به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز؛ در سالهای اخیر، یکی از چالشهای جدی نظام آموزش پزشکی کشور، کاهش استقبال پزشکان عمومی برای ورود به رشتههای تخصصی کلیدی همچون اطفال بوده است. این در حالی است که برای جذب نیرو، حتی شرایط ورود بدون آزمون را فراهم شدهاست، اما باز هم صندلیهای خالی در این بخشها به چشم میخورد. رشته اطفال، بهعنوان یکی از پایههای اصلی نظام سلامت، نقشی حیاتی در مراقبت از نسل آینده دارد و کمبود متخصصان این حوزه میتواند پیامدهای گستردهای بر سلامت کودکان و خانوادهها برجای بگذارد.
از سوی دیگر، فشار کاری بالا، ساعات طولانی حضور در بیمارستانها، و چشمانداز شغلی نهچندان جذاب در مقایسه با رشتههای دیگر، از جمله عواملی هستند که بهعنوان دلایل کاهش انگیزه پزشکان جوان مطرح میشوند. این وضعیت پرسشهای مهمی را پیش روی سیاستگذاران و مدیران گروههای آموزشی قرار داده است.
بیشتر بخوانید؛ فرسودگی، تعهد و رقابت؛ همراهان همیشگی دوره رزیدنتی
گفتوگو با علیاکبر زینانلو فوقتخصص قلب کودکان و نوزادان و استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی تهران برای واکاوی این مسائل و یافتن پاسخهایی روشن است.
در این مصاحبه تلاش میکنیم ضمن بررسی دلایل کاهش استقبال از رشته اطفال، به راهکارهای عملی برای ارتقای جایگاه این تخصص و تأمین نیازهای آینده نظام سلامت بپردازیم.
جایگاه اجتماعی و اقتصادی رشته اطفال در نظام سلامت تضعیف شده است
زینانلو در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود حذف آزمون ورودی برخی تخصصهای پزشکی همچون اطفال، بیهوشی و طب اورژانس، همچنان استقبال دانشجویان پزشکی برای ورود به آنها پایین است، گفت: رشته کودکان در ساختار نظام سلامت ایران، متأسفانه علیرغم مادر و پایه بودن، به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است. پزشکی کودکان یک حوزه کاملاً تخصصی است و هر پزشک بزرگسال لزوماً نمیتواند وارد این حوزه شود؛ چراکه کودک از نظر علمی، رشدی، فیزیولوژیک و بالینی کاملاً متفاوت است. با این حال، در نظام سلامت ما، جایگاه اجتماعی و اقتصادی این رشته تضعیف شده و همین موضوع باعث کاهش تمایل برای ورود به این رشته است.
وی در توضیح بیشتر در خصوص بیتوجهی به رشته تخصصی اطفال تشریح کرد: منظورم این است که ارزشگذاری واقعی برای خدمات کودکان انجام نشده است. در حالی که هزینه، زمان، تجهیزات و پیچیدگی درمان کودک معمولاً ۱.۵ تا ۲ برابر بزرگسال است، تعرفهها تقریباً مشابه در نظر گرفته میشوند. مثلاً نمیشود گفت تعرفه ویزیت بزرگسال ۱۰۰ تومان است و برای کودک ۱۲۰ تومان. این نگاه کاملاً اشتباه است. خدمات کودکان باید تعرفه پایه جداگانه داشته باشد؛ نه اینکه فقط درصدی جزئی به تعرفه بزرگسال اضافه شود.
از سختی کار تا عدم تمایل برای ورود به تخصص اطفال
عضو هیات علمی دانشگاه تهران در خصوص سختی کار در بخش اطفال و اینکه این موضوع تا چه میزان علتی بر عدم استقبال دانشجویان پزشکی برای ورود به تخصص اطفال است؟ بیان کرد: رشته کودکان از سختترین رشتههای پزشکی است. رزیدنتها باید کشیکهای طولانی ۱۲ تا ۱۵ شب در ماه داشته باشند، با بیمارانی سروکار دارند که قادر به بیان علائم خود نیستند و تشخیص بیماری نیازمند دقت، زمان و مهارت بسیار بالا است. این شرایط باعث فرسودگی شدید در دوران آموزش میشود. از طرفی، در این دوران درآمد قابل توجهی هم وجود ندارد و عملاً رزیدنت امکان فعالیت اقتصادی جانبی ندارد.
وی در ادامه درباره تاثیر درآمدهای پایینتر فارغ التحصیلان رشته اطفال نسبت به سایر رشتهها عنوان کرد: متخصص کودکان عمدتاً نسخهنویس است؛ یعنی باید در مطب یا درمانگاه بنشیند و تعداد زیادی بیمار ویزیت کند، در حالی که تعرفه ویزیت پایین است. در مقایسه، برخی رشتههای جراحی یا زیبایی با انجام یک اقدام کوتاه، درآمدی چندین برابر کسب میکنند. این ناهماهنگی شدید تعرفهها بین تخصصها یکی از عوامل اصلی بیانگیزگی است.
تعرفهها بر اساس هزینههای واقعی محاسبه شود
فوقتخصص قلب کودکان و نوزادان بیان کرد: انجمنهای علمی، نظام پزشکی و افراد مختلف بارها این موضوع [افزایش تعرفههای حوزه اطفال] را مطرح کردهاند. مذاکراتی با وزارت بهداشت، شورای عالی بیمه و سازمان برنامه و بودجه انجام شده، اما مقاومتهایی وجود دارد. این مطالبات به وزارت بهداشت، سازمان نظام پزشکی، شورایعالی بیمه و همچنین سازمان برنامه و بودجه منتقل شده است. در جلسات متعدد، بهطور مشخص روی این نکته تأکید شده که خدمات کودکان باید تعرفه پایه مستقل داشته باشد و نباید صرفاً درصدی جزئی به تعرفه بزرگسالان اضافه شود.
وی افزود: ما در این جلسات توضیح دادهایم که تعرفهها باید بر اساس زمان صرفشده برای هر بیمار، پیچیدگی خدمت، هزینه تجهیزات، لوازم مصرفی و نیروی انسانی محاسبه شود. این موارد همگی در اسناد کارشناسی وزارت بهداشت وجود دارد، اما در عمل در پرداختها لحاظ نمیشود. برخی میگویند اگر برای یک گروه افزایش تعرفه در نظر گرفته شود، سایر گروههای تخصص نیز مطالبه خواهند کرد. اما واقعیت این است که همه تخصصهای پزشکی شرایط یکسانی ندارند و رشتههایی مثل کودکان، بیهوشی و طب اورژانس باید در اولویت حمایتی قرار بگیرند.
زنگ خطر جدی برای نظام سلامت کشور
وی در ادامه دیگر عوامل موثر به کاهش تمایل دانشجویان پزشکی برای ورود به تخصص اطفال را شرح داد: وقتی یک پزشک ۳۲ ساله فارغالتحصیل میشود و میبیند در مقایسه با همدانشگاهیهایش در رشتههای دیگر یا حتی همسن و سالهای غیرپزشک، از نظر معیشتی عقب است، طبیعی است که انگیزهای نداشته باشد. جامعه پزشکی نیز، به خروجیها نگاه میکند؛ میبیند فارغالتحصیلان کودکان در سالهای اخیر با چالش جدی معیشت و اشتغال روبهرو هستند.
زینانلو با اشاره به زنگ خطر در خصوص نبودن متخصصین اطفال گفت: خطر بزرگ این است که با کمبود شدید متخصص کودکان ناچار شویم از نیروهای خارجی استفاده کنیم. این یک زنگ خطر جدی برای نظام سلامت کشور است.
استاد تمام دانشگاه تهران در واکنش به این موضوع که با وجود شرایط حاکم چرا اصلاح تعرفهها بهصورت جدی صورت نمیگیرد، مطرح کرد: این کار شجاعت تصمیمگیری و حمایت حاکمیتی میخواهد. یعنی دولت، مجلس، وزارت بهداشت و بیمهها باید با هم بایستند و بپذیرند که خدمات کودکان هزینهبر است و باید منابع آن تأمین شود. راهحل وجود دارد، اما اجرای آن تصمیم جدی، تأمین منابع و حمایت سیاسی میخواهد.
وی افزود: در حالی که تأکید ما این بوده که همه تخصصها شرایط یکسانی ندارند و رشتههایی مانند کودکان، بیهوشی و طب اورژانس به دلیل سختی کار و نقش حیاتیشان، باید در اولویت اصلاح قرار بگیرند. با این حال، بخشی از این مطالبهگریها منجر به اقدامات محدودی شده است؛ مثلاً در دو تا سه سال اخیر، افزایش حدود ۲۰ درصدی تعرفه خدمات کودکان زیر ۷ سال در نظر گرفته شد. اما این افزایش بسیار جزئی است و به هیچ وجه پاسخگوی فاصله واقعی تعرفهها با هزینههای خدمات نیست.
زینالو دررابطه با نقش جامعه پزشکی در این مطالبهگری بیان کرد: قطعاً جامعه پزشکی، انجمنهای علمی و اساتید وظیفه دارند این موضوع را پیگیری کنند و ما هم در حال انجام آن هستیم. کمیسیون بهداشت مجلس در جریان است و جلسات متعددی برگزار شده، اما این مسیر زمانبر است. امیدواریم با یک برنامهریزی ساختاری، اصلاح نگاه تصمیمگیران و حمایت واقعی مالی، جایگاه رشته کودکان به جایگاه شایسته خود بازگردد.
فوقتخصص قلب کودکان و نوزادان گفت: پیشنهاد ما این است که تعرفهها بر اساس زمان صرفشده، نوع خدمت، پیچیدگی کار، تجهیزات مصرفی و هزینههای واقعی محاسبه شود. بهعنوان مثال جراحی قلب کودک که ۶ ساعت طول میکشد و نیاز به بیهوشی و تجهیزات خاص دارد، نباید فقط ۲۵ درصد بیشتر از جراحی بزرگسال تعرفه داشته باشد؛ در حالی که زمان و هزینه آن بیش از دو برابر است.
اگر شرایط اصلاح نشود، نمیتوان انتظار افزایش ورودیهای رشته اطفال را داشت
زینانلو پاسخ داد: صادقانه عرض میکنم که با شرایط فعلی، حق را به رزیدنتهایی میدهم که تمایلی به آمدن به رشته کودکان ندارند. وقتی یک پزشک جوان میبیند سالها تحصیل کرده، کشیکهای سنگین داده، فرسوده شده و در نهایت هم با درآمدی مواجه است که پاسخگوی حداقلهای زندگی نیست، طبیعی است که دچار تردید شود.
استاد تمام دانشگاه تهران تاکید کرد: این مسئله به علاقه یا تعهد فرد برنمیگردد، بلکه نتیجه ساختار معیوب حمایت، تعرفهگذاری ناعادلانه و نبود امنیت شغلی در این رشته است. اگر این شرایط اصلاح نشود، نمیتوان انتظار داشت نیروهای جوان با انگیزه وارد این حوزه شوند.
زینانلو با اشاره به تفاوت ایران با سایر کشورها در نگاه به خدمات درمانی کودکان افزود: تفاوت بسیار جدی است. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، اساساً مدل ارائه و پرداخت خدمات کودکان با بزرگسالان متفاوت تعریف شده است. شاید تعداد مراجعات کمتر باشد، اما پایه پرداخت و ارزشگذاری خدمات بسیار بالاتر است. در آن کشورها، کودک را صرفاً «بزرگسال کوچکشده» نمیبینند. میدانند که تشخیص، درمان، مراقبت، تجهیزات و حتی زمان ارتباط با کودک، پیچیدهتر، پرهزینهتر و تخصصیتر است. بنابراین تعرفهها از ابتدا بر همین اساس طراحی شدهاند.
وی ادامه داد: در ایران متأسفانه هنوز خدمات کودکان با همان منطق خدمات بزرگسال قیمتگذاری میشود و فقط درصد ناچیزی به آن اضافه میکنند. این در حالی است که در عمل، پزشک کودک ممکن است چندین بار کودک را معاینه کند، دارو را تغییر دهد، دوباره پذیرش انجام شود و زمان و انرژی چند برابری صرف شود، اما هیچکدام از این موارد در نظام پرداخت دیده نمیشود.
انتهای پیام/
نظر شما