۱۳ هزار هکتار تاکستان ملایر؛ معیشت باغداران در سایه نوسان قیمت‌ها

وجود حدود ۱۳ هزار هکتار تاکستان و ظرفیت تولید نزدیک به ۳۰۰ هزار تن انگور در ملایر، تصویری از قدرت کشاورزی این شهرستان ارائه می‌دهد، اما آینده اقتصادی باغداران بیش از افزایش برداشت، به اصلاح مناسبات بازار، توسعه فرآوری و توزیع عادلانه ارزش افزوده وابسته است.

به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ باغ‌های انگور ملایر هر سال با رسیدن فصل برداشت به کانون یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های اقتصادی غرب کشور تبدیل می‌شوند؛ جایی که خوشه‌های رسیده، حاصل ماه‌ها مراقبت، سرمایه‌گذاری و مواجهه با مخاطرات طبیعی را در خود جای داده‌اند. در شهریور ۱۴۰۵، هم‌زمان با آغاز برداشت انگور و طرح دوباره مطالبات باغداران، ابعاد اقتصادی این محصول بار دیگر در مرکز توجه قرار گرفت. گزارش‌های منتشرشده از وجود حدود ۱۳ هزار هکتار تاکستان و ظرفیت تولید نزدیک به ۳۰۰ هزار تن انگور حکایت دارند؛ ارقامی که جایگاه ملایر را در تولید ملی برجسته می‌کنند. بااین‌حال، حجم تولید تنها یکی از معیارهای موفقیت اقتصادی است و نمی‌تواند به‌تنهایی نشان دهد که باغداران چه میزان از حاصل تلاش خود را به درآمد واقعی تبدیل کرده‌اند. پرسش بنیادین این است که چرا در ارزیابی رونق کشاورزی، وزن محصول برداشت‌شده بیش از سهم تولیدکننده از ارزش نهایی آن مورد توجه قرار می‌گیرد.

اقتصاد انگور ملایر از گذشته در پیوندی عمیق با ساختار اجتماعی و فرهنگی شهرستان شکل گرفته است. تاکستان‌های گسترده، شیوه‌های سنتی پرورش انگور، تولید کشمش و فرآورده‌هایی مانند شیره، مجموعه‌ای از دانش بومی و فعالیت اقتصادی را پدید آورده‌اند که نسل‌های متوالی از آن ارتزاق کرده‌اند. ثبت نظام تولید انگور دره جوزان ملایر در فهرست میراث مهم کشاورزی جهان از سوی سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، نشان‌دهنده اهمیت این ساختار تولیدی است. بااین‌حال، برخورداری از چنین اعتباری نباید با دستیابی خودکار به مزیت اقتصادی برابر دانسته شود. میراث جهانی زمانی به فرصت توسعه تبدیل می‌شود که حفاظت از دانش بومی، ارتقای کیفیت محصول و گسترش بازارهای فروش را به دنبال داشته باشد. اگر نام ملایر در عرصه بین‌المللی شناخته شود، اما باغداران نتوانند متناسب با این اعتبار درآمد بیشتری کسب کنند، میان ارزش فرهنگی محصول و نتیجه اقتصادی آن فاصله‌ای معنادار باقی خواهد ماند.

نخستین مسئله‌ای که در بررسی این فاصله باید مورد توجه قرار گیرد، ساختار قیمت‌گذاری و شیوه فروش محصول است. انگور تازه به دلیل ویژگی فسادپذیری، محدودیت زمانی بیشتری برای عرضه دارد و همین مسئله می‌تواند قدرت چانه‌زنی تولیدکنندگان را تحت تأثیر قرار دهد. باغداری که امکانات نگهداری، فرآوری یا دسترسی مستقیم به خریداران عمده را در اختیار ندارد، ممکن است ناچار باشد محصول خود را در مدت کوتاهی پس از برداشت بفروشد. در مقابل، فعالانی که توان ذخیره‌سازی، تبدیل انگور به کشمش و عرضه تدریجی محصول را دارند، از انعطاف بیشتری در انتخاب زمان فروش برخوردارند. البته اختلاف قیمت میان باغ و بازار مصرف را نمی‌توان بدون محاسبه هزینه حمل‌ونقل، ضایعات، بسته‌بندی، نگهداری و ریسک فروش، سود واسطه‌ها معرفی کرد. آنچه باید بررسی شود، سهم واقعی هر حلقه از ارزش افزوده و میزان تناسب درآمد باغدار با هزینه‌ها و مخاطراتی است که در طول دوره تولید متحمل شده است.

اهمیت این موضوع زمانی افزایش می‌یابد که هزینه تمام‌شده انگور را در معادله اقتصادی وارد کنیم. نگهداری تاکستان به مجموعه‌ای از هزینه‌های مستمر برای آبیاری، کوددهی، مدیریت آفات، هرس، کارگر، ماشین‌آلات و برداشت نیاز دارد. بخشی از این مخارج پیش از مشخص‌شدن قیمت نهایی محصول پرداخت می‌شود و باغدار هنگام آغاز فصل تولید نمی‌تواند با اطمینان کامل درباره درآمد آینده خود تصمیم بگیرد. افزایش قیمت نهاده‌ها یا دستمزد نیروی انسانی ممکن است حتی در سالی با برداشت مناسب، حاشیه سود تولیدکننده را کاهش دهد. ازاین‌رو، مقایسه قیمت فروش انگور در دو سال متوالی بدون توجه به تغییر هزینه‌های تولید، تصویر دقیقی از وضعیت معیشت ارائه نمی‌کند. شاخص مناسب، درآمد خالص هر هکتار باغ پس از کسر مخارج واقعی و تعدیل آثار تورم است. بدون دسترسی به چنین اطلاعاتی، نمی‌توان صرفا بر اساس مقدار برداشت درباره بهبود یا تضعیف وضعیت اقتصادی باغداران ملایر حکم صادر کرد.

یکی از راه‌های کاهش آسیب‌پذیری اقتصادی تولیدکنندگان، گسترش ظرفیت فرآوری محصول و تقویت ارتباط میان باغداری و صنعت است. کشمش، شیره انگور و دیگر فرآورده‌های مجاز غذایی می‌توانند امکان ایجاد ارزش افزوده و افزایش ماندگاری محصول را فراهم کنند. بااین‌حال، توسعه فرآوری تنها به احداث کارخانه‌های جدید محدود نمی‌شود و به تأمین پایدار مواد اولیه، کیفیت محصول، تجهیزات مناسب، دسترسی به انرژی و بازار فروش وابسته است. سرمایه‌گذاری در واحدهای صنعتی زمانی توجیه خواهد داشت که ظرفیت تولید آنها با مقدار محصول قابل تأمین و تقاضای واقعی بازار تناسب داشته باشد. ایجاد ظرفیت اسمی بدون امکان بهره‌برداری اقتصادی، ممکن است به انباشت سرمایه‌های کم‌بازده منجر شود. ملایر برای بهره‌گیری از مزیت انگور باید مشخص کند کدام بخش‌های زنجیره، از فرآوری و بسته‌بندی تا بازاریابی و توزیع، بیشترین ظرفیت افزایش درآمد و اشتغال محلی را دارند.

در بیست‌وهفتم شهریور ۱۴۰۵، بازدید نماینده مردم ملایر از باغ‌های انگور و دیدار با فعالان صنعت کشمش، بار دیگر ضرورت حمایت هم‌زمان از باغداران، واحدهای فرآوری و صادرکنندگان را برجسته کرد. طرح مطالبات تولیدکنندگان در چنین بازدیدهایی اهمیت دارد، اما ارزش اجرایی آن زمانی آشکار می‌شود که مشکلات شناسایی‌شده به تصمیم‌های قابل پیگیری تبدیل شوند. تقویت صندوق‌های حمایت از توسعه بخش کشاورزی، رفع موانع تولید و بهبود شرایط صادرات از جمله محورهایی بود که در این جریان مورد توجه قرار گرفت. بااین‌حال، هرکدام از این اقدامات به برنامه مالی، مسئول اجرایی و شاخص ارزیابی نیاز دارد. افزایش منابع صندوق‌ها بدون تعیین نحوه دسترسی باغداران خرد به تسهیلات، لزوما به توزیع عادلانه حمایت منجر نمی‌شود. همچنین رفع موانع صادرات زمانی نتیجه مطلوب خواهد داشت که تولیدکنندگان و فرآوری‌کنندگان بتوانند از مزایای آن بهره‌مند شوند.

تعاونی‌های باغداری در این میان می‌توانند نقش مهمی در اصلاح روابط اقتصادی ایفا کنند. خرید گروهی نهاده‌ها، تجمیع محصولات، ارائه خدمات فنی، تأمین امکانات فرآوری و مذاکره مشترک با خریداران، از جمله ظرفیت‌هایی است که فعالیت سازمان‌یافته تولیدکنندگان فراهم می‌کند. برای مثال، تهیه نهاده‌های مورد نیاز فرآوری کشمش در مقیاس گروهی می‌تواند امکان کنترل بهتر کیفیت و کاهش برخی هزینه‌های مبادله را ایجاد کند. بااین‌حال، اثربخشی تعاونی‌ها به شفافیت مالی، مدیریت حرفه‌ای، پاسخ‌گویی و اعتماد اعضا وابسته است. وجود ساختار حقوقی تعاونی به‌تنهایی تضمین‌کننده بهبود درآمد باغداران نیست. لازم است عملکرد این نهادها بر اساس میزان کاهش هزینه خرید نهاده، رشد درآمد اعضا، حجم فروش مستقیم و تعداد قراردادهای تجاری پایدار سنجیده شود. اگر تشکل‌های تولیدی بتوانند قدرت اقتصادی پراکنده باغداران را تجمیع کنند، امکان بازتعریف جایگاه آنان در زنجیره ارزش فراهم خواهد شد.

بازار کشمش ملایر نیز از منظر رقابت‌پذیری نیازمند نگاهی فراتر از افزایش مقدار صادرات است. حضور در بازارهای خارجی مستلزم رعایت استانداردهای کیفیت، ایمنی غذایی، بسته‌بندی، ردیابی محصول و تحویل منظم سفارش‌هاست. تفاوت سلیقه مصرف‌کنندگان و مقررات کشورها نیز می‌تواند بر انتخاب نوع محصول و شیوه عرضه اثر بگذارد. صادرات زمانی مزیت اقتصادی پایدار ایجاد می‌کند که درآمد حاصل از آن پس از کسر هزینه‌های تولید، فرآوری، حمل‌ونقل و مبادلات تجاری، توجیه کافی داشته باشد. همچنین وابستگی شدید به تعداد محدودی از بازارها ممکن است بنگاه‌های صادرکننده را در برابر تغییر مقررات یا نوسان تقاضا آسیب‌پذیر سازد. توسعه بازارهای متنوع و سرمایه‌گذاری بر هویت تجاری مشخص برای کشمش ملایر می‌تواند به افزایش قدرت رقابت کمک کند. البته ارزیابی دقیق این موضوع نیازمند انتشار اطلاعات تفکیکی درباره حجم، ارزش و مقصد صادرات است.

در کنار بازارهای صادراتی، ظرفیت گردشگری کشاورزی و اقتصاد فرهنگ نیز نباید نادیده گرفته شود. در سال ۱۴۰۵، برگزاری جشنواره‌های انگور و شیره‌پزی در ملایر و روستای مانیزان، بار دیگر پیوند محصول کشاورزی با هویت فرهنگی منطقه را به نمایش گذاشت. چنین رویدادهایی می‌توانند زمینه فروش مستقیم محصولات، معرفی شیوه‌های تولید و افزایش تقاضا برای خدمات محلی را فراهم کنند. بااین‌حال، شمار بازدیدکنندگان یا گستردگی برنامه‌های فرهنگی به‌تنهایی معیار موفقیت اقتصادی جشنواره نیست. لازم است میزان فروش تولیدکنندگان، درآمد کسب‌وکارهای محلی و استمرار ارتباطات تجاری پس از پایان رویداد بررسی شود. اگر باغدار تنها به عنصری نمایشی در جشنواره تبدیل شود، اما سهم اندکی از گردش مالی ایجادشده دریافت کند، فرصت اقتصادی رویداد به‌درستی محقق نشده است. گردشگری کشاورزی زمانی ارزشمند خواهد بود که فرهنگ تولید را به افزایش درآمد جامعه میزبان پیوند دهد.

موضوع منابع آب نیز بر آینده تاکستان‌های ملایر سایه‌ای تعیین‌کننده دارد. تولید انگور، مانند سایر فعالیت‌های کشاورزی، به پایداری منابع طبیعی وابسته است و هرگونه افت بلندمدت آب‌های زیرزمینی یا تغییر شرایط اقلیمی می‌تواند بر هزینه و مقدار تولید اثر بگذارد. افزایش بهره‌وری آبیاری، بهبود مدیریت خاک و استفاده از روش‌های سازگار با شرایط اقلیمی از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند آسیب‌پذیری باغ‌ها را کاهش دهند. بااین‌حال، سیاست توسعه نباید صرفا بر افزایش سطح زیر کشت متمرکز شود. گسترش تولید در صورت فقدان ظرفیت منابع آب، ممکن است هزینه‌های بلندمدتی بر اقتصاد شهرستان تحمیل کند. ارزیابی عملکرد باغ‌ها بر اساس مقدار محصول قابل فروش، ارزش اقتصادی تولید و آب مصرف‌شده می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری دقیق‌تری فراهم آورد. حفاظت از نظام باغداری ملایر به معنای حفظ هم‌زمان توان اقتصادی تولیدکننده و ظرفیت طبیعی سرزمینی است که این میراث در آن شکل گرفته است.

توسعه اقتصادی انگور همچنین با آینده اشتغال و جمعیت روستایی ارتباط دارد. باغداری مجموعه‌ای از فرصت‌های شغلی مستقیم و غیرمستقیم در تولید، برداشت، خشک‌سازی، بسته‌بندی و حمل‌ونقل ایجاد می‌کند، اما بخشی از این فعالیت‌ها ماهیت فصلی دارند. وابستگی شدید خانوار به درآمد محدود یک دوره برداشت، می‌تواند آسیب‌پذیری مالی آنان را افزایش دهد. توسعه صنایع تبدیلی و خدمات وابسته، در صورت برخورداری از بازار مناسب، امکان تنوع‌بخشی به فرصت‌های شغلی را فراهم می‌کند. مشارکت جوانان در بازاریابی دیجیتال، کنترل کیفیت، طراحی بسته‌بندی و مدیریت فروش نیز می‌تواند مهارت‌های تازه‌ای را وارد اقتصاد سنتی باغداری کند. بااین‌حال، نباید تصور کرد که فناوری یا تجارت الکترونیک بدون زیرساخت لجستیکی و شبکه تأمین قابل‌اعتماد، به‌تنهایی مشکلات بازار را برطرف می‌کند. توسعه پایدار نیازمند ترکیب دانش بومی تولید با مهارت‌های جدید کسب‌وکار است.

ارزیابی سیاست‌های حمایتی نیز باید از شمار طرح‌ها و اعتبارات اعلام‌شده فراتر رود. جهاد کشاورزی در حوزه تولید، آموزش و خدمات فنی مسئولیت دارد، دستگاه‌های مرتبط با صنعت و تجارت در تسهیل فرآوری و توسعه بازار نقش ایفا می‌کنند و نهادهای مالی نیز در تأمین سرمایه در گردش مؤثرند. هماهنگی این مجموعه‌ها زمانی به نتیجه می‌رسد که اهداف مشخصی مانند کاهش ضایعات، بهبود کیفیت صادراتی، افزایش سهم فروش مستقیم باغداران و ارتقای درآمد خالص تعریف شود. انتشار منظم اطلاعات درباره هزینه تولید و قیمت خرید در مناطق مختلف شهرستان می‌تواند امکان شناسایی نابرابری‌ها و اصلاح سیاست‌ها را فراهم کند. همچنین لازم است میان حمایت از تولیدکننده، حمایت از فرآوری‌کننده و کمک به صادرکننده تمایز وجود داشته باشد؛ زیرا منافع این گروه‌ها همواره کاملا یکسان نیست. سیاست موفق باید زمینه همکاری اقتصادی آنان را تقویت کند، بدون آنکه هزینه حمایت از یک حلقه به‌صورت نامتوازن بر دیگران تحمیل شود.

ملایر اکنون بیش از آنکه به اثبات ظرفیت تولید انگور نیاز داشته باشد، به سازوکاری برای تبدیل این ظرفیت به رفاه پایدار احتیاج دارد. تاکستان‌های گسترده، دانش تاریخی باغداری، اعتبار جهانی نظام تولید و تجربه فعالان صنعت کشمش، سرمایه‌هایی هستند که می‌توانند مبنای توسعه‌ای عمیق‌تر قرار گیرند. بااین‌حال، آینده این اقتصاد به میزان محصول برداشت‌شده محدود نمی‌شود و به نحوه تقسیم ارزش در زنجیره تولید و تجارت وابسته است. اگر سیاست‌های اجرایی بتوانند هزینه تولید را مدیریت کنند، قدرت چانه‌زنی باغداران را افزایش دهند و فرآوری و فروش سودآور را توسعه بخشند، اعتبار جهانی انگور ملایر معنایی ملموس در زندگی مردم پیدا خواهد کرد. در غیر این صورت، ممکن است شهرستان همچنان با آمارهای چشمگیر تولید شناخته شود، بی‌آنکه منافع اقتصادی متناسب با آن در خانوارهای باغدار انباشته شود. ارزش حقیقی این میراث کشاورزی زمانی آشکار می‌شود که خوشه‌های انگور، علاوه بر رونق بازار، امنیت معیشتی تولیدکنندگان خود را نیز تضمین کنند.


خبرنگار: نازنین مولائی منظر
انتهای پیام./

کد مطلب: 1321322

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha