فاصله گرفتن سینمای ایران از شکوه و اعتبار/ منتظری: افزایش پردیس‌های سینمایی بدون ارتقاء نرم‌افزار راه به جایی نمی‌برد

توسعه زیرساخت‌ها و افزایش تعداد سالن‌ها در کنار کاهش کیفیت آثار نشان از یک تناقض آشکار و وضعیت سینمای ایران در سال‌های اخیر است و بدون توجه جدی به جنبه‌های کیفی و فرهنگی، سینما به مرور زمان تنها به یک هزینه اضافی برای خانواده‌ها تبدیل می‌شود

به گزارش گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز، در گذشته‌ای نه چندان دور، سینما به یکی از مهم‌ترین تفریحات خانوادگی در ایران تبدیل شده بود. رفتن به سینما فرصتی برای جمع شدن اعضای خانواده بود و کودکان و نوجوانان نیز با اشتیاق در انتظار تجربه‌ای تازه از دنیای فیلم‌های سینمایی می‌نشستند. این تجربه‌ها نه تنها لحظات شادی و سرگرمی را برای خانواده‌ها فراهم می‌کرد، بلکه بسیاری از جوانان را نیز به سمت علاقه‌مندی به هنر هفتم و حتی ورود به حرفه سینما سوق می‌داد. سینماهای شهرها، به ویژه در پایتخت، محلی برای تبادل فرهنگی، تماشای آثار متنوع و تجربه‌ی داستان‌هایی با ارزش هنری و انسانی بود. فیلم‌هایی که هم سرگرم‌کننده بودند و هم پیام و ارزش اجتماعی داشتند، جایگاه ویژه‌ای در زندگی مردم پیدا می‌کردند.

اما روند تولید و عرضه آثار سینمایی در سال‌های اخیر با تغییرات قابل توجهی مواجه شده است. با وجود افزایش تعداد سالن‌های سینما در کشور، کیفیت آثار تولیدی همواره نگرانی بسیاری از منتقدان و مخاطبان را برانگیخته است. از نظر کمی، رشد سالن‌های سینما نشان‌دهنده توسعه زیرساخت‌های فرهنگی و امکان دسترسی بیشتر مردم به فیلم‌هاست، اما از نظر کیفی، بسیاری از آثار جدید فاقد نوآوری، خلاقیت و ارزش‌های داستان‌پردازی مؤثر هستند. این تضاد میان افزایش کمی و کاهش کیفی آثار، باعث شده تجربه‌ی رفتن به سینما به اندازه گذشته لذت‌بخش نباشد.

یکی از مهم‌ترین دلایل کاهش کیفیت آثار سینمایی، تمرکز بیش از حد بر جنبه‌های تجاری است. بسیاری از فیلم‌ها صرفاً با هدف فروش بیشتر و جذب مخاطب به تولید می‌رسند و ارزش‌های هنری و محتوای فرهنگی در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرند. این رویکرد باعث شده که مخاطب، به ویژه خانواده‌ها، کمتر تمایل به حضور در سینما داشته باشند و تماشای فیلم را تنها به عنوان یک هزینه اضافی برای خانواده تلقی کنند. در نتیجه، سینما که روزگاری مکانی برای یک دورهمی خانوادگی بود، کم‌کم به فضایی صرفاً اقتصادی و مصرفی تبدیل شده است.

همچنین، کاهش تنوع در موضوعات و ضعف در شخصیت‌پردازی و داستان‌گویی باعث شده بسیاری از مخاطبان، به ویژه نسل جوان، دیگر علاقه‌ای به حضور منظم در سالن‌های سینما نداشته باشند. نوجوانانی که روزگاری با تماشای فیلم‌های سینمایی علاقه‌مند به کار در حوزه سینما می‌شدند، اکنون اگر انگیزه‌ای برای ورود به سینما داشته باشند صرفا انگیزه اقتصادی است. این تغییر نه تنها به مخاطب آسیب می‌زند، بلکه بر توسعه فرهنگی و هنری کشور نیز تأثیر منفی می‌گذارد.

با وجود این مشکلات، هنوز هم آثاری با کیفیت هنری و محتوای ارزشمند تولید می‌شوند که می‌توانند نمونه‌ای از پتانسیل بالای سینمای ایران باشند. فیلمسازان مستقل و خلاق نشان می‌دهند که سینما می‌تواند همچنان محلی برای تجربه فرهنگی غنی و سرگرمی ارزشمند باشد. برای بازگرداندن سینما به جایگاه سابق خود به عنوان تفریح خانوادگی و هنر تأثیرگذار، لازم است هم توجه به آموزش و حمایت از فیلمسازان خلاق افزایش یابد و هم مخاطبان به آثار با کیفیت و متنوع دسترسی پیدا کنند.

رضا منتظری منتقد سینما در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی ایسکانیوز گفت: افزایش تعداد پردیس‌ها در شهرهای بزرگ اتفاق مثبتی بود، اما توسعه سخت‌افزاری بدون ارتقای نرم‌افزار یعنی فیلمنامه، کارگردانی و تولید راه به جایی نمی‌برد. سالن‌های شیک با صندلی‌های راحت، وقتی محتوای جذاب نداشته باشند، به ویترین‌های خالی تبدیل می‌شوند. سینما زمانی تفریح بود که «روایت» داشت؛ قصه‌ای که خانواده را دور هم جمع می‌کرد. امروز اما بسیاری از آثار یا در دام کلیشه‌های نخ‌نما گرفتارند یا در سطحی‌ترین شکل ممکن به سراغ سوژه‌هایی می‌روند که نه عمق دارند و نه تازگی.

این عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران خاطرنشان کرد: در دهه‌های گذشته، فیلم‌های جریان‌ساز توانستند به سالن‌های سینما شور و نشاط بدهند؛ از ملودرام‌های اجتماعی گرفته تا کمدی‌های شریف و خانوادگی. اما سینمای امروز کمتر به مفهوم خانواده می‌اندیشد به نحوی که بخش عمده‌ای از تولیدات نه برای مخاطب عمومی طراحی می‌شوند و نه برای خانواده. یا بیش از حد تلخ و عبوس‌اند، یا به شوخی‌های سطحی و گذرا تکیه دارند. نتیجه این می‌شود که خانواده ترجیح می‌دهد در خانه بماند و از پلتفرم‌های آنلاین استفاده کند.

وی تأکید کرد: سینمای ایران زمانی می‌تواند دوباره محل همدلی باشد که «ژانر» را جدی بگیرد؛ مفهومی که به اعتقادش در سال‌های اخیر عملاً به حاشیه رانده شده است. ما زمانی ملودرام، کمدی موقعیت، فیلم کودک و حتی آثار حادثه‌ای قابل اعتنا داشتیم. امروز ژانر در سینمای ایران تقریباً مرده است. اغلب فیلم‌ها نه کاملاً اجتماعی‌اند، نه کمدی، نه درام؛ مجموعه‌ای از موقعیت‌های پراکنده‌اند که انسجام دراماتیک ندارند.

منتظری در ادامه این گفتگو ریشه بحران را در فیلمنامه دانست و اظهار کرد: وقتی فیلمنامه‌ها شتاب‌زده نوشته می‌شوند و از مرحله بازنویسی جدی عبور نمی‌کنند، طبیعی است که محصول نهایی بی‌کیفیت باشد. بسیاری از آثار حتی اصول اولیه درام را رعایت نمی‌کنند؛ شخصیت‌پردازی سطحی است، تعلیق شکل نمی‌گیرد و پایان‌بندی‌ها اغلب رها شده‌اند. این وضعیت تنها یک مسئله هنری نیست، بلکه مستقیماً به اقتصاد سینما ضربه می‌زند؛ مخاطب ایرانی باهوش است. وقتی چند بار فیلم ضعیف ببیند، دیگر ریسک نمی‌کند. اینجاست که سینما از سبد تفریح خانواده حذف می‌شود.

وی تصریح کرد: بخش قابل توجهی از بودجه‌های کلان به آثار ارگانی اختصاص می‌یابد؛ آثاری که نه خواص را جذب می‌کنند و نه عوام را. نه جسارت هنری دارند و نه جذابیت سرگرم‌کننده. نتیجه این می‌شود که بیت‌المال صرف پروژه‌هایی می‌شود که بازگشت فرهنگی و اقتصادی قابل دفاعی ندارند. بدیهی است اگر همین منابع به بخش خصوصیِ حرفه‌ای و رقابتی سپرده شود، امکان تولید آثار خلاقانه‌تر و متنوع‌تر فراهم می‌شود؛ بخش خصوصی ناگزیر است مخاطب را جدی بگیرد، چون بقایش وابسته به فروش است. اما وقتی تولید از چرخه رقابت جدا می‌شود، انگیزه‌ای برای ارتقای کیفیت باقی نمی‌ماند.

این منتقد سینما با بیان اینکه پرسش مهم دیگر، تأثیر این وضعیت بر نسل جوان است گفت: سینما زمانی الهام‌بخش بود؛ جوان‌ها با دیدن بازی‌های درخشان و فیلم‌های جریان‌ساز، آرزو می‌کردند وارد این عرصه شوند. امروز اما بسیاری از تولیدات نه الگوی حرفه‌ای ارائه می‌دهند و نه افق روشنی برای آینده ترسیم می‌کنند. وقتی کیفیت عمومی آثار پایین می‌آید، انگیزه ورود استعدادهای تازه نیز کاهش می‌یابد. جوان خلاق می‌خواهد در فضایی رقابتی و حرفه‌ای رشد کند، نه در ساختاری که روابط بر ضوابط غلبه دارد.

وی در پایان سخنانش راه‌حل را در سه محور خلاصه کرد و اظهار داشت: بازگشت به فیلمنامه‌محوری و سرمایه‌گذاری جدی بر توسعه متن، احیای ژانر و تولید هدفمند برای گروه‌های مختلف مخاطب به‌ویژه خانواده و کودک و همچنین شفافیت در تخصیص بودجه‌ها و تقویت بخش خصوصی رقابتی سه راه حل بازگشت به سینمای شکوهمند ایران است تا سینما همچنان به عنوان تفریح و محل همدلی خانواده‌ها طلقی شود.

در نهایت، می‌توان گفت که وضعیت سینمای ایران در سال‌های اخیر یک تناقض آشکار را نشان می‌دهد، توسعه زیرساخت‌ها و افزایش تعداد سالن‌ها در کنار کاهش کیفیت آثار. بدون توجه جدی به جنبه‌های کیفی و فرهنگی، سینما به مرور زمان تنها به یک هزینه اضافی برای خانواده‌ها تبدیل می‌شود و ارزش اصلی خود به عنوان محیطی برای تجربه مشترک، آموزش و سرگرمی سالم را از دست می‌دهد. بازگرداندن شور و اشتیاق خانواده‌ها به سینما، نیازمند تولید آثار با کیفیت، داستان‌پردازی جذاب و توجه به ارزش‌های هنری و فرهنگی است تا سینما دوباره بتواند جایگاه خود را در زندگی مردم باز یابد.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1300280

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha