به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ وقتی شروع به نوشتن این گزارش کردم، هنوز نمیدانستم چقدر سخت است از رنجی بنویسم که بوی خانه و دل مادرانه میدهد. من فقط میخواستم روایتگر باشم، نه قاضی و نه تحلیلگر. اما نمیشود از این یازده داستان گذشت و بیتفاوت ماند. هرکدام بخشی از روزهای معمولی خانوادههایی هستند که در چشمبرهمزدنی به تراژدی تبدیل شدهاند؛ حیاط خانهای که باید محل بازی باشد، به صحنه مرگ بدل شده، سفری خانوادگی که میتوانست پر از خنده باشد، با گریهی مادر به پایان رسیده است.
در این روایتها، جادهها، حیاطها، پیادهروها و حتی آغوش مادر به محلی ناامن برای کودکان تبدیل میشوند. حوادثی که میتوانستند رخ ندهند، اگر فقط یک لحظه بیشتر دقت میشد، اگر کمربند ایمنی بسته میشد، اگر دست کوچکی رها نمیشد، اگر خودرو عقبگردی نمیکرد. اما “اگرها” همیشه بعد از حادثه میرسند.
من، بهعنوان مادری که هر شب نگران کودکش است، در دلِ هر یک از این ماجراها تکهای از خودم را پیدا میکنم. اینها فقط آمار نیستند، حقیقتهاییاند زنده، روایت دردناک بیاحتیاطی ما بزرگترها. یازده داستان، یازدهبار تکرارِ تمنای نجات، یازده هشدار که میگویند: امنیت کودکان، نه در آغوش ما، که در آگاهی ماست.
میخواهم شما را به خواندن یازده داستان واقعی دعوت کنم؛ روایتهایی از لحظاتی که زندگی با یک غفلت کوتاه، مسیر خود را عوض کرده است. اینها فقط خبر نیستند، خاطرههای تلخی هستند که از دل خانوادهها بیرون آمدهاند ـ خانوادههایی مثل من و شما...
داستان اول: در تاریخ بیست و هشتم خرداد سال گذشته ساعت۱۵ ، پدر جهت انجام کاری قصد خروج از منزل را داشته، خودرو در حیاط پارک بوده و کودک سه ساله به دنبال پدر به سمت حیاط می رود. پدر غافل از حضور کودک پشت ماشین، سوار اتومبیل شده و در حال حرکت به سمت عقب، با کودک برخورد می کند. کودک به زمین خورده و بیهوش می شود . با ۱۱۵ تماس گرفته میشود، اقدامات اولیه صورت گرفته و ۱۱۵ کودک را به بیمارستان منتقل می کند اما نهایتا کودک پس از ۲۵ روز درکما بودن ، فوت میشود.
داستان دوم: درتاریخ دوم شهریور سال گذشته، کودک بههمراه مادر در خانه مادربزرگ حضور داشته است، حوالی ظهر، دایی کودک قصد خروج از منزل را داشته و به سمت ماشینش که در حیاط خانه مادربزرگ پارک بوده است، می رود. کودک ۲ ساله به دنبال دایی راه افتاده اما دایی متوجه این موضوع نمیشود. دایی ماشین را بصورت دنده عقب از منزل خارج میکند .کودک که در پشت ماشین ایستاده بوده، زیر گرفته میشود . دایی سرآسیمه از ماشین پیاده شده و بقیه خانواده را از حادثه باخبر میکند . مادر، کودک را در آغوش گرفته و سریع به بیمارستان میرسانند. اما کودک در همان لحظات اولیه برخورد، جان سپرده بود.
داستان سوم: در تاریخ بیست و نهم فروردین سال گذشته هنگام برگشت از مسافرت در جاده بردسیر، خانواده به همراه ۲ کودک خود، در ماشین پژو ۴۰۵ در حال حرکت بودند .کودک ۲ماهه درصندلی عقب ماشین در بغل مادر بوده و کودک خردسال دیگر نیز در صندلی جلو نشسته بوده است. به علت سبقت پژو از تر یلی، کنترل ماشین از دست راننده خارج و اتومبیل از جاده منحرف و چپ میشود. درهنگام واژگون شدن خودرو، کودک از بغل مادر به بیرون پرت شده و دردم جان میدهد. کودک دوم هم که درصندلی جلو نشسته بود به علت جراحات به بیمارستان اعزام میشود. ولی در بیمارستان فوت میکند.
داستان چهارم: در تاریخ بیست و هفتم مرداد خانواده به همراه ۲ فرزند در جاده ده بالا کرمان درماشین پژو ۴۰۵درحال حرکت بودند. پدر درحال رانندگی و مادر که فرزند کوچکتر را در آغوش داشته، سرنشین صندلی جلو بودهاست. فرزند بزرگتر سرنشین صندلی عقب ماشین بوده. سر دوراهی جاده، هنگامی که پدرگردش به چپ می کند، خودرویی که از سمت مقابل می آمده و سرعت بالایی داشته با ماشین برخورد و باعث چپ شدن ماشین میشود. در این حادثه همه خانواده جان میسپارند که ۲ فرزند چهار ماهه و پنج ساله نیز جزء آنها بودند.
داستان پنجم: در عصر روز سوم تیرماه سال گذشته ، پدر خانواده در حالیکه دو فرزند دختر خودهفت ساله و چهار ساله را پشت موتورسیکلت سوار کرده از خانه خارج میشود. در بزرگراه شهر کرمان، حوالی ترمینال مسافربری جدید در محل دوربرگردان، یک ماشین از پشت با موتور برخورد میکند. موتور واژگون شده و سرنشینان موتور از روی موتور سیکلت پرت میشوند. به علت شدت ضربه، کودک چهار ساله به جلو پرت شده در همین حین یک اتومبیل که در سمت مقابل حرکت میکرده از رو ی پیکر دختر چهارساله عبور میکند. کودک در دم جان می دهد. کودک بزرگتر نیز روز بعد در بیمارستان به علت جراحات متعدد، فوت میکند.
داستان ششم: در روز بیست و دوم آذر سال گذشته حوالی ساعت پنج عصر، کودک سه ساله در منزل بهانهگیری میکرده است. چون مادر مشغول رسیدگی به کارهای خانه بوده، کودک را به همراه خواهر ۱۱ سالهاش، جهت خرید خوراکی به مغازهای که آن طرف خیابان بوده است، میفرستد. کودک هم به همراه خواهر بزرگتر به قصد خرید خوراکی از منزل خارج میشود. هنگام عبور از خیابان، ماشین سمندی با سرعت به کودکان نزدیک میشود. وقتی خواهر بزرگ، متوجه ماشین و سرعت بالا آن میشود، ترسیده و دست کودک کوچکتر را رها کرده و خودش به آن سمت خیابان فرار میکند. راننده نمیتواند اتومبیل را کنترل کند و به کودک سه ساله برخورد میکند. متاسفانه به علت بالا بودن سرعت ماشین و ضربه شدید، کودک در محل حادثه فوت میکند.
داستان هفتم: مادر در تاریخ ۹ اردیبهشت بدلیل بیماری کودک و برای تهیه داروهای او به سمت داروخانه حرکت میکند. مادر دست دختر شش سالهاش را در دست و دختر شش ماهه اش را نیز در بغل گرفته و بههمراه خود میبرد. مادر برای رسیدن به داروخانه از عرض بلوار شهید صدوقی (جاده تهران بعد از پل راه آهن) تردد می کند. چند قدم مانده تا به جدول وسط بلوار برسند، ناگهان یک وانت پیکان که به علت سرعت بالا، قادر به کنترل خودرو نبوده به هر سه نفر برخورد می کند. مادر به سمت جدول پرت شده و بدلیل ضربه به سر، در دم جان میسپارد. کودک شش ماهه از بغل مادر به بیرون پرت شده و ضربه مغزی میشود. کودک ۶ ساله نیز دچار شکستگی و تروما میشود. هر۲ کودک را با آمبولانس به بیمارستان اعزام میکنند. کودک ۶ ماهه به مدت ۲روز درکما بوده و در نهایت فوت می شود.
داستان هشتم: در روز حادثه، کودک چهار ساله به همراه مادر، برادر بزرگتر پدر بزرگ و خاله برای مسافرت به سمت تهران حرکت میکنند. پدربزرگ راننده بوده و کودک در آغوش مادر، در صندلی جلو خودرو، نشسته بوده است. خاله و برادر بزرگتر سرنشین صندلی عقب ماشین بودهاند. در ۵۰ کیلومتری جاده سبزوار، پدر بزرگ در حین رانندگی سکته کرده و کنترل ماشین را از دست میدهد. ناگهان خودرو واژگون میشود. متاسفانه در این حادثه پدربزرگ، خاله، مادر و کودک در محل حادثه جان خودرا از دست میدهند و برادر بزرگتر به بیمارستان منتقل میشود.
داستان نهم: در تاریخ چهارم تیرماه بعد از اتمام مراسم عروسی ، کودک پنج ساله به همراه مادر و خواهر بزرگتر از تالار عروسی خارج میشوند. دست کودکان هنگام خروج از تالار در دست مادر بوده است. ماشین پدر در آن سوی خیابان پارک و پدر هم داخل خودرو منتظرخانواده بوده است. وقتی که کودکان پدر را میبینند، دست مادر را رها کرده و به طرف ماشین میدوند. هنگام عبور از خیابان، خودرویی با سرعت زیاد از طرف مقابل با کودکان برخورد کرده و با شدت ضربه، ۲ کودک چندین متر پرت میشوند، کودکان توسط ۱۱۵ به بیمارستان اعزام میشوند و کودک پنج ساله بعلت جراحت بالا و ضربه مغزی در لحظه ورود به بیمارستان فوت میکند.
داستان دهم: در تاریخ سیزدهم اردیبهشت ساعت ۱۶، مادر با ۲ کودک سه ساله و هفت ساله خود به همراه خاله بچهها درحال برگشت از شهر اندوهجرد بودند. خاله کودک راننده خوردو بوده هر ۲ کودک در ابتدای سفر، سرنشین صندلی عقب بودند. کودک کوچکتر به دلیل اینکه خوابش میآمده، میخواهد به صندلی جلو و در آغوش مادر بیاید، در همین حین حواس راننده پرت شده و خودرو از جاده منحرف و چپ میشود. به سر کودک ضربه وارد شده و کودک به دلیل ضربه مغزی در محل حادثه فوت میکند و مادر دچار شکستگی پا میشود. کودک دیگر که سرنشین صندلی عقب ماشین بوده دچار تروما شده، اما پس از درمان از بیمارستان، ترخیص میشود.
داستان یازدهم: در یک صبح سرد زمستانی، خانواده کودک که جمعا هفت نفر سرنشین را شامل میشدند، در ماشین پژو پارس در جاده جیرفت درحال حرکت کرده بودند. مادر در صنلی جلو نشسته و کودک ۲ سالهاش را در آغوش گرفته بود. حدود ساعت ۵:۴۵ صبح، سر یک دو راهی با ماشین حامل گازوییل برخورد کرده و چهار نفر از جمله مادر و فرزند درهمان صحنه تصادف ، جان می بازند.
حق با شماست. هنگام مطالعه این یازده روایت دردناک، چگونه میتوان لرزش اندوه و حیرت را در دل مهار کرد؟ سنگینی پرسشها بر روحمان سایه میافکند: چگونه ممکن است بالهای زندگی کودکی که تا دیروز غرق در هیاهوی بازی و جستوخیز بود، به سادگیِ یک غفلت، در خاموشی ابدی درهم بشکند؟
دنیای کودکان، تابلویی زنده از رنگها، نور و جنبش است و حفاظت از این قلمرو پاک و لبریز از شور زندگی، نه یک وظیفه، بلکه سوگند ناگفته ما بزرگترهاست؛ پیمانی که امنیت در آن، لحظهای وقفه نمیشناسد.
تصادفات کودکان ناشی از بیتوجهیها
وحیدرضا برهانینژاد معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در گفتوگو با خبرنگار ایسکانیوز به ضعف در رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی اشاره کرد و گفت: قانون بهصراحت تأکید دارد که کودکان نباید در صندلی جلو خودرو یا بر ترک موتورسیکلت بنشینند، اما این موضوع هنوز جدی گرفته نمیشود. بسیاری از مرگهای کودکان در تصادفات ناشی از همین بیتوجهیهاست، راهنمایی و رانندگی باید این قوانین را جدیتر اجرا کند و والدین نیز باید بدانند که بیاحتیاطی آنان میتواند به بهای جان فرزندشان تمام شود.
وی خاطرنشان کرد: ما بارها به دستگاههای مختلف از جمله نیروی انتظامی، جهاد کشاورزی و دادستانی مراجعه کردهایم و خواستار هماهنگی جدی برای پیشگیری از این حوادث شدهایم، جان کودکان در اولویت است و هیچ توجیهی برای کوتاهی در این زمینه پذیرفته نیست، حتی دادستانی قول داده است که ورود جدی به این موضوع داشته باشد، اما لازم است رسانهها نیز مطالبهگری کنند تا این وعدهها عملی شود.
برهانینژاد افزود: مرگ کودک تنها یک حادثه نیست؛ بلکه آغاز یک سوگ طولانی برای خانوادههاست، ما پروندههای متعددی داریم که نشان میدهد پس از هر حادثه، خانوادهها با داغی سنگین و طولانی روبهرو میشوند.
وی تاکید کرد: هر حادثهای که جان کودکی را بگیرد، تنها یک آمار نیست؛ بلکه یک زندگی از دست رفته است. رسانهها باید در این زمینه آگاهی مردم را بالا ببرند تا دیگر شاهد تکرار چنین فجایعی نباشیم، هماهنگی همه دستگاههای مرتبط، از کشاورزی گرفته تا نیروی انتظامی و دادستانی، ضروری است تا جان کودکان که در قانون نیز بهطور صریح بر حفاظت از آن تأکید شده، بهطور واقعی حفظ شود.
آمار تصادفات کودکان
اکرم خلیلی، کارشناس سلامت کودکان دانشگاه علوم پزشکی کرمان نیز در گفتوگو با خبرنگار ایسکانیوز با اشاره به اینکه طی سال ۱۴۰۳در دانشگاه علوم پزشکی کرمان سوانح و حوادث جان ۳۰ کودک را گرفت و رتبه سوم علت مرگهای کودکان زیر پنج سال دانشگاه به این علت بود، تاکید کرد: در ۹ ماهه ابتدایی سال ۱۴۰۴، این عدد به ۲۴ کودک رسید که ۲۲ درصد علت مرگهای کودکان را تشکیل میدهد.
وی با اشاره به اینکه در سال ۱۴۰۳سوانح ترافیکی حدود ۴۷ درصد از مرگهای سوانح(۱۴ مورد) را شامل میشود، افزود: در۹ ماه ۱۴۰۴، ۷۵ درصد مرگهای سوانح(۱۸ مورد)، به علت تصادفات بوده است.
خلیلی با اشاره به اینکه در سال ۱۴۰۳سوانح غیرترافیکی شامل ۶ مورد بهعلت غرق شدگی،۶ مورد انسداد راههای تنفسی، سه مورد مسمومیت با متادون و یک مورد سوختگی بود، اظهارکرد: در ۹ ماهه سال ۱۴۰۴ در سوانح غیر ترافیکی ۲ کودک به علت سقوط از ارتفاع، یک کودک بهعلت برق گرفتگی، ۲ نفر بهعلت مسمومیت و یک نفرانسداد راه تنفسی جان خود را از دست دادند.
وی تاکید کرد: براساس آمارهای مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی پیش بیمارستانی دانشگاه کرمان در سال ۱۴۰۳ حدود یکهزارو ۸۰۰ مورد حادثه در مورد کودکان رخ داده که۶۳۸ مورد از آنها مربوط به حوادث ترافیکی است و بقیه به سوانح غیرترافیکی همچون سقوط، انسداد راه تنفسی، برخورد با نیروهای بیجان، سوختگی و مواردی به این شکل اختصاص دارد.
کارشناس سلامت کودکان دانشگاه علوم پزشکی کرمان تاکید کرد: براساس همین آمار در سه ماهه نخست سال ۱۴۰۴ حدود ۴۵۰مورد حادثه برای کودکان زیر پنج سال رخ داده که ۱۷۴مورد آنهارا تصادفات شامل میشود.
وی تاکید کرد: براساس اطلاعات سامانه کودکان پُرخطر دانشگاه علوم پزشکی کرمان در۹ ماهه سال ۱۴۰۴ حدود ۲۰ درصد از کودکان که در بیمارستانهای دانشگاه بستری شدهاند، به دلیل آسیبهای ناشی از حوادث بوده که ۶۰ درصد این حوادث را مسمومیت با مواد مخدر و مواد شیمیایی تشکیل میدهد.
هیچ قلمی یارای آن نیست که سنگینی این سطرها را سبُک کند، و هیچ صدایی نمیتواند نوای خاموش شده این قلبهای کوچک را بازگرداند. ما امروز با یازده روایت، با یازده یادگار غمانگیز، تنها و تنها یک درخواست مکرر داشتیم: ببینیم، بشنویم و مراقب باشیم.
این داستانها، با آنکه لباس آمار به تن کردهاند، نفس نمیکشند، بازی نمیکنند و آیندهای ندارند. آنها کودکان ما بودند. آن مادری که برای دارو به داروخانه رفت، آن پدری که برای کاری کوتاه از خانه خارج شد، آن پدربزرگی که خانواده را به سفر برد... همه و همه، در دل خود ما هستند. این تراژدی، داستان «دیگران» نیست؛ این آیندهای است که میتواند در یک «غفلت» از آنِ هر یک از ما باشد.
این متن، فقط یک گزارش نبود؛ یک فریاد جمعی است. فریادی که از عمق داغ مادران و پدران این سرزمین برخاسته و به ما میگوید: امنیت کودکان، گزینه نیست، یک اجبار است. اجباری که در بستن یک کمربند ایمنی، در نصب یک صندلی کودک، در نگاه دقیق به پشت خودرو پیش از حرکت، در گرفتن دست کودک هنگام عبور از خیابان و در گفتن «نه» به سوار کردن کودک بر موتورسیکلت، معنا پیدا میکند.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای پیام./

نظر شما