گروه بینالملل ایسکانیوز، در تحلیل کلاسیک قدرت، کشورها با شاخصهایی همچون توان نظامی، ظرفیت اقتصادی، فناوریهای پیشرفته و شبکههای ائتلافی سنجیده میشوند. اما تجربههای عینی و میدانی در دهههای اخیر نشان داده است که در بزنگاههای واقعی، یک مؤلفه عمیقتر و تعیینکنندهتر وجود دارد که میتواند تمامی این معادلات را تغییر دهد؛ مؤلفهای که در قالب «مردم» و «سرمایه اجتماعی فعال» معنا پیدا میکند. جمهوری اسلامی ایران یکی از معدود کشورهایی است که این مؤلفه را نه در سطح نظری، بلکه در میدان عمل و در شرایط سخت آزموده و تثبیت کرده است.
در تحولات جاری و بهویژه در جریان جنگ رمضان که همچنان در حال تداوم است، نقش مردم بهعنوان یک عامل قدرتساز، بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است. در شرایطی که کشور همزمان با فشارهای نظامی، اقتصادی و جنگ شناختی مواجه است، حضور آگاهانه، مستمر و داوطلبانه مردم در صحنه، به یک ستون اصلی در حفظ ثبات، امنیت و اقتدار ملی تبدیل شده است. حضور شبانهروزی در میادین اصلی شهرها، مشارکت در مدیریت فضای اجتماعی، مقابله با عملیات روانی دشمن و حمایت از ساختارهای دفاعی، همگی نشانههایی از این ظرفیت منحصر بهفرد است.
این یادداشت تلاش میکند با نگاهی تحلیلی و جامع، نشان دهد که چرا مردم ایران بهعنوان یک «مولفه قدرت راهبردی» عمل میکنند و چگونه این عنصر، ایران را از بسیاری از کشورها متمایز ساخته است.
مردم؛ ستون زنده امنیت ملی
امنیت ملی در نگاه سنتی عمدتاً به قدرت سخت، یعنی تجهیزات نظامی، توان موشکی، سامانههای پدافندی و ظرفیتهای اطلاعاتی محدود میشود؛ اما تجربههای میدانی نشان داده است که این تعریف، تنها بخشی از واقعیت را پوشش میدهد. امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که جامعه از درون دارای انسجام، اعتماد متقابل، انگیزه جمعی و آمادگی کنش باشد. در چنین شرایطی، حتی شدیدترین فشارهای خارجی نیز نمیتواند به فروپاشی درونی منجر شود.
در جنگ رمضان که همچنان در جریان است، دشمن تلاش میکند با ترکیبی از فشارهای نظامی، حملات هدفمند به زیرساختها و عملیات روانی گسترده، نوعی شکاف درونی و بیثباتی اجتماعی ایجاد کند. هدف اصلی این راهبرد، جدا کردن مردم از ساختار حاکمیتی و تبدیل تهدید خارجی به بحران داخلی است. اما آنچه در میدان واقعی دیده میشود، نه تضعیف انسجام، بلکه حرکت معکوس جامعه به سمت همگرایی بیشتر است.
مردم ایران در این شرایط، صرفاً تماشاگر تحولات نیستند، بلکه به یک «کنشگر فعال امنیتی» تبدیل شدهاند. حضور آنان در خیابانها، میادین، محلات و فضاهای عمومی، نوعی شبکه زنده و پویا از «امنیت اجتماعی» ایجاد کرده است. این شبکه نه مبتنی بر دستور رسمی، بلکه بر پایه احساس مسئولیت جمعی شکل گرفته است.
در چنین وضعیتی، امنیت دیگر فقط محصول عملکرد نهادهای رسمی مانند نیروهای مسلح یا دستگاههای امنیتی نیست، بلکه حاصل یک همکاری گسترده میان مردم و حاکمیت است. این همافزایی، ضریب امنیت را بهطور چشمگیری افزایش میدهد و امکان نفوذ، خرابکاری و بیثباتسازی را به حداقل میرساند.
نکته مهم اینجاست که حضور مردم، علاوه بر کارکرد عملی، دارای اثر روانی عمیق نیز هست. وقتی جامعه در صحنه حضور دارد، حس «تنهایی» از بین میرود و جای آن را «همبستگی» میگیرد. این موضوع بهویژه در شرایط جنگی که فشار روانی بالاست، اهمیت حیاتی دارد.
شبهای بیدار؛ کنش اجتماعی در میدان واقعی
یکی از جلوههای برجسته و کمنظیر در جنگ رمضان، حضور مستمر، خودجوش و شبانه مردم در میادین اصلی شهرها است؛ حضوری که بهمرور از یک واکنش احساسی اولیه عبور کرده و به یک «کنش اجتماعی هدفمند و سازمانیافته» تبدیل شده است. این پدیده را میتوان یکی از شاخصترین نشانههای پویایی جامعه ایران در شرایط بحران دانست.
این حضور شبانه چندین کارکرد همزمان و مکمل دارد که هر یک بهتنهایی میتواند در مدیریت بحران مؤثر باشد، اما در کنار یکدیگر، یک ظرفیت بینظیر ایجاد میکنند.
نخست، این حضور بهطور مستقیم بر روحیه عمومی جامعه تأثیر میگذارد. در شرایطی که اخبار جنگ، تهدیدها و فشارهای رسانهای میتواند سطح اضطراب را افزایش دهد، حضور جمعی مردم در فضاهای عمومی، نوعی «اطمینان اجتماعی» ایجاد میکند. مردم وقتی یکدیگر را در صحنه میبینند، احساس امنیت بیشتری میکنند و این حس، بهسرعت در کل جامعه منتشر میشود.
دوم، این حضور نقش پیشگیرانه و بازدارنده دارد. شهرهایی که شبها زنده و فعال هستند، عملاً فضای ناامن برای فعالیت عناصر خرابکار، نفوذی یا گروههای سازمانیافته ایجاد میکنند. حضور مردم، بهنوعی «نظارت عمومی» تبدیل میشود که هزینه هرگونه اقدام مخرب را بهشدت افزایش میدهد.
سوم، این کنش اجتماعی یک پیام قدرتمند رسانهای تولید میکند. در دنیای امروز که تصویر و روایت اهمیت بالایی دارد، حضور مردم در خیابانها به یک «روایت زنده» تبدیل میشود که تمام تلاشهای رسانههای معاند برای القای ناامنی و نارضایتی را خنثی میکند. این تصاویر، نشان میدهد که جامعه ایران در شرایط تهدید، دچار فروپاشی نمیشود، بلکه به سمت تحرک بیشتر حرکت میکند.
چهارم، این حضور نوعی «تمرین همبستگی اجتماعی» نیز محسوب میشود. مردم در کنار یکدیگر، بدون تفاوتهای سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی، در یک هدف مشترک یعنی حفظ کشور و امنیت آن مشارکت میکنند. این تجربه، سرمایه اجتماعی را تقویت کرده و آن را به یک ظرفیت پایدار تبدیل میکند.
جنگ شناختی و تلاش رسانههای معاند
یکی از پیچیدهترین و در عین حال تعیینکنندهترین ابعاد جنگ رمضان، جنگ شناختی است؛ جنگی که هدف آن نه تصرف سرزمین، بلکه تسلط بر ذهن و ادراک جامعه است. در این میدان، دشمن تلاش میکند با بهرهگیری از ابزارهای رسانهای، روایتهای خاصی را به افکار عمومی تحمیل کند.
در این چارچوب، رسانههایی مانند «اینترنشنال» بهعنوان بازوی اصلی عملیات روانی، نقش فعالی در طراحی و اجرای این جنگ ایفا میکنند. این رسانهها با بهرهگیری از تکنیکهایی مانند برجستهسازی گزینشی اخبار، تکرار پیامهای منفی، القای ناکارآمدی و ایجاد فضای ناامیدی، تلاش میکنند ذهن جامعه را به سمت بیثباتی هدایت کنند.
