در سالهای اخیر، بهویژه با آغاز قرن ۱۵ هجری خورشیدی، موضوع تابآوری تاریخی ایرانیان دوباره و به شکل اساسی، در مرکز توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
بررسیهای تاریخی، ادبی، فرهنگی و قومیتی نشان میدهد که مفهوم «شکستناپذیری»، در ذهنیت جمعی مردم ایران ریشهای عمیق دارد؛ مفهومی که تنها به تحولات سیاسی یا تغییر حکومتها محدود نمیشود و در لایههای مختلف هویت ایرانی بهطور بسیار ملموسی قابل مشاهده است.
بر اساس اسناد و متون ادبی، پایداری و مقاومت از برجستهترین عناصر فرهنگ ایرانی به شمار میرود. حماسههایی چون شاهنامه و شخصیتهایی همچون رستم، تهمتن و آرش، نمادهایی از ایستادگی در برابر سرنوشت، جنگ، نابرابری و دشواریهای طبیعی هستند. در آثار ادبیات معاصر نیز نشانههای روشنی از این رویکرد دیده میشود. شاعران و نویسندگانی مانند نیما یوشیج، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری و رمانهایی چون «سووشون» و «کلیدر» حاکی از استمرار همین نگاه در بطن جامعه ایرانی است.
در حوزه تاریخ سیاسی و اجتماعی نیز خانواده مهمترین پایگاه اجتماعی ایرانیان معرفی شده است. نهادی که نقش مهمی در تقویت تابآوری جمعی داشته و در دورههای مختلف تاریخی به حفظ انسجام اجتماعی کمک شایانی کرده است. در این میان مفهوم «هویت سرزمینی» نیز از دیگر عوامل پایداری تاریخی محسوب میشود؛ هویتی که صرفنظر از دگرگونیهای سیاسی، همچنان در جامعه ایرانی پابرجا مانده و به حیات خود ادامه داده است.
از منظر فرهنگی و روانشناختی، مؤلفههایی مانند پهلوانی، احترام به خرد، حفظ آبرو، استقامت و غرور ملی، در شکلگیری شخصیت جمعی ایرانیان تأثیرگذار بوده و نقش بسزایی داشتهاند. افزونبر این تنوع قومیتی کشور ـ از نواحی کوهستانی و شمالی تا مناطق بیابانی، جنوبی و ساحلی ـ موجب شکلگیری الگوهای متفاوتی از سازگاری و مقاومت شده است که در نهایت به رشد و تقویت مفهوم هویت چندلایه ایرانی انجامیده است.
تحلیلگران و کارشناسان تاریخی و فرهنگی معتقدند پیوند میان این عناصر با باورهای دینی و سنتهای مذهبی، ساختاری مستحکم از تابآوری تاریخی را برای مردمان این مرز و بوم، ایجاد کرده است که در طول قرنها تداوم داشته و در عصر حاضر نیز بهعنوان یکی از مؤلفههای اصلی هویت ایرانی شناخته میشود.
بنابراین، تداوم ریشههای هویتساز ملی ـ مذهبی در ایران؛ همواره شرایطی را فراهم کرده و این امکان را به مردم کشور داده است که بتوانند در پیچ و خمهای تاریخی و ناآرامیهای زمانه، که بهعنوان موقعیتی سرنوشتساز برای هر ملتی محسوب میشوند، در مقابل فشارها و ستیزهجوییهای دشمنان، موضعگیری صحیح و زمانشناسانهای داشته باشند. تا بر اساس آن، در ادامه بتوانند با تکیه بر مراجع هویتی پایدار و در راستای مقاومت و پیروزی نهایی، همبستگی جمعی خود را تقویت کرده و امید قطعی به آمدن روزهای روشن را دل زنده نگه دارند.
چنین ریشههای عمیق هویتی، نهتنها بهعنوان یک پایه فکری و اخلاقی، بلکه بهعنوان محرک اصلی در تقویت هویت جمعی و ایجاد احساس تعلق، نقش بیبدیلی در شکلگیری روحیه مقاومت و استقامت داشتهاند. در طول قرنها، این هویت، مردم ایران را از تفرقه و عدم ایستادگی در برابر سرکوبهای سیاسی، فرهنگی و نظامی دشمنان، مصون نگهداشته و به آنها امکان داده است تا در لحظات سخت، به یادگارهای تاریخی و ارزشهای دینی و ملی خود پناه ببرند. این پایههای هویتی، با تقویت اعتماد بهنفس ملی و تمرکز بر اصول اخلاقی و عدالتطلبی، راه را برای اتخاذ تصمیمات استراتژیک و دیرپا هموار کرده است. همچنین، این امید به آینده، که از ریشه در باورهای مذهبی و ملی نشأت میگیرد، بهعنوان نوری در تاریکی بحرانهای تاریخی، همواره به مردم کمک کرده است تا از اندوه و ناامیدی فراتر روند و علیرغم دشواریهای سهمگین زمانه، مسیر استقامت را در راستای پیروزی ادامه بدهند. در مجموع، این تداوم هویتی، علاوه بر اینکه مانع از تجزیه جامعه شده است، بلکه بهعنوان یک نیروی محرکه در تحقق اهداف بلندمدت ملی نیز، ایفاگر نقش اساسی در پایداری و تمدنسازی ایران اسلامی بوده است.
جواد محمدی*
انتهای یادداشت/
نظر شما