به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، سطح درگیری میان ایران و آمریکا در روزهای اخیر افزایش قابل توجهی داشته و به اعتقاد کارشناسان در روزهای آتی احتمالا بیشتر هم خواهد شد. آمریکا تلاش میکند با فشارهای اقتصادی و روانی، توان مدیریت ایران در سطح داخلی را کاهش داده و از این طریق در حوزه نظامی میوه آن را بچیند. با این حال، مدیریت جنگ در ایران در همه حوزهها کاملا هوشمندانه پیش میرود و تا کنون همه برنامههای دشمن را به شکست کشانده است. احد نوری اصل -کارشناس مسائل دفاعی- در گفتگوی تفصیلی با ایسکانیوز به سوالاتی در مورد تحولات خلیج فارس پاسخ داد.
بیشتر بخوانید:
کاهش فشار بر حزب الله از طریق معامله با عربستان امکانپذیر است / تعیین معادله بمباران شمال اسرائیل در برابر تصرف علی الطاهر
متن کامل این گفتگو بدین شرح است:
- همزمان با نبرد در حوزههای اقتصادی و نظامی میان ایران و آمریکا که در جنگ ۴۰ روزه، ۱۲ روزه و درگیریهای جنوب کشور و همچنین جنگ اقتصادی یعنی سیاست جدیدی که خزانه داری آمریکا و ترامپ تحت عنوان طرد اقتصادی ایران اعلام کردند، در روزهای اخیر شاهد هستیم که اروپاییها هم ظاهرا طرح فشار سیاسی را بر ایران آغاز کردهاند. ابتدا نظرتان را درباره این موضوعات بفرمایید؟
محتملترین سناریویی که مجموعه دولت آمریکا، شخص ترامپ و همچنین رژیم صهیونیستی در قبال جمهوری اسلامی در پیش گرفتهاند این است که تا انتخابات اسرائیل و انتخابات کنگره آمریکا وضعیت نه صلح و نه جنگ را ادامه دهند. هر دو انتخابات اواخر مهر و اواسط آبان برگزار خواهد شد و برنامه اصلی تقابلش با جمهوری اسلامی ایران نیز در همین زمان رخ میدهد. تمرکز اصلی دشمن در این فاصله، علاوه بر زد و خوردهای محدود نظامی در حوزه جنوب کشور و جنوب لبنان، افزایش فشار اقتصادی بر جمهوری اسلامی ایران و به ویژه مردم است.
تحریمی در حوزه اقتصادی نبوده که آمریکا در ۴۷ سال گذشته آن را اعمال نکرده باشد و از همه ابزارها از جمله قطعنامه های شورای امنیت، تحریمهای اتحادیه اروپا و حتی تحریمهای خود کنگره آمریکا را نیز استفاده کرده است. اما تصور آنها متوجه شدهاند که اقتصاد ایران چالشی با تورم ندارد و برای ایجاد آشوب داخلی در ایران به دنبال استفاده از مکملهایی برای فشار اقتصادی هستند. به همین دلیل است که تحریمهای جدید را در کنار محاصره قرار دادهاند تا از این طریق علاوه بر تورم، قحطی و کمبود کالا به وجود بیاورند.
بر اساس این سناریو، ابتدا محاصره دریایی علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال شده و در ادامه محاصره زمینی و فشار به 7 کشور یعنی عراق، ترکیه، ارمنستان، آذربایجان، ترکمنستان، افغانستان و پاکستان برای قطع ارتباط با ایران در دستور کار قرار خواهد گرفت. اقدام سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان هم برای این است که از طریق شورای حکام قطعنامهای رو علیه ایران صادر کرده و به محاصره دریایی و زمینی ایران مشروعیت حقوقی بدهند.
