نفت کاغذی و شکاف کم‌سابقه قیمت‌ها؛ آیا بازارهای مالی قیمت نفت را پایین نگه داشته‌اند؟

در حالی که قیمت‌های اعلامی نفت در بازارهای مالی و رسانه‌ها روندی نزولی یا کنترل‌شده را نشان می‌دهد، داده‌ها از شکافی بی‌سابقه میان نفت فیزیکی و قراردادهای آتی حکایت دارد؛ وضعیتی که برخی تحلیلگران آن را ناشی از افزایش عرضه «نفت کاغذی» و مداخله غیرمستقیم در سازوکار قیمت‌گذاری می‌دانند.

به گزارش گروه اقتصادی ایسکانیوز، در حالی که قیمت‌های اعلامی نفت در بازارهای مالی و رسانه‌ها روندی نزولی یا کنترل‌شده را نشان می‌دهد، داده‌ها از شکافی بی‌سابقه میان نفت فیزیکی و قراردادهای آتی حکایت دارد؛ وضعیتی که برخی تحلیلگران آن را ناشی از افزایش عرضه «نفت کاغذی» و مداخله غیرمستقیم در سازوکار قیمت‌گذاری می‌دانند.

برخی تحلیلگران اقتصادی معتقدند آمریکا با افزایش عرضه «نفت کاغذی» در بازارهای مالی، از جمله بازار آتی نفت برنت، قیمت نفت را در این بازارها پایین‌تر از قیمت واقعی نگه داشته است؛ به‌طوری‌که در شرایطی غیرمعمول، قیمت نفت فیزیکی از قیمت اعلامی در رسانه‌ها و بازارهای مالی بالاتر رفته است.

به‌طور کلی، دو نوع قیمت برای نفت قابل‌تعریف است: نخست، قیمت نفت فیزیکی که در معاملات لحظه‌ای و واقعی تعیین می‌شود و عواملی مانند کیفیت نفت، هزینه حمل‌ونقل و شرایط روز بر آن اثر می‌گذارند. دوم، قیمت نفت در بازارهای مالی که به قراردادهای تحویل در آینده، برای مثال یک ماه بعد، مربوط می‌شود. شاخص‌هایی مانند نفت برنت و WTI از همین نوع‌اند. این شاخص عمدتاً در رسانه‌ها منتشر می‌شود و قیمت مرجع جهانی است.

شواهد نشان می‌دهد در چند نوبت، حجم بالایی از معاملات فروش وارد بازار شده است. این موضوع قیمت‌ها را پایین آورده است. تحلیلگران می‌گویند افزایش عرضه نفت کاغذی فاصله میان قیمت واقعی و آتی را بیشتر کرده است.
در شرایط عادی، قیمت نفت واقعی معمولاً برابر یا حتی تا ۵ دلار کمتر از قیمت آتی است. اما اکنون این فاصله به ۳۰ تا ۴۰ دلار رسیده است.

وبسایت Business Insider به نقل از جورج نوبل، تحلیلگر شناخته‌شده بازار نفت، نوشته است که بازار فیزیکی نفت به‌درستی قیمت‌گذاری شده، زیرا محدودیت‌های عرضه را در زمان واقعی بازتاب می‌دهد. به‌گفته نوبل، نفت کاغذی که به ابزارهای مالی مانند معاملات آتی اشاره دارد، تحت‌تأثیر پیش‌بینی‌ها، باورها و روایت‌هایی قرار می‌گیرد که ممکن است نادرست از آب درآیند. او می‌گوید قیمت فیزیکی نفت واقعی است، زیرا وضعیت کشتیرانی از طریق تنگه هرمز همچنان نامشخص است، جریان نفت هنوز متوقف است و زیرساخت‌های انرژی در منطقه نیز همچنان آسیب دیده‌اند.

او می‌گوید نفت کاغذی تحت‌تأثیر پیش‌بینی‌ها و روایت‌هاست. این پیش‌بینی‌ها ممکن است اشتباه باشند. به‌گفته نوبل، قیمت فیزیکی واقعی‌تر است. زیرا وضعیت کشتیرانی در تنگه هرمز نامشخص است. جریان نفت هنوز متوقف است و زیرساخت‌های انرژی نیز آسیب دیده‌اند.

وال‌استریت ژورنال نیز گزارش داده است که قیمت نفت برنت تاریخ‌دار، که تحویل فیزیکی واقعی نفت در ۱۰ تا ۳۰ روز آینده را نشان می‌دهد، تا روز دوشنبه به ۱۳۲.۷۴ دلار برای هر بشکه افزایش یافته است. در مقابل، معاملات آتی نفت برنت با قیمت ۹۹.۳۶ دلار برای هر بشکه بسته شده است.

نفت کاغذی و شکاف کم‌سابقه قیمت‌ها؛ آیا بازارهای مالی قیمت نفت را پایین نگه داشته‌اند؟

مقایسه قیمت نفت برنت آماده تحویل و نفت برنت در بازارهای مالی آتی توسط وال‌استریت ژورنال

بر اساس گزارش Energy Aspects در ۲۳ آوریل ۲۰۲۶، شکاف میان بازار مالی و فیزیکی نفت به‌طور چشمگیری افزایش یافته است. در حالی که قیمت آتی Brent Crude حدود ۹۰ دلار در هر بشکه بود، قیمت در بازار فیزیکی از ۱۴۰ دلار عبور کرده بود. هم‌زمان، نفت Dubai Crude پیش از تغییرات قراردادی تا حدود ۲۶۰ دلار افزایش یافت و در بازار آسیا نیز، با احتساب هزینه حمل، قیمت‌ها به حدود ۱۷۰ دلار در هر بشکه رسید.
این ارقام نشان‌دهنده شکافی کم‌سابقه میان قیمت‌های مالی و واقعیت بازار فیزیکی نفت است.

در همین حال، رسانه‌ها و برخی سناتورهای آمریکایی به بخشی از این معاملات، به‌ویژه عرضه‌های بزرگ پیش از موضع‌گیری‌های ترامپ، با دیده تردید نگاه کرده‌اند. با این وجود، وزارت خزانه‌داری آمریکا هرگونه دخالت در بازارهای نفت را شایعه دانسته و تأکید کرده است که شواهد کافی برای اثبات دخالت مستقیم دولت آمریکا وجود ندارد. در عین حال، رسانه‌های آمریکایی از عرضه ذخایر استراتژیک نفت آمریکا برای کاهش شوک بازار پس از آغاز جنگ با ایران خبر داده‌اند.


Investing که یک وبسایت معتبر در حوزه اخبار و داده‌های مالی است در گزارش خود آورده است که: ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده برای کاهش شوک فوری به کار گرفته شده است، اما هر تحلیلگری موافق است که این یک پانسمان موقت است نه یک راه حل ساختاری. این وبسایت یادآور شده است که هدف اصلی طراحی ذخایر استراتژیک، تأمین امنیت انرژی در دوره‌های فاجعه، از جمله تحریم‌ها، خسارات شدید ناشی از طوفان یا زمان جنگ است؛ با این حال، این ذخایر می‌توانند برای مهار جهش‌های فلج‌کننده قیمت در بحران‌های عرضه نیز به‌کار روند. با این همه، ذخایر استراتژیک نمی‌تواند کسری ساختاری بلندمدت ۱۳ میلیون بشکه در روز را برطرف کند.

بر اساس این تحلیل‌ها، اقدامات انجام‌شده هرچند در کوتاه‌مدت قیمت نفت در بازارهای مالی را کاهش داده، اما در بلندمدت کارآمد نخواهد بود. در حال حاضر، بازارهای نفت آتی بر این فرض بنا شده‌اند که جنگ کوتاه خواهد بود و کسری نفت ظرف ۶ ماه آینده برطرف می‌شود. درصورت تداوم اختلال، تحلیلگران انتظار دارند قیمت‌ها جهشی یک‌باره داشته باشند.

در معاملات نفت آتی، مانند برنت، دو حالت وجود دارد: یا تسویه نقدی انجام می‌شود و اختلاف قیمت پرداخت می‌شود، یا خریدار در سررسید قرارداد، نفت واقعی را تحویل می‌گیرد. در عمل، تنها درصد اندکی از قراردادها به تحویل فیزیکی منتهی می‌شود و این بازارها اساساً به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که بیشتر معامله‌گران پیش از سررسید موقعیت خود را ببندند.

در صورت تداوم بحران تأمین نفت خام، برخلاف انتظار مصنوعی ایجادشده در بازار، قیمت‌ها ممکن است به‌یکباره افزایش یابد. در چنین شرایطی، چون فروشندگان قادر به تحویل نفت فیزیکی نخواهند بود، ناچار می‌شوند نفت را به‌صورت اضطراری و با قیمت روز بازخرید کنند؛ به این معنا که فروشنده باید قرارداد را با قیمت بازار جبران کند.

در مجموع، قیمت نفت در بازارهای مالی به‌دلیل عرضه بالا، به‌صورت غیرمعمول پایین‌تر از قیمت نفت فیزیکی قرار گرفته است. با توجه به شواهد و انگیزه‌ها، احتمال نقش داشتن آمریکا زیاد ارزیابی می‌شود، هرچند هنوز داده‌هایی برای اثبات دخالت مستقیم این کشور وجود ندارد.

انتهای پیام/

کد مطلب: 1303792

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha