به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ تاریخ یک شهر فقط مجموعهای از تاریخها، فرمانها، جنگها، نام حاکمان و بناهای ثبتشده در کتابها نیست. بخش مهمی از گذشته هر سرزمین در حافظه مردمی زندگی میکند که کوچهها، بازارها، آیینها، بحرانها و دگرگونیهای آن را از نزدیک دیدهاند. در کرمان نیز هزاران روایت در ذهن و زبان نسلهای قدیمی باقی مانده است؛ روایتهایی که اگر امروز ثبت نشوند، با خاموش شدن راویان به تدریج از حافظه عمومی حذف خواهند شد.
تاریخ شفاهی، امکان شنیدن صداهایی را فراهم میکند که معمولاً در اسناد اداری و منابع رسمی جای چندانی ندارند. خاطرات کشاورزان، صنعتگران، معلمان، بازاریان، زنان خانهدار، کارگران، هنرمندان و ساکنان محلههای قدیمی، میتواند چهرهای انسانیتر و دقیقتر از گذشته کرمان ارائه دهد. این روایتها نشان میدهند مردم در دورههای مختلف چگونه زندگی کردهاند، با بحرانها کنار آمدهاند و سنتها و مهارتهای خود را به نسل بعد انتقال دادهاند.
نشست تاریخ شفاهی کرمان و عصر شعر بوتیا با هدف توجه دوباره به همین ظرفیت در سالن استاد باستانی پاریزی کتابخانه مرکزی کرمان برگزار شد. در این برنامه، پژوهشگران، شاعران، استادان و علاقهمندان فرهنگ و تاریخ گرد هم آمدند و موضوعاتی مانند اهمیت ثبت خاطرات، زندگی در کرمان قدیم، نظام قناتها، شیوه تأمین آب و نقش روایتهای محلی در شناخت گذشته مورد بحث قرار گرفت.
ترکیب شعر، خاطره، پژوهش و گفتوگو، این برنامه را از قالب یک نشست خشک دانشگاهی خارج کرد. شعرخوانی شاعران بومی در کنار روایتهای تاریخی، نشان داد که حافظه یک شهر فقط از راه مقاله و کتاب زنده نمیماند، بلکه ادبیات، هنر و گفتوگوی مستقیم نیز میتوانند در حفظ و انتقال آن نقش داشته باشند.
محمدرضا براهام، مدیر مؤسسه فرهنگی و هنری تمدن جاوید، درباره ضرورت گسترش فعالیتهای تاریخ شفاهی در کرمان گفت: با وجود پیشینه گسترده تاریخی و فرهنگی استان، هنوز در زمینه ثبت روایتهای مردمی و خاطرات نسلهای گذشته، فعالیتی متناسب با ظرفیت کرمان انجام نشده است. به باور او، نهادهای فرهنگی، دانشگاهها و علاقهمندان باید با برنامهریزی منسجمتری وارد این حوزه شوند.
وی توضیح داد که ایده ورود این مؤسسه به موضوع تاریخ از سال گذشته شکل گرفت؛ زمانی که برگزارکنندگان احساس کردند برنامههای ادبی، داستانی و شعری در شهر به شکل گسترده برگزار میشود، اما سهم تاریخ و بهویژه تاریخ شفاهی از نشستهای فرهنگی محدود است. نتیجه این نگاه، آغاز مجموعهای از برنامههای تاریخی بود که تاکنون به برگزاری ۹ نشست منجر شده است.
برنامه دهم این مجموعه نیز با محور زبان باستان و رونمایی از یک مجموعه داستان پیشبینی شده است. این مسیر نشان میدهد میتوان تاریخ را با ادبیات، زبانشناسی و هنر پیوند داد و مخاطبانی فراتر از پژوهشگران تخصصی جذب کرد. چنین رویکردی بهویژه برای جوانانی که ممکن است با قالبهای رسمی ارتباط کمتری برقرار کنند، اهمیت دارد.
علاقه براهام به تاریخ شفاهی، ریشه در تجربه خانوادگی او دارد. پدر وی بیش از ۲۰ سال در زمینه تاریخ شفاهی جنوب کرمان پژوهش کرده و جلد نخست این تحقیقات آماده شده است. این تجربه نشان میدهد گردآوری روایتهای محلی، فرایندی کوتاهمدت نیست و گاهی سالها گفتوگو، سفر، بررسی منابع و تطبیق خاطرات برای شکلگیری یک اثر معتبر ضرورت دارد.
جنوب کرمان از مناطقی است که با وجود برخورداری از تنوع فرهنگی، قومی و تاریخی، بخشی از روایتهای آن کمتر ثبت شده است. شیوههای کشاورزی، آیینهای محلی، مناسبات اجتماعی، تغییرات روستاها، مهاجرت، نظامهای سنتی آبرسانی و تجربه مردم از تحولات سیاسی و اقتصادی، موضوعاتی هستند که میتوانند در قالب پروژههای تاریخ شفاهی بررسی شوند.
کرمان به دلیل موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در مسیرهای تجاری، مهاجرتی و تاریخی، تجربههای متنوعی را در خود جای داده است. شناخت گذشته این استان میتواند دریچهای برای فهم بخشهایی از تاریخ ایران باشد. این گستردگی سبب شده است برخی پژوهشگران، مطالعه تاریخ کرمان را همسنگ آشنایی با بخش مهمی از تحولات تاریخی منطقه بدانند.
پژوهشگرانی مانند باستانی پاریزی با روایت زنده، داستانمحور و مردمپسند خود نشان دادند که میتوان تاریخ را از انحصار متون دشوار بیرون آورد و آن را به موضوعی جذاب برای جامعه تبدیل کرد. آثار پژوهشگران دیگر نیز بخشهایی از گذشته کرمان را ثبت کردهاند، اما گستردگی استان و تنوع موضوعات به اندازهای است که هنوز بسیاری از روایتها در انتظار ثبت و بررسی باقی ماندهاند.
یکی از نشانههای اهمیت این موضوع، استقبال مردم از نشستهای تاریخی است. تجربه برگزارکنندگان نشان داده است هر زمان محور برنامه به تاریخ کرمان و خاطرات محلی اختصاص پیدا میکند، شمار حاضران افزایش مییابد. این استقبال ثابت میکند تاریخ، موضوعی محدود به پژوهشگران دانشگاهی نیست و مردم نیز علاقه دارند گذشته شهر و محله خود را بشناسند.
افزایش مخاطبان در برنامههایی که پیشتر در پارک مادر و خانه مهر بازنشستگان برگزار میشد، نمونهای از این علاقه عمومی است. شرکتکنندگان در نشست اخیر نیز خواستار ادامه منظم برنامهها شدهاند. این مطالبه میتواند نقطه شروعی برای شکلگیری تقویم ثابت نشستهای تاریخی در کرمان باشد.
با این حال، برگزاری نشست به تنهایی برای نجات تاریخ شفاهی کافی نیست. سخنانی که در یک برنامه مطرح میشوند، اگر ضبط، پیادهسازی، بررسی و آرشیو نشوند، ممکن است پس از مدتی دوباره به فراموشی سپرده شوند. هر نشست باید بخشی از یک زنجیره پژوهشی باشد که از شناسایی راوی آغاز میشود و به انتشار کتاب، تولید فیلم، پادکست یا ایجاد آرشیو دیجیتال میانجامد.
ثبت تاریخ شفاهی نیز فقط روشن کردن دستگاه ضبط و پرسیدن چند سؤال نیست. مصاحبهگر باید با موضوع، دوره تاریخی و شرایط زندگی راوی آشنا باشد. خاطرات ممکن است با گذشت زمان دچار فراموشی، جابهجایی یا برداشت شخصی شده باشند؛ بنابراین اطلاعات بهدستآمده باید با اسناد، تصاویر، روزنامههای قدیمی و روایت افراد دیگر مقایسه شوند.
این دقت علمی از آن جهت اهمیت دارد که تاریخ شفاهی نباید به مجموعهای از خاطرات تأییدنشده تبدیل شود. ارزش روایت مردمی در تجربه شخصی و زاویه دید متفاوت آن است، اما پژوهشگر باید مرز میان خاطره، برداشت و واقعیت مستند را روشن نگه دارد. ثبت زمان، مکان و شرایط مصاحبه نیز بخشی از اعتبار اثر را تشکیل میدهد.
یکی از موضوعات مطرحشده در نشست اخیر، قناتها و شیوههای قدیمی تأمین آب بود. در استانی خشک مانند کرمان، آب تنها یک مسئله زیستمحیطی نیست، بلکه بخشی از تاریخ اجتماعی و اقتصادی مردم است. بسیاری از محلهها، روستاها و مشاغل بر اساس مسیر قناتها شکل گرفتهاند و خاطرات مقنیان و کشاورزان میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره مدیریت سنتی منابع آب فراهم کند.
نام محلهها نیز بخشی از حافظه شهر را تشکیل میدهد. تغییر نامها، تخریب بناها و دگرگونی بافت شهری ممکن است ارتباط نسل جدید را با معنای تاریخی محل زندگی خود کاهش دهد. گفتوگو با ساکنان قدیمی میتواند منشأ نامگذاری محلهها، مشاغل رایج، شکل روابط همسایگی و تغییرات کالبدی شهر را ثبت کند.
آیینها و مراسم محلی نیز از دیگر موضوعات مهم تاریخ شفاهی هستند. بخشی از این سنتها ممکن است در طول زمان تغییر کرده یا بهطور کامل کنار گذاشته شده باشند. ثبت شیوه اجرای آیینها، موسیقیها، پوششها، غذاها و نقش گروههای مختلف اجتماعی، به حفظ میراث ناملموس استان کمک میکند.
مدیر مؤسسه تمدن جاوید بر ضرورت حمایت نهادهای فرهنگی از این فعالیتها تأکید کرده است. فراهم کردن سالن توسط کتابخانه مرکزی، نمونهای از همکاری مؤثر محسوب میشود، اما پروژههای تاریخ شفاهی به منابع بیشتری نیاز دارند. هزینه رفتوآمد، تجهیزات ضبط، پیادهسازی مصاحبهها، ویرایش، آرشیو و انتشار، از جمله مواردی است که بدون پشتیبانی مالی و اجرایی، ادامه مسیر را دشوار میکند.
حمایت نهادی نباید به دخالت در محتوای روایتها یا انتخاب گزینشی خاطرات منجر شود. تاریخ شفاهی زمانی ارزشمند است که امکان شنیده شدن صداهای متنوع را فراهم کند. روایت موفقیتها، دشواریها، اختلافها و تجربههای متفاوت، همگی بخشی از تصویر واقعی گذشته هستند و حذف بخشهای ناخوشایند، اعتبار تاریخی پروژه را کاهش میدهد.
دانشگاهها میتوانند در آموزش مصاحبهگران و تدوین استانداردهای پژوهشی نقش داشته باشند. دانشجویان رشتههای تاریخ، جامعهشناسی، مردمشناسی، ادبیات و ارتباطات نیز میتوانند در قالب پایاننامه یا طرح پژوهشی، بخشی از روایتهای محلی را ثبت کنند. این مشارکت هم به تربیت پژوهشگر و هم به گسترش آرشیو تاریخ استان کمک خواهد کرد.
رسانهها و ابزارهای دیجیتال نیز امکان تازهای برای عمومی کردن تاریخ فراهم کردهاند. انتشار بخشهای کوتاه مصاحبهها، تولید مجموعههای صوتی و تصویری و طراحی نقشههای تعاملی از محلههای قدیمی میتواند تاریخ را برای نسل جوان جذابتر کند. البته اصل اسناد باید با کیفیت مناسب و اطلاعات دقیق در یک مرکز قابل اعتماد نگهداری شوند.
مدارس نیز میتوانند به این جریان بپیوندند. دانشآموزان میتوانند با راهنمایی معلمان، با پدربزرگها، مادربزرگها و افراد قدیمی محله گفتوگو کنند و روایتهای آنان را ثبت کنند. چنین فعالیتی افزون بر آموزش مهارت گفتوگو و پژوهش، ارتباط نسلها را تقویت کرده و حس تعلق نوجوانان به شهر خود را افزایش میدهد.
هر شهروند کرمانی میتواند در حفاظت از حافظه شهر سهمی داشته باشد. شناخت بناها، محلهها و چهرههای تاریخی، امکان پاسخگویی بهتر به پرسش گردشگران را فراهم میکند و مردم را به سفیران فرهنگی شهر تبدیل میسازد. این آگاهی همچنین حساسیت عمومی نسبت به تخریب آثار یا فراموشی سنتها را افزایش میدهد.
جریانسازی فرهنگی زمانی رخ میدهد که تاریخ از موضوع چند برنامه محدود خارج شود و در زندگی روزمره مردم حضور پیدا کند. برگزاری تورهای محلهگردی، نصب روایتهای کوتاه در کنار بناها، تولید برنامههای رسانهای و انتشار کتابهای قابل فهم، از اقداماتی است که میتواند این جریان را تقویت کند.
کرمان برای نجات روایتهای ناگفته خود به یک نقشه راه نیاز دارد؛ نقشهای که در آن راویان سالخورده در اولویت قرار گیرند، موضوعات مهم هر منطقه شناسایی شوند و آثار گردآوریشده در دسترس پژوهشگران و مردم قرار گیرند. تعلل در این زمینه به معنای از دست رفتن منابعی است که امکان جایگزینی ندارند.
نشست تاریخ شفاهی کرمان و عصر شعر بوتیا را میتوان گامی در مسیر یادآوری این مسئولیت دانست. اهمیت اصلی برنامه در آن بود که بار دیگر پرسش حفاظت از حافظه استان را به فضای عمومی بازگرداند. پاسخ به این پرسش اما به تداوم، همکاری و عبور از نگاه مناسبتی وابسته است.
کرمان آینده، تنها با ساختن پروژههای تازه شکل نمیگیرد؛ بخشی از هویت آن به توانایی جامعه در شناخت و حفظ گذشته بستگی دارد. شهری که روایتهای خود را ثبت کند، در برابر فراموشی مقاومتر میشود و نسلهایش ارتباط عمیقتری با یکدیگر پیدا میکنند. نجات تاریخ شفاهی، در نهایت نه وظیفه یک مؤسسه یا پژوهشگر، بلکه مسئولیتی مشترک برای همه کسانی است که این سرزمین را خانه خود میدانند.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر/
نظر شما