به گزارش خبرنگار استانی ایسکانیوز از همدان؛ مدال آسیایی ابوالفضل سلیمانی را میتوان از صفحه نتایج مسابقات بیرون آورد و در متن توسعه ورزش استان خواند. اهمیت اصلی این اتفاق، رنگ مدال یا نتیجه یک مسابقه نیست؛ مهمتر آن است که یک ورزشکار از کبودرآهنگ، شهری خارج از مرکز استان، توانسته خود را به سطح رقابت قارهای برساند. درست در همین نقطه، پرسش مهمتری شکل میگیرد: آیا ورزش قهرمانی همدان سازوکاری دارد که استعدادهای مشابه را پیش از آنکه به دلیل کمبود امکانات، هزینه یا مهاجرت ورزشی از مسیر خارج شوند، شناسایی کند؟
تصویر کلی ورزش همدان در نگاه نخست امیدوارکننده است. در مرداد ۱۴۰۵ اعلام شد سرانه فضای ورزشی استان از ۶۴ صدم مترمربع به حدود ۹۰ صدم مترمربع برای هر نفر افزایش یافته است؛ در حالی که وزیر ورزش و جوانان چند هفته بعد متوسط سرانه ورزشی کشور را حدود ۶۵ صدم مترمربع اعلام کرد. مقایسه این دو عدد نشان میدهد همدان در شاخص کلی فضای ورزشی موقعیتی بالاتر از میانگین اعلامشده کشور دارد. اما میانگین استانی همه واقعیت را توضیح نمیدهد؛ ممکن است استانی از نظر عدد کلی در موقعیت مناسبی قرار داشته باشد، اما دسترسی یک نوجوان روستایی یا ورزشکار شهرستانی به سالن تخصصی، مربی سطح بالا و امکانات حرفهای همچنان محدود باشد.
همین تفاوت میان «سرانه» و «دسترسی واقعی» باید در مرکز سیاستگذاری ورزش همدان قرار گیرد. سالن ورزشی زمانی برای استعدادیابی ارزش دارد که رشته متناسب، مربی متخصص، برنامه مسابقاتی و امکان استمرار تمرین در آن وجود داشته باشد. ساخت یک فضای ورزشی عمومی میتواند مشارکت اجتماعی را افزایش دهد، اما قهرمانپروری به زیرساختی متفاوت نیاز دارد؛ زیرساختی که از کشف استعداد در مدرسه و محله آغاز شود و تا مربیگری تخصصی، پزشکی ورزشی، تغذیه، روانشناسی و حضور در اردوهای ملی ادامه پیدا کند.
کبودرآهنگ نمونه جالبی برای بررسی همین مسئله است. گزارشهای شهریور ۱۴۰۵ نشان میدهد طی چهار سال گذشته در این شهرستان استخر بانوان، سالنهای تخصصی کبدی، کاراته و ژیمناستیک به بهرهبرداری رسیده و هشت سالن نیز تعمیر و ایمنسازی شده است. در روستاهای شهرستان نیز ۱۴ زمین چمن مصنوعی بهرهبرداری شده و ۱۸ زمین دیگر در حال اجراست. این ارقام از حرکت زیرساختی خبر میدهد، اما همزمان وجود پروژههای در حال تکمیل و تأکید مسئولان بر رفع موانع اجرایی نشان میدهد مسیر دسترسی برابر هنوز پایان نیافته است.
اتفاق مهمتر این است که موفقیتهای ورزشی همدان تنها در مرکز استان شکل نمیگیرند. در ماههای گذشته یک نوجوان ملایری در بوکس آسیا به فینال رسیده و ورزشکاران شهرستانهای مختلف استان در رشتههای رزمی، کشتی، دوومیدانی و سایر رشتهها وارد اردوها و رقابتهای ملی شدهاند. این پراکندگی جغرافیایی نشان میدهد سرمایه قهرمانی استان الزاماً در شهر همدان متمرکز نیست؛ مسئله آن است که شبکه کشف و حمایت بتواند خود را تا پایینترین سطح جغرافیایی گسترش دهد.
آمار ورزشکاران سازمانیافته نیز تصویری از بدنه موجود ارائه میدهد. تا دوم مرداد ۱۴۰۵، ۳۲ هزار و ۹۵۲ ورزشکار در استان همدان زیر پوشش بیمه ورزشی قرار گرفته بودند. فوتبال با پنج هزار و ۸۴۲ ورزشکار در صدر قرار داشت و پس از آن بدنسازی و پرورش اندام، والیبال، ورزشهای همگانی و ژیمناستیک قرار داشتند. این فقط بخشی از جمعیت ورزشی سال است، اما تنوع رشتهها نشان میدهد دامنه استعدادیابی استان نباید در چند ورزش سنتی یا پرمخاطب محدود شود.
در سطح کشور نیز جمعیت ورزش سازمانیافته همچنان با ظرفیت جمعیتی ایران فاصله دارد. رئیس فدراسیون پزشکی ورزشی در مهر ۱۴۰۴ از بیش از ۴.۲ میلیون ورزشکار سازمانیافته در کشور سخن گفته و هدفگذاری برای افزایش دو میلیون نفری این جمعیت را مطرح کرده بود. این عدد یک معنای مهم دارد: بخش بسیار بزرگی از کودکان و نوجوانان کشور اساساً وارد چرخه رسمی ورزش نمیشوند و طبیعتاً استعداد ورزشی آنان نیز ممکن است هیچگاه ثبت و ارزیابی نشود.
مدرسه باید نخستین نقطه کشف این استعدادها باشد، اما زیرساخت ورزش دانشآموزی در ایران هنوز با هدف مطلوب فاصله دارد. معاون تربیتبدنی و سلامت وزارت آموزش و پرورش در سال ۱۴۰۵ سرانه فضای ورزشی دانشآموزی کشور را ۴۸ صدم مترمربع اعلام کرد و هدف را رسیدن به یک مترمربع دانست. اگر ورزش پایه قرار است منبع اصلی تیمهای ملی باشد، این فاصله فقط یک مسئله عمرانی نیست؛ هر مدرسه فاقد فضای ورزشی مناسب میتواند به معنای از دست رفتن فرصت شناسایی نسلی از استعدادها باشد.
برای شهرستانهایی مانند کبودرآهنگ که تعداد زیادی روستا دارند، مسئله پیچیدهتر میشود. نوجوان شهرنشین شاید بتواند چند باشگاه را مقایسه و مربی مناسب انتخاب کند، اما استعداد روستایی ممکن است برای یک جلسه تمرین تخصصی مجبور به طی مسیر طولانی باشد. هزینه رفتوآمد، خرید تجهیزات، شرکت در مسابقات و اردوها به تدریج ورزش قهرمانی را به مسئله توان اقتصادی خانواده نیز تبدیل میکند. در چنین شرایطی، استعدادیابی بدون حمایت مالی فقط استعداد را کشف میکند؛ تضمینی برای حفظ آن ندارد.
تجربه همدان در آستانه بازیهای آسیایی و پاراآسیایی ناگویا یک نشانه مثبت از تغییر این رویکرد است. ادارهکل ورزش و جوانان استان اعلام کرده طی یک سال بیش از ۳۱ میلیارد ریال برای حمایت از ۳۴ ورزشکار مستعد هزینه شده و ۱۷ نفر از آنان تا اوایل شهریور شرایط حضور در این بازیها را به دست آوردهاند. بخش این حمایتها صرف اردوها، مکملهای تخصصی و هزینههای آمادهسازی شده است. این مدل اگر از مرحله ورزشکاران نزدیک به تیم ملی به ردههای پایه تسری یابد، میتواند حلقهای را پر کند که بسیاری از خانوادهها به تنهایی قادر به تأمین آن نیستند.
در سوی دیگر، تعداد پروژههای ورزشی استان نیز رشد کرده است. از ابتدای ۱۴۰۱ تا خرداد ۱۴۰۵، ۴۹ پروژه ورزشی در همدان به بهرهبرداری رسیده و در همین دوره ۳۹۵ قرارداد عمرانی برای احداث، تکمیل یا بهسازی اماکن ورزشی منعقد شده است. اعداد بزرگاند، اما ارزیابی واقعی باید یک گام جلوتر برود: چند پروژه در مناطق فاقد امکانات ساخته شدهاند؟ چه تعداد به رشتههای دارای استعداد بومی اختصاص دارند؟ چند سالن پس از افتتاح برنامه مستمر استعدادیابی دارند و خروجی هر شهرستان در تیمهای استانی و ملی چقدر تغییر کرده است؟
پاسخ به این پرسشها اهمیت «آمایش ورزشی» را آشکار میکند. همه شهرستانها قرار نیست در همه رشتهها قطب شوند. شاید یک منطقه در کبدی ظرفیت بیشتری داشته باشد، شهرستانی دیگر در کشتی، بوکس، کاراته، دوومیدانی یا ورزشهای رزمی استعداد تاریخی داشته باشد. توزیع یکسان بودجه میان همه رشتهها لزوماً عدالت نیست؛ عدالت میتواند به معنای شناسایی مزیتهای هر شهرستان و ایجاد زنجیره تخصصی برای همان استعدادها باشد.
این الگو در ورزش جهان نیز شناختهشده است. بسیاری از سیستمهای موفق قهرمانپروری، به جای انتظار برای ظهور اتفاقی یک ورزشکار، مسیر استعداد را از سنین پایین رصد میکنند و میان مدرسه، باشگاه، مربی محلی، فدراسیون و مراکز حرفهای ارتباط ایجاد میکنند. تفاوت اصلی «قهرمان اتفاقی» و «قهرمان محصول سیستم» نیز همین جاست؛ اولی با استعداد و تلاش فردی از موانع عبور میکند، دومی در مسیری قرار میگیرد که احتمال موفقیت را افزایش و احتمال حذف استعداد را کاهش میدهد.
برای همدان، ورزش میتواند معنایی فراتر از مدال داشته باشد. شهرستانهایی که با مهاجرت جوانان، محدودیت فرصتهای تفریحی و چالش نشاط اجتماعی مواجهاند، میتوانند از ورزش بهعنوان بخشی از سیاست نگهداشت سرمایه انسانی استفاده کنند. باشگاه فعال، مربی معتبر و امکان پیشرفت حرفهای میتواند برای نوجوانی که در یک شهر کوچک زندگی میکند، احساس وجود مسیر آینده ایجاد کند؛ همان چیزی که نبود آن گاهی جوان را به مهاجرت به مرکز استان یا شهرهای بزرگتر سوق میدهد.
ورزش قهرمانی همچنین میتواند هویت محلی بسازد. وقتی نوجوان کبودرآهنگی ورزشکاری از شهر خود را در تیم ملی میبیند، قهرمان دیگر چهرهای دوردست در تلویزیون نیست؛ به یک الگوی دستیافتنی تبدیل میشود. همین اثر الگویی میتواند تعداد بیشتری از کودکان را وارد باشگاه کند و چرخهای از مشارکت، استعدادیابی و قهرمانسازی ایجاد کند. اما شرط ماندگاری این چرخه آن است که پس از هر مدال، هیجان استقبال و تجلیل جای خود را به سرمایهگذاری منظم بدهد.
پنج تا ۱۰ سال آینده ورزش همدان را بیش از تعداد سکوهای امروز، کیفیت این سیستم تعیین خواهد کرد. اگر استان بتواند برای هر شهرستان نقشه استعداد ورزشی تدوین کند، مربیان پایه را حمایت کند، مدارس را به هیئتهای ورزشی متصل سازد، هزینه مسیر قهرمانی خانوادههای کمبرخوردار را کاهش دهد و عملکرد زیرساختها را با تعداد ورزشکار و خروجی قهرمانی ارزیابی کند، موفقیتهایی مانند مدال یک نوجوان کبودرآهنگی دیگر استثنا نخواهند بود.
مدال ابوالفضل سلیمانی از این منظر پایان یک مسابقه نیست؛ آغاز یک سؤال برای مدیریت ورزش استان است. شاید در روستاها و شهرهای همدان دهها نوجوان دیگر نیز استعداد ایستادن روی سکوهای آسیا و جهان را داشته باشند، اما ارزش واقعی سیاست ورزشی زمانی مشخص میشود که موفقیت آنان به شانس محل تولد، توان مالی خانواده یا برخورد اتفاقی با یک مربی دلسوز وابسته نباشد. آینده ورزش همدان زمانی ساخته میشود که برای پیدا کردن قهرمان، منتظر ظاهر شدن او نماند.
خبرنگار: نازنین مولائیمنظر
انتهای پیام./
نظر شما