به گزارش خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز، وزارت علوم مسئول آموزشهای مهارتی در آموزش عالی کشور است. مهمترین نهادهای زیر مجموعه این وزارتخانه برای تربیت نیروهای مهارتی دانشگاه فنیوحرفهای و دانشگاه جامع علمی-کاربردی هستند. بررسی عملکرد این دو دانشگاه در سالهای فعالیتشان نشاندهنده وجود مشکلاتی جدی در حوزه اشتغال، امکانات و منابع مالی است.
ابلاغ دستورات جدید رئیس جمهور به وزیر علوم
ایسکانیوز پیشتر در گزارشهای سهم ۶ درصدی دانشگاه علمی-کاربردی از دانشجویان مهارتی کشور و سرانه دانشجویی دانشگاه فنیوحرفهای یک سوم سرانه دوره کارشناسی دانشگاه تهران به بررسی عملکرد این دانشگاهها پرداخته است.
رئیس جمهور هفتم آذرماه ۱۴۰۱ در نامهای به وزیر علوم دستور داد مراکز علمی کاربردی را به عنوان واحدهای دانشگاه فنی حرفهای بازتعریف و ساماندهی شود. هدف از این دستور، ساماندهی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی فاقد تقاضا عنوان شده است.
در ادامه با استناد به گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، به بیان مشکلات آموزشهای مهارتی در کشور میپردازیم.
پایین بودن منابع مالی، پایین بودن جایگاه آموزشهای مهارتی و نبود دادههای کافی برای ارزیابی آموزش و تربیت فنیوحرفهای از جمله این مشکلات است. بر اساس این گزارشها، سرانه دانشجویی دانشگاه فنیوحرفهای کمتر از یک سوم سرانه دانشجویی دانشگاه تهران است. در حالیکه آموزشهای فنیوحرفهای با توجه به لزوم وجود فضاهای کارگاهی و تجهیزات آموزشی به منابع مالی بیشتری نسبت به آموزشهای عمومی نیاز دارند.
همچنین آموزشهای فنی و حرفهای در انتخاب رشته تحصیلی و مسیر حرفهای، به عنوان آخرین گزینه دیده میشوند. به عبارت دیگر، اولویت اول برای والدین و دانشآموزان، تحصیل در شاخه نظری و رشتههایی همچون علوم تجربی و ریاضی فیزیک است. درجه دوم بودن آموزشهای فنیوحرفهای یکی از مسائل فراگیر در میان کشورهای مختلف جهان است که در اسناد مختلف یونسکو-یونیوک به آن پرداخته شده است؛ حتی در آلمان که به عنوان الگوی موفق آموزشهای فنیوحرفهای شناخته میشود، والدین ترجیح میدهد فرزندان خود را به رشتههای نظری بفرستند؛ چرا که فکر میکنند آینده بهتری برای فرزندانشان رقم میزنند. کارشناسان معتقدند که ریشه اصلی دیدگاه منفی به آموزشهای فنیوحرفهای در وهله اول کیفیت پایین این نوع آموزشهاست.
نبود دادههای کافی برای ارزیابی آموزش مهارتی در کشور
پیشنیاز سیاستگذاری، برنامهریزی، اجرا و نظارت صحیح در هر نظام، وجود آمار و اطلاعات کافی، دقیق و روزآمد درباره آن است. متاسفانه نظام آموزش فنیوحرفهای در ایران در حال حاضر فاقد نظام ارزیابی و تضمین کیفیت است، بنابراین نه چارچوب شاخصهای ارزیابی برای این حوزه تدوین شده و نه دستگاههای متولی آمارهای جامع و منظمی گردآوری و منتشر میکنند. برای مثال آمارهای دقیقی از سرانه زیربنای کارگاه، وضعیت کمی و کیفی تجهیزات مراکز، نرخ اشتغال، فاصله بین دانشآموختگی و یافتن شغل و میزان تناسب شغل با رشته تحصیلی در دست نیست.
پایین بودن نرخ اشتغال و ارتباط شغلی مهارتآموختگان یکی دیگر از مشکلات آموزشهای مهارتی در کشور است. به این معنا که نرخ اشتغال مهارتآموختگان دانشگاه فنیوحرفهای ۵۴ درصد، دانشگاه جامع علمی کاربردی ۵۶ درصد بوده است. این آمارها نشان میدهد که از طرفی نزدیک به نیمی از مهارتآموختگان موفق به اشتغال نمیشوند و از طرف دیگر، درصد قابل توجهی از اشتغال یافتگان نیز به کارهای غیرمرتبط با تحصیل خود مشغول هستند که علاوه بر اتلاف هزینههای آموزشی، نرخ بازده پایینی را برای خود افراد و کارفرمایان به دنبال دارد.
غلبه قوانین و مقررات دانشگاههای غیرمهارتی بر فعالیت دانشگاه فنیوحرفهای
یکی دیگر از مشکلات آموزش مهارتی در ایران غلبه قوانین و مقررات دانشگاههای غیرمهارتی بر فعالیت دانشگاه فنیوحرفهای است. دانشگاه فنیوحرفهای یک دانشگاه ماموریتگرا با هدف تربیت نیروی کار تکنسین و کاردان برای بازار کار کشور است که با دانشگاههای دیگری که متمرکز بر آموزشهای آکادمیک هستند، تفاوت دارد. به همین دلیل، نیازمند تدوین قوانین و مقررات مخصوصی در حوزههای ساختاری، اداری، آموزشی و استخدامی است.
یکی از فرایندهای مهم، جذب و بهکارگیری و ارتقای اعضای هیئت علمی و نیروهای آموزشی است. در حال حاضر، از حدود ۲۰ هزار نفر آموزشگران دانشگاه فنیوحرفهای فقط ۹۳۴ نفر یعنی کمتر از پنج درصد افراد به عنوان هیئت علمی تمام وقت فعالیت میکنند. نسبت دانشجو به هیئت علمی تمام وقت در دانشگاه فنیوحرفهای در حال حاضر برابر با ۲۰۵ است که بر اساس مقدار مطلوب تعیین شده برای دانشگاههای وابسته به وزارت علوم باید به عدد ۲۰ برسد.
انتهای پیام/

نظر شما