معادله بغداد_دمشق در سایه تنش‌های موجود تهران_واشنگتن

امیررضا سالاری*

تحولات اخیر در شمال و شرق سوریه بار دیگر مسئله بازگشت تهدید داعش را به صدر تحلیل‌های امنیتی منطقه بازگردانده است. گزارش‌های میدانی از بی‌ثباتی در برخی مراکز نگهداری عناصر وابسته به داعش در مناطق تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) حکایت دارد؛ بی‌ثباتی‌ای که ناشی از دو عامل فرار بخشی از زندانیان داعشی از زندان‌ها و انتقال بخشی دیگر از آن‌ها به عراق است. این روند، اگرچه اولاً با کنترل ویژه ایالات متحده آمریکا و دوماً با هدف مدیریت بحران صورت گرفته، اما می‌تواند پیامدهایی عمیق برای موازنه امنیتی خاورمیانه، به‌ویژه برای عراق و ایران را در پی داشته باشد.

شکاف‌های عمیق امنیتی در مهار بقایای داعش

پس از شکست سرزمینی داعش در سال ۲۰۱۹، هزاران عضو این گروه و خانواده‌های آنان در اردوگاه‌ها و زندان‌های شمال‌شرق سوریه نگهداری شدند. اما این ساختار بازداشت، همواره بر بستری شکننده استوار بوده است: ضعف اقتدار در دولت مرکزی، وابستگی امنیتی به نیروهای محلی، فشارهای ترکیه بر مناطق کردنشین و کاهش تمرکز ائتلاف بین‌المللی مهم‌ترین عوامل شکنندگی بستر نگهداری داعشیان و خانواده‌های آنان در سوریه بود.

در ماه‌های اخیر، نشانه‌هایی از اختلال در این نظم دیده شده است؛ برخی زندانیان موفق به فرار شده‌اند و برخی دیگر در چارچوب هماهنگی‌های امنیتی به عراق منتقل شده‌اند. اردوگاه‌هایی مانند «الهول» که محل نگهداری خانواده‌های وابسته به داعش بوده‌اند، سال‌هاست به عنوان کانون بالقوه افراط‌گرایی شناخته می‌شوند. اکنون تضعیف سازوکارهای کنترلی، خطر بازسازی شبکه‌های زیرزمینی را افزایش داده است.

دولت عراق با هماهنگی ائتلاف بین‌المللی، بخشی از زندانیان مرتبط با داعش را تحویل گرفته است. این انتقال، در ظاهر، اقدامی برای جلوگیری از فرار گسترده‌تر و تمرکز روند قضایی در کشوری است که بسیاری از داعشیان مذکور تابعیت آن را دارند. اما پرسش اساسی این است: آیا عراق ظرفیت جذب این حجم از زندانیان پرخطر را دارد؟

عراق در فاصله سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ سنگین‌ترین نبرد را علیه داعش تجربه کرد و با هزینه‌های انسانی و اقتصادی گسترده، مناطق اشغالی را بازپس گرفت. با این حال، هسته‌های خفته این گروه همچنان در برخی مناطق مرزی و بیابانی فعال‌اند. ورود هزاران زندانی جدید به‌ویژه اگر در میان آنان فرماندهان میانی یا نیروهای آموزش‌دیده وجود داشته باشد، می‌تواند خطر بازتولید شبکه‌های تروریستی را دو چندان کند.

از سوی دیگر، شرایط زندان‌های عراق، فشارهای سیاسی داخلی و چالش‌های حقوق بشری نیز به پیچیدگی وضعیت می‌افزاید. هرگونه نارضایتی، فرار یا شورش در زندان‌ها می‌تواند به جرقه‌ای برای موج تازه‌ای از خشونت تبدیل شود.

مرزهای سوریه و عراق طی یک دهه گذشته یکی از مهم‌ترین کانون‌های بی‌ثباتی غرب آسیا بوده‌اند. هرگونه خلأ امنیتی در این نوار مرزی، امکان تحرک مجدد گروه‌های افراطی را فراهم می‌کند. اگر انتقال زندانیان بدون تقویت سازوکارهای اطلاعاتی و امنیتی انجام شود، خطر فرارهای زنجیره‌ای یا سازمان‌دهی مجدد سلول‌های تروریستی در درون عراق افزایش خواهد یافت.

در چنین سناریویی، کشورهای همجوار از جمله ایران، ترکیه و اردن نیز با پیامدهای مستقیم این تصمیم روبه‌رو خواهند شد. بازگشت ناامنی به عراق، می‌تواند موج جدیدی از بی‌ثباتی سیاسی و حتی جابه‌جایی جمعیت در منطقه را در پی داشته باشد.

