به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، چند روزی بیشتر نگذشته از آن روزی که موج اعتراض مردمی به گرانیها با ساز ناکوک جماعتی غوغایی به محاق اغتشاش و آشوب رفت و بیگانگانی چند را در این گوشه و آن گوشهی دنیا واداشت تا با دمشان گردو بشکنند و نسخهی هرج و مرج و فروپاشی درونی برای ایرانِ به تنگ آمده از زخم تحریم و جنگ دوازده روزه بپیچند و سبکسرانه رجز صدمنیکغاز بر سر حملهی قریبالوقوع و محیرالعقولشان به خاک میهنمان بخوانند. حالا اما جان بر کفانی باز به سنت دیرین این دیار بر سر عهدشان با میهن و امن و آبادانیاش جان دادهاند و پایتختنشینانی با چشمان نمناک و گلوهای پر از شعر و شعار به بدرقهی پیکر پیچیده در پرچم سه رنگشان آمدند.
اما مردم چرا آمدهاند؟ به چه انگیزهای؟ در جستجوی چه معنایی؟ این را از بانوی بغضکردهای میپرسم که در سرمای ظهرگاهی تهران خیره به تابوت شهیدان مانده. اشک مجال سخن گفتن نمیدهد. اگرچه این خود شاید بلیغترین پیام باشد.
سوز دیماهی تهران مشت مشت سرما را حواله سر و صورت عابران میکند. اما همه گرم شعار و نگاهند. تقلایی میکنم لابلای جمعیت بلکه یک مشتری برای آن پرسش پیدا شود. پیرمرد درشتاندام بالابلندی تبعیت از راه و مرام شهیدان را انگیزه آمدنش معرفی میکند. بغل دستیاش را که درباره پیام این حضور و همراهی به پرسش میگیرم چند ثانیهای این پا و آن پا میکند تا از حیرت و جذب شدگیاش بگوید. لای جمعیت چشم میچرخانم که برای آن پرسش مقدر باز مخاطبی دست و پا کنم. آقایی خود را یکی مثل باقی حاضران مینامد که آمدهاند. چانه میزنم که بالاخره آرمان و ایده و انگیزهای باید باشد که او را به این جمع بکشاند. کس دیگری به میان صحبتمان میآید که: کمترین کار ما ادای دین به این شهداست. بهونهی این اومدنمون هم همینه.
گذرندهی پرچم به دستی انذار میدهد: دشمن خوابهای بدی برامون دیده. اگه هوشیار نباشیم، اگه متحد نباشیم با ما همون میکنه که با غزه کرد.
مرد میانسالی با موی جوگندمی و عکس رهبرانقلاب در دست پیشقدم میشود برای گفتگو. وقتی میپرسم چرا اینجا آمده مبارزه با سلطه را هدف میگیرد و بزرگداشت شهدا را هم گامی میبیند در جهت همین مبارزه: اونا مدافعان امنیت این کشورن. اونا متعلق به مکتب اسلام و شیعه هستن. متعلق به کل مسلمین هستن. ما مدیون خون شهدا هستیم. پیامشون هم اینه که ما باید دفاع از حق بکنیم. دفاع از آزادی بکنیم. پیامشون مبارزه با سلطه است. نظام سلطه که داره به کل دنیا زور میگه. شهدا جونشون را گذاشتن و با اونا مقابله کردن.
نزدیک پیکرها میشوم. جوانهایی از آن بالای جایگاه بر سر جمعیت گل میپاشند. بانویی کنار نردهها آرام اشک میریزد. تردید دارم بتواند پاسخی بدهد. او اما همانطور آرام و با تانی به حرف میآید: ما وظیفه داریم بگیم پشتیبان ولایت فقیه باشیم. وظیفه داریم بگیم باید تو صحنه باشیم. دشمن فکر نکنه ما میدان و سنگر را خالی میکنیم.
پسر لاغراندامی با صورت استخوانی و ریش کم پشت تراکتی را سر دست بلند کرده. دهه هفتادی است. دوربین را که میبیند کلاه بافتنیاش را از سر برمیدارد: ما پشت خاکمون و وطنمون هستیم. مقام معظم رهبری گفتن جوونای این مملکت اون چیزی که دشمنا میگن نیستن. پای دینشون پای مملکتشون هستن. بصیرت دارن. حواسشون هست.
طبق گزارش پزشکی قانونی آنچه از آشوبگران سرزده اغلب با توحشی بدوی همراه بوده و انواع سلاح سرد و گرم را برای بریدن گلو و زدن شاهرگ و مجرای تنفسی شهیدان به کار گرفتهاند. اما چرا چنین کردهاند؟ یک جوان دهه هشتادی به دهه شصت ارجاعمان میدهد: این از اونایی ریشه میگیره که این آشوب را راه انداختن. ترامپ و اعوان و انصارش اعتراف کردن ما این آشوب را به پا کردیم. وحشیگری تو خون اوناست. داریم میبینیم تو غزه چیکار کردن. اینا درواقع امتداد همون منافقین دهه شصت هستن.
بانوی جوانی پرچم سه رنگ به سر انداخته و از نردههای وسط خیابان بالا رفته. حضور او میان این جمعیت شاید عجیب باشد. طوری که پیرمردی تذکر میدهد: خانوم حجابتو سرت کن! آمدن او به این مراسم چه معنایی دارد: من اگه راستش را بخواین برا اینکه دلم آرام بگیره اومدم. و اینکه به دوستای خودم، به همکارام و به آشناهام که هنوز با این اوضاع خراب سنگ اونا را به سینه میزنن و خیلی پررو هستن میخوام بگم راه درست همینه که شهدا رفتن.
بین انبوه جمعیت به ناگاه با محمدعلی رامین معاون مطبوعاتی سالهای نه چندان دور چهره به چهره میشوم. رک و پوست کنده میپرسم برای چی اینجایی؟ چشمان آبی رنگش برق میزند: مسوولین و مردم دو طیف نیستن. مسوولین از مردمن. برای مردمن. در خدمت مردمن. هر مسوولی که اینگونه نباشد مسوولیتشناس نیست.
از علت تبدیل اعتراضات به حق مردم به آشوب و اغتشاش میپرسم: این نشاندهنده این است که ما عموما دشمنشناس نیستیم. یعنی اصلا دشمن را در هیچ برنامهای لحاظ نمیکنیم. دشمن وجود دارد. عوامل داخلیش را دارد و از هر پدیدهای در جامعهی ما سوءاستفاده میکنه. اون معترض به وضعیت گرانی و تورم و اون مردمی که حق اعتراض دارن باید مراقب دشمنشون هم باشن و بدونن کل این فشارهای اقتصادی از طرف دشمن انجام گرفته برای اینکه مردم را به خیابون بکشونن و بعد ازشون سوءاستفاده کنن علیه کلیت ایران و ایرانیها.
رامین بسترهای دیگری غیر از خیابان را برای اعتراض کردن به مردم پیشنهاد میکند: مثلا بستنشینی و تجمع در اماکن مقدس، در مصلاها، در مساجد و کشوندن مسوولین برای پاسخگویی در این مکانها از امکانات و موقعیتهایی است که جمهوری اسلامی در اختیار دارد و باید مردم از آن استفاده کنن.
وقتی یک چهره سیاسی و آکادمیک آن هم از آن بسیجیهای جبهه رفته، در مراسم تشییع شهدای امنیت حاضر میشود پیامش چیست؟ سعید جلیلی عضو شورای عالی امنیت ملی که هم مرد جبهههای سیاست و انتخابات است و هم یادگاری جنگ هشت ساله را با خود دارد زیر نگاه ذوقزدهی جمعیت شمرده شمرده قدم میزند و سخن میگوید: اون چیزی که انقلاب ما را حفظ کرد، ادامه داد و بهش قدرت داد مردم ایران هستند. حضور مردم در هر صحنهای باعث حفظ و بلکه ارتقای موقعیت ایران و نظام میشه. مردم ما هم این را به خوبی میدونن و با حضورهای مکرر خودشون این قدرت را همیشه برای ما به ارمغان میارن.
اعتراضی که به حق بود و گرانی و نوسانات ارزی و معیشت را هدف گرفته بود به سرعت در دامچالهی خشونت و آشوب و اغتشاش افتاد. چراییاش را که با جلیلی در میان میگذاریم سبکدلانه از هزیمت توطئهگران خبر میدهد: مردم ما از هوشیاریهاشون اینه که نقاط ضعف را میبینن اما به اتکای نقاط قوت و قدرت اون نقاط ضعف را برطرف میکنن. کسانی میخواستن به بهانهی نقاط ضعف اتفاقا همان نقاط قوت را از بین ببرن. که مردم بهشون اجازه ندادن.
انتهای پیام/
نظر شما