گویی جغرافیای علم در این مرز و بوم، بار دیگر با جراحتی عمیق روبرو گشته است؛ جراحتی که نه بر کالبد سیمانی بناها، بلکه بر قلب تپنده و ساحت قدسی اندیشه فرود آمد. حمله به دانشگاه، این مأمن نخبگان و قداستخانهی علم، نه یک حادثهی گذرا، بلکه روایتی تلخ از استیصال جریانی است که در برابر منطق قلم و شکوه تفکر، راهی جز توسل به زور و زبونی نمیبیند. فروردین هزار و چهارصد و پنج در حالی از راه میرسد که غبار این جنایت بر چهرهی دانشگاه نشسته، اما حقیقت آن است که این هجمه، سیلی به روح بلند علمآموزی و استعدادهایی است که قرار بود معمار فردای این سرزمین باشند.
تحلیل روانشناختی این اقدام وحشیانه، پرده از یک «واکنش هیستریک» برمیدارد؛ دشمن که سالها در کمین خاموشی چراغ نوآوری نشسته، اکنون به خوبی درک کرده است که قدرت بنیادین این جغرافیا نه در زرادخانهها، بلکه در مغزهای خلاق و ارادههای نفوذناپذیری نهفته است که در تالارهای درس صیقل میخورند. وقتی استراتژیهای پیچیدهی «جنگ نرم» و طعمههای فریبندهی رسانهای در انحراف نخبگان با شکست مواجه شد، دشمن در اوج درماندگی به سختترین و بدویترین شیوهی ممکن یعنی حذف فیزیکی و تخریب کالبدی روی آورد. غافل از آنکه علم، کالایی فیزیکی نیست که با موشک از پای درآید.
این حمله گواهی بر شکست قطعی پروژهی «تسلیم نخبگان» است. تاریخ به ما آموخته است که درخت دانش، ماهیتی شگفتانگیز دارد؛ هرچه تبر بر تنهاش فرود آید، نه تنها از پای نمیافتد، بلکه از همان جای زخم، جوانههایی سختتر و شاخوبرگی انبوهتر میرویاند. آگاهی و بینش، همچون جریانی در رگهای جامعه جاری است که با هر ضربه، فشار خون آن برای رسیدن به قلههای سرافرازی فزونی مییابد. اینان تصور کردهاند با آوار کردن سقف کلاسها، میتوانند آسمان اندیشهی جوانان را محدود کنند، اما این خیال خام، تنها شعلهی مقاومت و عطش دانستن را در رگهای این نسل فروزانتر کرده است.
این راه، یعنی مسیر پیشرفت و سرافرازی بر پایهی دانش، راهی بیبازگشت است. آگاهی برآمده از این زخمها، چون آتشی است که هر لحظه شعلهورتر میشود و دشمن باید بداند که دود این کینهتوزی، سرانجام دامنگیر خودش خواهد شد. ما در پایتخت تاریخ و تمدن، ایستادهایم تا روایتگر نسلی باشیم که از میان آوارها، بنای نوین تمدنی را خواهد ساخت؛ نسلی که میداند پاسخ گلوله، نه عقبنشینی، بلکه پیشروی علمی تا مرزهای دستنایافتنی است.
تلخی این اندوه، به زودی به جوهر قلمهایی تبدیل خواهد شد که ویرانههای جهل را با واژههای نور، بازسازی خواهند کرد. دانشگاه همچنان سنگر اول و آخر ماست و هیچ قدرتی را توان سد کردن راه این رودخانهی خروشان نیست. آگاهی، مسریترین ویروس تاریخ است؛ ای دشمن، مراقب باش که این آتش بیداری، دیوارهای خیالی تو را خاکستر نکند.
فعال رسانهای *
انتهای یادداشت./
نظر شما