ایران و معادله امنیتی جدید منطقه

پیامدهای تحولات اخیر برای ایران در سه سطح قابل تحلیل است: نخست، بعد امنیت مرزی. مرزهای غربی ایران با عراق، در سال‌های اوج قدرت داعش، یکی از خطوط حساس امنیتی محسوب می‌شد. هرگونه احیای شبکه‌های افراطی در استان‌های غربی عراق، فشار مضاعفی بر ساختار امنیتی ایران وارد می‌کند و مستلزم تقویت کنترل مرزی و همکاری اطلاعاتی نزدیک‌تر با بغداد است.

دوم، بعد ژئوپلیتیک. ایران طی سال‌های گذشته با حمایت از دولت‌های دمشق و بغداد، نقش مهمی در شکست سرزمینی داعش ایفا کرده است. بازگشت تهدید داعش می‌تواند ایران را ناچار به بازتعریف سطح حضور و هزینه‌های امنیتی در عراق و سوریه کند؛ امری که در شرایط فشار اقتصادی، چالش‌برانگیز خواهد بود.

سوم، رقابت قدرت‌های خارجی. هرگونه بی‌ثباتی جدید در عراق می‌تواند زمینه افزایش نقش‌آفرینی بازیگران خارجی را فراهم کند. اگر به واسطه تحولات امنیتی، بهانه‌ای برای تداوم یا تقویت حضور نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای در خاورمیانه پیدا شود، موازنه ژئوپلیتیک منطقه به‌زیان محورهای مقاومت تغییر خواهد کرد.

نقش واشنگتن در تحولات بغداد-دمشق؛ از ساده‌انگاری تا واکاوی منطقی

در چارچوب تنش‌های فزاینده میان ایران و ایالات متحده آمریکا در ماه‌های اخیر، تحولات مربوط به فرار عناصر داعش از زندان‌های سوریه و انتقال بخشی از آن‌ها به عراق را نمی‌توان صرفاً یک اقدام فنی_امنیتی تلقی کرد. در منطق رقابت‌های ژئوپلیتیکی، ناامن‌سازی پیرامونی یکی از ابزارهای کلاسیک مهار قدرت‌های منطقه‌ای است؛ از این رو این احتمال که جابه‌جایی داعشیان آگاهانه یا در نتیجه مدیریت هدفمند بحران به ایجاد فشار امنیتی در مجاورت مرزهای غربی ایران بینجامد، اصلاً بعید نیست. انتقال کانون تهدید از شمال‌شرق سوریه به عراق، عملاً زمین بازی را به مجاورت مرزهای ایران منتقل می‌کند؛ جایی که رقابت تهران_واشینگتن ملموس‌تر و پرتنش‌تر است.

در چنین سناریویی، حتی فعال شدن محدود هسته‌های خفته داعش می‌تواند هزینه‌های امنیتی و اطلاعاتی ایران را افزایش دهد و بهانه‌ای برای تداوم یا تقویت حضور نظامی آمریکا در عراق تحت عنوان مبارزه با تروریسم فراهم آورد. به این ترتیب، داعش حتی بدون بازگشت به قدرت سرزمینی می‌تواند به متغیری در جنگ ترکیبی میان ایران و آمریکا بدل شود؛ جنگی که بیش از آنکه مستقیم و کلاسیک باشد، در قالب فشارهای پیرامونی و مدیریت‌شده دنبال می‌شود.

در مجموع، تحولات اخیر پیرامون فرار و جابه‌جایی عناصر داعش را باید در تقاطع سه سطح بحران تحلیل کرد: شکنندگی ساختارهای پساجنگ در سوریه، آسیب‌پذیری امنیتی عراق و رقابت راهبردی میان ایران و ایالات متحده آمریکا. اگرچه نمی‌توان با قطعیت از طراحی عامدانه برای ناامن‌سازی مرزهای غربی ایران از طرف ایالات متحده آمریکا سخن گفت، اما در منطق جنگ‌های ترکیبی و بازدارندگی فرسایشی، چنین سناریویی دور از ذهن نیست. انتقال کانون تهدید به عراق، عملاً امنیت ملی ایران را در معرض یک آزمون جدید قرار می‌دهد؛ آزمونی که در آن مدیریت هوشمندانه همکاری امنیتی با بغداد، تقویت اشراف اطلاعاتی و پرهیز از گرفتار شدن در زمین بازی رقبا، تعیین‌کننده خواهد بود. ثبات منطقه در این مقطع زمانی، بیش از هر زمان دیگری وابسته به جلوگیری از تبدیل تهدیدات پراکنده به اهرم‌های فشار ژئوپلیتیکی است.

* فعال سیاسی اجتماعی

انتهای پیام/

کد مطلب: 1298107

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =