سرقت نافرجام در سایه‌ی سقوط شبح؛ چهل روزی که اعتبار پنتاگون در اصفهان ذوب شد

روایت نبردهایی که از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ قلب منطقه را لرزاند، حالا به لایه‌های پنهانی رسیده است که تا پیش از این، پشت غبار جنگ پنهان مانده بود. این چهل روز، صرفا داستان شلیک موشک‌ها و پرواز پهپادها نبود؛ داستان فروپاشی اعتبار برندهایی بود که روی کاغذ شکست‌ناپذیر بودند.

گروه سیاسی ایسکانیوز، همه چیز با غرش مغرورانه‌ی گران‌ترین جنگنده‌ی تاریخ در حوالی مرکز ایران شروع شد . F-35A Lightning II، محصولی که شرکت لاکهید مارتین با هزینه‌ای نجومی و تبلیغات کرکننده به عنوان پنهان‌کارترین پرنده‌ی جهان معرفی کرده بود، مأموریت داشت تا از لایه‌های پدافندی عبور کند.

اما در آسمان اصفهان، تکنولوژی رادارگریز این پرنده‌ی ۱۰۰ میلیون دلاری در برابر رادارهای بومی ایران رنگ باخت. اصابت دقیق ترکش‌ها به بدنه‌ی حساس این هواپیما، اگرچه باعث سقوط آنی نشد، اما سیستم‌های هدایت الکترونیکی و لایه‌های جاذب رادار آن را به کلی نابود کرد.

خروج اضطراری و زخمی این پرنده از چرخه‌ی نبرد، اولین دومینوی سقوط اعتبار لاکهید مارتین بود؛ شرکتی که حالا باید به دنیا توضیح دهد چرا ستاره‌ی درخشانش در آسمان ایران، مثل یک هدف تمرینی دیده شده است.

طبس ۲؛ رسوایی دزدی زیر نقاب نجات خلبان

در حالی که رسانه‌های غربی روی نبردهای هوایی تمرکز کرده بودند، در جنوب اصفهان و مرزهای کهگیلویه، درام اصلی در جریان بود.

سنتکام با راه انداختن یک هیاهوی رسانه‌ای ادعا کرد که بالگردهای سنگین CH-53K King Stallion محصول جدید شرکت سیکورسکی را برای نجاتِ خلبان ساقط شده‌اش فرستاده است.

اما وقتی این بالگردهای غول‌پیکر ۱۰۰ میلیون دلاری در تله‌ی اطلاعاتی افتادند و لاشه‌ی سوخته‌شان روی زمین ماند، دم خروس بیرون زد. کشف کانتینرهای مخصوص حمل مواد رادیواکتیو در محل حادثه، ثابت کرد که هدف اصلی، نه نجات یک خلبان، بلکه دستبرد به ذخایر اورانیوم غنی‌شده‌ی ایران در یک عملیات برق‌آسا بوده است.

طبس ۲ نه تنها یک شکست نظامی، بلکه یک رسوایی اطلاعاتی بزرگ بود؛ جایی که زبده‌ترین نیروهای ویژه با پیشرفته‌ترین بالگردهای ترابری جهان، در برابر هوشیاری نیروهای بومی زانو زدند و به جای اورانیوم، آبروی نظامی آمریکا را در بیابان‌ها جا گذاشتند.

باتلاق مالی در میانه‌ی امواج خلیج فارس

در آب‌های منطقه، ناوشکن‌های کلاس آرلی برک (Arleigh Burke) که ستون فقرات قدرت دریایی آمریکا محسوب می‌شوند و توسط غول‌هایی مثل جنرال داینامیکس ساخته شده‌اند، در یک بن‌بست منطقی گیر کردند.

این ناوشکن‌ها که به سیستم راداری «ایجس» مجهز هستند، برای مقابله با پهپادهای ارزان‌قیمت، ناچار شدند موشک‌های پدافندی SM-6 شرکت ریتیان را شلیک کنند.

وقتی قیمت هر موشک پدافندی بیش از ۴ میلیون دلار باشد و قیمت پهپاد مهاجم به چند هزار دلار هم نرسد، یعنی ارتش آمریکا در حال یک خودکشی اقتصادی است.

اصابت موشک‌های کروز به بخش‌های پشتیبانیِ ناوگان پنجم در بحرین، ثابت کرد که حتی سیستم‌های دفاع نزدیک شرکت ریتیان هم در برابر حجم بالای حملات دچار کوری می‌شوند.

ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز که محصول شرکت هانتینگتون اینگالز هستند، با دیدن این وضعیت، از ترس اژدرها مایل‌ها به سمت اقیانوس هند عقب‌نشینی کردند تا شاهد غروب نفوذ دریایی‌شان باشند.

وقتی «برنو» از سد سیلیکون‌ولی گذشت

اما شاید تلخ‌ترین بخش این روایت برای ژنرال‌های پنتاگون، ماجرای پهپادهای شناسایی باشد. در حالی که شرکت‌های بزرگ مثل جنرال اتمیکس و تکسترون به سیستم‌های هدایت ماهواره‌ای و دوربین‌های فوق‌پیشرفته‌ی پهپادهای MQ-9 و Shadow می‌نازیدند، در کوهستان‌های سخت‌گذر، اتفاق عجیبی رخ داد.

برخی از این پهپادها که در ارتفاع پایین برای جاسوسی پرسه می‌زدند، با شلیک مستقیمِ تفنگ‌های برنوی عشایر و بومیان منطقه سرنگون شدند.

تصور اینکه یک پهپاد چند میلیون دلاری با یک قبضه تفنگ بااصالت و قدیمی یک کوه‌نشین زمین‌گیر شود، یعنی تمام محاسبات مدرن آن‌ها غلط از آب درآمده است.

این طنز تلخ میدان بود؛ جایی که غیرت و چشمان تیزبین، حفره‌های پنهان مدرن‌ترین سنسورهای آمریکایی را پیدا کردند.

کوری دیجیتال در پایگاه‌های استراتژیک

در قطر و اردن اما در اتفاقی جذاب و غیر قابل باور برای آمریکایی‌ها، چشم‌های دیجیتال آمریکا یکی پس از دیگری از کار افتادند. رادار فوق‌پیشرفته‌ی AN/FPS-132 ساخت شرکت ریتیان در پایگاه العدید، که قرار بود نگهبان آسمان کل منطقه باشد، در همان روزهای اول هدف جنگ الکترونیک قرار گرفت و کور شد.

با از کار افتادن این سیستم، بیش از ۲۰ فروند از جنگنده‌های F-15E شرکت بوئینگ پیش از آنکه حتی موتورشان را روشن کنند، روی باندهای پروازی به تلی از آهن‌پاره تبدیل شدند.

این انهدام دسته‌جمعی نشان داد که وقتی شبکه‌ی راداری آسیب ببیند، تمام آن قدرت هوایی افسانه‌ای، به یک هدف ثابت و بی‌دفاع تبدیل می‌شود.

فروریختن بت‌های فولادی

پایان این چهل روز، تصویری از تجهیزات درهم‌شکسته و دکترین‌های شکست‌خورده است. پایگاه‌هایی که روزگاری نماد تسلط مطلق بودند، حالا با رادارهای سوخته و باندهای ویران، تنها شاهد یک واقعیت هستند: در جغرافیای ایران، آهن گران‌قیمت در برابر اراده‌ی هوشمندانه هیچ شانی ندارد.

آمریکا در این چهل روز، نه تنها میلیاردها دلار تجهیزات را از دست داد، بلکه ترس از قدرتش را هم در بیابان‌های اصفهان و کوهستان‌های جنوب جا گذاشت.

حالا دنیا می‌داند که پشت آن ویترین پرزرق‌وبرق شرکت‌های اسلحه سازی، سازه‌هایی قرار دارند که با یک برنامه‌ریزی دقیق و کمی غیرت، به راحتی فرو می‌ریزند.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1302620

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha