گروه بین الملل ایسکانیوز- دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا مورخ 13 دی 1404(3 ژانویه 2026م) دستور انجام حملات هوایی گسترده علیه کاراکاس پایتخت و مناطق دیگر ونزوئلا را صادر کرد. نیروهای آمریکایی وارد خاک ونزوئلا شدند، رئیسجمهور ونزوئلا مادرو و همسرش را بازداشت و آنان را به آمریکا منتقل کردند. ترامپ در شبکههای اجتماعی نوشت که مادورو و همسرش بازداشت شده و به خارج از کشور انتقال داده شدهاند. او سپس اعلام کرد که مادورو و همسرش برای محاکمه به دادگاه نیویورک احضار شدهاند. این تجاوز آشکار آمریکا علیه یک کشور مستقل و ربایش رِیس جمهور منتخب آن کشور و انتقال آن به خاک کشوری دیگر و محاکمه وی در آمریکا حکایت از گذار جهان و عرصه بین الملل به نظم جدیدی ( و یا بی نظمی جدید) می کند.
حال سوال اصلی این است که:
شاخصه های نظم بین المللی جدید چیست؟ و راهبردهای کشورما در این دوره گذار چیست؟
پس از حدود سه دهه «نظم جهانی لیبرال» پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در پایان سال ۱۹۹۱، نظم جهانی لیبرال در حال واگذاری جای خود به یک نظم بینالمللی جدید است.
نظم بینالمللی جدید بر ملیگرایی، پوپولیسم و به چالش کشیدن نظم جهانی لیبرال تاکید دارد.
نظم لیبرال قدیم عمدتاً بر تقویت و ترویج دموکراسی، جهانی شدن اقتصاد، بازارهای آزاد، و نهادهای بینالمللی تاکید داشت و در صدد شکل دادن به جهان مطابق تصویر لیبرال خود بود.
اما نظم بین المللی جدید دارای مشخصات زیراست:
- خطر جنگ بین کشورهای جهان به شدت افزایش خواهد یافت.
- رقابت تسلیحاتی میان کشورهای جهان شتاب بیشتری پیدا خواهد کرد.
- مساله امنیت ملی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
- بودجههای دفاعی کشورها افزایش بیشتری خواهند یافت.
- گسترش و تقویت نیروهای مسلح اهمیت بیشتری خواهد یافت.
- مساله بازدارندگی هسته ای اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد.
- چتر امنیتی ایالات متحده بر سر متحدانش بیش از پیش تضعیف خواهد شد.
- نقش محور مقاومت جهانی چین-روسیه-کره شمالی-ایران رو به افزایش است و این محورآمریکا را در عرصه های مختلف به چالش می کشد. این محور به دنبال تضعیف هژمونی غرب لیبرال به طور کلی و آمریکا به طور خاص است .
- محور مقاومت جهانی به روش های مختلف و با درجات متفاوت، برجستهترین چالش بینالمللی برای نظم لیبرال به رهبری آمریکا محسوب می شود.
- اصل اساسی نظم جهانی لیبرال در مورد "تمامیت ارضی" کشورهای جهان بیش از پیش به چالش کشیده خواهد شد.
- این گزاره که مرزهای بین المللی محترم است به چالش جدی کشیده خواهد شد. به اوکراین و سوریه و ونزوئلا بنگرید.
- اروپا دیگر قاره سبز و صلح محسوب نمی شود.
- در نظم بین المللی جدید، تجارت جهانی و وابستگی متقابل اقتصادی میان کشورها ، و وجود نهادها و هنجارهای بینالمللی، مانع وقوع جنگ ها میان کشورها حتی در اروپا نخواهد شد.
- در آسیا و جنوب جهانی وقوع جنگهای قومی افزایش خواهند یافت.
- در غرب اعم از آمریکا و اروپا بیش از پیش با شکافهای داخلی بین لیبرالها و جریان نوظهور پوپولیسم ملیگرای راستگرا و غیرلیبرال مواجه خواهیم بود.
- جریان پوپولیسم ملیگرای راستگرا و غیرلیبرال به نهادهای بینالمللی و حتی در برخی موارد، به اتحادهای نظامی تعهد بسیار کمتری خواهد داشت که نشاندهنده تأکید آن بر منافع خاص دولت-ملت و فاصله گرفتن از ارزشهای لیبرال جهانشمول است.
- انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری در دسامبر 2024 م نمادی از ظهور نظم بین المللی جدید است. رویکرد ملیگرایانه ترامپ که با شعار «اول آمریکا» مشخص است ،نشاندهنده کاهش تعهد امریکا به متحدانش در سطح جهان است.
بنابراین با توجه به جایگزینی نظم جدید با نظم قدیم سوالات مهمی در خصوص عرصه بین المللی و مناسبات بین کشورها مطرح خواهند شد ، به طور مثال :
- آیا آمریکا در صورت حمله به متحدینش در سطح بین المللی و در خاورمیانه به دفاع از آنها خواهد پرداخت؟
- آیا آمریکا در صورت حمله روسیه به کشورهای اروپایی به دفاع از آنها خواهد پرداخت؟
- آیا آمریکا در صورت حمله به ژاپن و کره جنوبی به دفاع از آنها خواهد پرداخت؟
- در مورد تایوان که متحد رسمی امریکا نیست اما ایالات متحده در عمل تعهد دیرینهای برای جلوگیری از اتحاد اجباری با چین نسبت به آن دارد ، به دفاع از آن خواهد پرداخت؟
نتیجه گیری
با توجه به مشخصات نظم نوین بین المللی و برای تقویت امنیت ملی ایران ضروری است که این نظم جدید فارغ از بد یا خوب بودنش توسط استراتژیست ها ، مسئولین ارشد سیاسی کشور و فرماندهان نیروهای نظامی و اطلاعاتی به دقت و به درستی بررسی شده و به رسمیت شناخته شود.
تقویت نیروهای نظامی اعم از سپاه و ارتش باید در دستور کار قرار گیرد.
بودجههای دفاعی کشور باید افزایش بیشتری پیدا کند.
- گسترش و تقویت نیروهای مسلح باید اهمیت بیشتری پیدا کند.
- مساله بازدارندگی هسته ای باید از اهمیت بیشتری برخوردار شود.
- تاب آوری اجتماعی ملی باید تقویت گردد.
- طبقه «مستضعف» باید احیاء گردد و به رسمیت شناخته شود. در وهله دوم از سوی مسئولین نظام چشم اندازی واقعی و موثر در خصوص تغییر ساختارهای اقتصادی و اجتماعی کشور و نظام به نفع مستضعفین باید ترسیم و در راستای تحقق آن تعهد داده شود. در اینصورت بحران مشروعیت یک بار برای همیشه رفع خواهد شد. در میان مدت نظام اقتصادی و اجتماعی کشور ضرورتا نیازمند انواع مکانیزم های "توزیع و بازتوزیع عادلانه ثروت" حداقل در دو بخش آموزش و پرورش و بهداشت و درمان به نفع مستضعفین است. به طور مثال آموزش و پرورش طبق نص صریح قانون باید رایگان و با کیفیت باشد ولی اکنون دچار تبعیضات واقعی و نهادینه شده است!!! بخش مسکن نیز حدود 70 درصد هزینه های یک خانوار ایرانی را به خود اختصاص داده است و باید مسکن ارزان و با کفیت مناسب در دسترس مستضعفین قرار گیرد.
*کارشناس مسائل منطقه
انتهای پیام/
نظر شما