به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، رویکرد خصمانه ایالات متحده آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران موضوع تازهای نیست اما در دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ به ویژه در روزهای اخیر، ابعاد تازهای به خود گرفته و از فشارهای سیاسی و اقتصادی فراتر رفته است. اعزام گسترده ناوها و تجهیزات نظامی آمریکا به خاورمیانه، در کنار تشدید ادبیات تهدیدآمیز مقامات واشنگتن، این تصور را ایجاد کرده که کاخ سفید در پی القای قریبالوقوع بودن یک درگیری نظامی است. البته بسیاری از تحلیلگران معتقدند این تحرکات بیش از آنکه نشانه تمایل واقعی به جنگ باشد، بخشی از یک عملیات روانی برای اعمال فشار و امتیازگیری از تهران محسوب میشود.
بیشتر بخوانید:
جنگ با ایران کابوسی برای امپریالیسم و هژمونی آمریکا خواهد بود/ مهار روسیه و چین هدف بلندمدت واشنگتن
در داخل ایران نیز افکار عمومی و نخبگان سیاسی با نگاهی واقعبینانه به این تهدیدات مینگرند و بر این باورند که شرایط تقابل احتمالی با آمریکا، بههیچوجه قابل قیاس با جنگهای پیشین واشنگتن علیه کشورهایی چون عراق، افغانستان یا لیبی نیست. قدرت دفاعی و موشکی ایران، عمق راهبردی منطقهای و تجربه سالها مواجهه با فشارهای خارجی، مؤلفههایی هستند که هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی را برای آمریکا بهطور چشمگیری افزایش میدهند. به نظر میرسد این امر حتی در محاسبات تصمیمسازان آمریکایی نیز مورد توجه قرار گرفته و مانعی جدی بر سر راه ورود به جنگ مستقیم باشد.
در عین حال، سیاستهای متناقض آمریکا بیش از پیش بر چهره واقعی رویکرد خصمانه این کشور سایه انداخته است. واشنگتن از یک سو بهطور آشکار از گروههایی حمایت میکند که در جریان اغتشاشات، دست به اقدامات تروریستی زده و بسیاری از مردم عادی و حافظان امنیت را به شهادت رساندند و از سوی دیگر در داخل خاک خود، اعتراضات مسالمتآمیز را با خشونت سرکوب میکند. خشونت پلیس آمریکا در جریان اعتراضات مینیاپولیس، تناقضی است که ادعاهای حقوق بشری آمریکا را زیر سؤال میبرد. افزون بر این، تحریمهای گسترده و یکجانبه آمریکا که مهمترین قربانیان آن مردم ایران بودهاند، با ادعای حمایت از ملت ایران در تضاد آشکار قرار دارد و نشان میدهد فشار اقتصادی نیز بخشی جداییناپذیر از راهبرد خصمانه واشنگتن علیه تهران است.
دکتر «جان کالابرس» -استاد دانشگاه امریکن واشنگتن دی سی- در گفتگوی با ایسکانیوز به سوالاتی در این مورد پاسخ داد.
اعزام ناو هواپیمابر آمریکا به معنای مقدمه جنگ با ایران نیست
وی در پاسخ به اینکه آمریکا از اعزام ناوهای جنگی به غرب آسیا چه هدفی دنبال میکند، گفت: اعزام کشتیهای جنگی ایالات متحده به خاورمیانه توسط برخی تحلیلگران به عنوان تلاشی برای نشان دادن قریبالوقوع بودن جنگ با ایران تفسیر شده است اما من با این تحلیل موافق نیستم.
از نظر این استاد آمریکایی، در حالی که اقدامات اخیر ایالات متحده در جاهای دیگر -مانند موضع آن در قبال ونزوئلا - و اعتراضات داخلی در ایران ممکن است دولت را جسور کرده باشد، من اعزام گروه ضربت ناو هواپیمابر یو اس اس آبراهام لینکلن به خلیج فارس را مقدمهای ضروری برای جنگ نمیدانم.
جان کالابرس بر این باور است که این اقدام به عنوان یک اقدام قهری و نشانهای تلاش آمریکا برای افزایش بازدارندگی در قبال ایران و همچنین به نوعی محاصره ایران است تا نقل و انتقالات از مبدا ایران و به مقصد ایران را دشوار کرده است.
وی با بیان اینکه حتی همین اقدام آمریکا نیز خطرناک است، تصریح کرد: اقدامات غیر از جنگ میتواند به راحتی توسط تهران به عنوان اقدامات خصمانه تفسیر شود و احتمال اشتباه محاسباتی یا تشدید تنش را افزایش دهد.
تلاش رئیس جمهور آمریکا برای امتیازگیری در پرونده هستهای و رفتار منطقهای ایران
استاد دانشگاه امریکن واشنگتن دی سی با اشاره به اینکه ترامپ احتمالا یک هدف سیاسی را از محاصره ایران دنبال میکند، گفت: اگر استقرار نیروها به عنوان امتداد قدرتمندتر کمپین «فشار حداکثری» رئیسجمهور ترامپ در نظر گرفته شده باشد، هدف ضمنی آن ممکن است گرفتن امتیاز در پرونده هستهای یا در مورد رفتار منطقهای ایران باشد.
از نظر کالابرس، فشار نظامی بدون یک پایان دیپلماتیک روشن، عمیقا مشکلساز است. استفاده از زور -یا تهدید به آن- در درجه اول برای افزایش فشار، به جای پیشبرد یک نتیجه سیاسی مشخص و قابل دستیابی، به نظر من نه تنها از نظر استراتژیک نادرست است، بلکه با توجه به مخاطرات بالا و محیط امنیتی شلوغ خلیج فارس، به طور بالقوه خطرناک محسوب میشود.
آمریکاییها مخالف استفاده از زور علیه ایران
این استاد آمریکایی در مورد دیدگاه مردم و نخبگان سیاسی در مورد حمله احتمالی آمریکا به ایران اظهار کرد: اکثر آمریکاییها موافق مداخله نظامی دیگر در خاورمیانه نیستند و بر اساس یک نظرسنجی معتبر که به تازگی انجام شده، اگرچه اکثریت بزرگی معتقدند که ایران خطری برای منافع ایالات متحده است، اما تنها بخش کوچکی این تهدید را فوری یا جدی میدانند و بسیاری از آمریکاییها با استفاده از زور مخالفند.
وی افزود: عده بسیار کمی اقدام نظامی [علیه ایران] را محتمل دانستهاند که احتمالا آن هم تحت تاثیر ناراحتی از اخبار منتشر شده بوده است و همچنین نگرشها به شدت حزبی هستند، به طوری که پاسخدهندگان جمهوریخواه به طور قابل توجهی کمتر از دموکراتها یا مستقلها با اقدام نظامی مخالف هستند.
استاد دانشگاه امریکن واشنگتن دی سی در مورد دیدگاه نخبگان گفت: در میان نخبگان سیاسی نیز اختلافات شدید و دوگانگی در این زمینه وجود دارد و تلاشهایی از سوی کنگره برای محدود کردن اختیارات جنگی ریاست جمهوری بارها مطرح شده است؛ هرچند که به دلیل اختلاف نظرهای حزبی، به ویژه در میان جمهوریخواهان، این تلاشها ناکام ماندهاند.
جنگ با ایران در تناقض با وعده ترامپ برای جلوگیری از «جنگهای بیپایان»
به گفته این استاد آمریکایی، اگرچه این وضعیت به رئیس جمهور آزادی عمل بیشتری میدهد، اما بدون ریسک سیاسی نیست؛ زیرا یک عملیات نظامی دیگر علیه ایران با خستگی گسترده از جنگ در تضاد خواهد بود و میتواند بخشهایی از پایگاه خود ترامپ یعنی «عظمت را دوباره به آمریکا بازگردانیم» که بسیاری از آنها دقیقا به دلیل وعده او برای جلوگیری از «جنگهای بیپایان» از او حمایت کردند را از هم بپاشد.
وی تاکید کرد: همه این موارد حاکی از آن است که هم شک و تردید عمومی و هم اختلاف نخبگان همچنان به شدت بر علیه یک دستور روشن برای حمله ایالات متحده به ایران سنگینی میکنند.
کشتار معترضان در مینیاپولیس کاملا غیرقابل توجیه است
کالابرس در خصوص استانداردهای دوگانه آمریکا در نحوه بحث و قضاوت در مورد خشونت و سرکوب به ویژه در ارتباط با حوادث مینیاپولیس تصریح کرد: کشتار معترضان در مینیاپولیس کاملا غیرقابل توجیه است. این اقدام، نشاندهنده اقدامات غیرقانونی است که در راستای رویکردی غیرقانونی و سیاسی به پلیس و نظم عمومی انجام میشود.
وی با بیان اینکه حوادث مینیاپولیس آسیبپذیری مکرر مقامات آمریکایی در قبال لفاظیهای سیاست خارجی را آشکار میکند، گفت: واشنگتن اغلب خود را مدافع حقوق بشر در خارج از کشور معرفی میکند، در حالی که همان استانداردها را به طور مداوم در داخل کشور نقض میکند.
از نظر کالابرس، شکاف بین ارزشهای ادعا شده و عملکرد داخلی، اقتدار اخلاقی ایالات متحده را تضعیف میکند و روایتهای متقابل آمادهای را در اختیار دشمنان قرار میدهد.
حمایت از مردم ایران با اعمال تحریمهای اقتصادی مغایرت دارد
وی در پاسخ به اینکه مقامات امریکایی با بیشرمی خود را حامی مردم ایران میدانند بدون اشاره به اینکه یکی از موثرتین عوامل مشکلات اقتصادی، تحریمهای آمریکا بوده است، گفت: من تا حد زیادی با این فرضیه موافقم. اگرچه تحریمهای ایالات متحده با هدف صریح تحمیل رنج به مردم ایران طراحی نشدهاند، اما بدون شک در ایجاد آن نقش داشتهاند و مردم ایران سهم نامتناسبی از هزینههای اقتصادی را متحمل شدهاند.
استاد دانشگاه امریکن واشنگتن دی سی با اذعان به اینکه تحریمها ابزاری ناکارآمد هستند، گفت: تحریمها زمانی استفاده میشوند که سایر گزینهها از نظر سیاسی دشوار یا غیرقابل دسترس به نظر میرسند و این ادعا که چنین اقداماتی میتواند به طور قابل اعتمادی یک دولت را مجبور به تغییر اساسی رفتار استراتژیک خود کند، چه در مورد ایران و چه در جای دیگر، در بررسیهای تجربی به خوبی اثبات نشده است.
وی افزود: چرخش بعدی به سمت آنچه تحت عنوان «تحریمهای هوشمند» شناخته میشود که افراد، نهادها و شبکههای مالی خاص را هدف قرار میداد، در اصل نشاندهنده یک تعدیل دیرهنگام و مطلوب بود. با این حال، حتی این اقدامات نیز موفقیت محدودی در تغییر سیاستها در پی دارد.
کالابرس در انتها اظهار کرد: از همین رو، ادعاهای مکرر رهبران ایالات متحده مبنی بر اینکه «در کنار مردم ایران ایستادهاند» برای بسیاری از ایرانیان پوچ و توخالی به نظر میرسد، زیرا شکاف بین نیات اعلامشده و واقعیت اقتصادیِ زندگی همچنان آشکار است.
انتهای پیام/
نظر شما