مریم افشار نویسنده تحلیلی بر بازتاب اسطوره در سینمای بهرام بیضایی‎ یادداشتی درباره بهرام بیضایی و آثار او منتشر کرده است.او معتقد است: ساختار زمان در سینمای بیضایی با مؤلفه‌­هایی چون رویداد محوری، تقدس، زایندگی، بی‌­پایانی، توهم­ ایستایی، سنجش‌­ناپذیری و شکستگی، به زمان و روایت اسطوره‌­ای نزدیک می­‌شود. در روایت­‌هایی چون مرگ یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی و محکوم شدن آسیابان و خانواده‌­اش، برخورد تارا با مرد تاریخی و شیء مقدسی چون شمشیر، مرگ مسافران و آینه زمان اسطوره­‌ای و نیز با تکرار آیین­‌ها­ مقدس می‌­شود. زمان اسطوره‌­ای و مقدس در سینمای او، همچون اسطوره ناسنجیدنی است، زیرا که زمان اسطوره‌ای دایره­‌ای است و ابدیت هیچ­‌گاه سنجیده نمی‌­شود؛ در زمان اسطوره‌­ای، قیدهای زمانی نیز رنگ می‌­بازند.


به گزارش ایسکانیوز ، این یادداشت را در ادامه می خوانیم.


در شرح حال این تحقیق و شکل‌گیری سوال این پژوهش باید اشاره کنم به اینکه نخستین آشنایی من با اسطوره به ترم اول دوره کارشناسی ارشد و کلاس‌های­ شاهنامه برمی‌گردد. آن روزها هرچه اساطیر را بیشتر و بهتر می‌شناختم، دنیای شگفت و گسترده اسطوره گام‌های من را برای دانستن، استوارتر می‌کرد. چند روز یک‌بار، کتابی به معرفی آقای دکتر محمدی من را به دنیای اسطوره می‌برد. هرچه بیشتر درباره­ اسطوره می‌خواندم، تردیدهایم در انتخاب موضوع «اسطوره» برای رساله کمرنگ‌تر می‌­شد.
در همان روزها بود که اولین سوال آقای دکتر محمدی من را به دنیای سینما و نمایش علاقه­‌مند کرد.«چطور فیلم می‌­بینید؟» شاید تا آن روز من فیلم­‌ها را با یک نگاه کلی و همیشگی می‌­دیدم. چند روز بعد جمله­ فلوبر؛ «چیزی واقعی وجود ندارد، فقط شیوه دیدن وجود دارد» مرا به دنیای تصویر و نمایش کشاند. به راستی که شیوه دیدن من در این دو سال دگرگون شد.
اسطوره با آدمي زاده شده، تغییر و تحول پیدا کرده و در پیکره­‌ی داستان‌­ها و حكايات و همراه با آثار هنری و ادبی تداوم یافته است. نمی­‌توان حضور اساطیر را در فرهنگ، ادبیات و هنر، از جمله هنرهای نمایشی که از روزگار آیسخولوس، اوریپید و آریستوفانس تا سینمای روزگار ما با اسطوره پیوند استواری دارند، نادیده گرفت. نگاه ویژه به اسطوره در آثار نویسندگان و هنرمندان صرفا به دلیل باز روایی اسطوره‌ها در عصر جدید نیست بلکه؛ آنان به دنبال پاسخی برای چرایی‌های انسان معاصر، از هستی‌اش می‌­کوشند. در واقع نویسندگان بسیاری بر این باورند که شناخت و درک ارزش اسطوره یکی از مفیدترین اکتشافات قرن بیستم به شمار می­ آید. در این زمینه باید گفت؛ از رویکردهای مهم در ادبیات و هنر قرن بیستم نگاه ویژه به ژانر اسطوره است. عصر ماشینی، ظهور تجدد و نوزایی نتوانست در عرصه‌­ی ادبیات رد پای اسطوره را در مدرنیسم و پس از آن در پست‌مدرنیسم بزداید. نویسندگان و شاعران معاصر از وازدگی دنیای صنعتی برای احراز هویت جمعی خود به دنیای اسطوره پناه می‌­جویند. نمونه­‌ی بارز آن بهرام بیضایی است که با بکارگیری اسطوره و آیین در آثارش به روایت تصویری ریشه‌های هویت ملی و جهانی دست می­یازد. سینمای بهرام بیضایی با بکارگیری اسطوره و آیین، تأثیر پذیری و پیوند سینما و ادبیات را به خوبی نشان میدهد. ساختار و هم‌کنشی اسطوره و آیین در سینمای بیضایی با دگردیسی­ و تقدس­‌زدایی‌­هایش ذهن هر بیننده آشنای اساطیر را به خود مجذوب می‌کند.
ساختار زمان در سینمای بیضایی با مؤلفه‌­هایی چون رویداد محوری، تقدس، زایندگی، بی‌­پایانی، توهم­ ایستایی، سنجش‌­ناپذیری و شکستگی، به زمان و روایت اسطوره‌­ای نزدیک می­‌شود. در روایت­‌هایی چون مرگ یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی و محکوم شدن آسیابان و خانواده‌­اش، برخورد تارا با مرد تاریخی و شیء مقدسی چون شمشیر، مرگ مسافران و آینه زمان اسطوره­‌ای و نیز با تکرار آیین­‌ها­ مقدس می‌­شود. زمان اسطوره‌­ای و مقدس در سینمای او، همچون اسطوره ناسنجیدنی است، زیرا که زمان اسطوره‌ای دایره­‌ایست و ابدیت هیچ­‌گاه سنجیده نمی‌­شود؛ در زمان اسطوره‌­ای، قیدهای زمانی نیز رنگ می‌­بازند.


unnamed (52)


این نویسنده و سینماگر به خوبی تاریخ و واقعیت را با آنچه در ناخودآگاه ذهن اسطوره‌اندیشش حک­ شده، درمی‌­آمیزد و با دگردیسی اسطوره، اسطوره‌­شکنی، بازآفرینی اسطوره، ساختار روایی سینمایش را با توجه به تحولات جامعه سامان می‌دهد. در سینمای او از قهرمان همیشگی تاریخ؛ شاهان، جنگ­‌آوران، قهرمانان مرد تقدس‌­زدایی می­‌شود. بهرام بیضایی با دگرگونی اسطوره می‌­کوشد تا جايگاه زن را در سينما و به تبع آن در جامعه امروزی‌­اش­ متحول کند. زن را قهرمان مي‌­كند و تصور جامعه را نسبت به جنسيتِ زن و ديدگاه مردسالارانه­ آن تغيير مي‌دهد. قهرمان زن در سينماي بيضايي مراحل سفر اسطوره­‌ای را كه عبارت است از: دعوت به سفر، بازگشت به وطن، پذيرفتن دعوت، یافتن مرشد، ممنوعيت، هنجارشكني، آزمايش، تعقيب مخالفان، پيروزي و عزیمت ، طی می‌­کند.
در مورد بازتاب اسطوره و آیین در آثار سینمایی بهرام بیضایی، بررسی ساختاری اسطوره‌ای شدن زمان، دگردیسی اسطوره قهرمان، کشف ساختاری مراحل ده ‌گانه‌ی سفر اسطوره­‌ای و آیین در سینمای بیضایی، تاکنون کتاب یا رساله‌ای به صورت مستقل نوشته نشده است. به همین دلیل این پژوهش می‌­تواند ضمن روشن کردن رابطه­ ادبیات و سینما به تحقیقات میان رشته‌ای و نقد اسطوره‌شناختی آثار ادبی و سینمایی یاری رساند. این پژوهش حاصل تلاش خود خواسته‌­ایست در جهت گسترش هر چه بیشتر ترجمان پیوند اسطوره، آیین، ادبیات و سینما. بهترین گزینه برای انتشار کتاب، انتشارات روشنگران بود. من هرگز لطف بیکران و تلاش خانم لاهیجی را در این زمینه فراموش نخواهم کرد.


۵۰۱/502

کد مطلب: 345842

وب گردی

وب گردی