۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۸:۳۷

یادداشت

چاره‌های بی‌چارگی

به مناسبت ۲۰ فوریه روز جهانی عدالت اجتماعی سازمان ملل (سازمان ملل متحد)
چاره‌های بی‌چارگی

هما متین‌فر*

جنگ رخ می‌دهد و انسان‌ها آواره می‌شوند، حاصل این آوارگی برای مردان، زنان و کودکان تعرض و تجاوز به حریمی است که بایستی امن باشد. میل به استکبار، استثمار و چپاول با جنون آزار به دیگران و افکار خودخواهانه به وجود می‌آید و مبنای سیاست صاحبان قدرت می‌شود؛ که در نتیجه‌اش خانه‌های کشوری را ویران و مردمان‌شان را آواره می‌کند. چرخه طبیعت بنا به هر دلیلی دست به طغیان می‌زند و ویرانی و آوارگی را برای طبیعت و مردم به همراه دارد. فقر در جامعه جهانی در نتیجه سوءمدیریت و تقسیم ناعادلانه ثروت‌ها رخ می‌دهد و با ایجاد شکاف‌های عمیق اجتماعی مردم را به حاشیه کشانده و بی‌خانمانی را به آن‌ها عرضه می‌دارد و بستر معضلات بسیاری را برای فرهنگ و اجتماع ایجاد می‌کند؛ در نتیجه این آوارگی به جای انتشار نغمه زندگی، بانگ مرگ فریاد می‌زند و در معابر و کوچه‌ها به ناحق جولان می‌دهد و در فقدان یک مدیریت سنجیده و نبود تدابیر اولیه، مسئله‌ای که با پیشگیری امکان کنترل و مدیریت آن بود، لاینحل باقی می‌ماند. از دیرباز تا به امروز بنا به دلایل انسانی و طبیعی، میلیون‌ها انسان آواره شده و می‌شوند و نقض اساسی حقوق و تهدیدی جدی به سلامت و زندگی آنان وارد می‌شود. کالبد و پوسته اصول و قوائد در طول تاریخ بشریت در زندگی انسان وجود داشته است، اما دمی که به آن روح معنوی بدمد یا نبوده و یا سرکوب شده است. عدالت در جامعه جهانی به صرف شعارهای بی‌اساس باقی می‌ماند که مانند تبلی توخالی صدای بلند و مهیب دارد؛ اینک قانونی کفایت شکاف‌های عمیق بین گروه‌های انسانی را می‌کنند که چون نوای اصیل با ملودی عمیق، التیام زخم‌های کهنه و چرکین باشد و مجری عادل و شریف می‌تواند با مجاهدت برای نظم و برقراری قانون تلاش نماید؛ تا حق از مرز شعارهای واهی فاصله گیرد.
از همبستگی انسان‌ها بر اساس قانون عادل، جامعه فاضله شکل می‌گیرد و مردمان بی‌هویت وجود نخواهند داشت؛ این همبستگی تابع قانون و احکامی است که به صورت نوشته یا بر اساس ذاتیات انسانی در روابط فردی و اجتماعی مستولی می‌گردد. رسیدن به عدالت، هدفی است که باید سرلوحه جوامع باشد. قانون خوب زیباست و راهنمای مقصدی امن و نیکوست؛ قرآن کریم به منزله یک حکم جامع، آدمی را صاحب کرامت و همه را با هم برابر می‌داند؛ این یک تفکر اصیل است و روا نیست که انسان درد، غم و اندوه دیگری را ببیند و بی‌تفاوت عمل کند. در عرصه بین‌الملل نیز، متخصصان و صاحب‌نظران حق‌مدار نیز درصدد برقراری شرایط مطلوب‌تری برای آدمی بوده‌اند. حقوق بشر از بدیهی‌ترین و اساسی‌ترین حق‌هایی است که هر انسانی باید از آن بهرمند باشد؛ براساس ماده ۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر، تمام انسان‌ها آزاد زاده شده و در حرمت و حقوق با هم برابرند. عقلانیت و وجدان به آن‌ها ارزانی شده و لازم است تا با یکدیگر عادلانه و برادرانه رفتار کنند و مطابق ماده ۲ این اعلامیه، همه انسان‌ها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیده دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، دارایی، تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادی‌های مطرح در این «اعلامیه‌»اند. به علاوه، میان انسان‌ها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمرو قضایی و وضعیت بین‌المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد. با به رسمیت شناختن حقوق و منزلت ذاتی انسان‌ها، جامعه جهانی در مسیر صلح، آزادی و عدالت قرار می‌گیرد. جامعه بشری متشکل از انسان‌هایی است که در هر قالب و چارچوبی که باشند متوجه احساس مشترک هستند و درد، آوارگی، بی‌هویتی و ناامنی برای هر انسانی قابل نگرش است و انسانی که تامل می‌کند لایق وصف انسانیت است؛ چراکه در پی تامل، چاره‌های بیچارگی را می‌توان یافت. امید است که تمامی آدمیان از اصول و حقوق اساسی خود بهره‌مند شوند و عدالت در جوامع برقرار شود.

هما متین‌فر فعال مدنی*

انتهای یادداشت/

کد مطلب: 1304864

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha