به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از نجفآباد؛ در تقویم پربار فرهنگ ما، روزهایی است که بهانهای میشوند برای قدردانی از کسانی که چراغ هدایت را در تاریکی جهل روشن نگه داشتهاند. دوازدهم اردیبهشت، سالگرد شهادت استاد مرتضی مطهری، فرصتی است برای تعظیم دوباره در برابر جایگاهی که اسلام و انقلاب اسلامی برای معلم ترسیم کردهاند؛ جایگاهی که نه در چهارچوب شغل، که در افقِ رسالت میگنجد. معلمی که شهید مطهری نماد آن است، تبلور آگاهی، ایمان و تعهدی است که سرنوشت ملتها را رقم میزند. امروز که انقلاب اسلامی، فصل تازهای از حیات خود را آغاز کرده و به سوی تمدنسازی حرکت میکند، معلم در کانون این حرکت بزرگ ایستاده است.
در همین راستا و به مناسبت روز معلم با احسان حاجیان، معلم و معاون دبیرستان دوره اول پسرانه مجتمع سما دانشگاه آزاد اسلامی واحد جامع و مستقل نجفآباد به گفتوگو نشستیم که در ادامه حاصل آن را میخوانید:
لطفاً خودتان را معرفی کنید، بفرمایید چند سال سابقه دارید و در حال حاضر معلم کدام پایه تحصیلی هستید؟
باسلام و احترام احسان حاجیان هستم؛ کارشناس ارشد رشته راه و ترابری از گرایش مهندسی عمران، در ابتدای امر جا دارد، از این فرصت پیش آمده استفاده عالی را ببرم و یاد و خاطر معلم شهید و والای ایران، استاد بزرگ مرتضی مطهری را به نمایندگی از جامعهی بزرگ معلمی گرامی داشته و همچنین ۱۲ اردیبهشت مصادف با روز معلم را نیز خدمت تمامی معلمان زحمت کش، دلسوز و گرانقدر تبریک بگویم. این سومین سالی است که در نقش معلم در مقطع متوسطه اول پایه هشتم و نهم مشغول به خدمت میباشم.
چه چیزی باعث شد مسیر معلمی را انتخاب کنید و امروز چه احساسی نسبت به این انتخاب دارید؟
به عقیده من افراد در زندگی در نقاطی از زندگی قرار میگیرند که منجر به گرفتن تصمیماتی جدی در آیندهشان خواهد شد به طبع در پشت صحنه این تصمیم گیری خانواده، دوستان و معلمان و استادان منحصر به فردی وجود دارد. در علم روان شناسی یک اصطلاح مطرحی وجود دارد به نام نقطه عطف یا Turning point، به این معنا که انسان در مسیر زندگی اش ناگهان در نقطه حساسی از زمان خودش قرار خواهد گرفت که تصمیم اساسی ادامه زندگی اش را خواهد گرفت.
برای من این نقطه عطف در دوران کارشناسی رقم خورد و یاد دارم یکی از استادان وقت با صحبتهای بسیار موثر و دقیق خودش منجر به این شد که من مسیر آکادمیک و درس خواندن در تحصیلات تکمیلی و آموزش دادن را پیش بگیرم.
بنابر سخن شما که فرمودید اکنون چه حسی نسبت به معلمی دارم، اینطور عرض میکنم که تا وارد دنیای نوجوانان و محیط آموزشی مدرسه نشویم نمیتوانیم درک کنیم که معلمان چرا و چگونه این اندازه دلسوزانه و با نهایت صبر و حوصله رشد و پرورش دانشآموزان را دنبال میکنند.
معلم، همچون یک راهبر و پیامبری است که وظیفه نشان دادن راه به دانش آموزان دارد.
همانطور که در قرآن نیز گفته شده است: وَ یُعَـلِّمُهُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَة؛ از جملهی خصوصیّات پیامبران، تعلیم است.
مهمترین چالشهایی که امروز یک معلم با آنها روبهروست، از نگاه شما چیست؟
دو واژه معلم و چالش مانند دو دوست دست بر شانه هم در حال حرکت هستند. اینکه بخواهیم برخی چالش های معلمی را کوچک یا بزرگ جلوه دهیم به عقیده من کار درستی نیست. در اصطلاح عامیانه شنیده اید که میگویند "آب خوردن هم سخت است"، معلمی هم در واقع همان گونه است.
در مسیر تدریس چالشهای متعددی وجود دارد که معلم ضمن پذیرش این چالشها، برای حل کردنشان کوشیدهاند؛ همانطور که مستحضر هستید، معلمان همیشه گفتهاند با وجود چالشها دست از مسیر آموزش و رشد دانشآموز خود نکشیدهاند و پرچم آموزش و علم و ایثار را استوار نگه داشتهاند.
در سالهای بعد از پاندمی کرونا واژه "کلاس مجازی" را به وفور شنیدهایم. در حال حاضر این سبک از تدریس، یکی از به روز ترین و داغترین موضوعات چالش برانگیز این روزهای کشور شده است که معلمان بیهیچ منتی و بر سر وظیفه این مسیر را هم با اقتدار پیش بردهاند.
بهنظر شما چه تغییراتی در نظام آموزشی میتواند کیفیت تدریس و یادگیری را افزایش دهد؟
دانش آموزان امروز، بچه هایی با هوش هیجانی یا EQ، بسیار بالایی هستند. طی یک مثال ساده به این سوال پاسخ میدهم. برای انجام حل یک بازی فکری نظیر حل پازل، مکعب و یا دومینو شما یک فردی در دهه ۸۰ که دانش آموز بوده باشد و یک فرد که در دهه فعلی مشغول به تحصیل باشد را انتخاب کنید، خواهید دید که دانشآموزان عصر فعلی سریعا و بیمقدمه مسئله را در ذهن خودش پردازش کرده و سریعا دست به کار میشود. اما دانش آموز دهه هشتاد کمی با منطق، آهستگی و فکر بیشتر شروع به انجام میکند. از این مثال این موضوع را خواستم عرض کنم که در عصر فعلی، آموزش باید مبتنی بر لمس و تجربه باشد.
محتوای صرفا تئوریک کمتر در توان و حوصله بچههای امروزی است و بیشتر علاقهمند به حل و فهم مشکل به وسیله لمس و هیجان بالا هستند. به همین دلیل اکثریت دانش آموزان دروس کار و فناوری و ورزش را بیشتر از علوم و ریاضی دوست دارند.
روز معلم برای شما چه معنایی دارد؟ این روز چه چیزی را در شما زنده میکند؟
معلم، پدر و مادری دوم برای انسان است. به همان اندازه تلاشهای پدرانه دارد تا فرزندش آب در دلش تکان نخورد و به همان اندازه دلسوزیهای مادرانه دارد تا کمبود احساس پیدا نکند.
این روز برای من روزهای خوش دوران تحصیل خودم در مقاطع مختلف را زنده میکند و از همه بیشتر مرا یاد معلم اول دبستانم، معلم گرانقدرم سرکار خانم رضایی میاندازد که امیدوارم در صحت و سلامت باشند و همچنین مدیر محترم دبستانم جناب آقای حسن احمدی که متاسفانه در سالهای گذشته به رحمت خدا رفته اند، میاندازد.
بزرگترین آرزویی که برای دانشآموزانتان دارید چیست؟
احساس من به دانش آموزانم بخاطر اختلاف سنی نسبتا کمی که وجود دارد، احساس برادرانهای است و طبعا برادر برای برادرش جز خوشبختی و عاقبت بخیر شدن نمیخواهد. به طبع من نیز برای دانش آموزان عزیزم که یاد و خاطره تک تک آنها در ذهنم باقی خواهد ماند، موفقیت، خوشبختی، عاقبتبخیری و به درجات بالای از علم و ایثار و زندگی رسیدن را آرزومندم.
در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.
اکنون و در روز ۱۲ اردیبهشت و فرا رسیدن روز معلم، مقام والا و شامخ تمامی معلمان و مربیان ایران عزیز را گرامی میدارم؛ بهویژه یاد و خاطره ۲۶ معلم شهید مدرسه «شجره طیبه» میناب را، که در صبحگاه ۹ اسفند ۱۴۰۴، در کلاس درس، با اشتیاق و عشق به تعلیم دانشآموزان دختر و پسری اهتمام داشتند که آیندهسازان ایران جانمان بودند. کودکانی بیگناه با هزاران آرزوی رنگارنگ و معلمانی مخلص با هزاران امید و ایده برای دانشآموزان خردسال و کودک.
به روح بلند رهبر شهید که پدر و معلم امت بود و همچنین تمامی معلمان شهید مدرسه «شجره طیبه» درود میفرستم و برایشان بهشت برین الهی را مسئلت دارم. به امید آنکه هیچ روزی هیچ کودکی به بهانه کار و نبود امکانات کافی از تحصیل بازنماند و روزی باشد که ببینم پرچمدار ایران عزیز بوده و خشت به خشت و آجر به آجر پایههای کشور عزیزمان را استوارتر از قبل بسازند.
همچنین در آخر جا دارد اسم ببرم و تشکر کنم از آقای رحیمی مدیر محترم دبیرستان سما، که پدرانه به بنده اعتماد کرده و مسئولیتهای مهمی را بر عهده بنده سپردند.
در آخر نیز تشکر میکنم از شما که بنده را قابل دانستید و بستر این صحبت دوستانه را مهیا نمودید.
سخنم را در پایان با شعری از استاد شهریار در وصف معلم به پایان میرسانم.
اول از استاد، یاد آموختیم
پس، سویدای سواد آموختیم
از پدر گر قالب تن یافتیم
از معلم جان روشن یافتیم
خبرنگار: محمد کازرونی
انتهای پیام/
نظر شما