به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، تنش میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا در هفتههای اخیر و پس از اعزام ناوهای جنگی و تسلیحات آمریکایی به غرب آسیا وارد مرحلهای تازه شده و با تشدید تحرکات نظامی، جنگ روانی و تهدیدهای آشکار واشنگتن همراه بوده است. به گفته برخی کارشناسان، هدف اصلی تحرکات آمریکا القای رعب و وحشت و قریبالوقوع نشان دادن وقوع یک درگیری نظامی بوده است. با این حال، برخلاف محاسبات آمریکا، ایران نهتنها تحت تاثیر این فضاسازیها قرار نگرفته، بلکه بهصراحت اعلام کرده که هیچیک از شروط تحمیلی واشنگتن برای ازسرگیری مذاکرات را نخواهد پذیرفت و مسیر تعامل را از مسیر فشار و تهدید عبورپذیر نمیداند.
بیشتر بخوانید:
اعزام ناوهای آمریکا امتداد کمپین فشار حداکثری برای امتیازگیری در پرونده هستهای
در این چارچوب، مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران با مواضعی هماهنگ و صریح، بر آمادگی کامل کشور برای مقابله با هرگونه اقدام خصمانه تاکید کردهاند. اظهارات چهرههایی چون علی شمخانی، علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف نشان میدهد که تهران هرگونه حمله احتمالی را بیپاسخ نخواهد گذاشت و در صورت بروز درگیری، قادر است ضربهای سنگین و بازدارنده به منافع آمریکا وارد کند. این مواضع، پیام روشنی به واشنگتن مخابره میکند مبنی بر اینکه گزینه نظامی نهتنها راهگشا نیست، بلکه میتواند هزینههای سنگینی برای آمریکا به همراه داشته باشد.
در مجموع، به نظر میرسد سیاست آمریکا در تشدید تنش و استفاده همزمان از تهدید نظامی و فشار سیاسی، تاکنون نهتنها به تغییر رفتار ایران منجر نشده، بلکه بر انسجام مواضع داخلی و تقویت رویکرد بازدارنده تهران افزوده است. تاکید ایران بر حفظ استقلال تصمیمگیری و آمادگی برای پاسخ قاطع، معادله تنش میان دو کشور را وارد مرحلهای کرده است که هرگونه خطای محاسباتی میتواند پیامدهای گستردهای برای ثبات منطقه و حتی فراتر از آن به همراه داشته باشد.
دکتر یوسف عزیزی –تحلیلگر مسائل بین الملل- در گفتگو با ایسکانیوز به سوالاتی در مورد تحولات بین الملی حول ایران و همچنین سفر رئیس جمهور به نیویورک پاسخ داد.
تلاش واشنگتن برای بازگرداندن ایران به میز مذاکره و پذیرش خواستههای حداکثری
این کارشناس مسائل بین الملل ضمن تایید دیدگاهی که هدف لشکرکشی نظامی آمریکا به غرب آسیا را ایجاد رعب و وحشت در ایران میداند، گفت: آمریکا تسلیحاتش را به عنوان یک اهرم فشار منطقه وارد کرده تا در میز مذاکره به خواستههای خود برسد و با تصور اینکه ایران در منطقه ضعیف شده و اقتصاد داخلی، اعتماد عمومی و حاکمیتش دچار ضعف شده، در میز مذاکره نیز خواسته خود را حداکثری میکند.
هر چند که عزیزی دیدگاه دوم در خصوص لشکرکشی آمریکا به منطقه مبنی بر احتمال بالا بودن جنگ را نیز رد نکرد و گفت: از آنجایی که یک بار در جنگ 12روزه به ایران حمله شده، آمریکاییها فکر میکنند که میتواند با عبور مجدد از خطوط قرمز، حملات گستردهتری به ایران انجام دهند.
