بازار مسکن همدان؛ شهری که سقف هایش بالا می‌رود اما امید پایین می‌آید

نازنین مولائی‌منظر*

همدان، شهری که سال ها با یک ریتم آرام و قابل پیش بینی زندگی می کرد، حالا در یکی از حساس ترین میدان های اقتصادی اش با بحران پنهان اما عمیقی روبه رو است؛ بحرانی که نه با یک تیتر خبری تمام می شود و نه با چند جلسه ستادی جمع می شود. بحران مسکن. مسکن در همدان دیگر فقط مسئله اجاره و خرید نیست؛ مسکن تبدیل به آیینه ای شده که وضعیت اقتصاد، سیاست گذاری شهری، ضعف نظارت، فرسودگی ساختارهای حمایتی و حتی شکاف طبقاتی را یکجا نشان می دهد. اینجا مسئله فقط بالا رفتن قیمت نیست؛ مسئله این است که خانه در ذهن مردم از «حق طبیعی زندگی» به «رویای دوردست» تبدیل شده است.

تا چند سال پیش، بازار مسکن همدان نسبت به کلانشهرها متعادل تر بود. بسیاری از خانواده ها با پس انداز و وام های محدود می توانستند خانه ای هرچند کوچک تهیه کنند. اما امروز همدان نیز درگیر همان موجی شده که تهران و شهرهای بزرگ را سال هاست گرفتار کرده: موج سرمایه ای شدن مسکن. یعنی خانه دیگر برای زندگی ساخته نمی شود؛ برای سود ساخته می شود. خانه تبدیل به کالایی شده که سرمایه داران در آن پارک می کنند تا ارزش پولشان حفظ شود. و وقتی مسکن وارد بازی سرمایه گذاری می شود، مردم عادی اولین قربانیان آن هستند.

در اقتصاد جهانی، این پدیده تازه نیست. در شهرهایی مثل ونکوور و تورنتو، سرمایه گذاران خارجی با خرید گسترده املاک، قیمت ها را آنقدر بالا بردند که شهروندان بومی توان خرید خانه را از دست دادند. در لندن، بحران مسکن به حدی رسید که دولت مجبور شد مالیات های سنگین برای خانه های خالی وضع کند. حتی در شهرهایی مثل استانبول، ورود سرمایه های سرگردان و سیاست های غلط شهری باعث شد اجاره ها در مدت کوتاهی چند برابر شود. تفاوت اینجاست که بسیاری از این کشورها، وقتی بحران را دیدند، سیاست گذاری های سختگیرانه و برنامه های اجتماعی اجرا کردند. اما در بسیاری از شهرهای ایران از جمله همدان، بحران هنوز در مرحله تماشای سوختن است؛ همه می دانند خانه گران شده، اما کمتر کسی توانسته سازوکار مهار آن را طراحی کند.

بازار مسکن همدان در سال های اخیر از چند مسیر تحت فشار قرار گرفته است. نخست، افزایش قیمت زمین. زمین در همدان به خصوص در مناطق پرتقاضا، تبدیل به طلای شهری شده است. سرمایه گذار به جای تولید، زمین می خرد و نگه می دارد. این رفتار، عرضه را کاهش می دهد و قیمت را بالا می برد. دوم، افزایش هزینه ساخت و ساز. مصالح ساختمانی، دستمزد کارگران، خدمات فنی و هزینه های جانبی ساخت، همگی رشد کرده اند و سازنده برای جبران آن، قیمت نهایی را بالا می برد. سوم، نبود سیاست های نظارتی جدی بر بازار اجاره. در نبود کنترل و حمایت موثر، صاحبخانه می تواند با هر موج تورمی، اجاره را بالا ببرد و مستاجر مجبور است یا بپذیرد یا کوچ کند.

اما مسئله اصلی همدان، شاید در یک واژه خلاصه شود: بی ثباتی. بازار مسکن، مثل یک موجود زنده، از ثبات تغذیه می کند. اگر اقتصاد ثبات داشته باشد، مردم می توانند برنامه ریزی کنند. اما وقتی تورم مزمن وجود دارد، مسکن به امن ترین پناهگاه سرمایه تبدیل می شود. یعنی کسی که پول دارد، به جای آنکه در تولید یا کسب و کار سرمایه گذاری کند، خانه می خرد. زیرا خانه در ایران نه فقط دارایی، بلکه سپر تورم است. و همین رفتار، قیمت ها را از منطق واقعی خارج می کند.