یکی از روشهای مهم این رسانهها، «تحریف واقعیتهای میدانی» است. به این معنا که یا موفقیتهای داخلی نادیده گرفته میشود، یا مشکلات بهصورت اغراقآمیز برجسته میشود تا تصویری نامتوازن از وضعیت کشور ارائه شود. همچنین با تمرکز بر اخبار احساسی و تحریککننده، سعی میشود واکنشهای هیجانی در جامعه ایجاد شود.
اما آنچه در میدان واقعی مشاهده میشود، فاصله قابل توجهی با این روایتها دارد. مردم ایران با تجربه تاریخی، آگاهی اجتماعی و دسترسی به منابع متنوع اطلاعاتی، توانستهاند این عملیات را تا حد زیادی خنثی کنند. رفتار جامعه نشان میدهد که مردم صرفاً دریافتکننده پیام نیستند، بلکه قادر به تحلیل، ارزیابی و انتخاب هستند.
حضور فعال مردم در صحنه، خود بهتنهایی یک پاسخ عملی به این جنگ شناختی است. این حضور نشان میدهد که روایتهای رسانهای معاند نتوانسته است به هدف اصلی خود یعنی ایجاد شکاف اجتماعی دست یابد.
بازدارندگی مردمی؛ فراتر از سلاح
در ادبیات کلاسیک روابط بینالملل، بازدارندگی عمدتاً بر پایه قدرت نظامی تعریف میشود؛ یعنی توانایی یک کشور در وارد کردن هزینههای سنگین به دشمن. اما در جنگهای مدرن و بهویژه جنگهای ترکیبی، بازدارندگی ابعاد جدیدی پیدا کرده است که یکی از مهمترین آنها «بازدارندگی مردمی» است.
در جنگ رمضان، این نوع بازدارندگی بهصورت ملموس قابل مشاهده است. حضور گسترده مردم در صحنه، عملاً محاسبات دشمن را تغییر میدهد. دشمنی که تصور میکند با فشار نظامی و عملیات روانی میتواند جامعه را دچار فروپاشی کند، با واقعیتی متفاوت مواجه میشود: جامعهای که در برابر تهدید، منسجمتر میشود.
این پدیده، هزینههای اقدام دشمن را بهطور قابل توجهی افزایش میدهد. چرا که هرگونه اقدام علیه ایران، دیگر صرفاً یک مواجهه نظامی نیست، بلکه با واکنش یک جامعه فعال و مقاوم مواجه میشود.
از سوی دیگر، بازدارندگی مردمی نقش مهمی در تکمیل بازدارندگی نظامی دارد. به این معنا که حتی اگر دشمن بتواند در برخی حوزهها برتری نظامی ایجاد کند، بدون تضعیف اراده ملی، به اهداف خود نخواهد رسید. این همان نقطهای است که مردم بهعنوان یک مؤلفه تعیینکننده وارد معادله میشوند.
تداوم تاریخی یک الگو
نقش مردم در قدرت ملی ایران، ریشه در تاریخ معاصر این کشور دارد. از دوران دفاع مقدس تا امروز، مردم همواره بهعنوان یکی از ارکان اصلی مقاومت و پایداری حضور داشتهاند. در آن دوران نیز، حضور داوطلبانه مردم در جبههها و پشت جبههها، یکی از عوامل اصلی جلوگیری از شکست کشور بود.
آنچه در جنگ رمضان دیده میشود، در واقع بازتولید همان الگوی تاریخی در شرایطی جدید است. تفاوت امروز با گذشته در پیچیدگی تهدیدها و چندلایه بودن جنگ است، اما عنصر اصلی یعنی «مردم» همچنان ثابت باقی مانده است.
این استمرار نشان میدهد که سرمایه اجتماعی در ایران یک پدیده مقطعی یا واکنشی نیست، بلکه یک ویژگی ساختاری و پایدار است. این ویژگی، ایران را در برابر شوکهای خارجی مقاومتر میکند و امکان مدیریت بحرانهای پیچیده را افزایش میدهد.
در واقع، میتوان گفت که یکی از مهمترین مزیتهای راهبردی ایران در مقایسه با بسیاری از کشورها، همین پیوند عمیق میان مردم و ساختار قدرت است؛ پیوندی که در شرایط بحرانی نهتنها تضعیف نمیشود، بلکه تقویت نیز میگردد.
سرمایه اجتماعی؛ مزیت رقابتی ایران
در ادبیات علوم اجتماعی و سیاسی، «سرمایه اجتماعی» بهعنوان یکی از مهمترین منابع قدرت نرم شناخته میشود؛ منبعی که برخلاف قدرت نظامی یا اقتصادی، نه در تجهیزات و منابع مادی، بلکه در روابط انسانی، اعتماد عمومی، همبستگی اجتماعی و احساس تعلق جمعی ریشه دارد. بسیاری از کشورها در دهههای اخیر با چالشهای جدی در این حوزه مواجه شدهاند؛ کاهش اعتماد عمومی، گسترش شکافهای اجتماعی، تعارضات هویتی و فردگرایی افراطی، موجب شده است که انسجام درونی آنها در برابر بحرانها آسیبپذیر شود.
در مقابل، ایران در بزنگاههای حساس تاریخی، از جمله در شرایط جاری جنگ رمضان، نشان داده است که از سطح قابل توجهی از سرمایه اجتماعی برخوردار است. این سرمایه، صرفاً یک مفهوم نظری نیست، بلکه در میدان عمل و در رفتار واقعی مردم قابل مشاهده است. حضور داوطلبانه، مشارکت فعال، همدلی اجتماعی و آمادگی برای پذیرش هزینههای ملی، همگی نشانههایی از این ظرفیت هستند.
سرمایه اجتماعی در ایران، محصول یک فرآیند تاریخی و فرهنگی عمیق است. ترکیبی از عوامل دینی، هویتی، انقلابی و ملی در شکلگیری آن نقش داشتهاند. مفاهیمی مانند ایثار، شهادتطلبی، مقاومت، استقلالخواهی و دفاع از سرزمین، در طول دههها در بستر جامعه نهادینه شدهاند و اکنون در شرایط بحران، بهصورت عملی خود را نشان میدهند.
در جنگ رمضان، این سرمایه اجتماعی بهعنوان یک «مزیت رقابتی راهبردی» عمل میکند. در حالی که دشمن تلاش میکند با ایجاد شکاف اجتماعی، این سرمایه را تضعیف کند، واقعیت میدان نشان میدهد که جامعه ایران در برابر این فشارها نهتنها فرو نمیپاشد، بلکه در بسیاری موارد به سمت انسجام بیشتر حرکت میکند.
نکته مهم این است که سرمایه اجتماعی تنها در سطح احساسات باقی نمیماند، بلکه به کنش تبدیل میشود. از حضور در میادین شهری گرفته تا مشارکت در مدیریت بحران، از مقابله با شایعات تا حمایت از ساختارهای دفاعی، همگی نشاندهنده این است که سرمایه اجتماعی در ایران یک ظرفیت فعال و پویا است، نه یک ذخیره منفعل.
مردم؛ موتور محرک امید و پایداری
در جنگهای مدرن، یکی از مهمترین اهداف دشمن، تضعیف روحیه و ایجاد ناامیدی در جامعه هدف است. دشمن بهخوبی میداند که اگر بتواند امید را از یک جامعه بگیرد، حتی بدون پیروزی نظامی نیز میتواند به اهداف خود دست یابد. به همین دلیل، بخش قابل توجهی از عملیاتها در جنگ رمضان، بر محور القای ناامیدی، بزرگنمایی تهدیدها و ایجاد حس بنبست متمرکز است.
در چنین شرایطی، نقش مردم بهعنوان «موتور محرک امید» اهمیت حیاتی پیدا میکند. حضور فعال، آگاهانه و مستمر مردم در صحنه، عملاً این پروژه را با شکست مواجه میسازد. وقتی مردم در میدان هستند، پیام روشنی به جامعه و حتی به دشمن ارسال میشود: این جامعه هنوز زنده است، هنوز امیدوار است و هنوز اراده مقاومت دارد.
امید در اینجا صرفاً یک احساس فردی نیست، بلکه یک «سرمایه جمعی» است که میتواند رفتار اجتماعی را شکل دهد. جامعهای که امید دارد، در برابر فشارها مقاومتر است، تصمیمهای عقلانیتری میگیرد و کمتر دچار واکنشهای هیجانی و مخرب میشود. در مقابل، جامعهای که دچار ناامیدی شود، حتی بدون فشار خارجی نیز ممکن است دچار فروپاشی درونی شود.
در جنگ رمضان، جلوههای این امید بهوضوح قابل مشاهده است. حضور مردم در میادین، تداوم زندگی روزمره در کنار شرایط جنگی، مشارکت در فعالیتهای جمعی و حتی شوخطبعیهای اجتماعی در فضای عمومی، همگی نشان میدهد که جامعه ایران توانسته است تعادل روانی خود را حفظ کند.
نکته مهم دیگر این است که این امید، بهصورت خودجوش و از درون جامعه تولید میشود. برخلاف برخی کشورها که برای حفظ روحیه عمومی نیازمند مداخلات سنگین رسانهای و تبلیغاتی هستند، در ایران بخش قابل توجهی از این امید از دل جامعه و از طریق تعاملات اجتماعی شکل میگیرد. این ویژگی، یکی از مهمترین نقاط قوت جامعه ایرانی در شرایط بحران است.
نتیجهگیری
تحلیل مجموعه تحولات جاری و بهویژه تجربه عینی جنگ رمضان نشان میدهد که مردم ایران یک مؤلفه قدرت بیبدیل در ساختار ملی این کشور هستند؛ مؤلفهای که در بسیاری از کشورها یا اساساً وجود ندارد یا در سطحی بسیار محدود و شکننده مشاهده میشود. این قدرت، نه در تجهیزات نظامی و نه در شاخصهای اقتصادی، بلکه در اراده جمعی، انسجام اجتماعی و آمادگی مردم برای حضور در صحنه تجلی پیدا میکند.
حضور آگاهانه، مستمر و فعال مردم، کارکردهای متعددی دارد: از تقویت امنیت ملی و ایجاد بازدارندگی اجتماعی گرفته تا خنثیسازی جنگ شناختی و حفظ روحیه عمومی. این حضور، معادلات دشمن را بهطور اساسی تغییر میدهد و نشان میدهد که ایران صرفاً با یک ساختار حکومتی مواجه نیست، بلکه با یک «جامعه فعال و مقاوم» روبهرو است.
در جهانی که قدرت اغلب با شاخصهای سختافزاری مانند تسلیحات، اقتصاد و فناوری سنجیده میشود، تجربه ایران یک الگوی متفاوت ارائه میدهد. این تجربه نشان میدهد که قدرت واقعی میتواند از درون جامعه و از پیوند میان مردم و ساختار سیاسی شکل بگیرد. این پیوند، اگرچه در شرایط عادی ممکن است کمتر دیده شود، اما در شرایط بحرانی بهعنوان یک عامل تعیینکننده ظاهر میشود.
نکته راهبردی این است که این ظرفیت مردمی، یک سرمایه کوتاهمدت نیست، بلکه یک مزیت بلندمدت و پایدار است. سرمایهای که در طول زمان شکل گرفته و در بزنگاههای تاریخی خود را نشان داده است. این ویژگی، ایران را در برابر بحرانهای پیچیده و چندلایه مقاومتر میسازد و امکان عبور از شرایط دشوار را فراهم میکند.
در نهایت میتوان گفت که اگرچه ابزارهای سخت قدرت همچنان اهمیت دارند، اما آنچه در لحظات سرنوشتساز تعیینکننده است، اراده مردم است؛ ارادهای که در ایران به یک واقعیت زنده، پویا و مستمر تبدیل شده است. همین ویژگی است که ایران را در معادلات منطقهای و جهانی به یک بازیگر متمایز تبدیل میکند و نشان میدهد که «مردم» نهتنها یک عنصر اجتماعی، بلکه یک مؤلفه راهبردی در ساختار قدرت ملی هستند.
*پژوهشگر مسائل سیاسی
انتهای پیام/
نظر شما