به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، جنگ ایران علاوه بر اینکه اعتبار آمریکا را با چالش جدی در سطح جهان مواجه کرد، به قدرتهای رقیب این کشور نشان داد که توان نظامیاش آنطور که در اذهان مردم جهان ترسیم شده، شکستناپذیر نیست. علاوه بر این، چالشی که آمریکا با بسته شدن تنگه هرمز در حوزه انرژی برای مردم جهان و حتی متحدان خود ایجاد کرد، همچنان لاینحل باقی مانده و موجب تلاش پایتختهای اروپایی برای عدم اتکا به واشنگتن شده است.
بیشتر بخوانید:
کوبا برای مقابله با تهدیدات آمریکا آماده شده است / الگوبرداری کشورهای آزادیخواه آمریکای لاتین از مقاومت ایران
ریچارد وایتز -عضو ارشد و مدیر مرکز تحلیل سیاسی-نظامی در موسسه هادسون- در مقالهای با عنوان «عصر جدید جنگ با استفاده از زنجیره تامین» که نشریه «نشنال اینترست» آن را منتشر کرد، به بررسی تواناییهای چین برای آسیب زدن به اقتصاد آمریکا پرداخت. لازم به ذکر است که انتشار این گزارش به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا با هدف آشنایی مخاطبان با تحلیلهای مختلف منتشر شده است.
متن کامل این گزارش بدین شرح است:
بحران تنگه هرمز نشان میدهد که چگونه دشمنان آمریکا میتوانند به طور ناگهانی وابستگیهای زنجیره تأمین را به عنوان سلاحهای ژئوپلیتیکی دستکاری کنند. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، قیمت نفت را به بالاترین حد خود در سالهای اخیر رسانده است. در همین حال، چین از قبل گلوگاههای آینده ایالات متحده را آماده کرده است.
رهبران چین در جنگ زنجیره تأمین متخصص شدهاند. آنها از استاد استراتژیست چینی یعنی «سان تزو» پیروی میکنند که مشاهده کرد هنر عالی جنگ «در شکستن مقاومت دشمن بدون جنگیدن است». به گفته کمیسیون بررسی اقتصادی و امنیتی ایالات متحده و چین در کنگره، «پکن به سمت یک هدف سیاسی صریح برای ایجاد تسلط بیچون و چرا در زنجیرههای ارزش جهانی، از بین بردن آسیبپذیریهای خود و در عین حال ایجاد وابستگیهای جهانی به محصولات چینی، تغییر جهت داده است».
شی جین پینگ -رهبر چین- در آوریل 2020 صراحتا دستور داد که «ما باید وابستگی زنجیرههای تولید بینالمللی به چین را افزایش دهیم و اقدامات متقابل و قابلیتهای بازدارنده قدرتمندی را بر اساس قطع مصنوعی عرضه به خارجیها ایجاد کنیم».
چین سالهاست که زنجیرههای تأمین جهانی را از مواد اولیه گرفته تا کالاهای نهایی دستکاری کرده است. قربانیان پکن شامل ژاپن، استرالیا، کره جنوبی و بسیاری از کشورهای اروپایی بودهاند. در سالهای اخیر، دولت چین صادرات مواد معدنی به ایالات متحده را برای الکترونیک پیشرفته (گالیوم و ژرمانیوم برای نیمهرساناها) و تولیدات دفاعی (آنتیموان، یک ماده معدنی بدون جایگزین مناسب در مهمات نظامی) متوقف کرده است. بسیاری از کشورها به طور مضاعف از اختلالات عرضه تولید شده توسط چین همراه با فروش بیش از حد محصولات توسط چین با هدف ورشکستگی رقبای خارجی بالقوه، رنج بردهاند.
چین با تکیه بر تسلط خود بر مواد اولیه ضروری و بهرهبرداری از یارانههای هنگفت دولتی و بازارهای داخلی بزرگ و در اختیار داشتن منابع عظیم، اکنون بر عرضه جهانی محصولات حیاتی اقتصادی و نظامی مانند بردهای مدار چاپی، نیمهرساناهای بنیادی و مواد اولیه دارویی فعال تسلط دارد.
به عنوان مثال، چین با پشتکار فراوان تولید باتریهای لیتیوم-یونی را که برای اهداف نظامی و غیرنظامی ضروری هستند، در انحصار خود درآورده است. اگرچه شاید باتریهای لیتیومی بیشتر به خاطر تأمین انرژی خودروهای برقی شناخته شده باشند، اما اجزای حیاتی برای رایانهها، پهپادها و سایر سیستمهای الکترونیکی پیشرفته نیز هستند.
آنچه چالش چین را حتی خطرناکتر میکند، نحوهی دستکاری ارز توسط دولت چین و یارانه دادن به شرکتهایش از طریق اعتبارات مالیاتی، وامهای ارزان و سایر کمکها برای کاهش هزینههای صادرات و ایجاد وابستگیهای خارجی است. جاسوسی سایبری و سرقت مالکیت معنوی چین به شرکتهای چینی کمک میکند تا اسرار خارجی را به دست آورند.
مقامات از طریق استراتژی «ادغام نظامی-مدنی»، شرکتهای خود را مجبور میکنند فناوریها و اطلاعاتی را که از شرکای خارجی جمعآوری میکنند به ارتش چین منتقل کنند. در مقابل، دولت کنترلهای صادراتی بهبود یافتهای را برای محدود کردن دسترسی خارجی به مواد معدنی، فناوریها و سایر لوازم ضروری خاکی کمیاب ایجاد کرده است.
یک تکنیک جدید چینی، پنهان کردن کنترل چین بر نهادهای خارجی برای دور زدن محدودیتهای قانونی در سرمایهگذاری داخلی است. چین به جای مالکیت آشکار، به زنجیرههای تأمین، وامها، مجوزهای فناوری و ابزارهای مرتبط با کانالهای چینی برای اعمال کنترل بر یک شرکت بدون مالکیت آشکار چینی متکی است. در نتیجه، این شرکتها به عنوان نهادهای بالفعل تحت کنترل چین عمل میکنند و در موقعیتهایی قرار دارند که میتوانند در مواقع بحرانی، تأمین منابع را قطع کنند و تا آن زمان، حملات سایبری و سایر اشکال جاسوسی را هماهنگ کنند.
از قضا، دولتهای غربی در حال حمایت از تسلط چین هستند. وقتی کنگره قانون «یک لایحه بزرگ زیبا» را تصویب کرد، محدودیتهایی را برای نهادهای خارجی مورد نگرانی (نهادهای خارجی ممنوعه) در نظر گرفت تا از بهرهمندی آنها از اعتبارات مالیاتی ایالات متحده که برای ساخت زنجیرههای تأمین آمریکایی در نظر گرفته شده بود، به جای حمایت از رقبای چینی، جلوگیری کند. با این حال، نهادهای تحت نفوذ چین همچنان از طریق شرکتهای تابعه، شرکتهای صوری و ساختارهای بدهی خلاقانه که کنترل چین را پنهان میکنند، به کمکهای فدرال دسترسی دارند. در نتیجه، کارگران چینی به جای کارگران آمریکایی، از قطعات ساخت چین به جای قطعات ساخت آمریکا برای مونتاژ باتریها در خاک آمریکا استفاده میکنند.
دولت ایالات متحده در حوزه بینالمللی پیشرفتهای بیشتری داشته است. سال گذشته، ایالات متحده طرح «پکس سیلیکا» را راهاندازی کرد، ابتکاری که توسط شرکای جهانی مورد اعتماد برای ساخت یک زنجیره تأمین سیلیکون مستقل از چین طراحی شده است. اولویت، ساخت زنجیرههای تأمین مواد معدنی حیاتی مقاوم، فناوریهای اطلاعاتی قابل اعتماد و نرمافزارها و زیرساختهای استراتژیک ضروری برای هوش مصنوعی است.
اما در داخل، دولت ایالات متحده باید روزنههایی را که دلارهای مالیاتی آمریکا را به سمت شرکتهای چینی منحرف میکند، از بین ببرد. وزارت خزانهداری باید شکاف بین قصد کنگره و واقعیت نظارتی را از بین ببرد. سازمانهای دولتی همچنین میتوانند از آموزش نیروی کار و ایجاد زیرساختها به عنوان ستون فقرات این زنجیرهها حمایت کنند. اگر یک نهاد فناوری مهمی را توسعه دهد، دولت باید به توسعه یک زنجیره تأمین پشتیبان کمک کند.
انتهای پیام/
نظر شما