به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از کرمان؛ فعالیت معدنی یکی از بخشهای مهم اقتصاد استان کرمان به شمار میرود، اما در پشت آمار استخراج، سرمایهگذاری و اشتغال، واقعیتی وجود دارد که کمتر در گزارشهای اقتصادی دیده میشود؛ کارگرانی که هر روز در محیطهایی با مخاطرات طبیعی و صنعتی فعالیت میکنند و ایمنی آنان به مجموعهای از تصمیمهای فنی، مدیریتی و نظارتی وابسته است. در چنین محیطی، یک خطای محاسباتی، نقص در پایش شرایط زمین یا تصمیم نامناسب عملیاتی میتواند پیامدهایی فراتر از توقف تولید ایجاد کند.
جنوب کرمان با برخورداری از ذخایر معدنی متنوع، بخشی از ظرفیت استخراج مواد اولیه کشور را در خود جای داده است. فعالیت معادن کرومیت در محدودههایی از فاریاب و مناطق همجوار، در کنار فرصتهای اقتصادی، ضرورت رعایت استانداردهای تخصصی را برجسته میکند. استخراج کرومیت به دلیل تفاوت شرایط زمینشناسی ذخایر، ممکن است به روشهای روباز یا زیرزمینی انجام شود و هر روش مجموعهای از مخاطرات و الزامات فنی ویژه خود را دارد.
در معادن روباز، یکی از مهمترین موضوعات ایمنی، پایداری دیوارهها و پلههای استخراج است. برخلاف تصور عمومی که خطر معدن را بیشتر با تونلهای زیرزمینی و ریزش سقف مرتبط میداند، معادن روباز نیز میتوانند در معرض ریزش سنگ، لغزش تودههای خاک و سنگ و ناپایداری شیب قرار گیرند. ابعاد این مخاطرات به ویژگیهای زمینشناختی، هندسه معدن، شرایط آب و نحوه انجام عملیات وابسته است.
ریزش دیواره ممکن است بهصورت سقوط موضعی قطعات سنگ یا جابهجایی حجم بزرگی از مصالح رخ دهد. در هر دو حالت، حضور افراد یا ماشینآلات در محدوده خطر میتواند به آسیبهای جدی منجر شود. به همین دلیل، طراحی و بهرهبرداری از معادن روباز باید بر اساس شناخت رفتار تودهسنگ و ارزیابی مستمر شرایط انجام شود.
آنچه مسئله ایمنی را پیچیده میکند، ثابتنبودن شرایط معدن در طول زمان است. دیوارهای که در آغاز استخراج از نظر طراحی پایدار ارزیابی شده، ممکن است با پیشرفت عملیات، افزایش عمق معدن یا تغییر شرایط محیطی به بررسی مجدد نیاز پیدا کند. بنابراین ایمنی معدن یک مجوز دائمی و تغییرناپذیر نیست، بلکه فرایندی مستمر از شناسایی خطر، پایش و اصلاح شرایط محسوب میشود.
در معدن کرومیت بیدوئیه، وقوع ریزش در یکی از دیوارههای محدوده استخراج، بار دیگر اهمیت این موضوع را آشکار کرده است. بر اساس اطلاعات اعلامشده، در حادثه سیزدهم مهرماه ۱۴۰۵ دو نفر از شاغلان معدن جان خود را از دست دادند. همچنین مشخص شده که در گذشته درباره برخی مسائل فنی این معدن تذکراتی صادر و فعالیت یکی از سینهکارها متوقف شده بود.
وجود چنین سوابقی، پرسشهای مهمی درباره روند مدیریت خطر ایجاد میکند؛ اما بهتنهایی علت حادثه یا مسئولیت اشخاص را اثبات نمیکند. برای رسیدن به نتیجه معتبر باید مشخص شود اخطارهای پیشین مربوط به کدام محدوده و چه نوع خطری بودهاند، چه اقداماتی پس از آنها انجام شده و آیا میان مشکلات شناساییشده و ریزش اخیر ارتباط فنی وجود داشته است.
این تمایز اهمیت فراوان دارد؛ زیرا در حوادث صنعتی، قضاوت زودهنگام ممکن است هم حقوق افراد را تحت تأثیر قرار دهد و هم بررسی دقیق عوامل واقعی را دشوار کند. تحقیق فنی باید مستقل از پیشفرضهای اولیه، مجموعه شرایط زمینشناختی، طراحی استخراج، فعالیت ماشینآلات و سوابق نظارتی را بررسی کند.
یکی از مفاهیم مهم در ایمنی معادن، تحلیل پایداری شیب است. در این فرایند، متخصصان تلاش میکنند با بررسی ویژگیهای سنگ، وضعیت شکستگیها، ارتفاع دیواره و شرایط محیطی، احتمال ناپایداری را ارزیابی کنند. نتیجه چنین مطالعاتی میتواند بر انتخاب شیب مناسب، ارتفاع پلهها و محدوده ایمن فعالیت ماشینآلات اثر بگذارد.
هیچ زاویه ثابتی برای تمام دیوارههای معدنی مناسب نیست. ویژگیهای زمینشناختی دو معدن ممکن است به اندازهای متفاوت باشد که طرح استخراج ایمن در یکی، برای دیگری قابل استفاده نباشد. حتی در بخشهای مختلف یک معدن نیز ممکن است شرایط تودهسنگ یکسان نباشد. به همین دلیل، تصمیمگیری بر اساس تجربه عمومی یا تقلید از معدن مجاور نمیتواند جایگزین مطالعه تخصصی شود.
وجود درزهها و شکستگیهای طبیعی در تودهسنگ نیز بر رفتار دیواره تأثیر دارد. جهتگیری این ناپیوستگیها نسبت به سطح حفاری، مقاومت مصالح و شرایط آب میتواند نوع ناپایداری احتمالی را تغییر دهد. تشخیص این ویژگیها به بررسی زمینشناسی مهندسی و ثبت دقیق شرایط نیاز دارد.
آب نیز یکی از عوامل مهم در پایداری شیبهای معدنی است. نفوذ آب در برخی تودههای خاکی یا سنگی میتواند فشارهای داخلی را تغییر دهد یا مقاومت بخشهایی از مصالح را کاهش دهد. با این حال، نقش واقعی بارندگی در هر ریزش باید از طریق بررسی فنی مشخص شود و نمیتوان صرف وقوع باران در روز حادثه را دلیل قطعی ناپایداری دیواره دانست.
در مناطق خشک و نیمهخشک جنوب کرمان، بارندگیهای شدید گاه در دورههای کوتاه رخ میدهند. چنین شرایطی ضرورت طراحی سامانههای مناسب مدیریت رواناب و ارزیابی آثار آب بر محدوده استخراج را افزایش میدهد. حتی معادنی که در بیشتر روزهای سال با کمبود بارندگی مواجهاند، باید برای شرایط جوی نامساعد نیز برنامه عملیاتی داشته باشند.
در کنار عوامل طبیعی، عملیات استخراج و استفاده از ماشینآلات سنگین میتواند بر وضعیت ایمنی اثر بگذارد. محل استقرار تجهیزات، فاصله از لبهها و پای دیواره، نحوه بارگیری و وضعیت مسیرهای تردد باید با توجه به خطرهای موجود تعیین شود. تجهیزات بزرگ نیز تنها در صورتی امکان فعالیت ایمن دارند که شرایط زمین و محدوده عملیاتی متناسب با ویژگی آنها باشد.
موضوع مهم دیگر، مرز میان تولید اقتصادی و ریسک قابل پذیرش است. در معدنکاری حرفهای، هیچ میزان تولید یا ارزش اقتصادی نمیتواند جایگزین ارزیابی خطر جانی شود. اگر شرایط یک بخش از معدن از نظر فنی ایمن نباشد، تصمیم درباره ادامه فعالیت باید بر اساس الزامات تخصصی و قانونی اتخاذ شود، حتی اگر توقف موقت هزینه اقتصادی ایجاد کند.
اینجاست که مسئولیت مدیران و بهرهبرداران معدن اهمیت پیدا میکند. مدیریت باید اطمینان حاصل کند که عملیات مطابق طرحهای مصوب و الزامات ایمنی انجام میشود، خطرهای شناساییشده پیگیری میشوند و کارکنان آموزش و تجهیزات متناسب در اختیار دارند. واگذاری برخی فعالیتها به پیمانکار نیز اصل ضرورت حفاظت از جان افراد حاضر در محیط کار را از میان نمیبرد.
در ساختار معادن ایران، مسئول فنی جایگاه مشخصی دارد و وظایف او بر اساس مقررات تعیین میشود. با این حال، انتصاب مسئول فنی بهتنهایی اثباتکننده اجرای کامل الزامات ایمنی نیست. باید بررسی شود آیا گزارشهای لازم تهیه شدهاند، توصیههای تخصصی به مدیریت منتقل شده و اقدامات اصلاحی متناسب با خطر انجام شده است یا خیر.
در کنار مسئول فنی، ساختار ایمنی و بهداشت حرفهای نیز نقش مستقلی در شناسایی مخاطرات و حفاظت از کارکنان دارد. بسته به ویژگی و الزامات معدن، افراد و واحدهای مسئول باید برای پایش خطر، آموزش و اجرای اقدامات پیشگیرانه فعالیت کنند. هماهنگی این بخشها با مدیریت بهرهبرداری میتواند از تبدیل مسائل شناساییشده به مشکلات حلنشده جلوگیری کند.
بر اساس قانون کار ایران، تأمین شرایط ایمنی و اجرای مقررات حفاظت فنی از مسئولیتهای مهم کارفرما محسوب میشود. ماده ۹۱ قانون کار بر ضرورت فراهمکردن وسایل و امکانات لازم برای حفاظت و سلامت کارکنان، آموزش نحوه استفاده از آنها و نظارت بر رعایت مقررات تأکید دارد. ماده ۹۵ نیز درباره مسئولیت اجرای مقررات حفاظت فنی و بهداشت کار و پیامدهای حوادث ناشی از رعایتنشدن این مقررات احکامی دارد.
با این حال، تعیین مسئولیت حقوقی یا کیفری در یک حادثه مشخص نیازمند احراز شرایط قانونی و رابطه میان فعل یا ترک فعل اشخاص با نتیجه حادثه است. صرف وجود یک اخطار قبلی یا وقوع ریزش، بدون بررسی اسناد و نظر کارشناسی، برای تعیین مقصر کفایت نمیکند.
یکی از پرسشهای مهم پس از هر حادثه، وضعیت اخطارهای پیشین است. اگر خطر مشخصی در یک بازدید شناسایی شده باشد، باید روشن باشد که چه کسی موظف به رفع آن بوده، چه مهلتی تعیین شده و نتیجه اقدام اصلاحی چگونه ارزیابی شده است. وجود مدارک ثبتشده میتواند به بررسی دقیقتر فرایند نظارت کمک کند.
اما اهمیت این موضوع تنها در رسیدگی پس از حادثه نیست. اخطار ایمنی زمانی به ابزار پیشگیری تبدیل میشود که با پیگیری اجرایی همراه باشد. اگر مکاتبات و گزارشها در فرایند اداری متوقف بمانند، فاصله میان شناسایی خطر و رفع آن ممکن است افزایش پیدا کند.
در مدیریت ایمنی صنعتی، یکی از اصول مهم آن است که برای هر خطر شناساییشده، اقدام اصلاحی متناسب، مسئول مشخص و زمانبندی قابل پیگیری تعیین شود. همچنین باید روشن باشد چه معیاری نشان میدهد خطر برطرف شده یا به سطح قابل پذیرش کاهش یافته است. بدون این مرحله، بستهشدن یک پرونده اداری لزوماً به معنای ایمنشدن محیط کار نیست.
تجربه جهانی معدنکاری نیز بر همین اصل تأکید دارد. استانداردهای حرفهای حفاظت از کارکنان، ارزیابی مستمر خطر، نظارت بر پایداری دیوارهها و مشارکت کارگران در شناسایی شرایط ناایمن را از اجزای مهم مدیریت معدن میدانند. این رویکرد بر پیشگیری استوار است و تلاش میکند احتمال وقوع حادثه پیش از نیاز به عملیات امدادی کاهش یابد.
در این میان، نقش خود کارگران نیز اهمیت دارد. افرادی که هر روز در یک سینهکار فعالیت میکنند، ممکن است تغییرات محیطی یا نشانههای غیرعادی را زودتر مشاهده کنند. وجود مسیر روشن برای گزارش نگرانیهای ایمنی و دریافت پاسخ تخصصی میتواند به افزایش کیفیت پایش کمک کند.
با این حال، مسئولیت ارزیابی و کنترل فنی خطر نباید بر دوش کارگر گذاشته شود. تشخیص نهایی پایداری یک دیواره نیازمند دانش و ابزار تخصصی است. مشارکت کارکنان باید مکمل نظارت مهندسی باشد، نه جایگزین آن.
یکی از موانع احتمالی گزارشدهی خطر در محیطهای کاری، نگرانی از پیامدهای شغلی است. اگر کارگر تصور کند بیان نگرانی درباره ایمنی ممکن است بر ادامه اشتغال او اثر منفی بگذارد، احتمال دارد از گزارش بعضی مشکلات خودداری کند. ایجاد فرهنگ سازمانی مبتنی بر شنیدن گزارشها و برخورد غیرتنبیهی با اعلام خطر میتواند در کاهش این مانع مؤثر باشد.
این مسئله در معادن کوچک و متوسط اهمیت ویژهای دارد. در چنین واحدهایی ممکن است روابط کاری نزدیکتر و ساختار سازمانی محدودتر باشد. این ویژگی میتواند هماهنگی را آسان کند، اما اگر مسئولیتها بهدرستی تفکیک نشده باشند، ممکن است امکان نظارت مستقل را کاهش دهد. بنابراین اندازه معدن نباید موجب کاهش سطح الزامات ایمنی شود.
معدنکاری در جنوب کرمان تنها یک فعالیت صنعتی نیست؛ برای بخشی از خانوارها منبع درآمد و فرصتی برای اشتغال در نزدیکی محل سکونت است. در مناطقی که تنوع فرصتهای شغلی محدودتر است، فعالیت معدن ممکن است نقش مهمی در اقتصاد محلی پیدا کند. با این حال، همین وابستگی اقتصادی نباید به پذیرش شرایط کاری ناایمن منجر شود.
برای درک ابعاد انسانی این موضوع، میتوان شرایط فرضی خانوادهای را در یکی از روستاهای جنوب کرمان تصور کرد که بخش عمده درآمد آن از اشتغال یک عضو در معدن تأمین میشود. وقوع حادثه شدید برای این فرد، افزون بر پیامدهای انسانی و عاطفی، میتواند تعادل اقتصادی خانواده را نیز برهم بزند. چنین تصویری نشان میدهد که ایمنی معدن مستقیماً با رفاه و ثبات خانوارها ارتباط دارد.
در حادثه بیدوئیه، گزارشهای منتشرشده از جانباختن دو عضو یک خانواده حکایت دارند. این موضوع ابعاد انسانی فقدان را برجسته میکند، اما درباره وضعیت معیشتی، شرایط بیمهای یا نیازهای خاص بازماندگان نباید بدون اطلاعات معتبر قضاوت کرد. رسیدگی قانونی به حقوق خانوادهها و فراهمبودن حمایتهای لازم، بخشی از مسئولیتهای پس از حوادث کاری است.
حقوق کارگران آسیبدیده و خانوادههای جانباختگان در حوادث شغلی میتواند با موضوعاتی مانند پوشش بیمهای، مقررات تأمین اجتماعی، مسئولیت مدنی و نتایج رسیدگی قضایی ارتباط داشته باشد. تعیین حقوق و تعهدات مشخص در هر پرونده به وضعیت قرارداد، سوابق بیمه، مدارک حادثه و احکام قانونی وابسته است.
در این میان، نوع رابطه استخدامی نیز اهمیت دارد. ممکن است افرادی در قالب قرارداد مستقیم یا پیمانکاری در یک معدن فعالیت کنند. وجود چند سطح قراردادی میتواند تعیین مسئولیتها و رسیدگی به مطالبات را پیچیدهتر کند، اما نباید موجب مبهمماندن حقوق قانونی اشخاص شود.
یکی از موضوعاتی که پس از حادثه باید بررسی شود، میزان آمادگی امدادی معدن است. محل استقرار تجهیزات نجات، راههای دسترسی، امکانات ارتباطی و آموزش کارکنان برای شرایط اضطراری میتواند بر سرعت پاسخ تأثیر بگذارد. با این حال، عملکرد تیمهای امدادی در حادثه مشخص باید بر اساس زمانبندی واقعی عملیات و شرایط محیطی ارزیابی شود.
معادن واقع در مناطق دورافتاده ممکن است از نظر دسترسی به مراکز درمانی و خدمات تخصصی با محدودیتهایی مواجه باشند. فاصله جغرافیایی، وضعیت راه و شرایط جوی میتواند عملیات امداد را دشوارتر کند. بنابراین طراحی برنامه واکنش اضطراری باید ویژگیهای واقعی محل استخراج را در نظر بگیرد.
این موضوع برای محدوده مرزی فاریاب و حاجیآباد اهمیت دارد. قرارگیری معدن در نزدیکی مرز اداری دو استان میتواند ضرورت هماهنگی میان دستگاههای مسئول را افزایش دهد. در چنین شرایطی، باید از پیش مشخص باشد کدام واحدها مسئول پاسخ اولیه، پشتیبانی تخصصی و ارتباطات اضطراری هستند.
وجود مرز اداری نباید موجب تأخیر در ارائه خدمات ضروری شود. هماهنگی میان استانها، شهرستانها و نهادهای امدادی میتواند بخشی از چالشهای عملیاتی را کاهش دهد. البته ارزیابی وجود هرگونه تأخیر یا ناهماهنگی در حادثه بیدوئیه نیازمند اطلاعات رسمی و مستند است.
در سطح ملی، ایران سابقه حوادث جدی معدنی را تجربه کرده است. حادثه معدن زغالسنگ زمستان یورت آزادشهر در سال ۱۳۹۶ و حادثه معدن زغالسنگ معدنجوی طبس در سال ۱۴۰۳، هر یک ابعاد مختلفی از مخاطرات صنعت معدن را آشکار کردند. با این حال، تفاوت نوع معدن و ماهیت خطر سبب میشود نتوان عوامل این حوادث را مستقیماً به ریزش دیواره یک معدن روباز تعمیم داد.
وجه مشترک قابل بررسی، ضرورت وجود نظام مؤثر پیشگیری و پاسخگویی است. در تمام روشهای معدنکاری، شناسایی خطر و اجرای اقدام اصلاحی اهمیت دارد؛ هرچند نوع مخاطرات در معادن زغالسنگ زیرزمینی با معادن فلزی روباز متفاوت است.
برای معادن کرومیت جنوب کرمان، پایش ژئوتکنیکی میتواند یکی از حوزههای اساسی پیشگیری باشد. بررسی تغییرات دیواره، مطالعه شکستگیها و ارزیابی شرایط آب از جمله اقداماتی هستند که بسته به مقیاس و ویژگی معدن قابل استفادهاند. انتخاب روش مناسب باید بر اساس مطالعه تخصصی و متناسب با سطح خطر انجام شود.
فناوریهای جدید نیز در برخی معادن جهان برای پایش تغییرشکل دیوارهها به کار گرفته میشوند. ابزارهای نقشهبرداری دقیق، حسگرهای جابهجایی و سامانههای پایش از راه دور میتوانند به ثبت تغییرات کمک کنند. با این حال، استفاده از تجهیزات پیشرفته بدون وجود نیروی متخصص و برنامه واکنش مشخص، نمیتواند ایمنی را تضمین کند.
حتی ابزارهای سادهتر نیز در صورت استفاده منظم و صحیح میتوانند در نظام پایش نقش داشته باشند. مسئله اصلی، انتخاب فناوری متناسب با نیاز و اطمینان از تحلیل و اقدام بر اساس دادههای حاصل است. تجهیزاتی که اطلاعات آنها بررسی نمیشود، ارزش پیشگیرانه محدودی خواهند داشت.
یکی از چالشهای اقتصادی، هزینه اجرای اقدامات ایمنی است. بررسیهای تخصصی، اصلاح دیواره، توقف موقت عملیات و آموزش کارکنان ممکن است برای بهرهبردار هزینه ایجاد کند. اما ارزیابی اقتصادی معدن نباید تنها بر هزینه فوری این اقدامات متمرکز باشد؛ حوادث شدید میتوانند پیامدهای انسانی، حقوقی، عملیاتی و اعتباری گستردهتری داشته باشند.
از این منظر، ایمنی را باید بخشی از هزینه ضروری تولید مسئولانه دانست. همانگونه که تأمین ماشینآلات یا انرژی برای استخراج لازم است، فراهمکردن شرایط کاری ایمن نیز جزئی از الزامات فعالیت اقتصادی محسوب میشود. حذف یا کاهش نامناسب این هزینهها ممکن است خطرهای جدی ایجاد کند.
در مقابل، توقف کامل و بدون برنامه فعالیتهای معدنی نیز میتواند بر اشتغال و اقتصاد محلی اثر بگذارد. بنابراین سیاستگذاری باید میان برخورد قانونی با شرایط ناایمن و فراهمکردن مسیر روشن اصلاح فنی تعادل برقرار کند. ادامه فعالیت باید به احراز شرایط قانونی و ایمنی وابسته باشد، نه صرف نیاز اقتصادی منطقه به اشتغال.
یکی از راهکارهای قابل بررسی، تدوین برنامههای اصلاحی متناسب با سطح خطر در معادن فعال است. در چنین برنامههایی باید مشخص شود کدام مشکلات نیازمند توقف فوری فعالیتاند و کدام موارد را میتوان با اقدامات کنترلشده و در زمان مشخص اصلاح کرد. این تشخیص باید توسط مراجع دارای صلاحیت و بر اساس ضوابط انجام شود.
موضوع نظارت دولتی نیز باید از منظر ظرفیت اجرایی بررسی شود. تعداد معادن پراکنده، فاصلههای جغرافیایی و تنوع فعالیتها میتواند بازرسی مستمر را دشوار کند. در نتیجه، برنامهریزی نظارت بر اساس میزان خطر و سوابق عملکرد هر معدن میتواند به استفاده هدفمندتر از منابع کمک کند.
معادنی که سابقه اخطارهای جدی یا مشکلات تکرارشونده دارند، ممکن است به بررسیهای تخصصی و پیگیری نزدیکتر نیاز داشته باشند. با این حال، تعیین سطح نظارت باید بر اساس معیارهای روشن باشد تا تصمیمها قابل دفاع و ارزیابی باشند.
یکی دیگر از مسائل مهم، ثبت و انتشار اطلاعات ایمنی در سطحی مناسب است. آگاهی عمومی از شمار حوادث، نوع مخاطرات و روند اقدامات اصلاحی میتواند به شکلگیری تصویر دقیقتری از وضعیت صنعت معدن کمک کند. البته اطلاعات شخصی کارکنان و اسناد محرمانه باید در چارچوب قانون حفاظت شوند.
انتشار گزارشهای فنی پس از تکمیل رسیدگی نیز میتواند ارزش آموزشی داشته باشد. هدف چنین گزارشهایی نباید تنها تعیین مسئولیت در یک پرونده باشد؛ شناخت سازوکار وقوع حادثه و استخراج درسهای قابل استفاده برای سایر معادن نیز اهمیت دارد.
برای مثال، اگر بررسی یک حادثه نشان دهد که نوع مشخصی از ناپایداری در شرایط زمینشناختی خاص قابل شناسایی بوده است، اطلاعرسانی تخصصی درباره یافتهها میتواند به بهبود ارزیابی خطر در معادن مشابه کمک کند. البته انتقال چنین نتایجی باید با توجه به تفاوت شرایط هر معدن انجام شود.
در سطح منطقهای، همکاری میان معادن و مراکز علمی نیز میتواند به توسعه دانش فنی کمک کند. دانشگاهها و متخصصان زمینشناسی، مهندسی معدن و ایمنی صنعتی میتوانند در مطالعات پایداری، آموزش و ارزیابی روشهای استخراج مشارکت داشته باشند. چنین همکاریهایی زمانی مؤثر خواهند بود که به نیازهای عملیاتی و تصمیمهای اجرایی متصل شوند.
در افق پنجساله، یکی از مهمترین اهداف برای بخش معدن جنوب کرمان میتواند ارتقای نظام شناسایی و کنترل خطر در معادن کوچک و متوسط باشد. بررسی وضعیت طرحهای استخراج، کیفیت آموزش، سوابق بازرسی و میزان اجرای اقدامات اصلاحی میتواند مبنای برنامهای هدفمند قرار گیرد.
خبرنگار: زهرا اسکندری
انتهای خبر./
نظر شما