اعترافات ذهن خطرناک جلال!

مجتبی صارم پور*

گروه فرهنگ و هنر ایسکانیوز- رمان درخشان «پرتره گناه» با تصویر یک کابوس آغاز می‌شود. قهرمان اصلی رمان یعنی سیدات در بیابانی سرگردان است و خود را در برابر قلعه‌ای مرموز می‌بیند. موقعیتی استعاری از وضعیت روحی او که گویی گذشته‌ای فراموش‌شده برسرش آوار شده و در پی معشوقی گم‌شده او را دچار سرگردانی کرده است.

سریال «کلاغ» تازه‌ترین تجربه اقتباسی در کارنامه محمدحسین مهدویان است که براساس همین رمان تحسین‌شده احمد امید به تولید رسیده و شخصیت «جلال» در روایت آن در واقع نسخه ایرانی‌شده همان کاراکتر سیدات است.

هادی حجازی‌فر که در اولین همکاری خود با مهدویان به‌واسطه درخشش در فیلم سینمایی «ایستاده در غبار»، ورودی پرقدرت به عرصه بازیگری در برابر دوربین داشت و در ادامه با سلسله همکاری‌هایش با همین کارگردان که را در حرفه‌اش «نابغه» می‌داند، تبدیل به یک ستاره در سینمای ایران شد، حالا در سریال «کلاغ» ایفاگر نقش اصلی است.

کاراکتری که در قامت یک مأمور امنیتی در نیمه نخست دهه ۵۰ به تصویر کشیده شده و دل‌بستگی ناگهانی‌اش به دختری جوان از میان سوژه‌های امنیتی، او را در گردابی از چالش‌های شخصی و حرفه‌ای قرار داده است.

هادی حجازی‌فر و محمدحسین مهدویان با اشراف کامل نسبت به قابلیت‌های خود، در مقام بازیگر و کارگردان همکاری موفق دیگری در جان بخشیدن به یک کاراکتر به ثبت رسانده‌اند و به استناد همین قسمت‌های پخش‌شده از سریال «کلاغ» می‌توان شخصیت جلال و ویژگی‌های همراهی‌برانگیز آن برای مخاطب را یکی از برگ‌برنده‌های سریال به شمار آورد.

جلال همچون سیدات، با حفره‌های بسیاری در روح و روان خود دست‌وپنجه نرم می‌کند و انتخاب نریشن روی تصاویر در روایت فیلم‌نامه گویی مخاطب را به‌صورت مدام در معرض اعترافات ذهنی او قرار داده است. حجازی‌فر، هم در درونی‌سازی احساسات متناقض این شخصیت در بازی مقابل دوربین و هم در ضرباهنگ و لحن کلام در بیان نریشن‌ها، به‌خوبی توانسته است، مخاطب را به جهان درونی شخصیت فرابخواند.

شخصیتی که مطابق معیارهای عرف و اخلاق، قرار نبوده به طور کامل به کاراکتری سمپات در نگاه مخاطب تبدیل شود که گویی «قربانی» یک وضعیت ناخواسته شده است، بلکه با تمام اشتباهات و کاستی‌ها، باید از سوی مخاطب «درک» می‌شد و این همان نقطه تمایزی است که هم کارگردان و هم بازیگر، به‌خوبی از پس رعایت آن برآمده‌اند.

جلال در هر مرحله از داستان، بخشی از درونیات خود را عیان می‌کند و همزمان با پیشرفت داستان، بیشتر در معرض پس‌لرزه‌های ناشی از لغزش‌ها و انتخاب‌های اشتباه او قرار می‌گیریم؛ شخصیتی که مستأصل است اما قربانی نیست!

مجتبی صارم پور-خبرنگار*

انتهای پیام/

کد مطلب: 1311468

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha