به گزارش خبرنگار بینالملل ایسکانیوز، اعلام بازگشت سعد حریری به صحنه سیاست لبنان، آن هم در شرایطی که این کشور با یکی از پیچیدهترین دورههای امنیتی و سیاسی خود روبهروست، بار دیگر معادلات داخلی بیروت را تحتتاثیر قرار داده است. نخستوزیر پیشین لبنان علاوه بر اعلام آمادگی برای ازسرگیری فعالیت سیاسی، از تداوم گفتوگو با حزبالله سخن گفته و حملات اخیر رژیم صهیونیستی به خاک لبنان را «جنایت جنگی» توصیف کرده است. این امر نشان میدهد حتی بخشی از جریانهای سیاسی منتقد حزبالله نیز در برابر تجاوزات تلآویو، ناگزیر از همگرایی حداقلی در سطح ملی هستند.
بیشتر بخوانید:
آمادگی کامل محور مقاومت برای تهدید منافع آمریکا در منطقه
این تحولات در حالی رخ میدهد که حزبالله بنا بر مصالح داخلی و با هدف جلوگیری از گسترش تنش، در مقطع کنونی سکوتی حسابشده در پیش گرفته و بنا بر خواست دولت لبنان، مسئولیت رسمی تامین امنیت مرزها را به ارتش لبنان واگذار کرده است. با این حال، حملات رژیم صهیونیستی به مناطق مختلف لبنان، بهویژه جنوب این کشور ادامه دارد و ارتش لبنان نیز تاکنون اقدام عملی و بازدارندهای برای توقف این تجاوزات انجام نداده است. تداوم حملات رژیم صهیونیستی انتقادات گستردهای را در افکار عمومی لبنان برانگیخته و بار دیگر نقش بازدارندگی حزبالله را به کانون بحثهای داخلی بازگردانده است.
آمادگی حزب الله برای ورود به نبرد نهایی با اسرائیل
در سطح منطقهای نیز شرایط بهگونهای است که هرگونه تشدید تنش میان ایران و آمریکا میتواند جبهه لبنان را نیز فعال کند. در چنین سناریویی، این احتمال مطرح است که حزبالله در صورت ضرورت وارد درگیری مستقیم با اسرائیل شود و در این صورت چالشهای امنیتی کمسابقهای برای تلآویو ایجاد کند. افزون بر آن، اگر درگیری گستردهای شکل گیرد، سایر اضلاع محور مقاومت نیز که این نبرد احتمالی را «نبرد سرنوشتساز نهایی» تلقی میکنند، ممکن است وارد میدان شده و منافع اسرائیل و آمریکا را در نقاط مختلف منطقه هدف قرار دهند.
در این میان، حزبالله با وجود فشارهای داخلی و خارجی همچنان حاضر به پذیرش خلع سلاح نشده و تاکید دارد توان بازدارندگی خود را حفظ خواهد کرد. همه این موارد نشان میدهد احتمال فعال شدن دوباره ظرفیتهای راهبردی این گروه علیه اسرائیل وجود دارد. پایگاه مردمی غیرقابل انکار حزبالله نیز سرمایه اجتماعی مهمی برای این جریان محسوب میشود و همین سرمایه اجتماعی نگرانی بازیگران غربی را درباره نقش آینده آن در معادلات لبنان و منطقه همچنان پابرجا نگه داشته است.
فعال شدن مجدد مقاومت عراق برای تثبیت جایگاه خود در دولت
همزمان با تحولات داخلی لبنان، نشانههایی از قدرتگیری مجدد جریانهای مقاومت در عراق نیز به چشم میخورد و بر نگرانیهای غربیها افزوده است. پس از یک دوره فشار سیاسی و امنیتی بر گروههای نزدیک به محور مقاومت، اکنون تحرکات میدانی و سیاسی این جریانها بار دیگر پررنگتر شده و بازیگران غربی نسبت به تثبیت موقعیت آنان در ساختار قدرت بغداد ابراز نگرانی میکنند. فعال شدن دوباره ظرفیتهای میدانی و سازمانی این گروهها، بهویژه در چارچوب نیروهای بسیج مردمی، این پیام را به واشنگتن منتقل کرده که معادله عراق همچنان میتواند در بزنگاههای منطقهای علیه منافع آمریکا تغییر جهت دهد.
در همین چارچوب، نقش «چارچوب هماهنگی» بهعنوان ائتلافی متشکل از احزاب و جریانهای شیعی نزدیک به مقاومت، بیش از گذشته برجسته شده است. این ائتلاف که در مقاطع گذشته توانسته در تعیین نخستوزیر نقش کلیدی ایفا کند، اکنون نیز بهعنوان یکی از گزینههای اصلی در معادلات آتی نخستوزیری مطرح است و از مدتها پیش و با وجود مخالفت جدی و صریح آمریکا با نخست وزیری «نوری المالکی»، همچنان او را به عنوان گزینه اصلی و غیرقابل تغییر خود مطرح کرده است.
احتمال بازشدن چند جبهه درگیری با آمریکا در صورت حمله به ایران
تقویت جایگاه چارچوب هماهنگی به این معناست که بغداد ممکن است در سیاستهای منطقهای خود بیش از پیش به محور مقاومت نزدیک شود و این مسئله تلاش آمریکا برای مهار جلوگیری از تداوم روابط خوب ایران و عراق را در تضاد قرار داده است. از منظر امنیتی نیز، در صورت بروز درگیری گسترده میان ایران و آمریکا یا شعلهور شدن جبهه لبنان، احتمال فعال شدن گروههای مقاومت عراقی علیه منافع آمریکا در این کشور و حتی فراتر از آن، موضوعی است که در محافل غربی بهطور جدی مورد بحث قرار دارد.
تجربه حملات پهپادی و راکتی سالهای گذشته به پایگاههای آمریکایی در عراق نشان داده که این گروهها از ظرفیت عملیاتی قابلتوجهی برخوردارند و میتوانند هزینه حضور نظامی آمریکا را بهطور چشمگیری افزایش دهند. در مجموع، همزمانی بازگشت سعد حریری به صحنه سیاسی لبنان با تداوم سکوت تاکتیکی حزبالله و نیز قدرتگیری مجدد مقاومت در عراق، تصویری از منطقهای در آستانه تحولات مهم ترسیم میکند.
در چنین شرایطی، هرگونه درگیری احتمالی میان ایران و آمریکا یا تشدید تنش با اسرائیل، میتواند به فعال شدن چندین جبهه بهصورت همزمان بینجامد که نهتنها معادلات لبنان و عراق، بلکه موازنه قوا در کل منطقه را تحتتاثیر قرار خواهد داد و هزینههای راهبردی سنگینی برای آمریکا و متحدانش به همراه خواهد داشت.
انتهای پیام/
نظر شما