در همدان، پیامد این وضعیت به شکل یک شکاف اجتماعی قابل مشاهده است. نسل جدید در حال از دست دادن امکان خانه دار شدن است. جوانی که امروز کار می کند، حتی اگر درآمد متوسط داشته باشد، وقتی قیمت مسکن چندین برابر حقوق سالانه اوست، دیگر خانه دار شدن برایش یک هدف واقعی نیست؛ یک رویاست. و این رویا وقتی دور می شود، تاثیرش فقط اقتصادی نیست؛ تاثیر روانی و اجتماعی دارد. جوانی که خانه ندارد، دیرتر ازدواج می کند. خانواده ای که اجاره نشین است، امنیت روانی کمتری دارد. و جامعه ای که امنیت روانی نداشته باشد، به مرور دچار فرسایش اجتماعی می شود.

این بحران در همدان یک لایه دیگر هم دارد: مهاجرت معکوس و فشار تقاضا. در سال های اخیر، برخی افراد از کلانشهرها به شهرهایی مثل همدان مهاجرت کرده اند یا سرمایه خود را به این شهر منتقل کرده اند. برای آنها، خرید خانه در همدان نسبت به تهران ارزان تر است و همین ورود سرمایه، تقاضا را افزایش داده است. در نتیجه، بازار مسکن همدان تحت تاثیر سرمایه های بیرونی نیز قرار گرفته و این روند باعث شده قیمت ها از توان مالی بسیاری از شهروندان همدانی فاصله بگیرد.

اما در کنار این، مسئله دیگری نیز وجود دارد: خانه های خالی. در بسیاری از شهرهای ایران، خانه هایی ساخته شده اند که نه برای سکونت بلکه برای نگهداری سرمایه خریداری شده اند. خانه هایی که چراغشان خاموش است اما قیمتشان روشن است. اگر همدان نیز وارد این چرخه شود، یعنی بخشی از ظرفیت مسکن شهر عملا از دسترس خارج خواهد شد. خانه خالی، در واقع یک نوع احتکار مدرن است. احتکاری که نه با انبار، بلکه با ساختمان انجام می شود. و این احتکار، قیمت را بالا می برد و عرضه واقعی را کاهش می دهد.

در چنین شرایطی، سیاست گذاری شهری و استانی نقش تعیین کننده دارد. همدان اگر بخواهد بازار مسکنش را کنترل کند، باید چند محور را جدی بگیرد. نخست، افزایش عرضه واقعی مسکن با کیفیت. نه فقط ساخت انبوه، بلکه ساخت هدفمند. دوم، اعمال سیاست های مالیاتی بر خانه های خالی و معاملات سوداگرانه. سوم، ایجاد سازوکارهای حمایتی برای اجاره نشین ها، به ویژه اقشار متوسط و ضعیف. چهارم، تقویت بازار اجاره حرفه ای. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، اجاره نشینی یک سبک زندگی عادی است، زیرا قراردادها شفاف است و مستاجر امنیت دارد. اما در ایران، اجاره نشینی بیشتر شبیه یک اضطراب دائمی است. اگر همدان بتواند قراردادهای شفاف، حمایت قانونی و کنترل منطقی اجاره را اجرا کند، بخشی از بحران مهار می شود.

اما نکته مهم تر این است که بحران مسکن، فقط با ساختن خانه حل نمی شود. اگر ساختار اقتصاد اصلاح نشود، هرچقدر هم خانه ساخته شود، باز سرمایه های سرگردان می توانند آن را تبدیل به ابزار سوداگری کنند. بنابراین مسکن در همدان، مثل یک نقطه حساس است که به سیاست های کلان اقتصادی گره خورده است. وقتی تولید سودآور نباشد، سرمایه به سمت مسکن می رود. وقتی تورم مهار نشود، مسکن تبدیل به پناهگاه می شود. وقتی نظارت نباشد، دلالی رشد می کند. و وقتی دلالی رشد کند، مردم عادی از بازار حذف می شوند.

همدان امروز در آستانه یک انتخاب قرار دارد. یا می تواند اجازه دهد بازار مسکنش مثل تهران به یک بحران غیرقابل مهار تبدیل شود، یا می تواند پیش از آنکه دیر شود، سیاست های هوشمندانه اجرا کند. این شهر هنوز آنقدر کوچک و قابل مدیریت هست که بتوان با برنامه ریزی دقیق، جلوی سقوط را گرفت. اما اگر امروز تصمیم های درست گرفته نشود، فردا همدان با شهری روبه رو خواهد شد که خانه در آن نه محل آرامش، بلکه میدان جنگ اقتصادی است.

در نهایت، مسکن در همدان دیگر فقط سقف نیست؛ نماد آینده است. نماد این که آیا این شهر می تواند امید را حفظ کند یا نه. شهری که خانه در آن دست نیافتنی شود، دیر یا زود جوانانش را از دست می دهد. و شهری که جوانانش را از دست بدهد، حتی اگر خیابان هایش زیبا باشد، آینده اش خالی خواهد بود.

فعال رسانه ای*
انتهای یادداشت./

کد مطلب: 1305914

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha