ماجرای شلیک پلیس به زن اهوازی به کجا رسید؟

رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خوزستان گفت: پرونده فوت یک زن بر اثر شلیک مامور پلیس در خوزستان در حال رسیدگی است.

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری ایسکانیوز، در پی انتشار خبری مبنی بر شلیک اشتباهی یک مامور پلیس به یک خانواده در اهواز که منجر به مرگ یک خانم شد؛ علی افتخاری رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خوزستان اظهار کرد: در تاریخ دهم مهرماه وکیل اولیای دم طی شکوائیه‌ای با ارائه به دادسرای نظامی عنوان کرده در مورخه نهم مهر ماه زمانی که موکلش به اتفاق همسر و فرزند خردسالشان با خودرو پژو پارس سفید در حرکت بوده مورد اصابت تیر مامورین قرار گرفته و همسر وی فوت می‌کند.

وی افزود: حسب دستور معاون دادستان جهت بررسی اولیه موضوع به بازرسی انتظامی استان خوزستان اعلام تا ظرف حداکثر یک هفته نتیجه اعلام شود.

افتخاری تصریح کرد: بازرسی انتظامی در تاریخ ۱۷ مهرماه طی گزارشی بعد از تحقیق از نفرات در مأموریت اعلام داشته که در تاریخ نهم مهرماه ساعت ۱۲:۳۰ بعدازظهر برابر اعلام مرکز ۱۱۰ مبنی بر سرقت به عنف جانشین کلانتری در معیت عوامل گشت در محل حاضر و خانمی بیان داشته یک دستگاه پژو پارس سفید شیشه دودی با سه نفر سرنشین با توسل به زور اقدام به سرقت یک رشته گردنبند و سه عدد النگو به ارزش ۲۵ میلیون تومان از وی کرده و متواری شده اند. مراتب اعزام نیرو و طرح مهار از طریق فرماندهی سریعا به کلیه مقرهای تابعه اعلام می‌شود.

وی افزود: در این گزارش اشاره شده که یکی از ماموران پلیس در حین گشت به یک دستگاه پژو پارس با مشخصات اعلامی مشکوک می‌شود و بعد از ایست و شلیک سه تیر هوایی و به علت عدم توقف خودرو فوق به سمت لاستیک خودرو تیراندازی می‌کند که در این تیراندازی خانم راننده خودرو که در صندلی عقب نشست بوده مورد اصابت تیر قرار می‌گیرد که بعد از انتقال در بیمارستان فوت می‌کند.

رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح خوزستان تصریح کرد: به محض وصول گزارش اقدامات قضایی انجام و پرونده به شعبه اول بازپرسی ارجاع و در حال رسیدگی است.

وی خاطرنشان کرد: موضوع با توجه به تحقیقات صورت گرفته در دست بررسی است.

جزئیات ماجرا از زبان همسر مقتول

بر پایه این گزارش؛ میلاد محمدیان، جوان 34 ساله اهوازی درباره حادثه‌ای است که روز  نهم مهرماه امسال برای او و همسرش در خیابان مهدیس نبش بلوار آبفای این شهر  اتفاق افتاد گفت: روز جمعه ساعت 13:10 دقیقه بود که به همراه همسرم ساناز و پسر 3 ساله ام آریوبرزن سوار خودروی‌مان شدیم. پس از طی مسافتی وارد خیابان مهدیس شدیم. باید به سمت چپ خیابان دور می زدیم. هنگام دور زدن یک خودروی رونیز نیروی انتظامی، یک پژو پارس و ال نود شخصی وارد خیابان شدند . نزدیکی‌های خانه پدرم ، به ترتیب خودروی ال نود، پارس و رونیز نیروی انتظامی پشت سر ما  داخل بلوار  آبفا  پیچیدند .  از  آینه بغل خودروی ال نود را می‌دیدم .

وی عنوان کرد:  متاسفانه در طول مسیر نظرمان عوض شد و قرار شد به خانه عمویم یعنی پدر همسرم برویم.

محمدیان ادامه داد: حین صحبت با ساناز بودم اما حواسم به آینه بغل بود. خودروی ال نود  را در  آینه می‌دیدم که با سرعت 50 الی 60 در حال حرکت است. از سر کوچه پدرم گذشتیم تا به سمت خانه مادر همسرم که آن هم تقریبا نزدیک بود برسیم. به تقاطع اول رسیدم  ال نود و پارس و رونیز نیروی انتظامی هم پشت سرم ایستادند. بلوار کمی شلوغ بود. سرعتم را کم کردم تا بلوار خلوت شود که بتوانم حرکت کنم. البته وسط بلوار آبفا هم بریدگی وجود دارد که اصلا نمی‌توان با سرعت حرکت کرد.

میلاد اضافه کرد: رفتم داخل بریدگی توقف کامل کردم که باند آن طرف خیابان خلوت شود و حرکت کنم. در همین حین خودروی رونیز پلیس از راه رسید. یک مأمور نیروی انتظامی از رونیز پیاده شد و اسلحه کلاشینکف را از دست سربازش گرفت و بدون هیچ تذکری از فاصله 70 الی 80 سانتی متری به شیشه عقب خودروی‌مان شلیک کرد. با صدای گلوله از خودرو پیاده شدم.آریو برزن خودش را از وسط صندلی ها در بغل مادرش رها کرد، همان زمان احساس کردم دنیا سرم خراب شده است.

میلاد  گفت: تیر از پشت گوش سمت چپ به سر ساناز اصابت کرده  و از  سمت راست سرش خارج شده بود.  بیش از 3 گلوله خورده بود. آن قدر از نزدیک به ماشین ما شلیک  کردند که تمام گردنش تخریب شده بود.  این حادثه بسیار تلخ و باورنکردنی در یک لحظه جلوی چشم من و پسرم که داشت با مادرش صحبت می کرد اتفاق افتاد. اگر منتظر رسیدن اورژانس می‌ماندم دیر می‌شد. ساناز را با همان خودروی رونیز پلیس به  بیمارستان رساندیم. اما با کمال تعجب ماموران نیروی انتظامی به محض اینکه همسرم را روی برانکارد بیمارستان طالقانی که مرکزسوانح وسوختگی است ، گذاشتند یک دقیقه هم نماندند و محل را ترک کردند. در آنجا بعد از احیا کردن همسرم او را به بیمارستان گلستان انتقال دادند.

محمدیان ادامه داد: به رغم تلاش عوامل کادر درمان متاسفانه همسرم ساناز پس از 48 ساعت در کمال ناباوری در بیمارستان گلستان اهواز فوت کرد. بعد از فوت همسرم تا امروز هیچ‌کس از عوامل انتظامی از من نه تنها دلجویی نکردند که حتی مرا برای توضیحات هم نخواستند.خودشان هم هیچ توضیحی تا امروز به من ندادند. فقط پرونده  شکایت ما را به اداره بازپرسی شعبه 3 اهواز ارجاع دادند. وقتی رفتم به‌ آنها  گفتم چرا حین توقف خودرو به ما شلیک کردید ، اصلا چرا به ما شلیک کردید. مگر ما چه کرده بودیم ؟ فقط گفتند دنبال سارق مسلح بوده‌اند.

وکیل خانواده محمدیان چه می‌گوید؟

پدرام منجزی گفت: مأموران مدعی‌اند ابتدا خودروی محمدیان را تعقیب کردیم، پس از روشن کردن صدای آژیر، تیر هوایی زدیم اما او توقف نکرد و ما هم به سمت لاستیک عقب شلیک کردیم که تیر به سر همسر وی اصابت کرد اما محمدیان همه این ادعاها را تکذیب می‌کند.

این وکیل دادگستری مدعی شد: پس از اطلاع از موضوع بلافاصله برای پیگیری حادثه به کلانتری رفتم. با توجه به صحبت‌هایی که بین مأموران رد و بدل می‌شد شنیدم که می‌گفتند هیچ‌گونه تعقیب و گریزی از سوی مأموران کلانتری صورت نگرفته و آژیری هم به صدا در نیامده بود.

وی ادامه داد: دو روز بعد (یازدهم مهرماه ) و پس از فوت ساناز محمدیان در بیمارستان گلستان به دادسرای نظام اهواز شکایت کردیم تا تعیین شعبه کنند، خانواده متوفی ناراحت بودند که چرا تعیین شعبه نمی‌شود. این در حالی است که دادسرای نظام نسبت به دادسراهای عمومی بسیار خلوت‌تر است. در جواب دادستان گفت اول آبان ماه تعیین شعبه می‌کنیم که براساس قانون رویه درستی نیست زیرا از روز حادثه تا اولین روز دادرسی 21 روز گذشته است. هر چند تا کنون هم هیچ دادگاهی برگزار نشده است.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1117692

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha