علی انتظاری عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز درباره تغییرات رفتاری نسل Z که منجر به حضور برخی از آنها در حوادث اخیر کشور شد، گفت: نمیتوان به این موضوع نگاهی نسلی داشت به دلیل اینکه درست است تجربیات مشترکی بین نسلها وجود دارد که آن را نسل زد مینامند؛ اما همه نگرش یکسانی ندارند.
وی افزود: در همین زد انسانهای مختلف با گرایشات، دیدگاههای و سبک زندگی متفاوتی وجود دارند. یعنی افراد هم نسل از سبک زندگی واحدی برخوردار نیستند.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی گفت: در سویی از یک طیف سبک زندگی غربی وجود دارد کاملا آسانگیرانه و حذف شده و با هویت غربی با فرهنگ جهان و وطن است و در طرف دیگر سبک زندگی اسلامی انقلابی وجود دارد که در مقابل سبک زندگی غربی است.
انتظاری عنوان کرد: در این سبک زندگیها تجربیات مشترک نیز وجود دارد. بلاخره استفاده از سامانههای اینترنتی و فضای مجازی در هردوی اینها مشترک است بنابراین نمیتوان فقط با نگاه نسلی موضوع را برسی کرد چرا که نگاه کاملی در این جهت نیست.
وی تشریح کرد: نکتهای که در این مورد وجود دارد این است که آن چیزی که میتوانند بوسیه آن مسئله ایجاد کنند و میتوانند برای ما که در این آشوبها با آن مواجه بودیم، بحث جنگ شناختی است.
استاد دانشگاه گفت: یک ارتش شناختی وجود دارد که ستاد آن عمدتا در غرب است البته نه اینکه در جای مشخصی باشد بلکه در فضای مجازی است ولی خب مدیریت آن توسط غربی انجام میشود؛ به دلیل اینکه این سامانهها را غربی ساخته و مدیریت میکند. با این سامانه ها تحت عنوان تکنولوژی میتوانند مدیریت کنند. اینها ستاد جنگ شناختی هستند.
انتظاری اظهار کرد: به عنوان مثال اگر برای ارتش دو جبهه قائل شویم، یک ساحت ستادی است و ساحت دیگر صف است. ساخت ستادی شامل پلتفرمهای رسانههای اجتماعی است مانند فیس بوک، توییتر، تلگرام گوگل پلی و اینستاگرام و دیگر شبکههای اجتماعی که ایفای نقش میکنند.
وی تشریح کرد: غربیها این برنامهها را برنامه ریزی کرده و قواعد و پروتکلهایی را طراحی میکنند و از طریق آنها به جوانان خط و مشیهایی میدهد. به عنوان مثال گوگل پلی با طراحی بازیهایی جذاب اما برنامهریزی شده ذهن نوجوانان را به هر سویی هدایت میکند.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه گفت: ساحت صف شامل سربازهای جنگ شناختی هستند که خود نیز قربانیان جنگ شناختی هستند. منتهی این افراد مانند زامبی یا دراکولا عمل میکنند.
وی افزود: اینگونه که مثلا دراکولا هرکس را که قربانی میکرد، خود آن شخص قربانی نیز تبدیل به دراکولایی جدید میشد.
انتظاری بیان کرد: این داستان در این قضایا بسیار پررنگ است. کسانی که در این پلتفرمها رفتند و دچار استحاله شدند و به طریقهای مختلف ابزار آن سامانهها شدند خودشان به تنهایی تبدیل به سربازان و به تعبیر مقام معظم رهبری پیاده نظامهای این جنگ شناختی شدند و این نکتهای است که باید به آن توجه شود.
استاد دانشگاه اذعان کرد: چیزی که عامل اصلی این موضوعات هست همین حاکمیت فضای مجازی با مدیریت تکنولوژی جدید و ساحتهای ستادی که عرض کردم و با دانش شناختی و علوم اجتماعی محاسباتی این توانایی به وجود آمده که بتوانند مدیریت و شناسایی کنند که مردم یعنی آنهایی که مخاطبان و کاربرانشان هستند را با چه چیزی میتوانند تحریک کنند و وادار به چه نوع اعمالی کنند.
وی افزود: ما هم این وسط رها کردهایم که بچهها بروند و کاربران انواع رسانههای اجتماعی و بازیگران این بازیها شوند. با خود تصور میکنند که بازی است دیگر کمی سرگرم شده و مهارتهای جدید نیز میآموزند درحالی که از طریق همین برنامهها و بازیها مقدار زیادی داده تولید میشود.
انتظاری بیان کرد: کسانی که این بازیها را میکنند؛ میتوانند با شناسایی امور دادهها شخصیت کاربران را شناسایی کرده و در نتیجه برای آنان برنامه ریزی کنند. یعنی الگوریتم احساسات اعتقادات آنها را درآورده و روی آن سرمایه گذاری کرده و کار انجام دهند تا بتوانند از طریق همین اطلاعات رفتار آنها را در شرایط مختلف پیشبینی کنند.
وی افزود: در ارتباط با بازیهای رایانهای باید بگویم که اینها فقط یک بازی نیستند. یعنی هرکه بیشتر بازی کند مهارتهای بیشتری نیز میآموزد. ولی گوگل پلی پروتکلهایی دارد که میتواند مدیریت کند.
استاد دانشگاه گفت: یعنی صرف نظر از اینکه دارند با قاعده و قانون بازیها را دستکاری میکنند، یک مدیریت آگاهانه و هوشمندانهای هم روی آن وجود دارد که میتوانند در یک زمانهای خاص احساس ناکامی به وجود آورند و شوک ناگهانی وارد کنند و از همین طریقها میتوانند افکار را آماده خشونت کنند.
وی در ادامه اذعان کرد: نظام تعلیم تربیت و دانشگاهها کلا نسبت به این موضوع خاموش بودهاند که همین امر سبب راحت اتفاق افتادن چنین مشکلی بوده است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هیچ کار جدی برای جلوگیری از چنین اتفاقاتی نکرده است.
انتظاری عنوان کرد: مواجهه وزارت فرهنگ و ارشاد آموزش و پرورش و دانشگاهها بسیار خنثی بوده است در حالی که دشمنان خنثی نیستند. آنها با هدف و برنامهریزی پیش میروند و در همین فضای مجازی و بازیهای رایانهای پیامهایی را منتقل میکنند.
وی تشریح کرد: با ایجاد رقابتها تفرد گرایی و به وجود آوردن شخصیتهای خاص میتوانند احساسات و اقدامات افراد را مدیریت کنند .
استاد دانشگاه گفت: در یکی از مقالاتم در فصل نامه مطالعات اجتماعی رسانه نوین، تحت عنوان جابهجایی مجازی واقعی مطرح کردهام که اساساً این غرق شدن در فضای مجازی برای جوانانی که به خصوص در واقع خیلی بیشتر کاربران فضای مجازی هستند، پریشانی ارتباطی به وجود میآورد.
انتظاری خاطرنشان کرد: این برنامهها به جای حقدانیت ارتباطی، پریشانی ارتباطی به وجود میآورند. به این معنا که فضای مجازی بر افراد حاکمیت دارد و آنان متصورند واقعیت نیز مانند مجاز است. و فکر میکنند اگر به صورت مجازی کسی را کشتند، مجازی بوده و اتفاق خاصی نیفتاده است.
وی افزود: درحالی که واقعا این یک جنایت بزرگ است. وقتی در یک بازی افراد جان خود را از دست میدهند دوباره جان میگیرند، درحالی که در دنیای واقعی چنین امری امکان پذیر نیست.
استاد دانشگاه اظهار داشت: مشکل این است که ذهنیت مجازی و منطق آن بر ذهن جوانان حاکم شده است. و آنها متوجه آثار و پیامدهای واقعی اعمال خود نیستند و این خود عاملی است که باعث افزایش خشونت در جامعه میشود.
انتظاری بیان کرد: کاری که در دانشگاهها و مدارس انجام میدادند این بود که نوجوانان را با فرهنگ و تاریخ آشنا میکردند اما مشکل اکنون مشکلات هویتی است. نوجوانان اختلالات هویتی دارند و فرهنگ را نمیشناسند و با اصالت خود آشنایی ندارند
وی افزود: دلیلش هم این که کتابهای تاریخ کتابهای ضعیفی هستند و عمدتا راجع به زندگی شاهان است درحالی که ما تاریخ فرهنگ هنر دانش و تاریخهای متنوعی داریم که باید به نوجوانان به درستی آموزش داده شوند.
استاد دانشگاه بیان کرد: فیلمهای تاریخی ما اکثرا فیلمهایی هستند که تهوعاور هستند و باعث انزجار افراد از گذشتهشان میشوند. چیزی که در این فیلمها از تاریخ نمایش داده میشود، یک تصویر تیره تاریک و خشونت آمیز از گذشته است که بیشتر اثر بد نیز به همراه دارند
وی خاطرنشان کرد: انتخاب مجموعه تاریخی کشور با واقعیت تطابق ندارد و به جای تاثیر مثبت نتیجه عکس دارند. اینها بخشی از مسائلی هستند که باید به آنها توجه میشد. وزارت آموزش و پرورش در هویت سازی ناموفق بوده است و از طرفی دیگر وزارت ارشاد صدا و سیما خوب عمل نکردند که بتوانند گذشته تاریخی را به خوبی برای جوانان به نمایش بگذارند تا به فرهنگ خود علاقه مند شوند.
انتظاری تشریح کرد: ضمن اینکه دانشگاهها میبایست از طریق اردوها فعالیت علمی و عملی زمینه تعاملات واقعی جوانان را بیشتر کنند در این زمینه هم به شدت ناموفق عمل کردند. بودجه برای خوابگاه، سرویس و حتی خورد و خوراک دانشجویان گذاشتهاند اما برای اردو و بردن به اماکن تاریخی و نشان دادن تمدن ایرانی در گوشه و کنار کشور بودجهای اختصاص داده نشده است.
این استاد جامعهشناسی عنوان کرد: خب یک جوان ایرانی نمیداند از چه تمدنی برخوردار است گذشته خود را نمیشناسند این ها را باید به جوانان نشان داد معرفی کرد و متاسفانه در این زمینه معاونت فرهنگی دانشگاهها در دورههای مختلف ضعیف عمل کردهاند. از طرفی هم دانشگاهها با قوانین سختگیرانه اردو بردن مواجه است.
وی افزود: درحالی که این موضوع بسیار کمک کننده است و من با توجه به تجربه شخصی خود میتوانم بگویم که اردوها نقش به سزایی در شکل گیری هویت ملی در جوانان دارد.
انتظاری اذعان کرد: نکته آخرم در این بحث این است که غرق شدن در فضای مجازی باعث تفرد افراد شده است یعنی جمعگراییشان مجازی بوده ولی در ارتباط با خانواده فامیل و دوستان افراد کم توان شدهاند و در این موضوع کرونا نقش جدی ایفا کرد. در آن دوره حکمرانی بیشتر پزشکی بود و در رعایت فاصله اجتماعی تاکید بسیاری داشتند. این به معنای تضعیف امر اجتماعی است که منجر به خشونت و بیگانگی هویت برخی جوانان ایرانی شده است.
وی گفت. باید امر اجتماعی را تقویت کرد. کم شدن مراسمات و رفتوآمدهای خانوادگی نیز خود موجب این امر است. صداوسیما و وزارت فرهنگ و ارشاد باید بیشتر بر این امر سرمایه گذاری میکردند. حوضه عمومی نیاز به تقویت دارد و مشکل اصلی تضعیف حوضه عمومی به نفع حوزه خصوصی بوده که پیامدش هم همین خشونتهایی است که در اغتشاشات مشاهده کردیم.
استاد دانشگاه تشریح کرد: البته تمام این نقاط ضعف و خلأها نقش اصلی را ندارند. بزرگ ترین عامل این اتفاقات را عاملان اصلی جنایت یعنی آمریکا و اسرائیل دارند که روی این نقاط ضعف ما سرمایه گذاری کردند یعنی آنها مدیریت کردند و باعث به وجود آمدن این اتفاقات شدند.
انتظاری در نهایت گفت: اگر آن سلولهای آموزش دیده توسط موساد نبود، هرگز چنین اتفاقاتی رخ نمیداد؛ اما آنها از نقاط آسیب پذیر ما سواستفاده کردند و این قاعله را به وجود آوردند. خوشبختانه مردم بصیر ایران خیلی سریع متوجه شدند و صف معترضان از آشوبگران و تروریستها جدا شد.
انتهای پیام/
نظر شما