افضل السادات حسینی، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزهی نوجوان و جامعه در گفتوگو با خبرنگار گروه دانشگاه ایسکانیوز با اشاره به حوادث اخیر کشور اظهار کرد: اتفاقات چند هفتهی اخیر، اعتراضاتی بود که به اغتشاش انجامید. ما جامعهای با شرایط خاص هستیم. درست است که نوجوانان مستقیماً با مسائل اقتصادی درگیر نیستند، اما نوجوان به هرحال خواستههایی دارد؛ وقتی خانوادهها حتی حداقل خواستههایشان را نمیتوانند برآورده کنند، خشم و سرخوردگی آغاز میشود.
وی افزود: زمانی که نسل زد شرمندگی والدین خود را میبیند، عملاً با مسائل اقتصادی درگیر میشود. دیدن تلاش بیثمر پدر و مادری که در تأمین برخی نیازهای ابتدایی زندگی ناتواناند، تأثیری مخرب بر روح نوجوان دارد. نمیتوان گفت نسل زد با مشکلات معیشتی بیارتباط است.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران بیان کرد: یکی از عوامل مهم چنین وضعیتهایی اقتضای سنی این نسل است. هنگامی که نوجوان احساس میکند چیزی درست پیش نمیرود یا عدالت در رفتارها دیده نمیشود، به اعتراض روی میآورد.
حسینی گفت: آنها با باورهایی که خود ساختهاند، عمل میکنند و حتی حاضرند در مواقعی خطر کنند. در حالی که نسلهای پیشین بیشتر محافظهکار بودند، نسلهای جدید ــ زد و آلفا ــ خواستههایشان را بر حق میدانند و برای آنها پافشاری میکنند.
سختگیریهای بیپایه؛ محرک خشم خاموش/ کجای دین گفته معلم باید فقط لباس تیره بپوشد
وی معتقد است، این نسل برای بیان مشکلات خود در مدرسه یا خانواده گوش شنوایی نمییابد، و همین غیاب گفتوگو، فاجعه آفرین است.
حسینی عنوان کرد: جامعه ما محدودیتهای زیادی بر نوجوانان تحمیل کرده است. من از آزادیهای افراطی سخن نمیگویم، بلکه از سختگیریهای بیجا و غیر منطقی که به خشم منجر میشود صحبت میکنم.
استاد دانشگاه افزود: به عنوان نمونه، یکی از دانشجویان من ــ که در مدارس ابتدایی تدریس میکرد ــ روزی نزد من آمد و گفت به خاطر پوشیدن مانتوی رنگ روشن تذکر گرفته است. واقعاً در کجای دین یا قانون آمده که معلم باید فقط لباسی تیره بر تن کند؟ چنین فشارهای غیرضروری، بهجای تربیت، باعث طغیان میشود؛ انرژیهای جمعشده راهی جز فوران پیدا نمیکنند.
نهادهای تربیتی و فرهنگی مقصر اصلی نابسامانیهای اخیر
حسینی ادامه داد: متصدیان تعلیم و تربیت را میتوان مقصر اصلی این نابسامانی دانست. نهادهایی چون آموزش و پرورش و مراکز فرهنگی، سالهاست از درک نیازهای روحی نسل جوان غفلت کردهاند. جوانان ما هوشمندند، درک بالایی دارند و توان تحلیلشان چشمگیر است.
وی تشریح کرد: این بحرانها حاصل سالها بیتدبیری و ضعف مدیریتی در حوزهی کودک و نوجوان است. خانوادهها نیز به اندازهی نهادهای رسمی در شکلگیری این وضعیت نقش داشتهاند.
وی افزود: خانوادهای که گرفتار ناامنی اقتصادی است، نمیتواند پناه روانی برای فرزندش باشد. تقاضای مردم چیز عجیب و غریبی نیست؛ زندگی عادی و آرامش حداقلی است. آیا این حق طبیعی یک نسل نیست؟ تا کی خطاهای مدیریتی را میتوان با توجیه پنهان کرد؟ وقت آن رسیده که به جای لاپوشانی بحرانها، برای هر خطا راهحل واقعی ارائه شود.
ریشه مهاجرت و حوادث اخیر یکی است
عضو هیات علمی دانشگاه با تاکید بر ضرورت ایجاد برخی اصلاحات در ساختار آموزش عالی تاکید کرد: آموزش عالی باید به مرحلهای تازه وارد شود؛ دانشگاه باید به محیطی دانشجوییتر، آزادتر و خلاقانهتر تبدیل گردد. جوانی که به دانشگاه میرسد، باید احساس کند به جایگاهی شایسته دست یافته است.
به گفته وی، موج مهاجرت دقیقاً از همینجا ریشه میگیرد؛ جوانان در جستجوی بستر رشد و شکوفاییاند. متأسفانه برنامههای آموزشی همچنان متعلق به چهار دههی پیش است و تحول جدی در محتوا یا تعامل استاد و دانشجو شکل نگرفته است.
حسینی بیان کرد: مدیران باید آسیبها را شناسایی کنند و بر پایهی واقعیتهای موجود، راهحلهای مؤثر بیابند. کتابی با عنوان خلاقیت ترجمه کردهام که نشان میدهد چگونه میتوان فضای دانشگاه را به محیطی پویا و همراه با تعامل میان استاد و دانشجو تبدیل کرد؛ شاید چنین تغییراتی برای شنیدن واقعی صدای نسل جدید باشد.
انتهای پیام/
نظر شما