به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، در هفتههای اخیر با لشکرکشی نظامی آمریکا به غرب آسیا و تلاش رسانهای غرب برای «قریب الوقوع» نشان دادن حمله نظامی آمریکا به ایران، سطح تنش در منطقه به طرز بیسابقهای تشدید شده و همزمان تلاش دیپلماتیک برخی کشورهای منطقه برای جلوگیری از جنگ احتمالی نیز افزایش یافته است. اگرچه به باور برخی از کارشناسان اعزام ناوهای هواپیمابر آمریکایی اقدامی برای به تسلیم در آوردن ایران بدون استفاده از جنگ بوده، با این حال تا کنون پیشبینیهای تصمیم گیرندگان در واشنگتن غلط از آب درآمده و ایران حتی یک قدم از مواضع خود عقبنشینی نکرده است.
بیشتر بخوانید:
نگرانی از پاسخ ایران دلیل بازگشت آمریکا به مذاکره / کشورهای منطقه میدانند که جنگ آنها را به اهداف تهران تبدیل خواهد کرد
افزایش چشمگیر نیروهای نظامی آمریکا در پایگاههای منطقه و تقویت حضور دریایی و هوایی در خلیج فارس و بررسی سناریوهای مرتبط با احتمال درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا در این روزها به یکی از مهمترین موضوعات در رسانهها و محافل سیاسی جهان تبدیل شده است. در همین راستا، «الکساندر ماریازوف» -سفیر پیشین روسیه در تهران- در یادداشتی که اندیشکده «والدای» روسیه آن را منتشر کرده به بررسی این موضوع پرداخته است.
دوقطبی در آمریکا و تردیدها در مورد حمله به ایران
از آنجایی که ماریاسوف سالها در ایران ماموریت دیپلماتیک داشته و از نزدیک با ساختار سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی آشناست، به نظر میرسد این پیشینه موجب ارائه تحلیلی واقع بینانه و دقیق از سوی این دیپلمات پیشین روسیه شده است. وی در یادداشت خود اشاره میکند بخش قابلتوجهی از مشاوران تندرو در واشنگتن، لابی اسرائیل و برخی اعضای کنگره آمریکا با این استدلال که ایران باید قبل از تقویت بیشتر توان موشکیاش هدف قرار گیرد، خواستار حملات سریع هستند.
در مقابل، گزارش میگوید که برخی چهرهها در حلقه سیاسی آمریکا -بهویژه کسانی که نگران تلفات نیروهای آمریکایی در منطقه هستند- با حمله نظامی مستقیم مخالفت میکنند و بر پیامدهای سیاسی و نظامی خطرناک آن تاکید دارند. از نظر این دیپلمات پیشین روسیه، این وضعیت باعث شده که ترامپ در موضعی نامشخص و دوپهلو باقی بماند؛ از تهدید نظامی سخن بگوید اما همزمان به مذاکرات و «پایان دادن به بحران» اشاره کند.
بازدارندگی و آمادگی نظامی ایران برای مقابله با تهدید
ماریازوف در خصوص مذاکرات اخیر بین دو کشور مینویسد: «تهران آماده مذاکرات است اما شروط طرف آمریکایی -مانند توقف کامل غنیسازی اورانیوم- برای ایران غیرقابلقبول باقی ماندهاند». به اعتقاد وی، ایران در برابر فشار خارجی نه تسلیم شده و نه تمایلی به دادن امتیازات بنیادی دارد، و این یکی از دلایلی است که باعث شده مذاکرات نیز تا کنون به نتیجه نرسد.
