از چمدان‌های ساده تا دل‌های آماده؛ اعتکاف فرصتی برای بازگشت به خود

در روزهایی که آهنگ تند زندگی دانشجویی مجال درنگ را کمتر می‌دهد، اعتکاف آیینی سه‌روزه که با سفره‌های سحری، گعده‌های صمیمی، عبادت‌های طولانی و هم‌سفره شدن دانشجویان، چهره‌ای متفاوت از زندگی را به نمایش گذاشته است.

به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، اعتکاف مکثی آگاهانه در دل شتاب زندگی است. توقفی کوتاه اما عمیق برای آنان که می‌خواهند چند روزی از هیاهوی مداوم جهان فاصله بگیرند و گوش جان بسپارند به صدایی آرام‌تر. صدایی که در شلوغی روزمره کمتر شنیده می‌شود. اعتکاف، تنها ماندن در مسجد نیست؛ ماندن در لحظه است، در دعا، در سکوت و در خلوتی که در دل جمع معنا پیدا می‌کند.

در اعتکاف، زمان شکل دیگری به خود می‌گیرد. ساعت‌ها عجله ندارند و لحظه‌ها ارزشمندتر می‌شوند. آدم‌ها کمتر حرف می‌زنند، اما بیشتر می‌شنوند؛ کمتر می‌دوند، اما عمیق‌تر می‌اندیشند. این آیین، تجربه‌ای است که بیش از آنکه دیده شود، حس می‌شود و بیش از آنکه گفته شود، در دل می‌نشیند.

وقتی اعتکاف به فضای دانشگاه می‌رسد، معنایی تازه پیدا می‌کند. اعتکاف دانشجویی روایت جوانانی است که در میانه دغدغه‌های تحصیلی، فشار آینده، کلاس‌ها، امتحان‌ها و پرسش‌های بی‌پاسخ، تصمیم می‌گیرند چند روزی مکث کنند. مکثی نه از سر گریز، بلکه از سر انتخاب. انتخابی آگاهانه برای نزدیک شدن؛ به خود، به ایمان و به جمعی که با نیتی مشترک کنار هم نشسته‌اند.

در اعتکاف دانشجویی، سادگی پررنگ‌تر است و صمیمیت ملموس‌تر. دانشجویانی که هنوز در حال ساختن مسیر زندگی‌اند، اینجا فرصتی پیدا می‌کنند تا آهسته‌تر قدم بردارند. کوله‌پشتی‌ها سبک‌تر از همیشه است و دل‌ها آماده‌تر. هرکس چیزی با خود آورده؛ یکی قرآن، یکی مفاتیح، یکی چادرنماز و دیگری فقط نیتی آرام و بی‌ادعا.

در چنین فضایی است که دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، چهره‌ای متفاوت از روزهای معمول خود را به نمایش می‌گذارد. دانشگاهی که اغلب با رفت‌وآمدهای شتاب‌زده، کلاس‌ها و قرارهای علمی شناخته می‌شود، در روزهای اعتکاف به مکانی برای سکوت، تأمل و همراهی بدل می‌شود. شتاب جای خود را به آرامش می‌دهد و هیاهو آرام‌آرام در پس‌زمینه محو می‌شود.

نشانه‌های این تغییر، از همان لحظه‌های ابتدایی قابل لمس است. چمدان‌های جورواجور که گوشه‌ای قرار گرفته‌اند، کوله‌پشتی‌هایی مملو از قرآن و مفاتیح و چادرنمازهای رنگارنگ که روی زمین گذاشته می‌شوند و چهره‌هایی که با خستگی راه، اما با اشتیاقی آرام وارد فضا می‌شوند. اینجا کسی عجله ندارد؛ همه آمده‌اند تا بمانند.

معتکفان به‌تدریج در فضای مسجد مستقر می‌شوند. فرش‌ها گسترده شده و هر گوشه، سهم چند نفر از این خلوت جمعی است. نشستن روی زمین، ساده و بی‌تکلف، بخشی از تجربه است. جای نشستن اهمیت چندانی ندارد؛ آنچه مهم است، حضور است. حضوری بی‌واسطه، صمیمی و بی‌ادعا.

پذیرایی ساده‌ای که در همان ساعات ابتدایی انجام می‌شود، بخشی از همین فضاست. چای داغ و شیرینی میان جمع می‌چرخد؛ نه به‌عنوان تشریفات، بلکه بهانه‌ای برای مکث، سلام و لبخند. گفت‌وگوها کوتاه است و نگاه‌ها آرام. فضا هنوز در حال شکل گرفتن است؛ آرام، بی‌هیاهو و صمیمی.

در میان وسایل شخصی معتکفان، مفاتیح‌هایی با جلدهای رنگی به چشم می‌خورد؛ برخی نو و برخی کهنه، اما مفاتیح‌هایی که به‌عنوان هدیه به همه اهدا شده، کاملاً نو هستند. کنار آن‌ها، لیوان‌هایی ساده اما زیبا دیده می‌شود که با نام‌های متبرک ائمه اطهار(ع) مزین شده‌اند؛ یادگاری‌هایی کوچک که قرار است همراه این چند روز خلوت باشند.

شب، آرام‌آرام خودش را بر فضای مسجد پهن می‌کند. نورها ملایم‌تر می‌شود و صداها کمتر. اولین سفره و نخستین وعده غذایی اعتکاف، سحری است.
سفره‌های سحر ساده و صمیمی پهن می‌شود؛ نان، پنیر، خرما، چای داغ و چند لقمه ساده. همه کنار هم نشسته‌اند؛ چهره‌ها خسته از مسیر روز، اما دل‌ها بیدار. سحر، اینجا فقط آغاز روزه نیست؛ آغاز یک همراهی است.

پس از سحری، مسجد در سکوتی عمیق فرو می‌رود. برخی قرآن می‌خوانند، برخی مفاتیح هدیه‌گرفته‌شده را آرام ورق می‌زنند و برخی تنها نشسته‌اند؛ نشسته و در فکر. این نشستن، خلأ نیست؛ مکثی است برای شنیدن آنچه در شلوغی زندگی کمتر شنیده می‌شود.

با آغاز روز، برنامه‌های عبادی یکی پس از دیگری جریان می‌یابد. نمازها با تمرکز بیشتری خوانده می‌شود و دعاها عمق دیگری پیدا می‌کند. نماز جعفر طیار، نمازهای مستحبی و نجواهای آرام، بخشی از ریتم روزانه اعتکاف است. هرکس به شیوه خود، اما در مسیری مشترک، قدم برمی‌دارد.

در فاصله برنامه‌ها، گعده‌هایی کوچک و خودجوش شکل می‌گیرد. حلقه‌هایی از گفت‌وگو که موضوعات متفاوتی را دربر می‌گیرد؛ از پرسش‌های اعتقادی و معرفتی گرفته تا تجربه‌های شخصی، دغدغه‌های دانشجویی و حتی صحبت‌هایی ساده و انسانی. این گعده‌ها فرصتی است برای شناخت بیشتر، برای شنیدن و برای آموختن از یکدیگر.

تنوع سنی معتکفان، به این گفت‌وگوها رنگ دیگری می‌دهد. دانشجویان جوان‌تر کنار کسانی می‌نشینند که تجربه بیشتری دارند و همین تفاوت، گفت‌وگوها را پربارتر می‌کند. کسی خود را برتر نمی‌بیند؛ همه در یک سطح، همه در یک مسیر.

با نزدیک شدن به غروب، فضا رنگ دیگری می‌گیرد. انتظار آرامی در مسجد جریان دارد. سفره‌های افطار به‌تدریج پهن می‌شود؛ ساده، بی‌تکلف و صمیمی. خرما، نان، سوپ و چای. افطار، لحظه‌ای است که روزه با جمع باز می‌شود؛ لحظه‌ای که سکوت جای خود را به شکرگزاری می‌دهد.

پس از افطار، سفره‌های شام نیز در فضایی آرام و منظم برپا می‌شود. غذاها ساده است، اما طعم آن‌ها در کنار جمع، متفاوت‌تر حس می‌شود. همه کنار هم می‌نشینند، بی‌تفاوت به جایگاه و فاصله. این هم‌سفره شدن، بخشی از تجربه اعتکاف است؛ تجربه‌ای که فاصله‌ها را کم می‌کند.

شب دوباره فرا می‌رسد و مسجد بار دیگر در آرامش فرو می‌رود. برخی به عبادت‌های طولانی شبانه مشغول می‌شوند، برخی به خواندن قرآن و برخی به خلوتی شخصی. نماز شب‌ها، با سکوتی عمیق همراه است؛ سکوتی که گاه از هر کلامی رساتر است.

در میان این لحظه‌ها، حضور جمعی که با نیتی مشترک کنار هم مانده‌اند، بیش از هر چیز حس می‌شود. اینجا رقابتی وجود ندارد؛ مقایسه‌ای نیست. هرکس با خودش است، اما تنها نیست. همین همراهی، یکی از عمیق‌ترین تجربه‌های اعتکاف دانشجویی است.

در روز دوم اعتکاف، فضا جاافتاده‌تر شده است. چهره‌ها آشناتر و نگاه‌ها صمیمی‌تر. گعده‌ها شکل منظم‌تری به خود گرفته و برنامه‌ها با انس بیشتری دنبال می‌شود. انگار همه پذیرفته‌اند که برای چند روز، باید آهسته‌تر زندگی کرد.

در این میان، آنچه بیش از هر چیز دیده می‌شود، خاکی بودن فضاست. هیچ‌کس به دنبال جای بهتر یا موقعیت خاصی نیست. نشستن روی زمین، ساده و پذیرفته‌شده است. این سادگی، بخشی از زیبایی اعتکاف است؛ زیبایی‌ای که در بی‌ادعایی معنا پیدا می‌کند.

تمام این صحنه‌ها، از ورود چمدان‌ها و کوله‌پشتی‌ها تا سفره‌های سحر و افطار، از گعده‌های صمیمی تا عبادت‌های طولانی شبانه، روایت روزهایی است که دانشگاه چهره‌ای متفاوت به خود گرفته است؛ روایتی که خبرنگار ایسکانیوز آن را نه از پشت میز، که از دل این فضا و با چشم خود می‌بیند.

اعتکاف دانشجویی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تنها یک برنامه مذهبی نیست؛ تجربه‌ای است جمعی، انسانی و آرام. تجربه‌ای که شاید در تقویم چند روز بیشتر نباشد، اما اثر آن می‌تواند تا مدت‌ها در دل‌ها باقی بماند؛ مکثی کوتاه، اما ماندگار.

انتهای پیام/

کد خبر: 1292792

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =