نه فقط معبری به سوی آسمان نه فقط پناهگاهی برای تنفس در هجوم سرب و سیمان پارک های کوهستانی همدان در شب های بهار آینه تمام نمای زیست شبانه شهری هستند. این پهنه های سنگی که از گنجنامه تا عباس آباد گسترده شده اند در تلاقی مهتاب و چراغ های شهری روایتی متفاوت از امنیت و دغدغه را بازگو میکنند. جایی که مرز میان آرامش خانواده ها و اضطراب ناشی از ناهنجاری ها به باریکی یک تار مو می رسد.
الوند در فروردین هزار و چهارصد و پنج شکوهی دوچندان یافته است اما این شکوه در ساعات پایانی شب با سایه هایی همراه می شود که نگران کننده است. امنیت اجتماعی در این فضاها مفهومی چند بعدی دارد که از روشنایی معابر تا حضور موثر نیروهای نظارتی را در بر میگیرد. وقتی خورشید پشت قله ها پنهان می شود کوهستان چهره ای دیگر از خود نشان میدهد که نیازمند تحلیلی عمیق و لایه برداری از واقعیت های ملموس است.
ما در این یادداشت با کوهی روبرو هستیم که فراتر از یک تفرجگاه به یک نهاد اجتماعی تبدیل شده است. در شب های بهار که نسیم خنک از کوهپایه ها به سمت مرکز شهر روانه می شود سیل جمعیت به سوی ارتفاعات سرازیر میگردد. این تراکم جمعیت خود به خود مولد فرصت ها و تهدیدهای جدیدی در حوزه امنیت است. آیا کالبد فیزیکی پارک های کوهستانی ما برای این حجم از تعاملات شبانه طراحی شده است.
بررسی های میدانی نشان میدهد که نقاط کور در پارک های مرتفع همدان همچنان به عنوان گره های ناامنی عمل میکنند. دره هایی که در ظلمت مطلق فرو رفته اند و معابری که روشنایی آن ها تنها به چند پروژکتور بی رمق محدود شده است. این فضاهای رها شده بهترین مکان برای شکل گیری خرده فرهنگ های آسیب زا و رفتارهای خارج از عرف است که امنیت روانی خانواده ها را به چالش میکشد.
در مقایسه با نمونه های جهانی مانند تفرجگاه های کوهستانی در آلپ یا حتی پارک های مرتفع در شمال تهران مشاهده می شود که امنیت شبانه بر پایه هوشمندسازی استوار است. در آنجا سنسورهای حرکتی و سیستم های پایش تصویری لحظه ای اجازه نمیدهند که هیچ نقطه ای به حاشیه ای امن برای متخلفان تبدیل شود. اما در همدان ما هنوز درگیر ابتدایی ترین مسائل مانند سوختن لامپ های معابر و نبود گشت های پیاده مستمر هستیم.
امنیت در این مناطق پیوند مستقیمی با اقتصاد شبانه دارد. اگر امنیت برقرار نباشد چرخه های اقتصادی کارگاه های صنایع دستی و دکه های خوراکی در مسیر گنجنامه از کار می افتد. سرمایه گذار بخش خصوصی زمانی وارد میدان می شود که بداند محیط برای حضور مشتریان در تمام ساعات شبانه روز امن است. ناامنی نه تنها چهره شهر را زشت میکند بلکه تیشه به ریشه درآمدهای پایدار شهری میزند.
ابعاد محیط زیستی امنیت اجتماعی نیز نباید مغفول بماند. تجمع های کنترل نشده در نقاط تاریک اغلب با تخریب پوشش گیاهی و افروختن آتش های غیرمجاز همراه است. وقتی نظارت اجتماعی ضعیف باشد متجاوزان به طبیعت با خیالی آسوده به جان صخره ها و گیاهان نایاب الوند می افتند. در واقع امنیت برای انسان و امنیت برای طبیعت در این جغرافیا دو روی یک سکه هستند که باید همزمان حفظ شوند.
سوال تلخ اینجاست که چرا با وجود آمارهای صعودی بازدیدکنندگان در نوروز هزار و چهارصد و پنج زیرساخت های امنیتی همچنان در دهه های گذشته متوقف مانده اند. افزایش سی درصدی تردد در محورهای کوهستانی باید با افزایش متناسب تجهیزات نظارتی همراه میشد. اما آنچه دیده می شود شکافی عمیق میان نیاز جامعه و پاسخگویی مسئولان شهری و انتظامی است که منجر به نارضایتی های پنهان شده است.
تضاد میان روشنایی میدان های اصلی پارک و تاریکی مسیرهای منتهی به آبشارها استعاره ای از وضعیت مدیریت ماست. ما همیشه ویترین را روشن نگه میداریم اما از لایه های درونی و حساس غافل میشویم. امنیت واقعی آنجاست که یک زن یا یک کودک بتواند در نیمه شب بهاری بدون ترس از آزار یا برخورد با گروه های هنجارشکن از زیبایی های الوند لذت ببرد. این همان حق بر شهر است که در اسناد بین المللی بر آن تاکید شده است.
فرهنگ غالب در همدان همواره با کوهستان عجین بوده است و این پیوند نباید با بروز رفتارهای بزهکارانه سست شود. پارک های کوهستانی باید به جایگاهی برای ارتقای سلامت روان تبدیل شوند نه اینکه خود منبعی برای استرس و نگرانی باشند. تکرار حوادث ناگوار در نقاط خلوت کوهستان نشان دهنده لزوم بازنگری در طراحی محیطی بر اساس نظریه پیشگیری از جرم از طریق طراحی شهری است.
ما نیازمند ایجاد ایستگاه های پلیس کوهستان با رویکرد جامعه محور هستیم. نیروهایی که نه با نگاهی صرفاً مقابله ای بلکه با رویکردی هدایت گر و حامی در میان مردم حضور داشته باشند. ایجاد امنیت فیزیکی بدون توجه به امنیت نرم و فرهنگی راه به جایی نخواهد برد. مشارکت دادن کوهنوردان پیشکسوت و تشکل های مردم نهاد در حفظ نظم این مناطق میتواند راهکاری پایدار و کم هزینه باشد.
مشکل ترافیک سنگین در مسیرهای منتهی به پارک های کوهستانی نیز لایه ای دیگر از ناامنی است. وقتی خودروهای امدادی و پلیس در ترافیک گنجنامه گیر میکنند زمان طلایی برای واکنش به حوادث از دست میرود. این گره های ترافیکی خود بستری برای بروز درگیری های لفظی و فیزیکی میان رانندگان خسته است که فضای معنوی و آرام بخش کوهستان را مسموم میکند.
در سطوح سیاسی مدیریت استانی باید برای امنیت تفرجگاه ها بودجه ای اختصاصی و پایدار تعریف کند. نمیتوان انتظار داشت که با بودجه های قطره چکانی شهرداری تمام نقاط تاریک کوهستان روشن شود. امنیت یک کالای عمومی است که تامین آن نیازمند همگرایی تمام دستگاه های حاکمیتی است. کوتاهی در این زمینه به معنای واگذاری عرصه به کسانی است که جز آشوب و ناهنجاری هدفی ندارند.
امیدواری ما به فردا در گرو بیداری امروز نسبت به این چالش هاست. الوند با تمام ابهتش نباید در برابر ناهنجاری های کوچک زانو بزند. ما باید با استفاده از نور و تکنولوژی و فرهنگ سازی تاریکی ها را عقب برانیم. همدان زمانی می تواند مدعی پایتختی تمدن باشد که خیابان ها و پارک هایش در تمام ساعات شبانه روز امن ترین جای جهان برای شهروندانش باشد.
سرمایه گذاری در بخش روشنایی هوشمند و مبلمان شهری مقاوم در برابر وندالیسم می تواند گام اول باشد. اما گام مهم تر تغییر نگاه به گردشگر و شهروند به عنوان ناظران فعال امنیت است. هر شهروند باید خود را یک حافظ امنیت در کوهستان بداند و این امر تنها با اعتماد سازی میان مردم و نهادهای قدرت میسر خواهد شد.
تلخی ماجرا اینجاست که گاهی برای اثبات یک مشکل باید منتظر وقوع فاجعه ای ماند. اما پیشگیری همیشه ارزان تر و شرافتمندانه تر از درمان است. بیایید قبل از آنکه خبرهای ناگوار از دل صخره های الوند بیرون بیاید فکری به حال فانوس های لرزان امنیت در این دیار کنیم. الوند پناهگاه ابدی ماست و نباید اجازه دهیم این پناهگاه به قتلگاه آرزوها و آرامش مردم تبدیل شود.
پایان اسفند و آغاز فروردین همواره با شور و شوق همراه است اما این شور نباید با بی تدبیری به تلخی بگراید. مدیریت هوشمند فضاهای کوهستانی می تواند همدان را به الگویی برای گردشگری شبانه در غرب کشور تبدیل کند. ظرفیتی که اکنون به دلیل دغدغه های امنیتی تنها نیمی از آن مورد بهره برداری قرار میگیرد و نیم دیگر در تاریکی مطلق رها شده است.
عدالت در توزیع امنیت باید به دورترین نقاط تفرجگاه ها نیز برسد. نباید تنها بخش های جلویی پارک که در معرض دید هستند امن باشند و بخش های پشتی به حال خود رها شوند. این تبعیض در امنیت باعث کوچ خانواده ها به نقاط شلوغ و ایجاد تراکم بیش از حد می شود که خود سرآغاز مشکلات بعدی است.
در نهایت باید گفت که امنیت اجتماعی در پارک های کوهستانی همدان نیازمند یک بازآفرینی جدی است. بازآفرینی که در آن تکنولوژی در خدمت سنت قرار گیرد و نور بر تاریکی پیروز شود. ما ایستاده ایم تا شاهد روزی باشیم که ستاره های آسمان الوند تنها شاهدان زیبایی و صلح در شب های بهار باشند.
کوهستان به ما استواری می آموزد و ما باید این استواری را در پاسداری از حریم امنیت مردم به کار ببندیم. بیایید نگذاریم غبار ناامنی بر چهره درخشان پایتخت تاریخ و تمدن بنشیند و خاطرات خوش بهاری را در ذهن کودکانمان تیره و تار کند. امنیت کوهستان آبروی شهر است و حفظ آبرو هزینه ای دارد که باید با افتخار پرداخت کرد.
فعال رسانهای*
انتهای یادداشت./
نظر شما