جان‌فدا تکرار یک روایت کهن در قامت امروز

مهدیه بتویی *

گاهی یک پویش، فقط یک حرکت اجتماعی نیست امتداد یک تاریخ است. جان‌فدا را اگر تنها در عدد ثبت‌نام‌کنندگانش که نزدیک به ۳۰ میلیون نفر داوطلب دارد خلاصه کنیم، از درک حقیقت آن دور مانده‌ایم. این پویش، در واقع پژواکی است از قرن‌ها ایستادگی، از ریشه‌هایی که در خاک این سرزمین تنیده شده‌اند.

تاریخ ایران، همواره شاهد ایثار مردمی بوده که در بزنگاه‌های حساس، بی‌هیچ تردیدی، جان خود را سپر سرزمینشان کرده‌اند. از روزگار اسطوره‌ها تا امروز، این روایت بارها و بارها تکرار شده است؛ گویی در تار و پود این ملت، مفهومی به نام فدا شدن برای وطن نهادینه شده است.

در دل اسطوره‌ها، وقتی از آرش کمانگیر سخن می‌گوییم، از مردی حرف می‌زنیم که جان خود را در تیر گذاشت تا مرزهای ایران بماند. یا رستم، نماد قدرت و غیرتی که هرگز در برابر تهدید سرزمینش سر خم نکرد. این‌ها فقط داستان نیستند؛ روایت‌هایی هستند که نسل به نسل منتقل شده‌اند تا به امروز برسند، به همین امروز که جان‌فدا شکل گرفته است.

اگر از اسطوره فاصله بگیریم و به تاریخ معاصر نزدیک شویم، کافی‌ست به جنگ ایران و عراق نگاه کنیم هشت سالی که در آن، مردم ایران از هر قشر و سن و موقعیتی در کنار هم ایستادند. جوانانی که شاید هنوز معنای کامل زندگی را نچشیده بودند، اما معنای دفاع را خوب می‌دانستند. مادرانی که فرزندانشان را بدرقه کردند و پدرانی که بی‌ادعا، در صف اول ایستادند.

این همان روحی است که امروز، در قالب یک پویش مردمی، دوباره خود را نشان داده است. جان‌فدا ادامه همان مسیر است مسیری که نشان می‌دهد تعلق به وطن، یک احساس گذرا نیست، بلکه بخشی از هویت جمعی ایرانیان است.

شاید برخی تصور کنند در دنیای امروز، با تغییر سبک زندگی و گسترش فردگرایی، چنین مفاهیمی کمرنگ شده‌اند. اما استقبال گسترده از این پویش، پاسخی روشن به این تصور است. مردمی که با وجود تمام تفاوت‌ها، دغدغه‌ها و حتی انتقادها، وقتی پای ایران در میان باشد، به یک صدا می‌رسند.

نکته مهم در این میان، داوطلبانه بودن این حضور است. جان‌فدا نه یک دستور است، نه یک اجبار یک انتخاب است. انتخابی که از عمق باور می‌آید. از همان جایی که روزی آرش بر فراز دماوند ایستاد، و رزمندگان را در خاکریزهای جنوب و غرب کشور نگه داشت.

در این پویش، می‌توان رد پای همان غیرت تاریخی را دید غیرتی که اجازه نمی‌دهد این سرزمین، بی‌پناه بماند. اینجا دیگر بحث فقط دفاع نظامی نیست اینجا سخن از یک پیوند عاطفی و هویتی است که میان مردم و خاکشان برقرار است.

جان‌فدا را باید فراتر از یک رویداد دید این یک نشانه است نشانه‌ای از اینکه زیر لایه‌های روزمرگی، هنوز هم یک ما قدرتمند وجود دارد. ما یی که در لحظه‌های حساس، از دل تک‌تک من ها بیرون می‌آید و به یک وحدت کم‌نظیر تبدیل می‌شود.

شاید بتوان گفت این پویش، بیش از هر چیز، یادآور یک حقیقت ساده اما عمیق است:

ایران، فقط یک جغرافیا نیست یک احساس مشترک است.

و حالا، در روزگاری که جهان پر از تردید و بی‌ثباتی است، این احساس مشترک، خود را در قالب میلیون‌ها داوطلب نشان داده است کسانی که بی‌هیچ چشم‌داشتی، فقط یک جمله را در دل دارند: اگر لازم باشد، من هستم.

این همان جمله‌ای است که تاریخ ایران بارها شنیده است…

و به نظر می‌رسد هنوز هم قرار است شنیده شود.

فعال رسانه‌ای *

انتهای یادداشت./

کد مطلب: 1303503

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha