گروه دانشگاه ایسکانیوز- در این بازیِ «برد-برد»ِ یکطرفه که ترامپ برای خود ترسیم کرده، تنها متغیری که محاسبهاش را برهم زده، «عزم راسخ ایران» بر موازنه "خاموشی / خاموشی" است.
ترامپ، همچون قماربازی که دست خالیاش را با فریادهای بلند پنهان میکند، به دنبال خرید زمان است تا شاید با فشار اقتصادی، شکافی در صفوف متحد داخلی ایران ایجاد کند؛ اما او باز هم در این محاسبه دچار خطای استراتژیک شده است.
آنچه جهان امروز مشاهده میکند، فروپاشیِ هیمنهی پوشالی «مردِ معامله» نیست؛ بلکه طلوعِ واقعیتی است که در آن، دوران «بزندررو» به پایان رسیده است. وقتی ایران از «پاسخ قاطع» سخن میگوید، مخاطبش نه فقط ترامپِ پشت تریبون، بلکه تمام ساختار قدرتِ حامی اوست که میداند هرگونه حماقتِ محاسباتی، به معنایِ پایانِ رویایِ "امنیتِ انرژی برای غرب" خواهد بود.
حقیقت، «مذاکرهای» که ترامپ فریاد میزند، نه یک دعوت دیپلماتیک، که اعترافی است تلخ به استیصال. او خوب میداند که تنگهی هرمز، گلوگاهِ حیاتِ اقتصادیِ امپراتوریِ اوست؛ جایی که کلیدش در دستِ کسانی است که «مرگ بر آمریکا» را نه به عنوان شعار، بلکه به عنوان یک "دکترینِ مقاومت و استقلال" فریاد میزنند.
بی شک؛ بار دیگر تهدید قاطع ایران؛ ترامپ را مجبور به عقبنشینی کرد.
و مهلت پنج روزه او با تعطیلی بازار انرژی همسو بود و بلافاصله بورس نیویورک سبز شد.
اعلام تعویق در آغاز هفته اروپا و آمریکا و گشایش بازارهای تجاری اقتصادی جهان، تنها برای کاهش قیمت نفت بود.
اعلام آغاز مذاکرات نیز در همین جهت است. درحالیکه در واقعیت، نه مذاکرهای در جریان است و نه ترامپ توانایی جدیدی برای بازگشایی تنگه هرمز یافته است.
پاسخ تهدید؛ تهدید قاطع است چراکه جنس ماهیت وجودی ترامپ؛ "قمار" و فصل مقوم او "بلوف" است.
ایرانِ امروز، نه نیازمندِ «بلوفِ» ترامپ است و نه اسیرِ «قمارِ» او؛ ما در میدانِ واقعیِ قدرت، فصلِ جدیدی را آغاز کردهایم که در آن «اقتدارِ سخت» ضامنِ «ثباتِ منطقهای» است.
بنابراین، راهبرد ما باید همچنان بر مدار «هوشیاریِ فعال» بچرخد: نه فریفتهیِ لبخندهایِ کاذبِ دیپلماتیک شویم و نه مرعوبِ نعرههایِ میانتهیِ سیاسی. تاریخ نشان داده است که باجگیرانِ بینالمللی، تنها زمانی به عقبنشینی تن میدهند که هزینهیِ پیشروی را گزافتر از عایدیِ آن ببینند.
*مشاور عالی دبیرکل مجمع بین المللی اساتید مسلمان دانشگاهها
انتهای پیام/
نظر شما