عزیزی با بیان اینکه ترامپ خیلی علاقه دارد که دیگران را سورپرایز کند، خاطرنشان کرد: او با طیف گزینههایی که مقابل طرف دیگر میگذارد، خبرگزاریها و دنیا و طرف مقابل خود را غافلگیر میکند؛ مثل جنگ ۱۲ روزه یا مثل رفتاری که با ونزوئلا داشته و وسط مذاکره رفتار خود را تغییر داد و ربایش رئیس جمهور ونزوئلا را در پیش گرفت.
ضربه سریع و قاطع؛ ترامپ تمایلی به جنگ فرسایشی با ایران نیست
به اعتقاد یوسف عزیزی، رفتارهای پیشین ترامپ نشان داده که او به دنبال یک جنگ فرسایشی نیست و میخواهد عملیاتی قاطع، ضربتی و سریع انجام دهد و با استفاده از تکنولوژیهای سطح بالا، هوش مصنوعی، فصا و موشکهای قدرتمند بتواند یک تبلیغ گسترده انجام دهد.
وی افزود: ترامپ در حال حاضر ۴ خواسته از ایران دارد که ویتکاف نیز آنها را تکرار کرد و این خواستها عبارتند از: یه صفر رساندن غنیسازی در ایران، خروج مواد غنیسازی شده قبلی، برد موشکها و همچنین به رسمیت شناختن اسرائیل که البته خلع سلاح مقاومت میتواند مقدمه مورد آخر باشد.
یوسف عزیزی با اشاره به اینکه ترامپ عجله دارد تا چند مسئله را به صورت همزمان در یک طرح بزرگ حل کند، تصریح کرد: ترامپ گزینههای بسیار زیادی روی میز دارد و وقتی پشت میز شورای امنیت ملی مینشیند از مسئول سیآیای، مسئول وزارت امور خارجه، وزارت جنگ و عناصر دیگری حضور دارند و در مسائل مربوط به اغتشاشات، انجام عملیات جاسوسی، دیپلماسی، تسلیم نامه که جلو ایران گذاشتهاند و حتی بحث نظامی از همه این ابزار استفاده خواهد کرد.
احتمال حمله زیاد است اما ابعاد آن مشخص نیست
این کارشناس مسائل بین الملل تاکید کرد: با توجه به ادعاهای قبلی ترامپ که در مورد ایران مطرح کرده و ویژگی شخصیتی برای به نتیجه رساندن سریع مسائل، بعید است به توافق محدود به بحث هستهای رضایت دهد و از طرفی هم لابی صهیونیست نیز با چنین توافقی موافق نیست و ایران نیز با توجه به بدعهدی آمریکا و نگرانی از دچار شدن به شرایط اوکراین، لیبی و عراق، به خواستههای آمریکا تن نخواهد داد و از همین رو، به نظر میرسد حمله نظامی محتملترین گزینه باشد.
وی افزود: البته اینکه این حمله نظامی چگونه خواهد بود هنوز مشخص نیست و ابهامات زیادی در مورد آن وجود دارد، از جمله اینکه آیا آمریکا به یک ضربه به ایران بسنده خواهد کرد و پاسخ ایران به آن چگونه خواهد بود؟!
وی در پاسخ به اینکه آمریکا خود را برای یک جنگ تمام عیار با ایران آماده کرده که اکنون در آمادگی کامل برای واکنش قاطع به هر تجاوزی قرار دارد، اظهار کرد: استعداد نیروهایی که آمریکا به منطقه فرستاده، برای یک جنگ تمام عیار نیست. منظور جنگ تمام عیار یعنی موقعیتی که تمام نیروهای ایران و هم پیمانان آن با تمام نیروهای آمریکایی درگیر شوند و این جنگ چند ماه طول بکشد. بعید است ما به آن سو برویم و آمریکا نیز چنین چیزی را نمیخواهد و در واقع استعداد نیروهای آمریکایی حاضر در منطقه هم چنین چیزی نیست.
عزیزی خاطر نشان کرد: بعید است ایران به این سمت حرکت کند و آمریکا نیز چنین چیزی را نمیخواهد و در واقع استعداد نیروهای آمریکایی حاضر در منطقه هم چنین چیزی نیست.
وی یادآوری شد که در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با اطمینان دادن به آمریکا مبنی بر آماده بودن آسمان ایران برای ورود بمباکنهای آمریکایی توانست ترامپ را ترغیب به انجام عملیات کند و بعد از آن هم واشنگتن سریعا اعلام کرد که خواستار صلح است تمایلی به ادامه جنگ ندارد.
این کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به تجربه ونزوئلا و عدم تمایل آمریکا به یک جنگ تمام عیار گفت: ترامپ فک میکند اگر به ساختار حمله کند و حداقل بتواند برای مدتی رهبری داخلی را دچار آسیب کند، میتواند به خواسته خود برسد.
جنگ 12 روزه نشان داد نیروهای نظامی ایران توان پاسخ به ضربه اول را دارند
وی افزود: اما اگر ساختار نظامی-امنیتی ایران توان پاسخ را داشته باشد و بعد از اولین ضربه آمریکا بتواند کار کند -که البته در جنگ ۱۲ روزه نیز نشان داد که میتواند کار کند- این شرایط و منافع آمریکا و کشتیها و نیروهای آمریکا و همچنین پایگاههای آن در منطقه را میتواند در خطر قرار دهد.
به اعتقاد عزیزی، ترامپ بیشتر به دنبال این است که ضربات مقطعی اما با تناوب چند ماهه به ایران وارد کند و با استفاده از همه ابزارهای تروریستی، هک، مسائل تحریمی، دیپلماسی و نظیر این، رهبران ایران را تحت فشار حداکثری قرار دهد.
وی در پاسخ به احتمال ورود طرفهای ثالث به جنگ احتمالی اظهار کرد: در صورت کوچک بودن مقیاس زد و خورد بین ایران و آمریکا بعید است سایر گروههای مقاومت وارد عمل شوند اما در صورت طولانی شدن جنگ احتمال ورود مقاومت لبنان، عراق و یمن وجود دارد.
عزیزی در خصوص اقدامات لازم از سوی ایران برای افزایش قدرت بازدارندگی و جلوگیری از وقوع جنگ تصریح کرد: ایران باید در ازای هر ابزار آمریکا از جمله مسائل جاسوسی، سیستم هک، تخریب، نفوذ و مانند اینها، از ابزار مشابه استفاده کند و از همه مهمتر اینکه با شبکه نفوذ آمریکا در داخل ایران مقابله کند.
وی با تاکید بر اینکه مباحث اقتصادی نیز اهمیت زیادی دارد، گفت: دولت باید اقتصاد جنگی و ضدتحریم را دنبال کند اما متاسفانه چنین چیزی در ایران مشاهده نمیشود و به نظر میرسد که در این حوزه باید یک بازنگری جدی انجام شود.
بازدارندگی هستهای تنها راه مقابله با تهدیدات گاه و بیگاه آمریکا و رژیم صهیونیستی
این کارشناس مسائل بین الملل معتقد است که ایران باید در بحث نظامی به سمت بازدارندگی هستهای حرکت کند و تنها راه مواجهه با این روندها و مقابله با تهدیدات گاه و بیگاه آمریکا و رژیم صهیونیستی، بازدارندگی هستهای است.
یوسفی عزیزی با اشاره به اینکه هزینه بازدارندگی هستهای کمتر از جنگ است، اظهار کرد: حتی اگر تهدیدات آمریکا به حمله منجر نشود و ایران روی میز مذاکره امتیازی ندهد، تداوم وضعیت کنونی روح و روان تجار، مسئولین و مردم ایران را آزار میدهد و باعث فرار سرمایه میشود.
وی افزود: در شرایطی که دو قدرت هستهای مدام ایران را تهدید میکنند، تنها راه مقابله با ترامپ، نتانیاهو و سیستم جهانی فعلا چیزی جز بازدارندگی هستهای نیست.
انتهای پیام/
نظر شما