گروه دانشگاه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران؛ پژوهشی با عنوان «احساسات و گفتمان همگانی رسانههای اجتماعی درباره ادعاهای ارضی ایران بر جزایر سهگانه» به قلم دکتر احسان شاهقاسمی عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران با همکاری فیلیپ جی. آتر استاد گروه ارتباطات دانشگاه لویزیانا در سال ۲۰۲۶ منتشر شدهاست. این پژوهش با تمرکز بر واکنش کاربران فارسیزبان شبکه اجتماعی «ایکس»، تلاش کرده است نشان دهد چگونه مسئله حاکمیت ایران بر جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در فضای دیجیتال بازتاب یافته و چه الگوهای احساسی و گفتمانی پیرامون آن شکل گرفته است.
نقطه آغاز این مطالعه، بیانیه مشترک اتحادیه اروپا و شورای همکاری خلیج فارس در ۱۶ اکتبر ۲۰۲۴ بود؛ بیانیهای که در آن ادعاهایی درباره وضعیت جزایر مطرح شد و موجی از واکنشهای سیاسی و رسانهای ایرانیان را در ایکس برانگیخت. پژوهش حاضر این واکنشها را نه از منظر حقوق بینالملل یا دیپلماسی رسمی، بلکه از زاویه افکار عمومی در شبکههای اجتماعی بررسی میکند.
هدف پژوهش
هدف اصلی مقاله، ارائه تصویری دادهمحور از نحوه شکلگیری احساسات و فهم روایتهای عمومی ایرانیان درباره مسئله جزایر سهگانه است. نویسندگان میکوشند نشان دهند که شبکههای اجتماعی صرفا محل بازنشر اخبار نیستند، بلکه به فضایی برای تولید معنا، بازتعریف هویت ملی و واکنش جمعی به تحولات ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند. این پژوهش همچنین در پی پر کردن خلأیی در مطالعات پیشین است؛ چرا که اغلب تحقیقات موجود درباره جزایر سهگانه بر ابعاد حقوقی، تاریخی یا راهبردی تمرکز داشتهاند و کمتر به تحلیل دادهمحور افکار عمومی در فضای مجازی پرداختهاند.
روش پژوهش
این تحقیق از نوع کمی و دادهمحور است و بر تحلیل رایانشی یا نرمافزاری متنهای منتشرشده در شبکه اجتماعی «ایکس» تکیه دارد. حدود ۴۰۰۰ پست فارسی گردآوری شد که پس از حذف موارد تکراری، رباتی یا غیرمتنی، در نهایت ۳۱۲۷ پست بهعنوان داده نهایی تحلیل شد. سپس این متنها از دو منظر بررسی شدند:
۱. تحلیل احساسات
یک سامانه هوشمند تحلیل زبان فارسی، هر پست را بر اساس لحن و واژگان به پنج دسته احساسی تقسیم کرد: خشمگین شدید، خشمگین، خنثی، شاد و خیلی شاد.
نتایج نشان داد که توزیع احساسات دوقطبی نیستند؛ بلکه طیفی متنوع از واکنشها را در برمیگیرند. در کنار خشم و اعتراض، میزان قابل توجهی از پستها در دسته خنثی یا حتی مثبت قرار میگیرند که نشاندهنده پیچیدگی فضای افکار عمومی است.
۲. خوشهبندی گفتمانی
در مرحله بعد، پستها بر اساس شباهت معنایی گروهبندی شدند. این فرایند که «خوشهبندی» نام دارد، به این معناست که متنهایی که از نظر موضوع، واژگان و جهتگیری مشابهاند، در یک گروه قرار میگیرند.
نتیجه این تحلیل نشان داد که واکنش کاربران را میتوان در قالب هشت خوشه معنایی اصلی که روایت غالب کاربران است، تفسیر کرد.
خوشه اول: دفاع قاطع از حاکمیت ایران
در این گروه، پستها بر غیرقابلمذاکره بودن مالکیت ایران بر جزایر تأکید دارند. لحن غالب، ملیگرایانه و همراه با هشدار نسبت به هرگونه مداخله خارجی است. جزایر نه فقط بهعنوان قلمرو جغرافیایی، بلکه بهمثابه نماد حیثیت ملی تصویر میشوند.
خوشه دوم: بیاعتمادی به قدرتهای جهانی
این خوشه بازتابدهنده احساس ناامیدی یا خشم نسبت به موضع برخی قدرتهای جهانی است. کاربران از آنچه «همراهی قدرتهای بزرگ با ادعاهای رقیب» میدانند انتقاد کرده و این وضعیت را نشانهای از انزوای ژئوپلیتیکی ایران تلقی میکنند.
خوشه سوم: نقد اتحادیه اروپا
در این دسته، تمرکز بر بیانیه اتحادیه اروپا است. کاربران رویکرد اروپا را دوگانه و سیاسی توصیف کرده و آن را دخالت در مسئلهای منطقهای میدانند. در این روایت، تأکید بر حق تاریخی و قانونی ایران برجسته است.
خوشه چهارم: مشروعیت تاریخی مالکیت
پستهای این خوشه به سابقه تاریخی حاکمیت ایران اشاره دارند؛ از دوره پهلوی تا روایتهای پیشتر. در این گفتمان، تداوم تاریخی مالکیت ایران محور اصلی است و هرگونه ادعای رقیب فاقد پشتوانه تاریخی معرفی میشود.
خوشه پنجم: نگرانی از انزوای سیاسی
در این گروه، نگرانیهایی درباره پیامدهای سیاست خارجی و فشارهای بینالمللی مطرح میشود. برخی کاربران خواستار رویکردی فعالتر و منسجمتر در دفاع از تمامیت سرزمینی هستند.
خوشه ششم: روایت سلطنتطلبانه
در این خوشه، مسئله جزایر در چارچوب دیدگاههای سلطنتطلبانه تفسیر میشود. برخی کاربران معتقدند که حفظ اقتدار سرزمینی در گرو بازگشت به نظام شاهنشاهی است.
خوشه هفتم: ارجاع به ایران باستان
در این دسته، بر ریشههای تاریخی بسیار کهن حاکمیت ایران، بهویژه از دوره هخامنشیان، تأکید میشود. این روایت تلاش دارد مشروعیت امروز را به پیوستگی تاریخی چند هزار ساله گره بزند.
خوشه هشتم: انسجام در برابر تهدید خارجی
در این خوشه، ادعاهای مطرحشده علیه ایران بهعنوان عاملی برای تقویت وحدت داخلی توصیف میشود. لحن غالب این دسته، دعوت به همبستگی ملی در برابر فشار خارجی است.
تحلیل کلی
یافتههای پژوهش نشان میدهد که مسئله جزایر سهگانه در شبکههای اجتماعی صرفا یک اختلاف مرزی نیست، بلکه بستری برای بازنمایی هویت ملی، حافظه تاریخی و نگرش نسبت به نظم جهانی است.
اگرچه خشم و اعتراض در میان کاربران قابل توجه است، اما تنوع احساسی و گفتمانی نشان میدهد که افکار عمومی پیچیدهتر از یک دوگانه ساده «موافق/مخالف» عمل میکند. در کنار مواضع قاطع ملیگرایانه، نقد سیاست خارجی داخلی و نگرانیهای ژئوپلیتیکی نیز دیده میشود.
نتیجهگیری
پژوهش احسان شاهقاسمی و همکارانش نشان میدهد که تحلیل دادههای شبکههای اجتماعی میتواند دریچهای نو برای فهم افکار عمومی درباره مسائل ژئوپلیتیکی بگشاید. این مطالعه، با رویکردی کمی و مبتنی بر تحلیل نرمافزاری متن، نشان میدهد که گفتمان عمومی درباره جزایر سهگانه ترکیبی از ملیگرایی، حافظه تاریخی، نقد سیاسی و واکنش به نظم بینالمللی است.
در عصر رسانههای اجتماعی، سیاست خارجی تنها در سطح دیپلماسی رسمی معنا نمییابد؛ بلکه در میدان افکار عمومی دیجیتال نیز بازتعریف میشود. فهم این لایه از واکنشهای مردمی میتواند برای تحلیلگران و سیاستگذاران درک عمیقتری از پویاییهای هویتی و سیاسی جامعه ایرانی فراهم آورد.
نقد کوتاهی بر مقاله
تمرکز پژوهش صرفا بر پلتفرم «ایکس» از محدودیتهای مطالعه است؛ چراکه کاربران این شبکه الزاما نماینده کل جامعه ایران نیستند و معمولاً گرایشهای سیاسی پررنگتری دارند. همچنین تحلیل احساسات بهصورت کمی، هرچند تصویر کلی مفیدی ارائه میدهد، اما میشد با افزودن یک لایه تحلیل کیفی عمق بیشتری به نتایج بخشید و پیچیدگیهای معنایی و استدلالی کاربران را بهتر آشکار کرد.
گرچه مقاله از نظر استخراج داده و خوشهبندی منسجم عمل کرده، اما میتوانست چارچوب نظری گستردهتری درباره ملیگرایی دیجیتال یا افکار عمومی شبکهای ارائه دهد تا یافتهها در بستری مفهومی عمیقتر قرار گیرد. همچنین بررسی بازه زمانی طولانیتر میتوانست نشان دهد آیا این واکنشها پایدار بوده یا صرفا واکنشی مقطعی یا هیجانی به یک رویداد سیاسی است.
انتهای پیام/
نظر شما