ایجاد آشوب و اغتشاش در کشور دستور کار جهانی است/ انسجام اجتماعی باید متناسب با وضعیت‌های نوظهور بازیابی شود

سیدحسین شهرستانی وجود شکاف‌های اجتماعی، ناکارآمدی در حکمرانی و مداخله‌ی استعماری را عامل خارج شدن جریان اعتراضی اخیر از بستر طبیعی خود و بروز اغتشاش و آشوب در کشور می‌داند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، به صحنه آمدن جنبش‌های اجتماعی اگر از پیامدهای خانه‌تکانی درونی جوامع باشد روزآمد شدن روش‌ها و رویکردها در مواجهه با خواست‌ها و مطالبات نوپدید شهروندان، نوشداروی چاره‌سازی است که ناگزیر باید سرکشید. چرا که رویگردانی از آن به استیصال، نومیدی یا پرخاشگری راه می‌برد و اعتراضی که باید مدنی و مسالمت‌جویانه و حق‌طلبانه باشد به تندبادی سر از سراب اغتشاش و آشوب در خواهد آورد.

در ادامه گفتگوی ایسکانیوز با سیدحسین شهرستانی جامعه‌شناس و استاد دانشگاه را بخوانید.

شهرستانی درخصوص اینکه آیا بروز ناآرامی‌های اخیر نشان‌دهنده‌ی وجود ناپایداری اجتماعی و تعارض‌های نسلی فزاینده در سطح جامعه ایران بوده، گفت: ویژگی ذاتی جامعه ما پایداری و شکیبایی است. آنچه که این روزها در کشورمان بروز کرده نتیجه‌ی مداخلات حداکثری قدرت‌های جهانی و تحریک غیرعادی در نظام روابط اجتماعی ایران است. اگر این حجم از مداخله بیرونی در فرایندهای طبیعی اجتماعی در هر کشور دیگری رخ داده بود، شدت ناآرامی‌ها و ناپایداری‌ها ده‌ها برابر کشور ما می‌شد.

وی افزود: اتفاقا جامعه ایرانی یک جامعه پایدار است که تا این حد تلاطم‌ها، دسیسه‎ها و مداخله‌های فراملی را تحمل می‌کند. چون این میزان از تنشی که شکل گرفته در مقابل آن حجم از سرمایه‌گذاری‌هایی که برای تحریک عواطف و هیجان‌های عمومی شده، ناچیز است. پس موضوع چشمگیر، پایداری جامعه ایران در برابر این ماجراهاست.

این جامعه‌شناس اضافه کرد: امروز توطئه برای سوق دادن هر نوع اعتراضی به سمت آشوب و اغتشاش و براندازی در کشورمان در دستورکار قدرتمندترین نظام‌های رسانه‌ای، اقتصادی، سیاسی جهان است. آنچه این روزها در کشورمان رخ می‌دهد نتیجه طبیعی بافت جامعه ایران نیست. پروژه‌های فراملی و استعماری اجازه شکل گرفتن اعتراضات مسالمت‌آمیز را در کشورمان نمی‌دهند مگر اینکه تبدیل به آشوب و اغتشاش و بحران مبتنی بر سویه براندازانه شود.

شهرستانی در پاسخ به اینکه آیا متمرکز شدن روی پروژه‌های هدایت شده از خارج و نادیده گرفتن شکاف‌های عمیق داخلی به نگاهی یکسویه نمی‌انجامد، گفت: اعتراض و ناآرامی اجتماعی در سطح متوسط به گونه‌ای که نوعی عقلانیت اجتماعی به آن دامن بزند و تعادلش حفظ شود، خصلت جامعه ایرانی است. جامعه ما پویاست. اما این پویایی همیشه در تلاطم‌ها حد تعادل را حفظ می‌کند. مساله بر سر نوع عبور از آن تلاطم‌هاست. آنچه امروز در کشورمان رخ می‌دهد نتیجه دستکاری‌های بیگانه است. اما زمینه این تلاطم و اعتراض در داخل وجود دارد و واقعی و به حق است. البته بخشی از این اعتراضات نتیجه سیاست‌های نادرست دولت است. چون دولت مقطع غلطی را برای تصمیمات غلط انتخاب کرده است. محتوای این تصمیمات جامعه را تحریک کرده است. پس فقط بیگانگان نیستند.

وی با اذعان به اینکه تنش‌های اجتماعی بالقوه هم در جامعه وجود دارد، افزود: سیاست‌ها می‌توانند این تنش‌ها را فعال کرده یا ترمیم کنند. گاهی هم ممکن است یک سیاست اصولی و صحیح به دست یک دستگاه ناکارآمد سپرده شود که نتواند آن را به خوبی پیش ببرد و کشور را در شرایط حاد و بحرانی قرار دهد.

شهرستانی با طرح اینکه کیفیت مدیریت دولت کنونی سه دانگ است نه شش دانگ، خاطرنشان کرد: درواقع امروز شبکه‌های منافع درحال اداره کشور هستند. با این وضعیت نمی‌توان شکاف‌ها را ترمیم کرد. زمینه اجتماعی اعتراضات وجود دارد، اما حکمرانی نادرست نارضایتی‌های بالقوه را به وضعیت بالفعل می‌رساند که البته جامعه ایرانی می‌تواند این تنش‌ها و تضادها را در درون خود نوسان‌گیری کند. جامعه ایرانی بحران های تاریخی هزاران ساله را از سر گذرانده و آنقدر پخته هست که بتواند تعادل را در اعتراضات حفظ کند. اما خارج شدن این اعتراضات از حد طبیعی ناشی از مداخلات بیگانگان است.

وی در پاسخ به اینکه ناکارآمدی در حکمرانی را باید محدود به دوره کنونی بدانیم یا در فرازهای دیگری نظیر ناآرامی‌های سال 1401 هم قابل رهگیری است، گفت: در حوزه اقتصاد و معیشت و اداره کشور در شرایط تحریم میراث ناکارآمدی اجرایی و اداری را از گذشته داریم. با این حال ساختارهایی برای اداره کشور در شرایط تحریم درحال شکل گرفتن بود. اما ظاهرا بسیاری از این ساختارها عامدانه تخریب شده یا شبکه‌هایی از منافع، کشور را به گروگان گرفته‌اند.

این استاد دانشگاه تشریح کرد: نمی‌توان قائل به وجود ناکارآمدی در حاکمیت بود اما دولت کنونی را در آن مسوول ندانست. این شدت از بی تدبیری عادی به نظر نمی‌رسد. البته در دوره‌های گذشته هم در زمینه‌های دیگری بی‌تدبیری‌هایی رخ داده و هزینه آن هم پرداخت شده است. یعنی هر دولتی در حوزه‌ای و از جهتی باعث تحریک شکاف‌های اجتماعی شده است.

شهرستانی درخصوص اینکه آیا گسست نسلی و برنتابیدن سنت و ارزش‌های اجتماعی دیرین جامعه از سوی نسل زد را می‌توان در کنار مداخله جویی بیگانگان و ضعف حکمرانی دولتی به عنوان ضلع سوم برسازنده‌ی وضعیت کنونی شناسایی کرد، گفت: ما با وضعیت‌ها و شکاف‌های مختلفی روبرو هستیم. در برابر این وضعیت‌ها هم امکان ترمیم و هم امکان تشدید وجود دارد. یعنی وضعیت کنونی یک وضعیت بالفعل و محقق و نهایی شده نیست. تصمیمات و موقعیت‌های سیاسی گوناگون ما را به سمت شرایط مختلفی هدایت می‌کند. نسل جدید در موقعیت‌هایی می‌تواند به سمت پیوندهای نوظهور و تازه برود، در موقعیت‌هایی هم می‌تواند به سمت تشدید قطب‌بندی و تضاد پیش برود.

او اضافه کرد: مدیریت کلان کشور باید مبتنی بر بازیابی انسجام اجتماعی بر اساس وضعیت‌های نوظهور باشد و سیاست‌هایی اتخاذ شود که حداکثر همگرایی را ایجاد کند. در دوره‌های گوناگون متاسفانه محور بودن این انسجام در ابعاد فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی گم شده است.

