمالزاده از داستان نویسی غربی گفت: داستان کوتاهی که جمالزاده شروع کرده طبیعتا از غرب الهام گرفته است. به کار بردن زبان عامیانه مردم ولایه های کم اهمیت و مردم عادی را او در ابتدا در داستان آورد و نحوه نثری که جمالزاده دارد به مراتب از بسیاری از داستان نویسان بعد خود بهتر است. با اینکه لهجه ها و الحان عامیانه را آورده است اما هیچگاه به محاوره تبدیل نشده است. چیزی که بعضی از داستان نویسان بعدی چون هدایت از آن استفاده کردند. یعنی نثر او پالوده تر بوده است.
وی ادامه داد: وقتی شما از لایحه های مختلفی در داستان می آوری طبیعتا باید زبان آنها را نیز منعکس کنی، کاری که جمالزاده کرده محاوره نویسی که زبان گفتار است نزدیک نشده، یعنی در عین حال نوشتار را با زبان عامیانه پیوند زده است.
این نونیسنده درخصوص داستان کوتاه نیز گفت: به نظر من در داستان کوتاه وضعیت ما نسبت به رمان خیلی بهتر است و به شیوه داستان نویسی در گذشته ادبیات خودمان، یعنی حکایت ها و تمثیل ها نزدیک تر است. آن کسانی هم که در داستان نویسی ایران بنیانگذار بودند، یعنی ابتدا جمالزلده و بعد هدایت در آغاز با داستان کوتاه کار خود را آغاز کردند .درمورد داستان کوتاه امروز هم ما وضعیتمان خیلی از رمان نویسی بهتر است. زمان بوجود آمدن داستان کوتاه به نظرم به تاریخ ادبیات ما باز می گردد.اجداد داستان کوتاه حکایت ها، ضرب المثل ها و قصه هاست و اجداد رمان نیز سفرنامه ها و زندگی نامه هاست. ما در زندگی نامه نویسی و سفرنامه نویسی خیلی تاریخ ادبیات قوی ای نداشتیم، به نسبت حکایت ها. ما در رمان همین الان هم نتوانسته ایم مراحل مدرن شدن آن را کامل سپری کنیم، بنابراین چون داستان کوتاه ارتباط بیشتری با ادبیاتمان داشته بیشتر توانسته ایم رشد کنیم.
***
از لحاظ مضمون نیز، روایت انتقادی این داستان ها که همراه با زبانی شیوا و شیرین بیان شده می تواند از اولین نمونه های داستان کوتاه باشد که از زبان طنزآمیز برای دلچسب تر کردن داستان ها بهره برده است.
هرجند بسیاری از محققان بر این باورند که داستان کوتاه در ایران مسبوق به سابقه است و پیش از غرب در مجموعه حکایت ها و قصه هایی که در آثار قدمای ادبیات وجود داشته قابل پیگیری است، اما داستان کوتاه به شیوه ای که جمالزاده در سال 1300 با مجموعه یکی بود یکی نبود وارد ادبیات کرد، داستان کوتاهی است که از ادبیات غرب الگو گرفته است. اما این اثر صرفا یک تقلید محض نبوده و جمالزاده با هنر نویسندگی ذاتی خود شیوه ای به کار گرفته که در آن زبان با درونمایه ایرانی آن هماهنگ است. یعنی استفاده از زبان کوچه و بازار و فرهنگ عامه مردم در داستان های که در فرم شاید به شیوه غربی نوشته شده باشد.
نقش جمالزاده در این اثر علاوه بر داستان ها و شیوه نگارش با مقدمه های نیز که در ابتدای آن نوشته به عنوان یک منتقد ادبی آگاه مطرح می شود و به قول حسن میرعابدینی «نگاه او در این دیباچه برخاسته از تلقی نسل مضطربی است که فراز و فرودها و شکست انقلاب مشروطه را دیده و بری از خوش خیالی متفکران صدر مشروطیت کابوس انحطاط و اضمحلال می بیند. به همین جهت در پی به کارگیری شکل های جدید ادبی برای از نو معنا کردن حیات است.»
محمدعلی جمالزاده سرانجام در 17آبان 1376در 106سالگی درگذشت.
502502