به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، سرطان فقط یک بیماری جسمی نیست؛ آینهای است از کیفیت سیاستگذاری، عدالت دسترسی و کارآمدی نظام سلامت. وقتی در رابطه با این موضوع سراغ پوریا عادلی، متخصص رادیوتراپی آنکولوژی، میرویم از مرز آمار عبور میکند و با نگاهی انتقادی توضیح میدهد چرا کاهش مرگومیر ـ نه افزایش تشخیص ـ تنها معیار واقعی موفقیت است و چگونه بیتوجهی به پیشگیری و اجرای ناقص برنامهها، سرطان را به بحرانی پرهزینه برای خانوادهها و جامعه تبدیل کرده است.
در ادامه گفتگوی ایسکانیوز با پوریا عادلی استراتژیست اقتصاد سرطان را بخوانید.
کاهش مرگومیر؛ تنها شاخصی که دروغ نمیگوید!
عادلی درواکنش به اینکه اگر قرار باشد یک شاخص را معیار موفقیت برنامههای ملی کنترل سرطان بدانیم، آن شاخص چیست، گفت: اگر مجبور باشیم فقط یک شاخص را معیار موفقیت بدانیم، آن شاخص باید کاهش مرگومیر ناشی از سرطان، بهویژه در سنین فعال زندگی باشد؛ یعنی جایی که مرگ، هم از نظر انسانی و هم از نظر اجتماعی و اقتصادی بیشترین خسارت را ایجاد میکند.
وی با طرح اینکه چرا این شاخص مهم است، افزود: چون نتیجه نهایی عملکرد کل سیستم سلامت را نشان میدهد. اگر پیشگیری درست انجام شود، اگر مردم علائم را زودتر بشناسند، اگر تشخیص سریعتر اتفاق بیفتد، اگر درمان استاندارد در دسترس باشد و اگر پیگیری بیماران درست انجام شود، در نهایت باید مرگومیر کاهش پیدا کند.
عادلی با پیش کشیدن احتمال بهبود سیستم ثبت دادهها یا افزایش غربالگری، اذعان کرد: ممکن است با شکل گرفتن چنین شرایطی در ظاهر آمار بروز سرطان بالا برود، چون موارد بیشتری شناسایی میشوند. اما اگر مرگومیر کم شود، یعنی سیستم توانسته جان بیماران را نجات دهد. این همان نقطهای است که نشان میدهد سیاستها واقعاً اثرگذار بودهاند، نه اینکه فقط آمار تولید شده باشد.
مدیریت سرطان یا مدیریت اعداد؟
این استراتژیست اقتصاد سرطان در پاسخ به اینکه آیا ما در کشورمان با «مدیریت سرطان» روبروییم یا «مدیریت آمار سرطان»، گفت: مدیریت آمار سرطان یعنی تمرکز روی اینکه بدانیم چند بیمار داریم، کجا بیشتر است، روند افزایشی یا کاهشی چیست، و گزارشهای آماری تولید کنیم. این کار مهم است، اما اگر این دادهها به تصمیم عملیاتی تبدیل نشوند، عملاً کمکی به بیمار نمیکند.
وی با بیان اینکه مدیریت واقعی سرطان زمانی اتفاق میافتد که دادهها مبنای اقدام شوند، تبیین کرد: یعنی بفهمیم چرا در یک استان تشخیص دیرتر است، چرا در یک منطقه دسترسی به درمان کمتر است، یا چرا بیماران در میانه مسیر درمان گم میشوند. بعد بر اساس این اطلاعات، مسیر بیمار از اولین علامت تا پایان درمان اصلاح شود.
عادلی درباره تمایز این دو نگاه در سیاستگذاری سلامت گفت: در مدیریت آمار، ما فقط وضعیت را توصیف میکنیم؛ اما در مدیریت سرطان، ما وضعیت را تغییر میدهیم. موفقیت واقعی زمانی است که بیمار کمتر دیر تشخیص داده شود، کمتر درمان ناقص بگیرد و کمتر به دلیل نابرابری دسترسی آسیب ببیند.
آیا پیشگیری همیشه قربانی درمان میشود؟
این متخصص رادیوتراپی آنکولوژی درباره اینکه چرا پیشگیری از سرطان با وجود هزینه کمتر، همچنان قربانی درمانمحوری است، گفت: مشکل اصلی این است که نتیجه پیشگیری دیده نمیشود. وقتی یک بیمارستان جدید ساخته میشود یا دستگاه جدید وارد میشود، مردم فوراً اثر آن را میبینند. اما پیشگیری یعنی آن نوع بیماری که اصلاً رخ نمیدهد، و این دستاورد معمولاً سالها بعد خودش را نشان میدهد.
وی با طرح اینکه درمان همیشه صدای بلندتری دارد، خاطرنشان کرد: وقتی یک بیمار رنج میکشد، جامعه و رسانهها روی درمان متمرکز میشوند، نه روی اینکه چرا اصلاً بیمار شده است. بنابراین فشار اجتماعی و سیاسی هم بیشتر به سمت درمان میرود.
عادلی افزود: نکته دیگر این است که در بحث درمان بخش خصوصی هم ورود می کند ولی بحث پیشگیری یک موضوع صرفا حاکمیتی است.
این متخصص پرتودرمانی درواکنش به اینکه چه سهمی از سرطانهای شایع قابل پیشگیری بودهاند اما رخ دادهاند، تشریح کرد: برآوردهای علمی نشان میدهد حدود یکسوم موارد سرطان به عواملی مرتبط هستند که قابل پیشگیری یا قابل اصلاحاند؛ مثل مصرف دخانیات، اضافه وزن، تغذیه نامناسب، کمتحرکی، برخی عفونتها و عوامل محیطی.
وی افزود: این یعنی بخش قابل توجهی از بیمارانی که امروز با سرطان مواجهاند، ممکن بود اساساً هرگز بیمار نشوند. البته همه این موارد فقط با توصیه پزشکی حل نمیشود.
عادلی دربارهی عوامل تعیین کننده در بروز بیماری سرطان، تبیین کرد: سیاستهای عمومی، قیمت و دسترسی غذا، طراحی شهرها، مالیات، دخانیات و آموزش عمومی هم نقش تعیینکننده دارند. پس با سیاستهای هوشمندانهتر در حوزه اجتماعی و سلامت، میتوانیم سهم قابل توجهی از سرطانها را اساساً از وقوع بازداریم، نه اینکه فقط آنها را درمان کنیم.
اضطراب؛ زاییدهی غربالگری بدون درمان
این متخصص رادیوتراپی آنکولوژی در پاسخ به این پرسش که در چه شرایطی غربالگری واقعاً مؤثر است، گفت: غربالگری زمانی مفید است که چند شرط علمی مهم برقرار باشد، بیماری باید شایع باشد، دورهای داشته باشد که قبل از بروز علائم قابل کشف باشد، و مهمتر از همه، درمان زودهنگام واقعاً شانس بقا را افزایش دهد.
وی با اشاره به اینکه خود تست غربالگری فقط شروع کار است، افزود: این نکتهای است که معمولاً فراموش میشود. اگر فردی نتیجه مشکوک داشته باشد اما نتواند سریع به تشخیص قطعی و درمان دسترسی پیدا کند، غربالگری عملاً کمکی نمیکند و حتی میتواند اضطراب و سردرگمی ایجاد کند.
عادلی درباره وضعیت کشور در زمینه درمان سرطان گفت: در شرایط فعلی، چالش اصلی ما بیشتر اجرای منظم برنامهها، پوشش واقعی جمعیت هدف، پیگیری بیماران و جلوگیری از رها شدن آنها در مسیر درمان است. یعنی مشکل کمتر در داشتن برنامه است و بیشتر در اجرای پایدار و باکیفیت برنامه است.
این استراتژیست اقتصاد سرطان در پاسخ به اینکه آیا سرطان در آینده به یک بیماری مزمن تبدیل میشود، گفت: برای برخی سرطانها، همین حالا هم این اتفاق افتاده است. بیماران زیادی امروز سالها با بیماری زندگی میکنند و درمانهای هدفمند و ایمونوتراپی باعث شده کنترل بیماری طولانیتر شود.
وی با اشاره به اینکه چنین تصویری برای همه بیماران صادق نیست، تشریح کرد: بسیاری از سرطانها هنوز در مراحل دیر تشخیص داده میشوند، یا بیماران به درمانهای استاندارد و گرانقیمت دسترسی ندارند. علاوه بر این، زندگی طولانیتر با سرطان نیازمند پیگیری، توانبخشی، حمایت روانی و مالی است، که همیشه فراهم نیست.
عادلی افزود: بنابراین میتوان گفت سرطان برای بخشی از بیماران به بیماری مزمن تبدیل شده، اما اگر تصور کنیم این وضعیت برای همه بیماران رخ خواهد داد، بیش از حد خوشبینانه است.
این متخصص رادیوتراپی آنکولوژی درباره اینکه اگر همین روند ادامه یابد، ۱۰ سال دیگر بزرگترین شکست ما چه خواهد بود، توضیح داد: بزرگترین شکست این خواهد بود که تشخیص دیرهنگام به یک وضعیت عادی تبدیل شود و خانوادهها بیش از پیش زیر بار هزینه و فشار درمانی خرد شوند.
وی در توضیح پیامدهای چنین شرایطی گفت: در آن صورت، تعداد بیماران بیشتر میشود، درمانها پیچیدهتر و گرانتر میشوند، و سیستم سلامت دائماً در حال واکنش به موج بیماری خواهد بود، نه جلوگیری از آن. یعنی همیشه یک قدم عقبتر از بیماری حرکت میکنیم.
این متخصص پرتودرمانی یادآوری کرد: اگر پیشگیری و تشخیص زودهنگام جدی گرفته نشود، حتی پیشرفتهای درمانی هم نمیتوانند فشار کلی بیماری را کنترل کنند.
سرطان؛ در دوراهی سیاست و سبک زندگی
عادلی در پاسخ به اینکه سرطان بیشتر نتیجه الگوی زیستی ماست یا سیاستگذاری ما، گفت: این دو از هم جدا نیستند. سیاستگذاری محیطی را میسازد که مردم در آن زندگی میکنند و انتخاب میکنند.
وی اضافه کرد: اگر غذای سالم گرانتر از غذای ناسالم باشد، اگر شهرها برای پیادهروی و فعالیت بدنی مناسب نباشند، اگر دخانیات ارزان و در دسترس باشد، انتخاب سالم برای مردم دشوار میشود. بنابراین بخشی از سرطان نتیجه انتخابهای فردی است، اما این انتخابها در خلأ اتفاق نمیافتد.
عادلی در پایان خاطرنشان کرد: میتوان گفت سرطان هم نتیجه سبک زندگی ماست و هم نتیجه سیاستهایی که آن سبک زندگی را شکل دادهاند؛ و مسئولیت کنترل آن هم بین فرد و نظام تصمیمگیری تقسیم میشود.
انتهای پیام/
نظر شما