شهرستانی درواکنش به اینکه آیا پویایی‌های درونی جامعه ایران از چنان توانی برخوردار نیست که بتواند ابزارهای ترمیم‌گر خود را بسازد و از این گردنه‌ی بحرانی عبور کند، گفت: تا همین الان هم این مکانیسم‎ها کار کرده و ما از بحران‌های موجود عبور کرده‌ایم. اگر این مکانیسم‌ها نبود ما بارها تبدیل به سوریه و لیبی یا عراق و افغانستان می‌شدیم. درواقع پدیده‌ی چشمگیر و معجزه آسا برای ما تاب‌آوری جامعه ایرانی است. اما فراوانی بادهای مخالف باعث عدم کفایت این تاب‌آوری شده است. در تحریک شکاف‌ها عناصر مصنوع و مداخله‌گر بیرونی فراوانند. پس برای ترمیم این شکاف‌ها هم باید تلاش‌ها را افزایش داد.

وی درخصوص اینکه سوریه‌ای شدن برای جامعه ایرانی دسترس‌پذیرتر است یا عبور از بحران‌های کنونی، بیان کرد: نهایت تشدید قطب‌بندی‌ها به اضافه خلا قدرت و باز شدن دست مداخله استعماری در ایران به سوریه‌ای شدن کشورمان می‌انجامد. تبدیل شدن به کشوری نظیر عراق، افغانستان یا سوریه با ورود نیروی استعماری به کشور که بحران را برای بحران می‌خواهد نتیجه‌ای جز این ندارد. آنهایی که سوریه‌ای شدن ایران را نفی می‌کنند دنبال باز کردن راه ورود استعمار به کشور هستند. ما در آستانه این وضعیت هستیم. اما این اتفاق نمی‌افتد چون خلا قدرت یا قدرت وابسته نداریم.

استاد جامعه‌شناسی یادآوری کرد: در پنج سال اول پس از اشغال نظامی عراق به دست آمریکا حدود سه میلیون نفر از شهروندان این کشور در ناآرامی‌های آن دوره کشته شدند. درحالی که هنوز داعش ظهور نکرده بود. پس ایجاد خلا قدرت و سرکار آمدن یک قدرت پوشالی وابسته به استعمار در کنار فعال شدن شکاف‌های اجتماعی وضعیتی شبیه سوریه و عراق را پدید می‌آورد. در ایران شکاف‌ها درحال تحریک هستند اما خلا قدرت به وجود نیامده است.

وی درباره اینکه بروزرسانی شاکله‌ها و بنیادها تا چه اندازه در جلوگیری از بروز خلا قدرت در کشورمان و ترمیم شکاف‌ها موثر است، گفت: باید نهاد سیاسی دست به اصلاح و بروزرسانی خود بزند و مردمی‌تر شده و چتر فراگیری‌اش گسترده‌تر شود. باید از نظر فرهنگی و اقتصادی همنوایی و هم‌سخنی با بخش بیشتری از جامعه ایرانی را در پیش بگیرد. یعنی هم با طبقات فرودست اقتصادی و هم با اقشار نوظهور فرهنگی باید همگرایی بیشتری رخ دهد و شکاف‌ها ترمیم شود.

شهرستانی با بیان اینکه کنشگران مدنی و سیاسی هم باید در تحقق این اصلاح کمک کنند، افزود: آن روشنفکرانی که دولت خودشان روی کار است و باعث شعله‌ور شدن این آتش شده حالا نباید خود را کنار بکشند. آنها یا رسانه‌های دولت حق ندارند مدعی باشند و خود را طرفدار معترضان جا بزنند. این بسیار خنده‌دار است که تراست‌های طبقاتی اقتصادی که پولشان را از منتفعین وضع موجود می‌گیرند کنار بایستند و بسیجی‌ها در کف خیابان کشته شوند. متاسفانه بخشی از جریان سیاسی موجود در کشورمان با اینکه معمولا دولت و نهادهای مهم اقتصادی را در دست داشته‌ هیچوقت مسوولیت نپذیرفته است. البته به تدریج بخشی از نیروهای جوانتر آن جریان هم درحال تغییر رویه و فاصله گرفتن از آن گفتمان غیرمسوولانه سابق هستند. آنها هم باید برای جلوگیری از خلا قدرت و تشدید شکاف‌ها هزینه بدهند.

انتهای پیام/

کد خبر: 1293571

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =