به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ استانی که در دل خود روایتهایی از هزارههای دور تمدن انسانی، معماریهای تاریخی، بازارهای کهن، قناتها، باغها و مسیرهای تجاری قدیمی را نگه داشته است، اکنون به دنبال تغییر یک نگاه قدیمی در حفاظت از میراث فرهنگی است؛ عبور از مدلی که تمام بار نگهداری آثار را بر دوش دولت گذاشته و حرکت به سمت مشارکت مردم، خیران و بخش خصوصی در قالب تشکیل هیئت امنا برای بناهای تاریخی.
پیشنهاد تشکیل هیئت امنا برای نگهداری میراث فرهنگی کرمان در ظاهر یک تغییر مدیریتی است، اما در واقع میتواند نشانه یک تحول بزرگتر باشد؛ اینکه آثار تاریخی دیگر فقط ساختمانها و محوطههای باستانی تحت مدیریت دستگاههای دولتی نباشند، بلکه به عنوان سرمایههای عمومی و داراییهای توسعهای استان دیده شوند. زیرا تجربه بسیاری از کشورهای موفق در حوزه گردشگری نشان داده است که حفاظت از میراث فرهنگی زمانی پایدار میشود که جامعه محلی خود را مالک معنوی آن بداند.
کرمان از جمله استانهایی است که ظرفیت تاریخی آن بسیار فراتر از تعداد محدودی اثر شناختهشده است. این استان در طول هزاران سال محل شکلگیری و عبور تمدنها بوده و از محوطههای باستانی جنوب استان تا معماری دورههای اسلامی و قاجاری، مجموعهای متنوع از میراث فرهنگی را در خود جای داده است. تمدن جیرفت، تپه یحیی، ارگ بم، باغ شاهزاده ماهان، بازار تاریخی کرمان، قنوات، روستاهای تاریخی و صنایع دستی بومی تنها بخشی از سرمایهای هستند که میتوانند علاوه بر ارزش فرهنگی، موتور اقتصادی نیز باشند.
اما مسئله اصلی همیشه داشتن اثر تاریخی نیست؛ مسئله مهمتر توانایی حفاظت، معرفی و تبدیل آن به فرصت توسعه است. بسیاری از مناطق جهان دارای آثار تاریخی هستند، اما تفاوت میان یک اثر محلی و یک مقصد جهانی در نحوه مدیریت، معرفی، سرمایهگذاری و مشارکت اجتماعی شکل میگیرد. یک بنای تاریخی زمانی میتواند به اقتصاد منطقه کمک کند که زنده باشد، نگهداری شود، روایت داشته باشد و مردم محلی در حفظ و بهرهبرداری درست از آن نقش داشته باشند.
در سالهای گذشته، بخش مهمی از مسئولیت حفاظت از میراث فرهنگی بر عهده دولت بوده است. سازمانهای متولی باید همزمان با محدودیتهای بودجهای، حجم بزرگی از بناها، محوطهها و آثار ثبتشده را نگهداری کنند. این مدل در بسیاری از کشورها با چالش مواجه شده است، زیرا تعداد آثار تاریخی معمولاً بسیار بیشتر از توان مالی دولتها برای مرمت و نگهداری است.
پیشنهاد هیئت امنا دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود؛ ایجاد سازوکاری که در آن سرمایه اجتماعی، توان اقتصادی بخش خصوصی، ظرفیت خیران و علاقهمندی مردم محلی در کنار مدیریت تخصصی دولت قرار گیرد. چنین مدلی میتواند برای هر اثر تاریخی ساختار مدیریتی مشخص ایجاد کند و به جای انتظار دائمی برای بودجه دولتی، منابع متنوعتری برای حفاظت فراهم آورد.
البته تشکیل هیئت امنا به معنای واگذاری مالکیت میراث فرهنگی نیست. آثار تاریخی متعلق به یک فرد یا مجموعه خاص نیستند و ارزش آنها عمومی است. تجربه جهانی نشان داده است مشارکت بخش خصوصی زمانی موفق است که تحت چارچوبهای روشن قانونی، علمی و نظارتی انجام شود. بخش خصوصی میتواند در مرمت، معرفی، خدمات گردشگری، توسعه زیرساختهای جانبی و جذب گردشگر نقش داشته باشد، اما اصالت اثر و اصول حفاظتی باید خط قرمز باقی بماند.
در بسیاری از کشورهای دارای میراث تاریخی، همین مدل مشارکتی به کار گرفته شده است. در ایتالیا، اسپانیا، فرانسه و برخی کشورهای آسیایی، بنیادها، انجمنهای محلی، خیران فرهنگی و شرکتهای خصوصی در کنار دولت برای حفظ بناهای تاریخی فعالیت میکنند. دلیل موفقیت این کشورها فقط تعداد آثار تاریخی آنها نیست؛ بلکه توانستهاند میراث را از یک هزینه صرف به یک سرمایه اقتصادی و اجتماعی تبدیل کنند.
کرمان نیز ظرفیت حرکت در همین مسیر را دارد. بخش خصوصی این استان سابقه طولانی در حوزههای اقتصادی، صنعتی، معدنی و کشاورزی دارد و بسیاری از فعالان اقتصادی کرمان علاقهمند به مسئولیت اجتماعی هستند. اتصال این ظرفیت به حوزه میراث فرهنگی میتواند مدل تازهای از مشارکت ایجاد کند؛ مدلی که در آن سرمایهگذاری اقتصادی با حفظ هویت تاریخی همراه شود.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم گردشگری تاریخی فقط به بازدید از یک بنا محدود نیست. یک اثر تاریخی فعال میتواند زنجیرهای از اشتغال ایجاد کند؛ از راهنمای گردشگری و صنایع دستی گرفته تا اقامتگاهها، حملونقل، غذاهای محلی و فروش محصولات فرهنگی. هر گردشگری که وارد یک منطقه میشود، تنها بلیت یک اثر را خریداری نمیکند، بلکه مجموعهای از خدمات اقتصادی را فعال میکند.
برای کرمان که در کنار منابع معدنی و کشاورزی به دنبال تنوعبخشی اقتصادی است، گردشگری میتواند یکی از مسیرهای مهم آینده باشد. وابستگی بیش از حد برخی مناطق به درآمدهای محدود، ضرورت استفاده از ظرفیتهای جدید را افزایش داده است. میراث فرهنگی در چنین شرایطی میتواند از یک موضوع فرهنگی صرف به بخشی از برنامه توسعه اقتصادی استان تبدیل شود.
اما رسیدن به این هدف نیازمند حل چند چالش اساسی است. نخستین چالش، وضعیت نگهداری برخی آثار است. مرمت آثار تاریخی فرآیندی تخصصی، زمانبر و پرهزینه است. استفاده از مصالح نامناسب یا مداخله غیرکارشناسی میتواند به جای حفاظت، به آسیب بیشتر منجر شود. بنابراین مشارکت مردمی و بخش خصوصی باید همیشه زیر نظر متخصصان میراث فرهنگی انجام شود.
چالش دوم، ایجاد تعادل میان حفاظت و بهرهبرداری اقتصادی است. گردشگری اگر بدون برنامه رشد کند، خود میتواند تهدیدی برای آثار تاریخی باشد. افزایش بیش از حد بازدیدکننده، ساختوسازهای نامتناسب در حریم آثار، تغییر کاربریهای نادرست و تجاریسازی افراطی میتواند هویت تاریخی یک منطقه را تضعیف کند. توسعه گردشگری موفق باید به گونهای باشد که اثر تاریخی برای نسل آینده نیز باقی بماند.
چالش سوم، ارتباط مردم محلی با میراث فرهنگی است. تجربه نشان داده است زمانی که جامعه اطراف یک اثر تاریخی احساس کند آن بنا فقط محدودیت برای آنها ایجاد کرده و منفعتی ندارد، حفاظت دشوارتر میشود. اما اگر مردم ببینند نگهداری از یک اثر باعث رونق کسبوکار، افزایش درآمد و بهبود کیفیت زندگی آنها میشود، خود به مهمترین مدافعان آن تبدیل خواهند شد.
پیشنهاد هیئت امنا میتواند پاسخی به همین مسئله باشد. حضور معتمدان محلی، فعالان اقتصادی، متخصصان فرهنگی و نمایندگان جامعه در کنار دستگاههای رسمی میتواند حس تعلق ایجاد کند. البته ترکیب این هیئتها باید به گونهای باشد که تصمیمگیری علمی قربانی نگاههای غیرتخصصی نشود.
در کنار موضوع حفاظت، مسئله ثبت جهانی آثار کرمان نیز اهمیت ویژهای دارد. ثبت جهانی تنها یک عنوان افتخاری نیست؛ میتواند جایگاه یک منطقه را در نقشه گردشگری جهان تغییر دهد. اما رسیدن به این مرحله نیازمند آمادهسازی پروندههای دقیق، حفاظت مناسب از اثر، برنامه مدیریت و زیرساختهای لازم است.
بررسی پروندههای ثبت جهانی آثار کرمان و تأکید بر تسریع روند آنها نشان میدهد استان به دنبال استفاده بیشتر از ظرفیتهای بینالمللی میراث خود است. ثبت جهانی یک اثر میتواند توجه گردشگران، پژوهشگران و سرمایهگذاران فرهنگی را افزایش دهد، اما مهمتر از خود ثبت، مدیریت پس از ثبت است. بسیاری از مناطق پس از دریافت عنوان جهانی تازه با مسئولیت بزرگتری برای حفاظت مواجه میشوند.
برگزاری دو همایش ملی با موضوع تمدن جیرفت و تمدن تپه یحیی نیز از همین منظر اهمیت دارد. کرمان تنها یک مقصد گردشگری نیست؛ بخشی از تاریخ تمدن بشری در این سرزمین شکل گرفته است. معرفی علمی این ظرفیتها میتواند جایگاه استان را در مطالعات باستانشناسی و تمدنهای کهن تقویت کند.
تمدن جیرفت طی سالهای گذشته توجه بسیاری از پژوهشگران داخلی و خارجی را جلب کرده است. آثار بهدستآمده از این منطقه، تصویری متفاوت از پیشینه تمدنی جنوب شرق ایران ارائه کردهاند. تپه یحیی نیز یکی از محوطههای مهم باستانی ایران است که نقش آن در شناخت دورههای مختلف تاریخی اهمیت زیادی دارد. معرفی دوباره این ظرفیتها میتواند کرمان را از یک مقصد محدود به یک مرکز مطالعات تمدنی تبدیل کند.
اما معرفی تمدنها تنها با برگزاری همایش اتفاق نمیافتد. نتیجه واقعی زمانی ایجاد میشود که این شناخت علمی به برنامه گردشگری، آموزش عمومی، موزهها، مسیرهای بازدید و اقتصاد محلی متصل شود. تاریخ زمانی زنده میشود که از کتابها و سالنهای همایش خارج شده و وارد تجربه مردم و گردشگران شود.
البته موفقیت این مدل نیازمند شفافیت است. مردم و بخش خصوصی باید بدانند منابع چگونه هزینه میشود، چه برنامهای برای اثر وجود دارد و نتیجه مشارکت آنها چگونه سنجیده خواهد شد. اعتماد عمومی مهمترین سرمایه چنین ساختاری است و بدون آن حتی بهترین ایدهها نیز با مشکل مواجه میشوند.
کرمان امروز در برابر یک انتخاب قرار دارد؛ اینکه میراث چند هزار ساله خود را تنها به عنوان گذشتهای ارزشمند نگاه کند یا آن را به بخشی از آینده توسعه استان تبدیل کند. حفاظت از تاریخ و توسعه اقتصادی دو مسیر جدا نیستند؛ در بسیاری از نقاط جهان، همین میراث تاریخی بوده که به موتور اشتغال و رونق تبدیل شده است.
تشکیل هیئت امنا برای میراث فرهنگی اگر با مدیریت علمی، نظارت دقیق و مشارکت واقعی همراه شود، میتواند یک تجربه جدید در کشور ایجاد کند. کرمان با حجم و تنوع آثار تاریخی خود ظرفیت آن را دارد که در این زمینه پیشگام باشد؛ نه فقط برای حفظ گذشته، بلکه برای ساختن آیندهای که در آن تاریخ، اقتصاد و هویت فرهنگی در کنار هم حرکت کنند.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر./
نظر شما