این دیپلمات پیشین روسیه تاکید میکند که تهران آماده پاسخ در برابر هرگونه حمله است و توان دفاعی و موشکی خود را تقویت کرده است. این امر باعث شده محاسبات واشنگتن پیچیده شود و تنش حتی ممکن است به یک درگیری گستردهتر فراتر از مرزهای ایران و آمریکا کشیده شود. وی تصریح میکند: ایران شروط آمریکا را نخواهد پذیرفت و به تقویت توان دفاعی خود ادامه میدهد و از آنجایی که هیچ یک از طرفین حاضر به دادن امتیازات بنیادی نیستند، دستیابی به نتیجه با مشکل مواجه شده است.
ماریازوف به تلاش کشورهای منطقه برای منصرف کردن آمریکا از حمله نظامی نیز میپردازد و بیان میکند: عربستان سعودی، کشورهای خلیج فارس و سایر کشورهای عربی از درگیر شدن خود در یک درگیری گستردهتر میترسند. سعودیها به یاد میآورند که چگونه موشکهای ایرانی طبق گزارشها در سال ۲۰۰۹ به سیستمهای دفاع هوایی آمریکا نفوذ کرده و به تأسیسات انرژی عربستان سعودی حمله کردند. قطر نیز حمله موشکی ایران به یک پایگاه آمریکایی در خاک خود در ژوئن ۲۰۲۵ را که در پاسخ به تجاوز آمریکا انجام شد، فراموش نکرده است.
ترس از پاسخ قاطع ایران محاسبات واشنگتن را تغییر داده است
بسیاری از رسانهها و تحلیلگران توانمندیهای دفاعی و موشکی ایران را به ویژه پس از جنگ 12 روزه بهعنوان عامل اصلی بازدارندگی معرفی میکنند و بر این باورند که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران با پاسخ متقابل و هزینهساز همراه خواهد بود و همین واقعیت، محاسبات واشنگتن را پیچیده کرده است. ایران طی سالهای گذشته سرمایهگذاری گستردهای بر تقویت سامانههای دفاع هوایی، توان موشکی و شبکه متحدان منطقهای انجام داده و عملا توانسته موازنهای از بازدارندگی در برابر آمریکا ایجاد کند.
بر همین اساس، اگر قرار بود جمهوری اسلامی تحت فشار خارجی یا تهدید نظامی فروبپاشد، این اتفاق باید در مقاطع پیشین رخ میداد. ایران همواره در برابر فشارها ایستادگی کرده و حتی یک قدم هم عقبنشینی نکرده و در طول سالهای گذشته بازدارندگی خود را در برابر تهدیدات تقویت کرده است.
ایران نزدیک به نیم قرن است تحت سختترین تحریمهای اقتصادی، فشارهای سیاسی و جنگ رسانهای گسترده قرار دارد. با این وجود، ساختار حکمرانی آن پابرجا مانده و توانسته خود را با شرایط جدید تطبیق دهد. همین تداوم نشان میدهد که سیاست «فشار حداکثری» نهتنها به تغییر رفتار بنیادین منجر نشده، بلکه به تقویت نگاه امنیتی و خوداتکایی در داخل ایران انجامیده است.
ایران گزینههای زیادی برای افزایش هزینه آمریکا در اختیار دارد
اگرچه گزینه نظامی همچنان در محاسبات برخی بازیگران وجود دارد، اما هزینههای غیرقابل پیشبینی آن، احتمال گسترش درگیری به کل منطقه و واکنش متحدان ایران، موجب شده تصمیمگیری برای اقدام نظامی بسیار پرریسک باشد. از این منظر، بحران موجود بیش از آنکه نشانه ضعف ایران باشد، بازتاب بنبست راهبردی آمریکا در برابر کشوری است که نشان داده در برابر تهدید خارجی عقبنشینی نمیکند.
به نظر میرسد که ایران، با اتکا به تجربه چهار دهه تقابل و با تکیه بر قدرت نظامی و شبکه بازدارندگی خود، همچنان بازیگری تعیینکننده در معادلات منطقه باقی خواهد ماند و هرگونه تشدید تنش میتواند به طوفانی گستردهتر در خاورمیانه منجر شود.
انتهای پیام/
نظر شما