به گزارش گروه اجتماعی ایسکانیوز، اصغر جهانگیر روز یکشنبه در نشست ستاد راهبری نظام مراقبت اجتماعی دانش آموزان که با حضور علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش برگزار شد، افزود: آسیبهای اجتماعی در ایران مانند سایر کشورها وجود دارد و در جایی ممکن است به دلایل خاص اقتصادی و سایر مواردی که به صورت تحمیلی بر کشور حاکم شده؛ افزایش پیدا کرده باشد.
وی ادامه داد: این موضوع نشان میدهد که اقدامات انجام شده متناسب با سرعت آسیبها حرکت نکرده و نتوانسته است موجب کنترل یا کاهش آسیبهای اجتماعی شود و آسیبهای اجتماعی کلان کشور قطعاً به آموزش و پرورش هم سرازیر میشود.
جهانگیر اظهار کرد: مسائل دانشآموزی و نظام تعلیم و تربیت از آنجایی که کلیدیترین و دوران طلایی رشد انسانها در ۲۰ سال اول زندگی است، این دوران اصلیترین زمان رشد و پرورش کودکان و نوجوانان است.
معاون قوه قضاییه خاطرنشان کرد: در این دوران کلیدی که انسانها به شدت علاقهمند به یادگیری و دانستن هستند، اگر این علاقه به دانستن در جهت مطلوب هدایت شود، آموزش و پرورش به اهداف خود دست مییابد اما اگر نتوانیم این علاقه به دانستن و علم آموزی را به نحو درستی هدایت کنیم چه بسا دانستن به طرف انحرافات سیر خواهد کرد و نتیجه سمت و سوی کنجکاویهای منحرفانه مشکلات روحی و روانی و افسردگی است.
وی افزود: در نظام آموزش و پرورش آنچه مورد عنایت قرار میگیرد این است که این فضای علاقه به دانستن و علم به نحو صحیح هدایت شود و در کنار این بحث تولید عشق و علاقه که به عنوان هنر در جامعه متبلور میشود نیز شکل گیرد.
جهانگیر گفت: نوجوانان و کودکان در کنار اینکه علاقه دارند که محیط را شناسایی کنند علاقه دارند که زیبایی ها را با این محیط ببینند لذا دانستن بدون ترکیب زیبایی، زمینهای احساس ناخوشایند را برای کودکان ایجاد میکند.
معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه یادآور شد: در دنیای امروز که جهانی پیچیده و پرشتاب است، ارائه علوم و مفاهیم آموزشی نیازمند روشهای نوین و جذاب است. نگاههای سنتی به شیوههای آموزشی گذشته دیگر نمیتواند پاسخگوی نیازهای نوجوانان و جوانان امروز باشد. حضور ۹۰ دقیقهای و پیوسته دانشآموزان در کلاسهای سنتی، برای بسیاری از آنها خستهکننده و حتی آزاردهنده است.
جهانگیر افزود: آموزشوپرورش در کنار توجه به آسیبهای اجتماعی و رسیدگی به مسائل روحی، روانی و جسمی دانشآموزان، باید به بازنگری جدی در ساختارهای آموزشی نیز بپردازد. برای همگام شدن با تحولات جهانی، این نظام آموزشی باید به فناوریهای نوین مجهز شود و با بهرهگیری از مدلهای جدید آموزشی که امروز در دنیا رواج یافتهاند، مفهوم کلاسهای دیجیتال را در بدنه آموزشوپرورش بازتولید کند.
ضرورت تحول در شیوههای آموزشی
وی ادامه داد: امروز حتی کودکان سه یا چهار ساله نیز از تماشای محتوایی که با روند کُند ارائه میشود، خسته میشوند؛ در حالی که در گذشته، فیلمهای پرتحرک باعث خستگی مخاطبان میشد، چرا که درک آنها از محتوای بصری پایینتر بود. افزایش ضریب هوشی کودکان، که تا حد زیادی ناشی از استفاده گسترده از فضای مجازی و اینترنت و نگاه حاکم بر جامعه امروز است، ضرورت تحول در شیوههای آموزشی را دوچندان میکند.
جهانگیر اضافه کرد: در این مسیر، آموزشوپرورش با تلاشهای انجامشده در حوزه فناوری، بهویژه اقدامات وزیر، گامهای مهمی برداشته و قطعاً در آینده نیز قدمهای بلندتری برخواهد داشت. با این حال، توصیه من این است که آموزشوپرورش در این حوزه پیشقدم باشد و برای خروج کلاسها از حالت سنتی و طولانیمدت، ساختار آموزشی را به سمت کلاسهای ترکیبی سوق دهد.
معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه افزود: این کلاسها میتوانند ترکیبی از تدریس معلمان و برنامههای متنوع آموزشی باشند که دانشآموزان را با مفاهیم نو و دنیای جدید آشنا میکند. گنجاندن چنین برنامههایی در تقویم آموزشی، نقش مؤثری در ایجاد فضای بانشاط در مدارس دارد و میتواند به کاهش آسیبهای اجتماعی نیز کمک کند.
میزان وابستگی کودکان به مدرسه را افزایش دهیم
وی با بیان اینکه ایجاد تعلق خاطر آسیبها را کاهش میدهد، افزود: باید تلاش کنیم که تعلق خاطر بچهها را به کلاس، مدرسه، معلم و حتی سرایدار مدرسه افزایش دهیم چرا که تعلق خاطر به هر یک از اینها میتواند میزان حضور در مدرسه و عشق به مدرسه را افزایش دهد و به طور اتوماتیک بار روانی که ممکن است در جامعه و خانواده بر این بچه تحمیل شود را کاهش دهد.
جهانگیر گفت: میزان وابستگی بچهها به مدرسه بسیار در کاهش بار روانی آنها تعیین کننده است. بچههایی که در خانه ممکن است در کانون توجهات نباشند و آسیب دیده هستند، والد زندانی دارند یا طلاق گرفتند و بدون سرپرست ماندند، به دلیل اینکه وابستگی ها و تعلقات خانوادگی آنها کاهش پیدا کرده در جایی باید جبران شود و آنجا قطعاً میتواند مدرسه باشد.
سخنگوی قوه قضاییه اظهار کرد: اگر بچهها از حضور در مدرسه احساس رضایت کنند، بخشی از آسیبهای اجتماعی حل خواهد شد. واقعیت این است که بچههای امروز به مدرسه تعلق خاطر ندارند یا میزان تعلق خاطر آنها کم است و دلیل آن این است با یک روز تعطیلی میتوان خوشحالی بچهها را درک کرد؛ در حالی که باید تعطیلی بچهها را ناراحت کند. باید پرسید چه اتفاقی افتاده که همه از تعطیلی دانشگاه، مدرسه و حتی اداره خوشحال میشوند، چون احساس تعلق خاطر به این محیط ها کم شده و این موضوع زمینه فرار از کار و سایر موارد را فراهم میکند.
وی با بیان اینکه میزان تعهد دانش آموزان نسبت به خود، بدن، خانواده و ابزاری که دارند از جمله مدرسه و معلم بسیار مهم است، افزود: عمدتاً به دلیل کمبودهای امکانات از جمله مسائل بودجهای و مالی و سایر مواردی که در نظام آموزش و پرورش حاکم بوده، دغدغه آموزش و پرورش تامین مسائل روزمره معلمین و هزینههای جاری مدرسه بوده و کمتر در خصوص ایجاد تعهد برای دانشآموزان فکر کرده است.
جهانگیر تصریح کرد: باید قیود اخلاقی را در کنار فعالیتهای علمی برای دانش آموزان به یادگار بگذاریم و به آنها در مدرسه مسئولیت بدهیم. به دلیل برنامهریزیهای کاملاً خشکی که در مدارس از گذشته بوده، دانشآموزان احساس تعهدی نسبت به مدرسه ندارند.
معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه افزود: در برنامههای فوق برنامه نیز دانش آموزان نقش آنچنانی ندارند، نقش دانش آموزان برای اینکه میزان تعهد را نشان دهند کمتر دیده شده است در حالی که در نظام آموزش و پرورش ژاپن تعهد قبل از دبستان برای دانش آموزان نهادینه میشود.
جهانگیر با اشاره به ترویج فردگرایی در نظام تربیتی به جای خالی تعهد و همدلی اشاره کرد و افزود: برای ارتقای تعهد در کلاس و همدلی بین دانشآموزان برنامه نداشتیم یا اگر هم داشتیم برنامهها مفید فایده نبوده و نتوانستهایم دانشآموزان را متعهدانه به هم نزدیک کنیم تا اگر چیزی دارند با دیگران تقسیم کنند.
تاثیرپذیری کودکان از گروه همسالان
وی با تاکید بر تاثیرپذیری کودکان از گروه همسالان، خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین نکاتی که باید در آموزش کودکان مورد توجه قرار گیرد، این است که آنها بهشدت تقلیدپذیر هستند و بیش از هر چیز از همسالان خود الگو میگیرند. بسیاری از پیامها و توصیههایی که از سوی معلمان، مسئولان مدرسه و حتی والدین به کودکان منتقل میشود، در مقایسه با تأثیر رفتار و گفتار همسالان، اثرگذاری کمتری دارد.
جهانگیر گفت: اگر بتوانیم مفاهیم و پیامهای مورد نظر را از طریق همسالان به کودکان منتقل کنیم و این ارتباط بهصورت غیرمستقیم و درونگروهی شکل گیرد، تأثیر آن بسیار ماندگارتر و در عین حال سریعتر خواهد بود. این روش میتواند نتایج ملموستری نسبت به شیوههای مستقیم و دستوری به همراه داشته باشد.با این حال، همچنان در نظام آموزشی از روشهای سنتی استفاده میشود؛ روشهایی که مبتنی بر الگوپذیری در چارچوب نظام بزرگسالمحور است، جایی که انتظار میرود کودک یا نوجوان صرفاً به دلیل جایگاه سنی، از بزرگتر تبعیت کند و رفتار خود را بر اساس همان الگو تنظیم نماید.
معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه افزود: امروز لازم است مدل بهرهگیری از همسالان برای الگوپذیریهای مثبت و مفید، بهصورت جدی در نظام آموزشوپرورش نهادینه شود. بر همین اساس، باید نقشها و مسئولیتهای جدیدی برای کودکان، نوجوانان و جوانان در مدارس و مقاطع مختلف تعریف و طراحی شود تا آنها با آمادگی لازم بتوانند در انتقال مفاهیم تربیتی و کمک به کاهش آسیبهای اجتماعی نقش مؤثری ایفا کنند.
نظر شما