نیروهای معاند همواره روی گسل‌های جامعه سوار می‌شوند/ خرد ایرانی از یک حافظه تاریخی برخوردار است

فیلسوف و استاد دانشگاه، رویدادهای اعتراضی اخیر را محصول شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی داخلی و هم بهره‌برداری نیروهای خارجی می‌داند، اما تأکید می‌کند که جامعه ایران زنده است و راه عبور از بحران تنها از مسیر گفت‌وگو، بازسازی اعتماد و به‌روزرسانی گفتمان‌ها می‌گذرد.

به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، ایران در فرازهای درازدامن تاریخش گردنه‌های سخت و گذرگاه‌های سنگلاخ کم ندیده است. حرکت‌های اعتراضی روزهای اخیر هم که بیشتر سویه‌ی اقتصادی دارد، اگرچه فراهم آمده از چند تجمع پراکنده و کم شدت در اقصای کشور است، دست‌های آلوده‌ای بیرون از مرزها را پشت سر خود می‌بیند و همین وجهی بغرنج به آن می‌دهد. بیژن عبدالکریمی، فلسفه‌دان نام‌آشنا، رد نمی‌کند که چنین پدیداری از تلاقی‌گاه شکاف‌های نسلی و دسیسه‌چینی بیگانه برآمده اما انقلابیان و روشنفکران و آگاهان جامعه راه نهیب می‌زند تا روزآمد باشند و خود در صحنه‌ی اعتراض پرچمداری کنند تا چراغ میهن با شرار دشمن نسوزد.

آنچه در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگوی ایسکانیوز با بیژن عبدالکریمی، استاد دانشگاه و فیلسوف است.

تلاقی شکاف‌های داخلی و دست‌های خارجی

عبدالکریمی درباره اینکه رویدادهای اعتراضی اخیر کشور تنها ناآرامی‌هایی پراکنده و موقتی بوده یا برایندی پیچیده از هم‌افزایی شکاف‌های واقعی درونی و طراحی‌های عملیاتی بیرونی است، گفت: هر دو گزینه صحیح است. اما باید بدانیم که معمولا پروژه‌های بیرونی و سازماندهی نیروهای معاند نظیر سلطنت‌طلبان و مجاهدین و همچنین نیروهای اطلاعاتی سیا و موساد روی گسل‌های جامعه سوار می‌شوند. ما در عرصه عدالت اجتماعی و معیشت مردم و نیز درمورد شیوه زندگی بخشی از جامعه با مشکلات زیادی مواجه هستیم. البته تشکل‌های خارجی اعم از گروه‌های اپوزیسیون و نیروهای وابسته به موساد و سازمان سیا هم به یقین در این قضایا نقش داشته‌اند.

وی درخصوص تاثیر گسست نسلی و عدم وجود فهم مشترک میان نسل موسوم به زد با نسل‌های پیشین بر بروز تلاطم‌ها در عرصه عمومی گفت: ما با دومین شکاف تمدنی خود مواجه هستیم. اگر مواجهه با مدرنیته اولین شکاف را برای ما رقم زد و برج و باروهای ستبر عالم سنت ترک برداشت، حالا در جهان پسامدرن شاهد فروپاشی آن برج و باروها هستیم.

به گفته این استاد دانشگاه، امروز کار به جایی رسیده که نسل‌های جدید به نوعی خودبیزاری و خودزنی رسیده‌اند و فاجعه‌آمیزتر آنکه دیگر زبان سنت را هم نمی‌فهمند. در وضعیت تمدنی و تاریخی ما و در شرایط بحران‌های اجتماعی و تاخر تاریخی حوزه‌های علمیه و گفتمان انقلاب نتوانسته‌ایم این بخش از جامعه را همراه کنیم. البته پمپاژ فراورده‌های نظام تبلیغاتی غرب هم به عمیق‌تر شدن این شکاف دامن می‌زند.