- اجازه بدهید ابتدا به 6 کشور جنوبی خلیج فارس بپردازیم. از مدتها پیش گفته میشد که امارات، بحرین و کویت از آمریکا درخواست کردهاند که کارزار نظامی علیه ایران را تشدید کند و در مقابل، عربستان، قطر و عمان از مسیرهای دیپلماتیک استقبال میکنند. نظر شما در مورد این دسته بندی چیست؟
نظر شخصی من این است که محور کشورهای عربی تا حد زیادی عربستان باشد و تقسیم کاری بین آنها وجود دارد که مثلا یکی مواضع تندتری بگیرد و اعلان جنگ کند و دیگری از مسیر دیپلماتیک حمایت کند، اما در کل محوریت تا حدود زیادی با آل سعود است. در این میان، عمان یکی استثناست که سیاست خارجیاش در طول ۵۰ سال گذشته همیشه دوری از تنشها بوده و در هیچ مراوده فرامرزی شرکت نکرده و حتی در ائتلاف علیه یمن، سیاست مستقل خود را حفظ کرد. اما بقیه کشورهای ایران ضعیف شده را ترجیح میدهند و مطالبه آنها از آمریکا و غرب این است که در راستای ضعیف کردن ایران تلاش کنند. حالا این ضعیف شدن برای برخی از این کشورها به معنای فروپاشی، تجزیه و یا چشم داشت سرزمینی به ایران باشند.
بخش زیادی که این کشورها ایران را تهدیدی علیه خود میدانند، ناشی از کار رسانهای دشمن و بخشی هم کم کاریها و سوء مدیریتهای داخلی است. آمریکا با همین سیاست خودش رو به عنوان «ملت ضرور» بین آنها دیکته کرده و این همان الگویی است که در شرق آسیا و علیه چین اعمال میکند. یعنی در تعامل با کشورهایی مانند کره جنوبی، سنگاپور، ژاپن و بقیه کشورهای حوزه شرق آسیا طوری رفتار میکند که حضورش برای مهار چین لازم است
در مورد کشور ما هم وضعیت به همین شکل است و کشورهای جنوبی خلیج فارس، خواستار هم فشار سیاسی بر ایران و حتی در مواردی شروع جنگ علیه ایران بوده و در این راستا از غرب حمایت مالی هم کردهاند که اسنادش موجود است. به همین دلیل است که سرزمین این کشورها در اختیار پایگاههای نظامی آمریکا قرار گرفته و تمام حملات علیه ایران از خاک امارات، کویت، قطر، بحرین یا حتی عربستان انجام میشود و از همین رو، آنها اهداف مشروعی برای ایران هستند.
- به نظر شما اقدامات تنبیهی ما علیه برخی از این همسایگان و حملات به پایگاههای آمریکا در خاک این کشور کافی بود؟ زیرا برخی کارشناسان بر این باورند که ما باید اقدامات بیشتری انجام میدادیم.
سطح برخورد نظامی را فرماندهان و هیئت حاکمه تعیین میکنند. اگرچه این امر میتواند یک مطالبه مردمی باشد، اما ما نمیتوانیم برای فرماندهان تعیین تکلیف کنیم. قطعا محاسباتی در بین آنها وجود دارد اما ما در هر حوزهای مورد حمله قرار گرفتیم، به صورت متقابل کشورهای میزبان پایگاههای نظامی آمریکا را هدف قرار دادیم. پاسخهای ایران هم سطح با حملات دشمن بوده و برای مرکز نظامی، پایگاه نظامی هدف قرار گرفته، حمله به پتروشیمیها با هدف قرار دادن پتروشیمی کشورهای منطقه، حوزه نفتی هم با مراکز نفتی و نفتکشهای آنها پاسخ داده شده است.
گزارش آسیب دیدن این کشورها هم کاملا مشهود بوده است و به عنوان مثال، امارات متحده عربی ۳۵ درصد افت سرمایه گذاری و ۳۵ درصد افت تولید ناخالص داخلی داشته است. بنابراین، برای زدن مراکز مهمتر این کشورها و حذف سران و هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی تصمیمگیرنده فرماندهان عالی رتبه و مسئولین ارشد هستند که سطح پاسخ را تعیین میکنند. اما آنها واضح هست اینکه این کشورها به عنوان اهداف مشروع به رسمیت شناخته شدند و هر سطحی مورد حمله قرار گرفتیم، تقریبا در همان سطح این کشورها را هدف قرار دادیم.
- در مورد بحث محاصره زمینی و فشارهایی که آمریکای به برخی کشورها وارد میکند، به نظر شما همسایههای ما به ویژه ترکیه، عراق، افغانستان و پاکستان با آن همراهی خواهند کرد؟
به نظر من اگر بخواهیم کشورهای همسایه را اولویتبندی کنیم، به ترتیب پاکستان، عراق، ارمنستان اهمیت بیشتری دارند و در درجه بعدی ترکیه، افغانستان و در انتها هم آذربایجان قرار میگیرد. ارمنستان از گذشته مراوداتی با ما داشته، پاکستان به عنوان کوریدور میانی ما و چین ظرفیت بسیار زیادی دارد و بحث عراق به خاطر وسعت مرزی و حجم مراودات دو دهه گذشته، ظرفیت بسیار بالایی برای ما محسوب میشود.
پاکستان متحد استراتژیک چین است و به دلایل زیادی از جمله رقابت با هند و همچنین چالشی که با رژیم صهیونیستی دارد، میتواند همکاریهای خوبی با ما داشته باشد. پاکستان به خوبی میداند که نبود جمهوری اسلامی در برابر رژیم صهیونیستی برای پاکستان چالشی جدی خواهد بود.
اما ترکیه با توجه به عضویت در ناتو و چالشهایی که با ما در برخی پروندهها از جمله آذربایجان و سوریه دارد و همچنین این کشور در برخی اقدامات ضدایرانی اروپا علیه ایران همراهی میکند. اما در عین حال، وجود تهدیدهای مشترک میان ایران و ترکیه از جمله از سوی برخی گروههای کردی و یا حتی رژیم صهیونیستی، به برخی همکاریهای خود با ایران ادامه خواهد داد.
البته نباید از این واقعیت غافل شد که تجارت ایران بیشتر دریا محور بوده و حدود ۸۰ درصد از تجارت ما از حوزه دریا انجام میشود. برای انجام این تجارت از طریق زمینی، ما باید 3 برابر بیشتر هزینه کنیم و احتمال حجم آن نیز کمتر خواهد شد. جبران افت تجارت از طریق زمینی کار کوتاه مدتی نیست و طولانی مدت خواهد بود. برای این امر باید ظرفیتهای ریلی ایجاد شود که بتوانیم حداقل درصدی از این افت تجارت را جبران کنیم. البته قبل از جنگ ۴۰ روزه این پیشبینیها صورت گرفته و یکی از علتهای سیاست آزاد کردن ارز همین بود که وفور کالا در کشور با مشکل مواجه نشود.
- فکر میکنید پاکستان با توجه به اینکه روابط خوبی با آمریکا دارد و همیشه بازی چندگانه انجام میدهد، با سیاست آمریکا علیه ما همراهی خواهد کرد؟
پاسخ دقیق به این سوال سخت است اما به نظر میرسد کشورهای همسایه در ظاهر همراهی با آمریکا خواهند داشت و بعید است هیچ یک به صورت علنی با آمریکا مخالفت کنند. هر چند که در عمل تجارت این کشورها به خاطر نیازی که به ما دارند، ادامه خواهد یافت. به عنوان مثال، بخشی از صادرات گازی ما به عراق است و این کشور هر ساله به خاطر نیازهای خود از آمریکا معافیت میگیرد. پاکستان هم به همین صورت است و به ما نیاز دارد. این کشور چند لایه بازی میکند و با همه کشورها از جمله چین، عربستان، ترکیه و آذربایجان همکاری دارد. اما باید توجه داشت که چین وزن و نفوذ بالایی در سیاستهای پاکستان دارد. با توئجه به نیاز چین به بخش صادرات نفتی ما که به صورت ریلی انجام میشود، احتمالا پاکستان را مجاب خواهد کرد تا همکاری با ما را ادامه دهد.
بنابراین، پاکستان خود را وارد کارزار علیه ما نخواهد کرد و آمریکا برای مقابله با تجارت ایران خودش باید نیرو به مرزهای ما بفرستد که انجام آن محل سوال است.
- درباره تحولات لبنان و ادعاهای مطرح شده در مورد تسلط بر تپه علی الطاهر توسط رژیم صهیوینستی چه نظری دارید و در صورت صحت آن، جمهوری اسلامی چه اقدامی باید انجام دهد؟
اول اینکه در مورد ادعای رژیم صهیونیستی خیلی از خبرگزاری داخلی بیشتر به آن دامن زده و اظهارات اغراق آمیزی در مورد آن داشتند. اما یک خبرنگار لبنانی در این مورد گفت اگر آمریکا تنگه هرمز را گرفته، اینجا هم اسرائیل بر علی الطاهر مسلط شده است. فعلا اطلاعاتی مبنی بر مسلط شدن اسرائیل بر این منطقه وجود ندارد.
اما باید توجه داشته باشیم که دشمن روی حزب الله برنامه ویژه دارد. از آنجایی که سناریوی جنگ زمینی علیه ایران بسیار محتمل است، دشمن ابتدا میخواهد حزب الله را به عنوان یکی از مهمترین، اصیلترین و کارآمدترین فاکتور منطقهای ایران از بین ببرد. آنها از مدتها پیش برای حمله زمینی به ایران برنامهریزی و نیروهای سودانی را در عراق، ترکمنستان و افغانستان مستقر کردهاند.
پس از جنگ 40 روزه، آمریکا علاوه بر جنگ اقتصادی دو حوزه درگیری را حفظ کرد که یکی جنوب ایران و دیگری جنوب لبنان بود. بر اساس تقسیم کار انجام شده، اسرائیل باید تا انتخابات کنست و انتخابات کنگره آمریکا، کار حزب الله را به زعم خودشان یکسره کند. این دقیقا ادامه طرح 5 مادهای خلع سلاح حزب الله است که در فاصله جنگ ۱۲ روزه تا ۴۰ روزه در دستور کار قرار گرفت.الان هم تمرکز روی حذف حزب الله است اما حزب الله به دلیل بازسازی جدی ساختار فرماندهی و اطلاعاتی که انجام داده، حذف شدنی نیست.
سیاست ایران هم این است که اگر تنش از سطح مشخصی بالاتر برود، ما هم وارد اقدام متقابل علیه رژیم صهیونیستی خواهیم شد. برخی کارشناسان که نگاه امنیتی دارند، معتقدند نباید اجازه دهیم که این سناریو برای دشمن تکمیل شود. یعنی نباید اجازه داد جنگ به بعد از انتخابات آمریکا منتقل شود. ترامپ چه پیروز شود و چه شکست بخورد، برای آذر ماه و دی ماه ایران برنامه دارد. آنها قصد دارند در این فاصله اهرمهای قدرت ایران را بگیرند.
در کنار آن هم با فشار اقتصادی و محاصره، فاکتور مردم را به درگیری اضافه کنند و به همین دلیل برخی پیشنهاد میدهند که ایران نهایتا تا اواخر شهریور یا مهر باید یک اقدام نظامی جدی علیه آمریکا انجام دهد. بنابراین، پیشبینی میشود که ایران دست به یک حمله پیشدستانه بزند و همین الان هم این اقدامات شروع شده و حمله به موشکهای بالستیک به سمت ناوهای آمریکایی و قبل از آن نفتکشها شروع شده بود. احتمالا در روزهای آتی سطوح بیشتری مورد هدف قرار خواهد گرفت.
- در حوزه توسعه تجهیزات نظامی به ویژه سامانههای پدافندی چه نظری دارید و فکر میکنید توجه جدی به این زمینه رخ داده است؟
ما به خصوص در جنگ ۱۲ روزه و ابتدای جنگ ۴۰ روزه شاهد ضعف پدافندی بودیم. سیاستهای، برنامهها و دکترین پدافندی تا قبل از جنگ ۱۲ روزه بر مبنای پدافند سنتی یعنی سامانههای دوربرد ایستا و ثابت با بردهای بلند بود که مشخص شد این سامانهها دیگر جوابگو نیستند. در شروع جنگ ۱۲ روزه و۴۰ روزه دشمن با ترورهای گسترده فرماندهان کشوری و لشکری حملات را آغاز کرد.
پس از این دو جنگ، ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به سمت تقویت پدافند حرکت کرد که نتیجه آن را تا حدودی در جنگ ۴۰ روزه دیدیم. یعنی ایران توانست در جنگ با دو ابر قدرت هوایی دنیا، آسیبهای جدی به توان هوایی آنها وارد کند از شکار اف-35 تا اف-16 و سایر بالگردها و هواپیماهای بدون سرنشین متخاصم انجام داد. در ماههای اخیر هم شاهد هستیم که دشمن سعی کرده حملاتش از خارج از آسمان ایران باشد که در نتیجه تغییر در حوزه پدافندی است.
ایران متوجه شد که پدافند ثابت دیگر جوابگو نیست و پدافند باید متحرک، هوشمند و پویا باشد. از همین رو، در چهار سطح یعنی دوش پرتابها، سطح بردهای کوتاه، سطح برد متوسط و سطح برد بلند دست به تغییرات زد. ایران در یک سال گذشته اقدامات جدی انجام داده و گزارشهایی از توسط خبرگزاریهای منتشر شده است. بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ تا دوش پرتاب و همچنین سامانههای برد کوتاه از چین وارد شده که البته چینیها این خبر را تایید نکردند که طبیعی هم هست.
تسلیحات و تغییرات نظامی ایران در حوزه پدافندی در جنگ آینده کارآمدی خود را نشان خواهد داد. در کنار حوزه پدافندی، توسعه تجهیزات جنگ الکترونیک در دستور کار قرار گرفت که مکمل تسلیحات نظامی و موشکی خواهد بود. هدف آن، اخلال در سیستم دادههای دشمن، اخلال در تصمیمگیری در حوزه محاسباتش نسبت به توان نظامی است.
- همکاری چین و روسیه در حوزه نظامی را چطور ارزیابی میکنید؟ هر دو کشور قراردادهای بلندمدت راهبردی با ایران دارند و انتظار میرود که علاوه بر حمایتهای سیاسی، در حوزه نظامی هم همراهی بیشتری داشته باشند.
یک اشتباه در حوزه حمایتهای نظامی این دو کشور در فضای عمومی وجود دارد که آنها را به عنوان متحد نظامی میبینند. چین و روسیه مثل حزب الله، حشد شعبی و انصارالله نیستند و آنها هیچ وقت متحد نظامی نبودهاند. سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران یک سیاست دفاعی مستقل است و هیچ وقت وابسته یا متحد یک ابرقدرت بیرونی نبوده است. البته ما با این دو کشور شریک استراتژیک هستیم و همکاریهای نظامی داشتهایم.
برای شفاف شدن افکار عمومی باید مثالی بزنم. پوتین پس از جنگ ۱۲ در یک اظهار نظر گفت جمهوری اسلامی ایران هیچ وقت از ما اس-۴۰۰ درخواست نکرده است. یعنی خود ایران در برخی حوزهها سراغ آنها نرفته و به سمت قراردادهای نظامی جنگندههای چینی مانند جی-۱۰ جی-۲۰ حرکت نکرده است. ما بعد از جنگ ۱۲ روزه سراغ چین رفتیم و از آنها دریافت کردیم.
بعد از جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه سطح مراودات نظامی به شدت افزایش پیدا کرد و ما برای جبران نواقص نظامی به خصوص در حوزه پدافندی به سمت واردات تسلیحاتی و نظامی حرکت کردیم و این دو کشور تا جایی که ممکن بود با ما همکاری داشتند و چالشی در این زمینه وجود ندارد. گزارشهای اندیشکدههای غربی به ویژه در دو سه هفته گذشته همین مسئله را اثبات میکند. ایران در حوزه پرتابگرها و سامانههای برد کوتاه از چین قراردادهای سنگینی بسته و در حوزه موشکهای کروز مافوق صوت و هایپرسونیک کارشناسان روس با ایران همکاری میکنند.
اما نکته اینجاست که روسیه و چین قائل به رسانهای کردن این همکاری ها نیستند و دلیلاش تحریمهای نظامی است. دولت چین سعی میکند از طریق شرکتهای خصوصی همکاری نظامی خود را با ایران ادامه دهد تا از نظر تحریمی مشکلی برایش پیش نیاید. چین هیچ وقت در سیاست خارجی خود به دنبال تنش مستقیم با آمریکا نبوده است. آمریکا تلاش میکند چین را وادار به محاسبات غلط در فضای بیرونی کند اما چینیها هیچ وقت وارد این بازی نشدهاند.
- به زودی رئیس جمهور چین با ترامپ دیدار خواهد داشت و این دیدار برای ما اهمیت زیادی دارد. فکر میکنید شی جین پینگ تحت فشارهای آمریکا دست از همراهی با ایران میکشد؟
اول باید به این نکته توجه کنیم که چین مهمترین شریک تجاری ماست اما ایران باری چین در این جایگاه نیست و در رتبههای بعد از عربستان، امارات، قطر، عمان و ... قرار داریم. اما یه نکته برای چین خیلی مهم است و آن اینکه ایران تنها کشوری است که میتواند آمریکا رو زمینگیر کند و تنها از این طریق نگاه آمریکا به شرق محدود خواهد شد. در دکترین امنیتی ملی آمریکا در دولت ترامپ -چه دولت اول و چه دوم- چین تهدید اول آمریکا محسوب میشود و بر خلاف روسای جمهور قبلی، تهدید اول ترامپ همیشه چین بوده است.
بنابراین، کمک چین به ایران در حوزه نظامی ادامه خواهد داشت تا ایران توان رزم و تاب آوری داشته باشد. این بدان معنا نیست که آنها به طور کامل پشت ما قرار بگیرند. نکته دوم اینکه چین برخلاف آمریکا که سودش و زیستش در جنگ و خونریزی است، زیست چینیها همیشه در صلح بوده است. به همین دلیل است که همزمان با امضای قرارداد ۲۵ ساله با ایران، یک قرارداد مشابه با عربستان بست. بنابراین، مراودات نظامی، اقتصادی و سیاسی چین با ایران ادامه خواهد داشت و آمریکا را مجاب خواهد کرد که از این سیاست پرتنش فاصله بگیرد.
آمریکا هم تمایلی به درگیر شدن با چین ندارد و برخلاف ادعاهای خود خواهان درگیری با کشور بزرگ و قدرتمندی مثل چین روسیه نیستند.
- در نهایت مهمترین سناریو در روزها و هفتههای آتی در جنگ میان ایران و آمریکا چه هستند؟
سناریو دشمن جنگ پر شدت و گسترده زمینی، دریایی و هوایی بعد از انتخابات کنگره آمریکاست و چه پیروز شوند یا نه، این کار را خواهند کرد. مگر اینکه شکست خیلی فاجعهباری بخورند که آن هم خیلی محتمل نیست. تصور میکنم برنامه آنها این است که لایه مردم را هم یعنی شورش اجتماعی در داخل را فعال کنند. هدف از فشارهای اقتصادی، تحریمهای جدید و محاصره اقتصادی ایجاد قحطی در برخی کالاها به خصوص کالاهای اساسی ایران است.
آنها معتقدند در صورت قحطی احتمال شورش بیشتر میشود. علاوه بر این، خلع سلاح حزب الله برنامه بعدی آنهاست و تلاش میکنند آن را در زمینگیر کنند. در عراق هم برنامههایی برای مهار جریان مقاومت دارند و همزمان نیروهای زمینی و مزدوران آفریقایی را در اطراف مرزهای ایران مستقر خواهند کرد.
در مقابل ما باید مشکلات اقتصادی را حل کنیم و دولت باید جلوی سناریوی قحطی را بگیرد و وفور کالا از بین نرود. من به شخصه معتقدم حتی با وجود تورم نباید مانع وفور کالا شویم. اگر دولت به زور بخواهد تورم را کنترل کند، تاجران تصمیم به احتکار میگیرند و این برای کالاهای مورد نیاز خطرناک است. با توجه به شرایط جنگی کشور، تورم تا حدودی منطقی خواهد بود اما در عین حال باید حمایت همزمان از دهکهای پایین به صورت جدی پیگیری شود. بحث انرژی باید به صورت جدی کدیریت شود و فکری برای تاب آوری جامعه در حوزه اقتصادی کرد.
انتهای پیام/
نظر شما