به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، مبالغه نیست اگر گفته شود تجربه جنگ اخیر و ایستادگی در برابر تجاوز بیگانگان، فصل جدیدی را در ادبیات جامعهشناسی سیاسی ایران گشوده است. شهادت رهبران بزرگ و فرماندهان ارشد، برخلاف انتظارات معاندان که به دنبال ایجاد گسست و آشوب بودند، به محرکی برای خروش بیشتر تودههای مردم و تقویت زیرساختهای وحدت ملی تبدیل شده است. حضور پرشور مردم در خیابانها، آن هم در شرایطی که تهدیدهای نظامی در اوج خود قرار دارد، نشانهی بلوغی است که ریشه در تاریخ تمدنی و باورهای عمیق دینی این مرز و بوم دارد. برای واکاوی این پدیده منحصر به فرد و بررسی راهکارهای تداوم این سرمایه اجتماعی، با دکتر محمدحسین رضایی به گفتگو نشستیم. او معتقد است که ایران امروز نه یک واژه سیاسی، بلکه یک حقیقت اعتقادی است که در برابر هر طوفانی قد علم میکند.
در ادامه مشروح گفتگوی ایسکانیوز با محمدحسین رضایی، جامعهشناس و استاد دانشگاه را بخوانید.
مردم؛ ستون استوار و تعیینکننده سرنوشت جامعه
رضایی درواکنش به اینکه مردم در هر جامعهای ستون و پیکره واقعی در تعیین تمامی امور کشور هستند، اظهار کرد: در ادبیات سیاسی معاصر و آموزههای دینی ما، مردم رقمزننده اصلی سرنوشت هستند. امام راحل (ره) همواره تاکید داشتند که جمهوری اسلامی بر دو ستون محکم اسلام و مردم استوار است. حوادث اخیر و حمله دوم آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران به خوبی ثابت کرد که حضور مردم در صحنه، سطح تابآوری و انسجام اجتماعی را به حداکثر میرساند و جامعه را به سد پولادینی در برابر مصایب تبدیل میکند.
این جامعهشناس در پاسخ به اینکه چرا هدف دشمن با شهادت رهبر جامعه و فرماندهان عالیرتبه برای فروپاشی نظم سیاسی و انسجام اجتماعی کشور میسر نشد، گفت: در ادبیات سیاسی جهان، این یک پدیده تعجببرانگیز است که با حذف نقشهای کلیدی و استوانههای نظام، جامعه نه تنها دچار فروپاشی نمیشود، بلکه مقاومتر و زندهتر به خروش میآید. ما دیدیم که علیرغم پیامهای فریبنده رسانههای بیگانه و تلاش سلطنتطلبها برای ایجاد آشوب، مردم با حضوری کوبنده در کف خیابانها تمامی توطئهها را خاموش کردند.
وی با بیان اینکه ترکیب نیروی عظیم اجتماعی و توانمندیهای بالای نظامی، قدرتی بیبدیل ایجاد کرده، گفت: قدرت موشکی و هوافضای ما در کنار این همبستگی حداکثری باعث شده تا در برابر دو ابرقدرت نظامی دنیا محکم بایستیم و کم نیاوریم. این یک شاهکار در عرصه انسجام اجتماعی است که باید پس از پیروزی نهایی، به عنوان یک پدیده بینظیر مورد مطالعه عمیق قرار گیرد. دشمن با دست خود، همبستگی ما را که پیش از این به حداقل رسیده بود، دوباره به نقطه اوج بازگرداند.
پیوند ناگسستنی ایران و اسلام؛ بنیاد قدرت اعتقادی
رضایی با طرح اینکه ریشه این همبستگی در درجه اول در اعتقادات دینی ما نهفته است اضافه کرد: امروزه موجودیت ایران به طور کامل با باورهای دینی پیوند خورده و ادغام شده است. شما حتی در نوحهها و مناسک مذهبی میبینید که واژه ایران و اسلام با هم عجین شدهاند. در ادبیات دینی ما حفظ دین بر حفظ جان و مال اولویت دارد و زمانی که مردم احساس میکنند باورهای دینی و سرزمین اسلامیشان مورد هجمه قرار گرفته، آماده فداکاری همه جانبه میشوند.
این جامعهشناس درخصوص تاثیر تاریخ تمدنی ایران بر پایداری فعلی ملت اذعان کرد: ما یک تاریخ تمدنی قوی و بیش از هفت هزار ساله داریم که در طول آن بارها در برابر ابرقدرتهای زمانه ایستادگی کردهایم. ملت ایران در طول تاریخ ممکن است در برابر فشارهای سنگین خم شده باشد، اما هرگز نشکسته و دوباره از درون شکفته است. جمهوری اسلامی ایران امروز تنها یک واژه سیاسی نیست، بلکه یک هویت اعتقادی است که قدرت اجتماعی توفندهای تولید میکند.
وی با بیان اینکه رفتار مردم ایران در میان غرش جنگندهها و انفجارها کاملا عقلانی و اعتقادی است گفت: در هیچ کجای دنیا نمیتوان دید که مردم زیر سایه پهپاد و موشک، با صلابت در خیابان راه بروند و شعار بدهند. این کنش، فراتر از یک هیجان عاطفی، ریشه در یک درک عمیق از ضرورت حفظ کیان اسلام و ایران دارد.
تداوم سرمایه اجتماعی؛ وظیفه سنگین دولتمردان و مردم
رضایی با طرح اینکه باید این حضور و قدرت اجتماعی را به یک نهاد پایدار تبدیل کنیم اضافه کرد: هم خود مردم و هم مسئولان باید به درستی درک کنند که این چه نیروی عظیمی است. ما باید از این ظرفیت پس از جنگ برای حل تمامی بحرانها، نارساییها و انحرافات زندگی اجتماعی استفاده کنیم. این نیرو نباید پس از پایان بحران نظامی رها شود، بلکه باید در خدمت توسعه و اصلاح ساختارها قرار گیرد.
این جامعهشناس درباره نقش سیستم سیاسی در حفظ این انسجام، تصریح کرد: دولتمردان و سیستم رسمی جامعه نباید تصمیماتی بگیرند که برهمزننده این وحدت باشد. رقابتهای سیاسی برای کسب قدرت نباید اولویت اول مسئولان شود. اگر بین منافع سیاسی یا گروهی و منافع کلان جامعه تعارضی به وجود آمد، نخبگان سیاسی باید به نفع منافع اجتماعی کوتاه بیایند تا اعتماد عمومی خدشهدار نشود.
وی با بیان اینکه توجه به مناطق کمتر برخوردار رمز ماندگاری این پیوند است گفت: برای بالا نگه داشتن این همبستگی، باید اعتبارات بیشتری به مناطقی که در روند توسعه بهره کمتری بردهاند تخصیص یابد. فرستادن مسئولان قوی، هوشمند و با درایت به این مناطق و ارتقای سطح زندگی مردم در این نواحی، باعث میشود تا عدالت اجتماعی برقرار شده و آن بخش از جامعه که فداکارانه پای کار ایستاده است، ثمره ایستادگی خود را در رفاه و توسعه مشاهده کند.
اولویتبخشی به تودهها؛ شرط عبور از بحرانهای اجتماعی
رضایی با طرح اینکه طبق دیدگاه امام راحل مردم سرمایه اساسی و بنیادی جامعه محسوب میشوند اضافه کرد: ما باید به اقشاری که برخورداری کمتری دارند اهمیت بیشتری بدهیم و توجه ویژهای به آنها داشته باشیم. اگر دولتمردان نفع و منافع ملی را همواره اولویت نخست خود قرار دهند، میتوانیم پس از پیروزی در این جنگ نابرابر، در مسیر رفع مشکلات اجتماعی که جامعه را رنج میدهد گام برداریم و زندگی اجتماعی مناسبتری برای تمامی ایرانیان فراهم کنیم.
ایرانی بودن؛ کانون همگرایی دلها و تخصصها
این جامعهشناس در واکنش به اینکه چه عاملی سبب افزایش بیسابقه همبستگی ملی در ماههای اخیر شده گفت: ساماندهی وحدت اجتماعی حول محور ایران نکتهای بسیار حیاتی است. زمانی که ما ایران را به عنوان ستون اصلی قرار میدهیم، تمامی افرادی که در داخل یا خارج از کشور به این مرز و بوم عشق میورزند، برای اعتلای جامعه سرمایهگذاری میکنند. در راهپیماییهای شبانه و گفتگوهای رسانهای شاهد هستیم که افراد با چهرهها و طرز تفکرهای گوناگون، همگی بر نام ایران تاکید دارند و این نشاندهنده یک میثاق ملی است.
پیوند ناگسستنی باورهای دینی با هویت ملی
وی با بیان اینکه هویت ایرانی به طور ناخودآگاه با باورهای مذهبی گره خورده است گفت: نام ایران با باورهای دینی ما تنیده شده و این پیوند در لایههای درونی هر ایرانی وجود دارد؛ چه نسبت به آن خودآگاهی داشته باشند و چه نداشته باشند. اگر این حقیقت بزرگ را مبنای عمل قرار دهیم، میتوانیم همبستگی اجتماعی را همچنان در سطحی بالا حفظ کنیم و پیشرفت اجتماعی جامعه را با سرعت بیشتری تداوم ببخشیم تا به جایگاهی که شایسته این ملت فداکار است دست یابیم.
انتهای پیام/
نظر شما