عبدالکریمی درواکنش به اینکه چرا اکثریت اقشار اجتماعی علی‌رغم نارضایتی از شرایط معیشتی به شکل محسوسی از پیوستن به تجمعات اعتراضی پرهیز دارند، گفت: خرد ایرانی از یک حافظه تاریخی برخوردار است و می‌داند که ما با خطرات بین‌المللی و نیروهای استعماری مواجه هستیم. البته بخشی از مردم این نکته را درک نمی‌کنند.

او ادامه داد: آنچه که باعث شده تا بخش وسیعی از مردم به این اعتراض‌ها نپیوندند به خودآگاهی ملی و تاریخی آنها برمی‌گردد. آنها ایران و تمامیت ارضی کشور را در خطر می‌بینند و می‌دانند آمدن به خیابان شرایط را برای حمله‌ی مجدد آمریکا و اسرائیل فراهم می‌کند. بعد از حوادث غزه و جنگ دوازده روزه بخشی از نخبگان و روشنفکران هم تحت تاثیر قرار گرفتند و آنها هم دیگر آتش بیار معرکه نیستند و حضور در خیابان‌ها را تشویق نمی‌کنند.

جامعه درحال پوست‌اندازی است

این استاد دانشگاه در پاسخ به اینکه آیا اثبات زنده بودن جامعه‌ی دارای منطق عمل و زیست اجتماعی که منزوی و منفعل و بی‌اراده نیست تنها از رهگذر کنش اعتراضی خیابانی میسر است، گفت: اگر رجوعی به فضای اجتماعی بکنیم یا حتی در محفل‌ها و مهمانی‌ها و گردهمایی‌ها یا در ادارات، دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه و نیز در فضای مجازی می‌بینیم که جامعه به شدت درحال ارتقا دادن خود است.

او تشریح کرد: اگر سطح بحث‌ها را با دهه‌های گذشته مقایسه کنیم می‌بینیم که جامعه درحال پوست‌اندازی است. بخشی از نیروهای اجتماعی آگاه هستند و به جامعه کمک می‌کنند. جامعه ایران زنده است و در نظام جهانی مضمحل نشده و برای خود از تاریخ و فرهنگ دیرینه و خرد ویژه برخوردار است. این موارد در این شرایط سخت تاریخی کمک خواهد کرد.

عبدالکریمی درباره چگونگی تقویت سازوکار اعتماد و بازسازی پل‌های ارتباطی میان گروه‌های اجتماعی به قصد تبدیل تعارض به گفتگو و ایجاد پایداری اجتماعی، بیان کرد: بخشی از اپوزیسیون و روشنفکران و نیز بخشی از حاکمیت و گفتمان انقلاب دچار نوعی اینرسی گفتمانی هستند و به تکرارگویی دچار شده‌اند.

فیلسوف و استاد دانشگاه تشریح کرد: بعداز جنگ دوازده روزه شرایط تاریخی ما دگرگون شده و بنابراین هر جریانی که همان گفتمان قبلی را تکرار کند دچار تاخر تاریخی و نوعی جمود و تصلب شده است. حاکمیت، حوزه‌های علمیه، روشنفکران و دانشگاهیان باید متناسب با شرایط کنونی گفتمان خود را به روزرسانی کنند. مساله‌ی محوری انسجام ملی، امر ملی و مراقبت از ایران است. زمین بازی ما ایران است. اگر ایران آسیب ببیند کنشگران سیاسی و اجتماعی زمینی برای بازیگری ندارند.

بچه‌های انقلاب سردمدار اعتراض باشند

وی افزود: ما غیر از گفتگو راه دیگری نداریم. عناصر مسوول و آگاه که دنبال قدرت و ثروت نیستند و جز به سرنوشت مردم نمی‌اندیشند باید گفتمان‌سازی کنند. به ویژه بچه‌های گفتمان انقلاب باید بر این اینرسی گفتمانی غلبه کنند. در حوزه معیشتی هم باید بچه‌های گفتمان انقلاب صدای اعتراضی مردم باشند. نه اینکه اعتراضات مردم را نیروهای وابسته و معاند سردمداری کنند و آن را به مسیرهایی بکشانند که امر ملی و تمامیت ارضی کشور به خطر بیفتد.

انتهای پیام/

کد خبر: 1293283

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =