به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، کودکان در میانه جنگ، فقط شاهد خشونت نیستند؛ خودِ جنگ بر روان، بدن و آینده آنان زخم میزند. بررسی ابعاد حقوقی و اخلاقی آسیب به کودکان در تجاوز نظامی اخیر به گونهای است که انتظار میرود جامعه، نهادهای مدنی و نهادهای بینالمللی نباید نسبت به این نقض آشکار سکوت کنند.
در ادامه گفتگوی ایسکانیوز با فرشید یزدانی، فعال حوزه کودکان و عضو انجمن حمایت از کودکان کار را بخوانید.
حق حیات، نخستین قربانی جنگ
یزدانی در پاسخ به این پرسش که شهید یا زخمی شدن شمار زیادی از کودکان در تجاوز نظامی اخیر به کشور، فقط یک «تراژدی انسانی» است یا یک «نقض مشخص حقوقی» هم به شمار میرود، گفت: وضعیت جنگی پیشآمده در کشورمان هر دو مورد را برای کودکان در بر دارد. چون خشونت علیه کودکان هم دارای یک بعد اخلاقی و درواقع نوعی سقوط اخلاقی است و هم دربردارنده یک وجه حقوقی است.
وی با بیان اینکه مطابق کنوانسیون جهانی حقوق بشر هیچکس حق ندارد کودکان را درگیر خشونت و جنگ کند، اضافه کرد: متأسفانه در طول جنگ تحمیلی اخیر، این اصل به شکلهای مختلف نقض شد و ما شاهد رعایتنشدن حداقلهای حقوقی درباره کودکان کشورمان بودیم.
این فعال حوزه کودکان با اشاره به نوع مواجههی دولتهای تجاوزگر با ارزشهای انسانی و حقوق بشری، اظهار کرد: ویژگی این دولتها این است که هرجا منافعشان ایجاب نکند، حقوق بشر را رعایت نمیکنند و هرجا هم که مطابق منافعشان باشد، فریاد حقوق بشر سر میدهند. به نظرم در جریان این جنگ و تجاوز نظامی هم، از نظر اخلاقی و هم از نظر حقوقی، جفایی آشکار در حق کودکان ما رخ داده است.
وی در پاسخ به اینکه مهمترین حقی که در جنگ از کودکان سلب میشود کدام است، گفت: به نظرم از میان حقوقی که در این جنگ از کودکان سلب شده، حق حیات مهمترین مورد است. باید نهادهای بینالمللی و حوزه مدنی داخلی به این موضوع بپردازند. ندیدن این موضوع و وارد کردن کودکان به جنگ و آسیبزدن و قربانیکردن آنان، از زشتترین صورتهای پایمالکردن حقوق اولیه انسان و حقوق بشر است.
او با تأکید بر ضرورت ایستادگی در برابر این وضعیت اضافه کرد: ما باید در چنین نقطهای بایستیم و برای رعایت حقوق کودکان فریاد بزنیم و دادخواست حقوقی و دادخواست اخلاقی ارائه بدهیم. پس از حق حیات که مهمترین حق هر انسانی هم هست، کودکان باید از حق بازیکردن و داشتن زندگی آرام و بدون تنش برخوردار باشند. وقتی جنگ به جامعه تحمیل میشود، حاصلش برای کودکان تنش و اضطراب خواهد بود.
آسیبهایی که تا بزرگسالی میمانند
یزدانی در پاسخ به اینکه کودکان بازمانده از حملههای تجاوزگرانه دشمن با چه آسیبهای روانی و رفتاری بلندمدتی روبهرو میشوند، گفت: اضطراب و استرس و وحشت ناشی از تجربه جنگ تا دوره بزرگسالی و تا پایان عمر با آن کودک همراه خواهد بود.
وی با بیان اینکه درباره تنشهای روحی و استرس ناشی از مسئله جنگ، هم در حین جنگ و هم پس از آن، نیاز به آموزش وجود دارد، اضافه کرد: باید دانست که کودکان در چنین شرایطی چگونه باید توجیه شوند و چگونه با مسائلشان برخورد کنند. کودک در چنین وضعیتی نیاز به پشتیبانی جدی دارد.
وی در واکنش به اینکه آیا کودکان در شرایط جنگی فقط ناظر و شاهد حوادث و خشونتها هستند یا همین حضور آنان را به قربانی تبدیل میکند، اظهار کرد: نفس حضور کودک در چنین صحنههایی و دیدن آن خشونتها، خود به معنای نوعی قربانیشدن است. ممکن است کودکانی که شاهد این اتفاقات هستند از نظر جسمی آسیب نبینند، اما همین شاهدبودن به معنای قرارگرفتن در معرض آسیبهای روحی است.
یزدانی در ادامه گفت: کودکان قطعاً ناظر خاموش این وقایع نیستند. آنان به واسطه اینکه خیلی اوقات مسائلشان را بیان نمیکنند و آن مسائل در ذهن و روانشان به صورتی حلنشده باقی میماند، دچار آسیبهای زیادی میشوند.
کودک، حساسترین گیرنده ترس و ناامنی
این فعال حوزه کودکان در واکنش به اینکه آیا کودکان جزو حساسترین گیرندگان پیامهای اضطراب، ناامنی و خشونت در شرایط جنگی هستند، اظهار کرد: قطعاً همینطور است. البته بخشی از این موضوع به فقدان آگاهی و آموزش بزرگسالان برمیگردد.
وی با بیان اینکه بسیاری از بزرگسالان نمیدانند در چنین موقعیتهایی چگونه با کودکان مواجه شوند، گفت: در این زمینه لازم است خانوادهها حتماً با کودکان درباره ترسها و اضطرابهایشان گفتوگو کنند. این گفتوگوها میتواند از طریق مشاورهها و افراد متخصص هم صورت بگیرد.
او درواکنش به اینکه آیا برای کودکی که خانه، مدرسه یا خانوادهاش را از دست داده، هنوز میتوان از «کودکی» حرف زد، اظهار کرد: تجربه جنگ اخیر حتی از جنگ هشتساله با عراق هم متفاوتتر است. چون در آن جنگ، مثل حالا جایجای کشور در معرض حملههای دشمن نبود.
وی در ادامه گفت: اما اینکه تصور شود کودکی این بچهها در اثر این جنگ به پایان رسیده، تصور درستی نیست. البته کودکی آنان آسیب دیده و فرایند معقول و مقبول کودکی که باید بر اساس توانمندیهایشان طی کنند و مراحل رشد را سپری کنند، دچار اختلال شده است.
یزدانی افزود: با این حال، اینطور نیست که آنان از فضای کودکی جدا شده باشند. آنان آسیب دیدهاند و این آسیبها نیازمند ترمیم است.
انتهای پیام/
نظر شما