ماه رمضان، برخلاف ظاهر سادهاش، یکی از پیچیدهترین و عمیقترین تمرینهای خودسازی در فرهنگ اسلامی محسوب میشود. این ماه، که در تقویم دینی جایگاهی محوری دارد، به حق عنوانی جز «دریچهای از نور» نمیتواند داشته باشد؛ نوری که نه تنها بر تاریکی جهل و غفلت میتابد، بلکه افقهای جدیدی از خودآگاهی را پیش روی فرد قرار میدهد.
ابزار روزهداری برای تعالی
فلسفه روزه، فراتر از امتناع صرف از خوردن و آشامیدن در ساعات روشنایی روز است. این یک مکتب عملی برای تمرین کنترل نفس، صبر و درک حقیقی مفهوم محرومیت است. هنگامی که فردی روزهدار، عطش یا گرسنگی را تجربه میکند، پیوندی ناگسستنی با وضعیت محرومین جامعه برقرار میسازد.
این تجربه زیسته، زمینهساز اخلاق کاربردی است؛ اخلاقی که در آن بخشش و دستگیری از نیازمندان دیگر یک تکلیف صرف نیست، بلکه یک ضرورت عاطفی و اجتماعی تلقی میشود.
شبهای احیا و فضای فرهنگی
اگر روزها صحنه مبارزه با نفس است، شبها زمان میقات و تجدید عهد با خالق است. شبهای قدر و مراسم احیا نمادی از تلاش جمعی برای بازیابی ارتباط معنوی از دست رفته است. این شبها با حال و هوای خاص خود، جامعه را از ریتم تند زندگی شهری خارج کرده و به سمت تأمل و سکوت هدایت میکند. علاوه بر این، فضای عمومی جامعه تحت تأثیر این ماه قرار میگیرد؛ از سفرههای افطار که کانون گردهماییهای خانوادگی و اجتماعی است تا توجه بیشتر به برنامههای فرهنگی و مذهبی.
تأکید بر مسئولیت جمعی
رمضان در نهایت، یک جشن فردی نیست، بلکه یک رویداد جمعی است که مسئولیت اجتماعی را در کانون توجه قرار میدهد. این ماه فرصتی است تا جامعه نگاهی انتقادی به سطح همبستگی خود بیندازد و تلاش کند تا آموزههایی چون عدالت، بخشندگی و پرهیز از تظاهر را نه فقط در اعمال عبادی، بلکه در تمام کنشهای روزمره خود نهادینه سازد. با اتمام این ضیافت الهی، معیار سنجش موفقیت، میزان نوری است که توانستهایم از این دریچه به درون خود و بیرون خود منعکس کنیم.
فائزه صداقت نژاد _فعال رسانه
انتهای خبر/
نظر شما