در میان انبوه روایتهای تلخ از منازعات معاصر، گاه جملاتی شنیده میشود که نهتنها یک موضع سیاسی، بلکه سطحی نگرانکننده از سقوط اخلاقی را به نمایش میگذارد. اظهارات اخیر منتسب به یک استاد دانشگاه در اسرائیل، اگر صحت داشته باشد، فراتر از یک تحلیل یا موضعگیری، نشانهای آشکار از عادیسازی خشونت علیه بیدفاعترین قشر انسانی است کودکانی که در هیچ معادلهای، طرفِ جنگ محسوب نمیشوند.
تاریخ معاصر، بهویژه در بحرانهایی چون غزه و لبنان، بارها نشان داده است که وقتی مرزهای اخلاقی فرو میریزندنخستین قربانیان، نه سیاستمداران و نظامیان، بلکه غیرنظامیان و در رأس آنها کودکان هستند با این حال، آنچه امروز نگرانکنندهتر از خودِ خشونت است، توجیه نظری آن است جایی که حذف انسان بیگناه، بهعنوان یک راهبرد مطرح میشود.
چنین گزارههایی، حتی اگر در حد یک اظهارنظر فردی باقی بمانند، بازتابدهنده نوعی گفتمان خطرناک هستند گفتمانی که در آن، رنج انسانی به ابزار فشار تبدیل میشود و مفهوم بازدارندکی تا مرز هدف قرار دادن کودکان تنزل پیدا میکند. این همان نقطهای است که دیگر نمیتوان از اختلافات سیاسی یا امنیتی سخن گفت بلکه باید از یک بحران عمیق در بنیانهای اخلاقی حرف زد.
در این میان، آنچه اهمیت دارد، نحوه مواجهه افکار عمومی جهانی با این نوع ادبیات است. سکوت در برابر چنین سخنانی، بهمعنای پذیرش تدریجی آنهاست. اگر مرزی برای محکومیت خشونت علیه کودکان ترسیم نشود، این مرز هر روز عقبتر خواهد رفت و آنچه امروز غیرقابل تصور است، فردا به یک گزینه روی میز تبدیل خواهد شد.
واقعیت این است که جنگها، هرچقدر هم پیچیده و چندلایه باشند، یک خط قرمز مشترک دارند: حفاظت از غیرنظامیان. عبور از این خط، نه نشانه قدرت، بلکه اعتراف به ناتوانی در حل تعارضات در چارچوبهای انسانی است. هیچ پیروزیای بر کشتن کودکان، قابل دفاع یا ماندگار نخواهد بود.
از سوی دیگر، چنین اظهاراتی ناخواسته یک حقیقت دیگر را نیز برجسته میکند: اینکه سرمایه واقعی هر جامعه، نه زیرساختهای فیزیکی، بلکه انسانها و نسل آینده آن است. هدف قرار دادن این سرمایه، به معنای نفی کامل آینده است مسیری که در نهایت، همه طرفها را در چرخهای بیپایان از خشونت گرفتار میکند.
در پایان باید گفت، جهان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به اصولی است که زمانی بدیهی و اولیه تلقی میشدند اصولی چون حرمت جان انسان، بهویژه کودکان. هر صدایی که این اصول را نقض کند، باید نهتنها نقد، بلکه بهطور جدی به چالش کشیده شود. چرا که اگر انسانیت در میدان نبرد قربانی شود، چیزی برای دفاع باقی نخواهد ماند.
فعال رسانهای*
انتهای یادداشت./
نظر شما