به گزارش خبرنگار اجتماعی ایسکانیوز، واکاوی عمیق رفتارهای پرتنش اخیر در دانشگاهها، ترکیب پیچیدهای از شکاف نسلی، ضعف گفتوگوی انتقادی، فشار رسانهای و گسست تاریخی را پیش میکشد؛ وضعیتی که اگر با تقویت بنیانهای معرفتی و اصلاح مسیرهای ارتباطی همراه نشود، میتواند آرمانخواهی دانشجویی را به اعتراض صرف و ناامیدی فراگیر بدل کند.
در میانه تنشهای اخیر دانشگاهها، پرسش اصلی این است: با یک ناهنجاری مقطعی روبهرو هستیم یا نشانهای از شکافی عمیقتر؟
در این خصوص با علیرضا سجادیه کارشناس تعلیم و تربیت به گفتوگو نشستم. او با پرهیز از سادهسازی موضوع، از پدیدهای چندلایه سخن میگوید که از شکاف نسلی و ضعف گفتوگو تا فشار رسانهای و گسست تاریخی امتداد یافته و آینده آرمانخواهی دانشجویی را در معرض بازتعریف قرار داده است.
در ادامه گفتگوی ایسکانیوز با علیرضا سجادیه کارشناس امور تعلیم و تربیت را بخوانید.
سجادیه درباره اینکه رفتارهای نامتعارف، خشونتورزانه و هتاکانهی بخشی از دانشجویان در روزهای اخیر ناشی از نوعی ناهنجاری اجتماعی بوده یا ماحصل گسست از پیوندهای تاریخی، گفت: آنچه من میفهمم این است که ما با یک پدیده پیچیده روبهرو هستیم. این پدیده را نمیتوان تکعاملی و تکبعدی تحلیل کرد. اما بخش بیرونی این پدیده در درون نهاد دانشگاه رخ داده است.
دانشگاه در محاصره چهار ضلع بحران
وی با اشاره به اضلاع گوناگون دخیل در پیدایی رخدادهای اخیر در چند دانشگاه کشور گفت: یک ضلع این پدیده رسانههای جمعی و اجتماعی هستند که با الگوی مختص به خودشان امور را ضریب میدهند و فردی که رویدادها را میبیند، با الگو و الگوریتم آنها تحلیل میکند. ضلع دیگر این ماجرا بازیگران خارجی هستند که از آنها بهعنوان دشمنان کشور یاد میشود. ضلع سوم نیز نقشآفرینی و حضور دانشجویانی است که غالباً در مقطع کارشناسی هستند.
سجادیه با اذعان به اینکه برآیند این ۳ ضلع ما را با پدیدهای نسبتاً پیچیده مواجه میکند، افزود: بهسادگی نمیتوان آن را تحلیل یا تکعاملی تفسیر کرد. بخشی از این پدیده میتواند ناشی از آن باشد که اساساً فضایی برای گفتوگوی انتقادی، تفکر انتقادی و شنیدن سخن نسل جدید وجود نداشته است. بخشی دیگر ناظر به فشارها و تبلیغاتی است که از بیرون، نهفقط بر دانشجویان بلکه بر اذهان عمومی کشور و بهطور خاص بر دانشگاه، وارد میشود.
این کارشناس تعلیم و تربیت با اشاره به اهمیت تاثیر شکاف نسلی بر حوادث اخیر دانشگاهها، تصریح کرد: نسل جدید، برخلاف نسلهای پیشین، بیشتر با شبکههای اجتماعی کار میکند، اطلاعات اصلی و محوری خود را از آنها میگیرد و زیستجهان خود را در فضای مجازی شکل میدهد. این زیستجهان مختصات خاص خود و البته اشکالات و تهدیدهایی نیز دارد.
سجادیه مجموع عوامل موجود را دربردارنده دو جنبه مهم دانست و گفت: یعنی هم با یک شکاف نسلی مواجهیم ــ زیرا نسل جدید با نسلهای پیشین تفاوتهایی دارد ــ و هم با مداخلات و الگوریتمهایی که از بیرون در حال نظمدهی، ساختاردهی و ضریبدهی به اطلاعات و وقایع هستند. حاصل این مجموعه در شرایط فعلی کشور، تا حدی وضعیتی تهدیدآمیز برای ما ایجاد کرده است.
وی درواکنش به اینکه آیا ترتیبات نهادی ما در سطح آموزش در برابر موج تبلیغاتی، بهویژه در شبکههای اجتماعی، به زانو درآمده، گفت: نمیتوان بهصورت تکعاملی این ادعا را تأیید یا رد کرد. اما در هر صورت، ترتیبات نهادی و مهمتر از همه اساتید و معلمان، بهعنوان بازیگران اصلی در دو نهاد آموزشی کشور، نشان میدهند که هم نوعی ستیز میان آنان و مخاطبانشان در جریان است و هم ظاهراً ما نتوانستهایم بخشی از بهروزرسانیها، اصلاح و ویرایش مسیرهای ارتباطی و تعاملی خود با نسل جدید را بهدرستی انجام دهیم.
سجادیه با بیان اینکه نمیتوان گفت هیچ کاری انجام نشده یا دچار شکست مطلق شدهایم، یادآوری کرد: چنین تصویری منصفانه نیست. ما میتوانیم بخشهای مثبت این پازل را نیز در ذهن بیاوریم و مصادیق آن را برشماریم. با این حال، در بخشی از این پازل که اکنون در قالب تجمعات خود را نشان میدهد، نشانههای دیگری هم وجود دارد.
وی افزود: این نشانهها گواهی است بر اینکه مجموعه تأثیراتی که در نظام آموزشی کشور ــ چه در آموزش و پرورش و چه در آموزش عالی ــ رخ داده، هنوز نتوانسته با بازده مورد انتظار یا متناسب با شرایط محیطی فعلی کشور و جهان و نیز اقتضائات نسل حاضر، خود را تطبیق دهد. این فاصله افزایش یافته و آثار و تبعات آن را میتوان در وضعیت کنونی مشاهده کرد.
آرمانخواهی بدون بنیان؛ از نقد تا نفی
سجادیه در پاسخ به اینکه آیا رفتار هتاکانهی شماری از بدنه دانشجویی کشور در قبال سنتها و ارزشهای دینی و میهنی ایدئولوژیک بوده یا نوعی اشکال معرفتی و آموزشی است، گفت: به نظر میرسد شما دوباره به تحلیل تکعاملی نزدیک میشوید. من همچنان معتقدم باید این عینک تکعاملی را برداریم و محیط را پیچیدهتر ببینیم؛ زیرا هرچه محیط را سادهتر تصور کنیم، نسخهها و پیشنهادهای ما نیز سادهتر خواهد بود.
وی اضافه کرد: اگر دیدارهای مختلف دانشجویی با رهبر انقلاب، بهویژه دیدارهای ماه رمضان و مناسبتهای گوناگون را با دقت بررسی کنیم، درمییابیم که یکی از مطالبات مستمر ایشان از دانشجویان، تقویت پایههای معرفتی بوده است. ایشان همواره بر دو نکته تأکید داشتند: نخست، زنده بودن روحیه آرمانگرایی و جنبوجوش جوانی در نسل دانشجو؛ روحیهای که خود را در نقد و دغدغهمندی نشان میدهد و باید تقویت شود و خاموش نگردد.
سجادیه درباره دومین مطالبهی محوری رهبر انقلاب از نسل جوان گفت: این روحیه اگر با تقویت بنیانهای معرفتی همراه نباشد، پس از مدتی از آرمانخواهی به اعتراض صرف، سپس به نفی و نهایتاً به وضعیتی تبدیل میشود که میتواند مورد سوءاستفاده رسانهها و نهادهای بیرونی قرار گیرد.
این کارشناس تعلیم و تربیت بخشی از اتفاقات کنونی در دانشگاهها را ناشی از بیتوجهی به این دو مطالبه رهبرانقلاب خواند و گفت: هنگامی که جهتگیری و بنیان درستی برای فهم اعتراض، نقش دانشجو و هدف حضور او در دانشگاه مشخص نباشد، احساسات دانشجویی غلبه میکند. اگر این احساسات با عقلانیت متناسب همراه نشود، اعتراض سادهای شکل میگیرد که گاه بیشتر جنبه خودنمایی دارد؛ تلاشی برای نشان دادن خود بهعنوان اپوزیسیون کامل نظام، نه کنشگری فعال برای حل مسائل درون نظام.
سجادیه درباره راهکارهای عملیاتی موثر برای عینیت دادن به افقهای ترسیم شده از سوی رهبرانقلاب در زمینه آموزش و تربیت، گفت: راهکار را باید در دو سطح دروندانشگاهی و بیروندانشگاهی دید. محیط دانشگاه و نظام کلان اقتصادی و اجتماعی کشور به یکدیگر مرتبطاند؛ موفقیت یا شکست در یکی میتواند بر دیگری اثر بگذارد. در سطح کلان، مسئله اقتصادی برای نسل جدید اولویت دارد؛ زیرا برای ترسیم آیندهای امیدوارکننده، نیازمند حداقلی از شرایط اولیه زندگی است. این چشمانداز باید تا حدی از سوی حاکمیت ساخته شود. البته بخشی از آن نیز از مسیر دانشگاه عبور میکند.
وی با انتقاد از وجود نگاه صرفا اعتراضی در محیط دانشگاه، تشریح کرد: بهجای چنین نگاهی ــ که حتی در عدالتخواهی نیز بیشتر به افشاگری و رسوا کردن محدود شده ــ باید به سمت راهحلهای ایجابی، تشکلیابی و حرکت گامبهگام برای حل مسائل رفت. شکلگیری تشکلهای دانشجویی با دغدغه حل مسئله میتواند انرژی و اعتراضات را با مبانی فکری پیوند دهد و رویکردی ایجابی ایجاد کند.
سجادیه ضمن تاکید بر ارزشمندی روحیه نقادی و آرمانگرایی، ابراز کرد: چنین روحیهای اگر به واقعبینی و بهبود وضعیت موجود منجر نشود، جامعه را به بنبست میرساند و ناامیدی تولید میکند؛ نوعی از ناامیدی که در نهایت ممکن است هر گزینهای را غیر از وضع موجود مطلوب جلوه دهد، حتی اگر آن گزینه خارجی باشد.
نسلِ در اکنون؛ گسست از تاریخ، زیست در الگوریتم
این کارشناس تعلیم وتربیت در واکنش به اینکه آیا فقدانهای موجود در نظام آموزشی کشور باعث شده علاوه بر اختلال در همبستگی ملی، نوعی فروپاشی ارزشهای فراملی و افول نگاه ضداستعماری و همدلی با ملتهای ستمدیده را در نسل جدید ببینیم، گفت: من نمیگویم این اتفاق کنار گذاشتن آرمانخواهی بوده؛ بلکه گاه این اتفاق عمدی یا اختیاری نبوده است. به نظر میرسد نسل جدید دچار نوعی انقطاع از تاریخ شده است.
وی ادامه داد: بخشی از این انقطاع ناشی از کاستیهای نظام آموزشی در انتقال مفاهیم و تاریخ است، بخشی ناشی از قرار گرفتن در معرض تاریخسازیها و الگوریتمهایی که تاریخ را تحریف یا منقطع نشان میدهند، و بخشی نیز ناشی از ویژگیهای خود این نسل. این نسل بیش از گذشته دغدغه «حال» دارد و میخواهد حالش خوب باشد، در حالی که حالِ خوب در پیوند با شناخت گذشته و تصویر امیدوارانه از آینده شکل میگیرد.
سجادیه دربارهی پیامدهای گسست نسل جدید از گذشته گفت: اگر این پیوند برقرار نشود، زندگی در حال به نوعی مخدر تبدیل میشود. در چنین شرایطی، توان تحلیل کاهش مییابد، حس انسداد تقویت میشود و فرد به این نتیجه میرسد که باید وضعیت فعلی را انکار کند به امید ساختن آیندهای بهتر؛ بیآنکه سناریوپردازی دقیقی از پیامدهای این انکار داشته باشد. حال آنکه ممکن است این انکار به تخریب بستری بینجامد که دیگر امکان ساختن در آن وجود نداشته باشد.
انتهای پیام/
نظر شما