به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، تحولات چند روز اخیر در یمن نشان میدهد که موازنه میدانی در سواحل غربی این کشور با سرعت قابل توجهی به سود انصارالله تغییر کرده و به عبارت دیگر، عربستان با چالشی جدی روبرو شده است. پس از آنکه نیروهای انصارالله در یک عملیات سریع توانستند شهر بندری المخا را از نیروهای دولت مورد حمایت عربستان خارج کرده و سپس با پیشروی به سمت منطقه ذباب و سواحل نزدیک به بابالمندب، حضور خود را در یکی از حساسترین مناطق جغرافیایی یمن تثبیت کردند. در ادامه این عملیات، جزیره میون نیز به کنترل انصارالله درآمد و نیروهای دولتی از این منطقه عقبنشینی کردند. بخش مهمی از این مناطق طی سالهای گذشته در اختیار نیروهای همسو با ریاض قرار داشت و اکنون این ساختار دفاعی در فاصله کوتاهی فروپاشیده که یک چالش راهبردی برای عربستان محسوب میشود.
بیشتر بخوانید:
سواحل غربی یمن چطور به دست مجاهدان افتاد؟ / ناوهای آمریکایی در گذشته قدرت انصارالله را دیده بودند!
پیشروی انصارالله در این منطقه فقط یک دستاورد زمینی نیست و موقعیت آن را در معادلات دریای سرخ به شکل محسوسی تقویت کرده است. شهر المخا در نزدیکی بابالمندب قرار دارد و منطقه ذباب نیز مستقیما به این آبراه راهبردی مشرف است. تصرف میون که در میانه تنگه بابالمندب قرار گرفته، این وضعیت را تکمیل کرده و به انصارالله امکان بیشتری برای اعمال فشار بر رفتوآمد دریایی در این منطقه داده است. گزارشهای اخیر حتی از پیشروی نیروهای انصارالله به سمت جزایر حنیش خبر میدهند و به این ترتیب، ساحل غربی یمن بیش از هر زمان دیگری به یک اهرم مهم در دست این گروه تبدیل شده است.
بنبست راهبردی عربستان برای صادرات نفت
این تحول برای عربستان در شرایطی اتفاق افتاده که ریاض همزمان با افزایش فشار بر زیرساختهای انرژی خود روبهرو است. آسوشیتدپرس گزارش داده است که خط لوله راهبردی شرق-غرب عربستان پس از حمله پهپادی برای چندین هفته عمدتا غیرفعال خواهد ماند. این خط لوله اهمیت ویژهای برای ریاض دارد، زیرا امکان انتقال نفت از مناطق شرقی عربستان به سواحل دریای سرخ را فراهم میکند و در شرایطی که مسیرهای عبوری از تنگه هرمز با محدودیت مواجه شدهاند، اهمیت آن برای صادرات نفت عربستان بیشتر شده است. همزمانی آسیب دیدن این خط لوله با تحولات بابالمندب، فشار مضاعفی بر مسیرهای انرژی عربستان وارد کرده است.
به این ترتیب، عربستان اکنون با وضعیتی مواجه است که در آن دو مسیر مهم انتقال انرژی و تجارت دریایی در اطراف این کشور با ناامنی روبهرو شدهاند. از یک سو تنگه هرمز تحت تاثیر جنگ و تنشهای منطقهای قرار گرفته و از سوی دیگر انصارالله در سواحل دریای سرخ و اطراف بابالمندب جای پای خود را تقویت کرده است. برای ریاض که بخش بزرگی از درآمدهای خود را از صادرات نفت به دست میآورد، تداوم چنین شرایطی میتواند هزینههای حملونقل، بیمه و صادرات را افزایش دهد و برنامههای این کشور برای حفظ جریان پایدار صادرات انرژی را با دشواری بیشتری مواجه کند. اهمیت بابالمندب نیز تنها به عربستان محدود نیست و اختلال در این مسیر میتواند تجارت میان آسیا و اروپا و فعالیت کانال سوئز را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
تلاش ریاض برای دریافت کمکهای اطلاعاتی از رژیم صهیونیستی
در چنین شرایطی، گزارشهایی درباره تلاش ریاض برای دریافت کمک اطلاعاتی از رژیم صهیونیستی منتشر شده است. وبسایت اسرائیلی «واللا» از مذاکرات میان عربستان سعودی و اسرائیل با میانجیگری سنتکام خبر داده و مدعی شده است که هدف این گفتوگوها تقویت توان عربستان برای مقابله با تهدیدات یمن و استفاده از اطلاعات اطلاعاتی و شناسایی اسرائیل بوده است. انتشار چنین گزارشهایی نشان میدهد که نگرانی ریاض از گسترش توان انصارالله تا چه اندازه جدی شده است. عربستان که سالها با اتکا به برتری تسلیحاتی و حمایت قدرتهای خارجی تلاش کرده بود معادله یمن را مدیریت کند، اکنون بار دیگر برای مقابله با تهدیدات یمنی به همکاری امنیتی و اطلاعاتی خارجی نیاز پیدا کرده است.
تجربه یک سال و نیم گذشته نیز برای درک شرایط کنونی اهمیت زیادی دارد. هنگامی که انصارالله در واکنش به جنگ غزه حملات خود علیه کشتیهای مرتبط با اسرائیل را در دریای سرخ آغاز کرد، آمریکا و انگلیس با تشکیل ائتلاف دریایی و انجام حملات نظامی تلاش کردند این گروه را وادار به عقبنشینی کنند. عملیات نظامی غرب نتوانست تهدید انصارالله علیه کشتیرانی را به طور پایدار از بین ببرد و بسیاری از شرکتهای بزرگ کشتیرانی برای ماهها مسیر دماغه امید نیک را به جای دریای سرخ انتخاب کردند. در واقع، تجربه آن دوره نشان داد که فاصله جغرافیایی و توان نظامی بالاتر لزوماً به معنای توانایی کنترل تحولات دریای سرخ نیست.
توان موشکی و پهپادی بالا، تجربه کافی و موقعیت راهبردی؛ اهرمهای انصارالله در برابر دشمنان
امروز انصارالله نسبت به آن مقطع موقعیت متفاوتی دارد. این گروه در سواحل غربی یمن پیشروی کرده، المخا و ذباب را در اختیار گرفته و با تسلط بر میون به نقطهای نزدیکتر به قلب بابالمندب رسیده است. توان موشکی و پهپادی انصارالله نیز همچنان یکی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی آن محسوب میشود و همزمان تجربه سالهای جنگ باعث شده است این گروه با ساختار نظامی و عملیاتی پیچیدهتری وارد مرحله جدید درگیری شود. به همین دلیل، ریاض اگر بخواهد با یک عملیات نظامی گسترده شرایط را به وضعیت گذشته بازگرداند، با طرفی مواجه خواهد بود که هم تجربه جنگ طولانی دارد و هم اکنون از موقعیت جغرافیایی بسیار بهتری در ساحل دریای سرخ برخوردار است.
از سوی دیگر، سرعت فروپاشی خطوط دفاعی نیروهای مورد حمایت عربستان در ساحل غربی یمن، پرسشهای جدی درباره توانایی ریاض برای حفظ نیروهای همسو با خود در این منطقه ایجاد کرده است. مزدوران عربستان پس از سقوط المخا و پیشروی انصارالله در منطقه ذباب عقبنشینی کردند و فرماندهان آنان این عقبنشینی را فرصتی برای سازماندهی مجدد نیروها توصیف کردهاند. با این حال، از دست رفتن مناطق ساحلی و جزایر راهبردی به این معناست که عربستان برای بازگرداندن شرایط سابق به چیزی فراتر از حمایت مالی و تسلیحاتی از نیروهای یمنی نیاز خواهد داشت.
فشار نظامی تاثیری بر عزم یمنیها ندارد
تحولات اخیر در مجموع نشان میدهد که پرونده یمن بار دیگر در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین چالشهای امنیتی عربستان است. انصارالله اکنون از یک سو فشار را بر خاک و زیرساختهای عربستان افزایش داده و از سوی دیگر در حال تثبیت موقعیت خود در امتداد ساحل دریای سرخ و نزدیک بابالمندب است. تجربه ائتلاف دریایی آمریکا و انگلیس نیز نشان داد که فشار نظامی خارجی به تنهایی نتوانسته است این گروه را از ظرفیت اعمال فشار در آبهای منطقه محروم کند. در چنین شرایطی، تکیه بیشتر ریاض بر حمایت اطلاعاتی اسرائیل یا کمک نظامی آمریکا لزوما به معنای تغییر موازنه در میدان نخواهد بود و عربستان برای جلوگیری از تبدیل شدن یمن به یک جنگ فرسایشی تازه، ناچار است توان واقعی و اهرمهای جدید انصارالله را در محاسبات خود لحاظ کند.
انتهای پیام/
نظر شما